کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 18.232.53.231

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: tanha7478

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  54.36.150.95
  54.36.150.89
  54.36.150.84
  54.36.150.78
  54.36.150.73
  54.36.150.71
  54.36.150.65
  54.36.150.53
  54.36.150.48
  54.36.150.4
  54.36.150.38
  54.36.150.179
  54.36.150.174
  54.36.150.164
  54.36.150.154
  54.36.150.137
  54.36.150.111
  54.36.150.11
  54.36.149.86
  54.36.149.84
  54.36.149.81
  54.36.149.74
  54.36.149.63
  54.36.149.54
  54.36.149.104
  54.36.148.90
  54.36.148.62
  54.36.148.61
  54.36.148.60
  54.36.148.58
  54.36.148.26
  54.36.148.253
  54.36.148.250
  54.36.148.243
  54.36.148.24
  54.36.148.235
  54.36.148.230
  54.36.148.206
  54.36.148.201
  54.36.148.18
  54.36.148.140
  54.36.148.134
  54.36.148.131
  54.36.148.107
  5.219.183.248
  40.77.167.196
  40.77.167.143
  216.244.66.201
  188.159.251.179
  185.130.78.25
  185.130.78.22
  18.232.53.231
  157.55.39.7
  157.55.39.206
  157.55.39.120
  13.66.139.0

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  راهنمایی

s-m

سال تولد 67 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن راهنمایی

    


با سلام
من تازه عضو این سایت شدم.درواقع یکی رو می خواهم که بهم بگه راه درست چیه.
چند وقت قبل من توسط دوستم با یکی از فامیل هاش با هم اشنا شدیم تا بعد از اینکه همدیگرو شناختیم خانواده ها رو در جریان بذاریم .هر چند که خانواده اون همه خبر داشتن به جز باباش.همه چیز خوب بود تا اینکه اون گفت که از ادامه این رابطه می ترسه و به قول خودش نمیخاد منو بذاره سر کار.این مدت چند بار قهر و آشتی کردیم.راستی حدودا یک سال پیش مامانش فوت کرده و از اونجایی که پسر آخر هست فوق العاده به مامانش وابسته بوده و ضربه خیلی بدی خورده.دفه آخر که با هم صحبت کردیم گفت که توی این یک سال سیگار میکشه البته کسی خبر نداره.منم کلا روی این مورد خیلی حساس هستم.الان دوباره بعد از 2ماه ما آشتی کردیم.من می خواهم که بهش کمک کنم تا اوضاع روحیش خوب بشه اما اگه خودش نخواهد من نمیدونم باید چکار کنم.هم دوستش دارم و هم خیلی نگرانش هستم.تورو خدا راهنماییم کنید.

 

نویسنده:s-m، ارسال شده در يكشنبه 20 مرداد 1392 ساعت 01:32 بعد از ظهر، 3385 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



samira805 در 6 سال و 11 روز و 21 ساعت و 32 دقیقه پیش گفته

فکر نمی کنید دارید خودتونو به زور به زندگیش می چسبونید؟ شما برای بودن باهاش بهونه می خواهید و با کمک بهش دارید خودتونو توجیه می کنید. در واقع ادامه رابطه شما و بعدا ازدواجتون هیچ تضمینی نداره. بهتره اگه می خواهید باهاش باشید برای شناخت همراهش بشید نه برای دلسوزی براش

مرجانه در 6 سال و 11 روز و 13 ساعت و 28 دقیقه پیش گفته

این که می خوای کمکش کنی خیلی خوبه، اما من درست متوجه نشدم منظورش از سرکار گذاشتن چی بوده؟

ببین دوست خوبم، شما قبل از این که بخوای به کسی کمک کنی باید به فکر رابطه ات باشی

دوستانه بگم وقت تو صرف کسی کن که تو رو بخواد اگه اینطوره و علاقه شما دو طرفه است

که خوبه و حتما بهش کمک کن.

arezoo در 6 سال و 11 روز و 5 ساعت پیش گفته

سلام

ایشون گفتن از ادامه ی این رابطه میترسم :کسی که به خودش اعتماد نداره میترسه شما چطوری بهش اعتماد میکنی

خودشم معلوم نیس شما رو سرکار گذاشته یا دوستت داره



شما هم یا همون اول باید کمکش میکردی و قهر نمیکردین یا الانم با حس ترحم برنمیگشتی طرفش

شما که میگی خانواده اون خبر داشتن پس بهتره به یکی از اعضای خانوادشون بگین تا اونا کمکش کنن البته اگه خودش بخواد

اون تکلیفش با خودش مشخص نیس ،شما هم هیچ نسبتی باهاش ندارین جز یه دوستی که خانوادتون خبر ندارن در اینصورت نمیدونم چطور میشه به کسی کمک کرد

hasti در 6 سال و 6 روز و 12 ساعت و 47 دقیقه پیش گفته

سلام.

ببین دوستم این آقا حرف آخرشو همین الان بهت زده. یعنی الان شما سرکاری.

شما هم بیشتر از این خودتو درگیر این رابطه بی اساس نکن.

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي