کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.234.190.237

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: sahari

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  68.180.230.232
  54.36.149.94
  54.36.149.87
  54.36.149.82
  54.36.149.73
  54.36.149.72
  54.36.149.66
  54.36.149.61
  54.36.149.6
  54.36.149.27
  54.36.149.24
  54.36.149.16
  54.36.149.12
  54.36.149.107
  54.36.148.84
  54.36.148.75
  54.36.148.72
  54.36.148.65
  54.36.148.58
  54.36.148.47
  54.36.148.43
  54.36.148.32
  54.36.148.27
  54.36.148.26
  54.36.148.255
  54.36.148.252
  54.36.148.251
  54.36.148.242
  54.36.148.234
  54.36.148.21
  54.36.148.205
  54.36.148.189
  54.36.148.186
  54.36.148.176
  54.36.148.170
  54.36.148.17
  54.36.148.166
  54.36.148.156
  54.36.148.146
  54.36.148.144
  54.36.148.136
  54.36.148.128
  54.36.148.127
  54.36.148.118
  54.36.148.11
  54.234.190.237
  51.255.71.123
  51.255.71.115
  5.221.62.174
  217.69.133.14
  216.244.66.244
  216.244.66.202
  207.46.13.57
  195.146.37.19
  164.132.161.50
  157.55.39.43
  157.55.39.190
  157.55.39.177
  138.68.73.215

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  شما جای من بودین چی میکردین؟؟

الینا

سال تولد 1371 /////جنسیت مونث ////وضعیت تاهل در دوره شناخت /////////عنوان متن شما جای من بودین چی میکردین؟؟

            


سلام دوستان.من مدت 1.5 ساله با یکی از هم دانشکده ایام دوستم 1سال میشد که اصلا باهم رابطه خوبی نداشتیم یعنی هی کات میکردیم بعد دوباره دوست میشدیم تا اینکه بالاخره دلایلش مشخص شد که اون قبل من با یک دختری که از خودش دو سال بزرگتر بوه دوست بوده و خیلی دوسش داشته و میخواسته باهاش ازدواج کنه اما دختره بهش خیانت میکنه و به عبارتی این خیلی داغون میشه و هر از چند گاهی دختره برمیگشته تا زمستون که رابطشون قطع میشه.با اون رابطه جنسی هم داشته البته اصلا پسر بدی نیست یا اینکه فقط دنبال این مسایل و ... باشه.باید بگمم که این اولین رابطه منه.حالا 6 ماه گذشته که رابطمون خیلی خیلی خوب شده راستش قبلا حرفی از ازدواج نبود بخاطر اون مشاجرات اما حالا که رابطمون عمق پیدا کرده حرفش داره زده میشه.اما من با وجود اینکه خیلی دوسش دارم و بخاطرش خیلی سختی و ناراحتی رو تحمل کردم و ازدواج رو میخواستم حالا که به اون مرحله رسیده خیلی میترسم!ما هم شهری نیستیم و بعد ازدواج من باید به شهر اون برم.هیچوقت حتی کلامی از رابطه قبلیش حرف نمیزنه بعد از اینکه یبار 8ماه پیش از رابطش برام درد دل کرد فقط همون یبار بود.اینا رو هم من تو این 1.5 سال فهمیدم.اخلاقش واقعا خوبه رابطه خوبی هم باهم داریم اما فکر اون قضیه مجهول عشق نافرجام قبلیش و اینکه تو اون شهر ممکنه خبلی وقتا حتی اتفاقی ببینتش آزارم میده.هیچی ازش برام نمیگه.هیچی.انگار ته قلب خودشه.یه دوست داشتن همراه با نفرت.شما بگید من چی کنم؟؟بخدا این مدت من یه شب با فکر آروم نخوابیدم....

 

نویسنده:الینا، ارسال شده در جمعه 14 مهر 1391 ساعت 01:53 قبل ‏از ظهر، 2456 بار مشاهده شده، 11 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



پ در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 26 دقیقه پیش گفته

سلام خواهر گرامی

به نظر من می بایستی بیشتر دقت کنید و حواستون رو شش دانگ جمع کنید تا مبادا از روی احساس تصمیم گیری کنید.حرف یکی دو روز نیست واقعا.اگر  به نظرم به این مرحله رسیدین کم کم خانوادتون رو با خبر کنین و با نظارت اونا پیش برین.منطق رو بر روابطتون حکم فرما کنید.

موفق و پیروز باشید.

دیدگاه در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 15 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

سلام و عرض ادب

همونطوری که خودتون میدونید، نفس حاکم بر این دوستی ها عشق ورزیدن است. درصورتی که برای گزینش و تصمیم گیری در مورد ازدواج با فردی خاص، جز تعقل کردن؛ و تکیه بر عقل؛ خطاست. اول باید فکر کرد و جدای از محبت و دوست داشتن و مانند یک فرد بیگانه به بررسی و تحقیق و مشورت بپردازید. دوستی های قبل از اتخاذ همسر و تصمیم گیری در مورد ازدواج، به قول معروف آدم رو کر و کور میکنه و اجازه نمیده تا یک تصمیم صحیح و بدون خطا گرفت، و بدون تردید این نوع ازدواجها و انتخاب همسر موجب بروز مشکلات و گرفتاری میشه، زندگی رو تلخ، اینده را تیره و تار میکنه.

اگر فکر ازدواج با كسى در سر مى‏پرورانی ، قبل از ابراز علاقه، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد و نیز در همین راستا میتونی از مشاورین و کارشناسان مشورت کنید

دیدگاه در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

حالا تعدادی سوال میپرسم:چه قدر جناب آقا رو میشناسی؟تا الان در موردش تحقیق کردی؟ از خانواده و فکوفامیل و دوستانش اطلاعات کافی داری؟انگیز واقعی او از این ارتباطات واقعا چیه؟آیا این فاصله ای دوری که عرض کردید، قابل حل هست؟آیا میتونید دور از خانواده زندگی کنید؟ آیا میدونستی فاصله های دور هم دچار بروز مشکلاتی میشه؟ آیا فکر نمیکنی جز انچه میگوید (مثلا: استفاده از تجربه های شما، حل مشکلاتم، دوری از گناه و ..) انگیزه ای دیگه ای در سر نداره؟ آیا در این سن 20 سالگی توانای اداره زندگی رو داری؟ آیا خودتو میشناسی؟ معیارهاتو میدونی؟آیا میدونی کار دل دوست داشتنه؟ آیا فکر نمیکنید اینها عشقهای زودگذر نوجوانی و جوانیست؟با کمی درنگ، تامل و پاسخ به این سوالات متوجه مسئله خواهی شد و همچنین ملتفت خواهی شد باید چه تصمیمی بگیرید؛ و همچنین چگونه عمل کنید! روابط گذشته ی جناب آقا رو فعلا بگذارید کنار،روی این موضوع تمرکز داشته باشید. موفق باشید.

nazanin در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

bebin elian joon hame ashegh mishan too zendegishoon,harchi boode tamoom shode rafte,chera be gozashtash fk mikoni?chi doros mishe?mohem az alan be badeshe na gozashte,shak bedet nandaz chon injoori khodeto aziat mikoni

hichkas در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

kari kollan be in topic nadaram vali vaghean vaghti yade chand sal pish mioftam khandam migire ke be che chizai fekr mikardam o too che tavahomati boodam mese ezdevaj too sene 16 salegi vaghti ke vase avalin ba ye dokhtar doos shodam fek mikardam dg in avalin o akharin fereshteye rooye zamine.he vaghean ke khande dare

khanoome elina kheyli zoode ke be in mozooa hatta bekhay fekresho koni

bikhial toam mese man 6sal bad miai be in topiket ghash ghash mikhandi

faghat  ye nasihat: Zendegi Kon o Lezat Bebar Ke Donya 2 Rooze

karshenas در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

با سلام

در مورد مشکل این کاربر ،

ازدواج فرآیندی نیست که خودتان ببرید و بدوزید و حتی درمورد چند سال بعد از آن هم تصمیم گیری کنید خصوصا در شرایط سنی قرار ندارید که معیارها و ملاکهای شما ثابت شده باشد دید شما نسبت به ازدواج بسیار بسته است این در حالیست که ازدواج مهمترین و بزرگترین اتفاق در زندگی هر انسان بعد از تولد است  چرا که وارد مهمترین مرحله زندگی خود میشود و هر چه قبل از آن آموخته است را باید بکار بگیرد برای سعادت و خوشبختی آموخته های شما برای ورود به این مرحله کافی نیست و این از متن شما مشخص است توصیه میشود منطقی به مسائل زندگی نگاه کنید نه احساسی 

الینا در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 13 دقیقه پیش گفته

سلام وقعا ازتون ممنون که وقت میگذارید و جواب میدید.

ببینید من الآن اصلا قصد ازدواج ندارم اگرم ازدواجی درکار باشه 4-5سال دیگس.شروع رابطه ما به این هدف بود که اگرمناسب هم بودیم بعداز لیسانس نامزد کنیم وبعدش ازدواج.کاری که خیلیامیکنن.اما بعد ازگذشت یه مدت گفت اشتباه کردم به توقول ازدواج دادم من خیلی بچم برا ازدواج.سرهمین چندبار کات کردیم چون من اهل دوستی اینجوری نیستم بعدیه هفته اون برمیگشت ومیگفت من نهایت یک هفته بتونم از تودور باشم.قضیه رابطه قبلشم همزمان بااون وقتاس که بعداگفت با اون ازدواجی بودن.حالاهمه ی اون مسائل واعصاب خوردیاکه منجر به مشروط شدنه منه دانشجوی ممتاز بوده گذشته.

الینا در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 10 ساعت پیش گفته

درتمام اون مدت من جدی شدن رابطمون رومیخواستم وتعهد ازطرف ایشون اماحالا که چند ماهه 80%به اونچه که میخواستم رسیدم خودم به شک افتادم که آیاواقعا مناسب من هست یا نه!یه پارامترایی هست که من اصلادوست ندارم مثلا باوجود اینکه اهل نماز و روزه و.. هست اما اونقدر که من میخوام غیرت وتعصب نداره(کلا خانودگی).یا اونقدر که من میخوام دست و دل باز نیست یا اصلابحث رابطه قبلیش که نمیدونم بعداهم مثل الآن میتونم باهاش کنار بیام راحت یا نه!وچندین مورددیگه به خودم میگم شایذ این اختلافاطبیعی باشه چون اخلاقای خوب دیگه هم داره که منوتا الآن نگه داشته.اما ازاینا هم بگذریم این موضوع هیست که من توشهر خودمم وتا الآن که 1.5ساله باهمیم اگر بخوایم تا آخر لیسانس هم باهم باشیم و بعدجداشیم من میمونم و اسم ایشون وعذاب وجدان که 3سال با یه نفر بیخودی رابطه داشتم.

الینا در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

به من میگه بیشتراخلاقاتو واقعادوس دارم وقلب خیلی بخشنده ومهربونی داری ومن نهایتا بتونم یکی دوهفته ازت دورباشم وسرهمین آخرش میدونم تورومیگیرم.ولی اگه واقعا اینطوره پس چرا هنوزمردده؟!!اینم بایدبگم رابطمون ازنظر مسائل جنسی محدوده چون من یه سری تعهدات اخالقی دارم ولی جزاین واقعاباهم خوبیم.حالامن به خودم میگم تاکی اینجوره تاوقتی لیسانسش تموم شه؟!!حالا ترس من ازنافرجام بودنش بعد 3-4سال واحتمال خراب شدن ارشدم ویااصلا مناسب بودنش واسم(از نظر تحصیلات وشرایط خانوادگی وپارامترهای ظاهری هم سطحیم) یطرف زیاددوست داشتنش وحس خوبی که کنارش دارم واینکه خیلیا الآن مارو میدونن یطرف دیگه!درمورد رابطه قبلیشم پرسیدم گفت دیگه اونوفراموش کردم.امیدوارم تونسته باشم سردرگمیمو برسونم.بابت پرحرفی واقعامعذرت میخوام.بازم ممنون.

alale_00 در 5 سال و 2 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 17 دقیقه پیش گفته

اینکه بگه یروز میگیرمت یعنی چی؟ یعنی بمون فعلا، بعدا یه تصمیمی میگیریم؟

اون تکلیفش مشخص نیستش!

neda در 5 سال و 2 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

این اقا نمیتونه از شما دور باشه چون نمیخواد تنها باشه، وگرنه به ازدواج فکر نمی کنه

خودتون گفتید که گفته اشتباه کردم بهت قول ازدواج دادم، ولی وقتی دیده تنها شده دوباره برگشته

اگه میخواید واقعا مطمئن بشید، بهش بگید باید خانواده ها در جریان باشن و بیان خونتون. اگر دیدی بهونه میاره مطمئن باش که بهونس. ارتباطو قطع کنید اگه واقعا شمارو بخواد، خانواده رو در جریان میذاره

ضمنا اینم یادتون باشه، اینکه فقط خانواده ایشون بدونن کافی نیست، باید رسما بیان خونتون اگه نیومد بعدا میزنه زیرش، خیلی راحت

مثل بقیه، ایشونم اولیش نیست

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي