کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.164.198.240

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: nastaranm

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  54.36.149.9
  54.36.149.89
  54.36.149.71
  54.36.149.62
  54.36.149.56
  54.36.149.38
  54.36.149.37
  54.36.149.27
  54.36.149.101
  54.36.149.1
  54.36.149.0
  54.36.148.98
  54.36.148.91
  54.36.148.82
  54.36.148.78
  54.36.148.71
  54.36.148.68
  54.36.148.60
  54.36.148.59
  54.36.148.57
  54.36.148.56
  54.36.148.54
  54.36.148.53
  54.36.148.51
  54.36.148.45
  54.36.148.41
  54.36.148.35
  54.36.148.31
  54.36.148.252
  54.36.148.251
  54.36.148.245
  54.36.148.241
  54.36.148.232
  54.36.148.231
  54.36.148.225
  54.36.148.218
  54.36.148.210
  54.36.148.209
  54.36.148.205
  54.36.148.20
  54.36.148.188
  54.36.148.186
  54.36.148.184
  54.36.148.183
  54.36.148.179
  54.36.148.172
  54.36.148.170
  54.36.148.164
  54.36.148.161
  54.36.148.147
  54.36.148.142
  54.36.148.141
  54.36.148.132
  54.36.148.121
  54.36.148.115
  54.36.148.108
  54.36.148.107
  54.164.198.240
  46.229.168.154
  46.229.168.153
  46.229.168.151
  46.229.168.149
  46.229.168.148
  46.229.168.147
  46.229.168.146
  46.229.168.144
  46.229.168.142
  46.229.168.140
  46.229.168.139
  46.229.168.137
  46.229.168.136
  46.229.168.135
  46.229.168.132
  46.229.168.131
  46.229.168.129
  40.77.167.68
  40.77.167.4
  40.77.167.21
  207.46.13.179
  207.46.13.113
  207.46.13.111
  185.130.78.23
  185.130.78.22

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  نمی دونم باید چیکارکنم؟

رسپینا

سال تولد 1370 /// ///جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن نمی دونم باید چیکارکنم؟

     


با سلام.نمیدونم از کجا شروع کنم.مشکل من برمی گرده به پدرم.پدرم برخلاف ظاهر امروزی خودش در مورد من خیلی سختگیره.اگه تو یه خونواده ی بسته زندگی میکردم مشکلی نداشتم.ولی اینکه پدرم خودش یه تیپ امروزی داره ودر حرفاش از آزادی میگه ولی در عمل و ودربرخورد با من کاملا برعکسه خیلی اذیتم میکنه.جالبه بدونید تفاوت سنیش با من بیستو یک ساله. باهیچ خونواده ای رابطه ی خونوادگی نداریم.اینم باید بگم که پدرم حتی با خونواده ی خودشم دچار مشکله چه برسه به خونواده ی مادرم ویا حتی غریبه ها!ویک ساله.من تو هیچ موردی آزادی عمل ندارم.حتی تو انتخاب مدل مو و ابرو و...مثلا اگه با یه خونواده ی جدید صمیمی بشیم آغاز مصیبت هاست.بهونه میاره این خونواده بی بند وبارن.تو ومامانت ازخودتون چیزی ندارید واز اونا تقلید میکنین.راحت بگم واسه هیچکس شخصیت قایل نمیشه.من بیست ودوسالمه ولی به اندازه ی یه بچه ی 5ساله ام حق انتخاب ندارم.من توحجاب واین چیزا تقریبا مراعات میکنم اما پدرم همش هی میگه روسریتو بکش جلو و...فکرکنم خیلی بد باشه که با این سن هی بهم تذکر بده.من عقایدم با پدرم متفاوته نباید عقایدشو به من تحمیل کنه که!حرف هیچکسیم قبول نداره.فقط باید تو صحبت تاییدش کنی.اگه حرفی برخلاف میلش بزنی میگه شما ها هیچی نمی فهمین.من دارم درست میگم!وشروع میکنه به داد وفریاد وتوهین.تازگیا میگه اگه من سرکارم وبیرون ازخونه دچار مشکل باشم کجا باید خودمو تخلیه کنم ؟وباهمین بهونه تو خونه با کوچیکترین موضوعی سر ما داد میزنه.وقتی ام من باگریه میرم تو اتاقم میگه کار شماها اشتباس.واین باعث سردی وفاصله میشه وجالب اینه که فقط من و مقصر تو ایجاد این فاصله میدونه.تورو خدا کمک کنید و یه راهی پیش رو بزارید. ...

 

نویسنده:رسپینا، ارسال شده در جمعه 5 آبان 1391 ساعت 06:22 بعد از ظهر، 2849 بار مشاهده شده، 7 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



محمد نظری در 6 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 42 دقیقه پیش گفته

بسم الله الرحمن الرحیم

با اجازه از دیدگاه محترم :

سلام خواهر  درسته که من یکسال از تو کوچکترم و تو خواهر بزرگترمی ولی باور کن توقع شنیدن  چنین حرفی رو از شیعه علی و فاطمه رو نداشتم

ولی به هر حال سوال کردی و منتظر جوابش هم هستی

چشم : 

[size=150]اولا
: پدر هر چقدر هم که بد باشه / باز پدره و احترامش هم تو همه ی شرایط حتی اگه حق با تو باشه : واجبه 

دوما : این رفتارای پدرت از نظر تو ناشایسته ست : چون طرز تفکر هیچ کس مثل دیگری نیست

اگه پدرت با اینکه تو 22 ساله هستی / بهت میگه حجابت رو رعایت کن به خاطر اینه که دوست داره / به خاطر اینه که دلش نمیاد دخترش رو که اینهمه زحمت کشیده تا به اینجا رسوندتش با یک تیر زهر آلود شیطان گمراه بشه / به خاطر اینه که از طرف خدا ماموریت داره که تورو اونجور که خدا خواسته پروش بده / به خاطر اینه که آرزو داره مثل حضرت فاطمه عمل کنی تا هم در این دنیا و هم آخرت بین تمام  پدران دیگه سرش رو با افتخار بالا بگیره و بگه این دختر منه / این بنده ی شایسته ی خداست / این تمام سرمایه ی منه

حتی اگه این اهداف هم نداشته باشه { که قسم میخورم غیر از این نیست} باز تا زمانی که زنده ست هم حق دستور به فزندانش رو داره و هم امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ی شخصی خودش میدونه : چی از این بهتر ؟ جانشین خدا روی زمینه[/size]

محمد نظری در 6 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

سوما : اگه واقعا حق باتو باشه { که امکان نداره اینجور باشه چون هیچ پدری حتی اگه ظالم ترین انسان هم باشه / هیچ وقت بدی فرزندش رو که از خون خودش پرورشش داده و با زحمت بزرگش کرده نمیخواد : تنها راهی که برای آرامی روح و روانت وجود داره اینه که به خدا پناه ببری { با نماز خوندن با قرآن خوندن با استغفار کردن با حرف زدن با خدا و حضرت فاطمه با ادامه دادن راه حضرت فاطمه 

اگه از ته دل با حضرت فاطمه حرف بزنی درد دل کنی و تا اونجایی که میتونی راهش رو ادامه بدی

من ضمانت میکنم که حضرت فاطمه از طرف خدا  هم میشه پدرت هم مادرت هم خواهرت و هم برادرت { اونوقته که تو صاحب بهترین خوانواده ی دنیا میشی }

برات دعا میکنم 

از خدا میخوام که کاری کنه تا به حرفام توجه کنی و انجام بدی تا انشاالله هم خدا ازت راضی باشه هم خودت به تک تک آرزوهای دست نیافتنیت برسی  

به الله میسپارمت .

پ در 6 سال و 1 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

سلام

البته رسپینا خانوم،ببخشید ولی فکر میکنم یه مقدار بی انصافانه در مورد پدرتون قضاوت میکنین.بایستی بگم من هم   تا 6حدود سال پیش که هم سن شما بودم،با وجود اینکه پسر هستم،چنین مسایلی رو با پدرم داشتم،من هم اون موقع مثل شما فکر میکردم،و پدرم رو یه آدم قدیمی میدونستم و معمولا نظرات و حرفاش رو قبول نداشتم.چند سال که گذشت خیلی از مسایل رو که پدرم گوشزد میکرد و  میخواست، خودم  واقعا درک کردم و در محیط بیرون دیدم.تازه اون موقع بود که به خیلی از حرفهای پدرم رسیدم که واقعا حق داشته.باور کنید قصد نصیحت ندارم ،ولی یک سوال ازتون می پرسم.چرا  پدرتون به دخترش گیر میده؟چون از وجودشی.یه فکر اینکه خدای نکرده کوچکترین اتفاقی واستون بیوفته وحشت زدش میکنه.چون از صمیم قلب دوستتون داره(شک نکنید).آیا بهشون حق نمیدین که خسته از سر کار اومدن ،و یکی از مهمترین دلایل بدخلقی شون  میتونه همین باشه؟و سئوالهای زیادی که خودتون پیدا کنید و بهشون جواب بدید.من پیشنهاد میکنم یه مدت به همین منوال سپری کنید و به حرف و خواسته ی پدرتون به عنوان بزرگ خانواده و از همه مهمتر به عنوان فردی که غرور مردانه داره، عمل کنید،خیالتون راحت که ضرر نمیکنید و همه چیز حل میشه انشاله.پدرتون ضرر شما رو نمیخواد.یه کم هم بخاطر مسایل این دوره زمونه بهشون حق بدید.احساسی فکر  نکنید رسپینا خانوم.

میتونید به یک مشاور هم جهت حل شدن کامل موضوع مراجعه کنید.

پیروز باشید

دیدگاه در 6 سال و 1 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

سلام و عرض ادب

می بایست در مورد مشکلات و مسائل بدون پرده و بدون رودربایستی صحبت کنید، منتها اگر به گفته ها و توصیه های کارشناسان، مشاوران و دیگران جامه عمل نپوشاند، روش برخورد و رفتار با او واضحه.سروکله زدن با اینگونه افراد محصولی نداره. این وضعیت و موقعیت شمارو تاحدودی درک میکنم منتها باید او را بپذیرید، قرار نیست به همه ی حرفهای پدر جوابیه صادر کنید، بی توجه باشید،پاسخ فقط سکوت باشد، با او بحث نکنید،سعی کنید خودتون با اعضای خانواده، و دیگران، زندگی و فضای لذتبخش و فرح بخشی رو ایجاد کنید، با یکدیگر در ارتباط باشید،با صبر و پیشه و شکیبایی میتوانید این موانع دشوار رو از پیش رو بردارید، واقعیت امر اینست اگر همدیگرو طرد کنید، کمک نکنید، نپذیرید؛ ممکن است بعدها دچار بیماری و افسردگی شوید نه تنها شما، بلکه تمام اعضای خانواده و انوقت ترمیم این مشکل بسیار زمانبر و مشکل تر خواهد شد. موفق باشید

karshenas در 6 سال و 1 ماه و 18 روز و 13 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

سلام



در رابطه با پست این کاربر:

اول آنکه این نوع از اختلافات در اکثر خانواده ها وجود دارد البته برخی از پدر ها حرفهایشان را به مادر خانواده زده تا او به فرزند دختر منتقل کند و برخی مستقیما با فرزندشان در ایندسته ازم وارد صحبت میکنند ، آنچه که شما در آینده ( پس از ادزواج و تجربه مسئولیت مادری ) به آن خواهید رسید شاید همانچیزیست که پدر شما به آن رسیده باشد  ، یک پدر بعنوان سرپسرت خانواده به امنیت و اسایش خانواده اهمیت زیادی میدهد و احساس میکند زمانی امنیت و اسایش برقرار است که همه مسائل در کنترل وی باشد  زمانی که ایشان به حجاب شما یا به نوع آرایش شما به قول معروف گیر میدهند به این دلیل است که تصور میکنند این نوع ارایش باعث میشود آن کنترل را از دست داده در نتیجه امنیت شما بعنوان یک فرد از خانواده به خطر بیفتد و با توجه به جنسیتی که دارند خیلی از مسائل هستند که برای جنس مذکر اهمیت دارد اما از نظر دختران بی اهمیت است شاید از نظر شما فلان ارایش یا فلان پوشش مشکلی نداشته باشد اما این دید شما بعنوان یک دختر است در حالی که در اجتماع طیف وسیعی از دیدگاه های مختلف وجود دارد  شایسته است سعی در ایجاد ارتباط دوستانه با ایشان داشته باشید فراموش نکنید هیچ پدر و مادری جز اسایش و ارامش و امنیت  فرزند خود هدفی ندارد ایشان را کنار خود تصور کنید نه در مقابل خود ، البته برخی رفتارهای ایشان به استناد به حرفهای شما صحیح نیست و ایشان نیز باید در برخی از رفتارهای خود تجدید نظر داشته باشند

alale_00 در 6 سال و 1 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

بابای من هم همینطوره. باید بفکر خودت باشی. فردا که بخوای مادر بشی و بچه تربیت کنی چی میکنی؟ تو هنوز مثل یه بچه نمیتونی تصمیم بگیری! درسته پدرت سختگیره اما تو باید بفکر خودت و شخصیتت باشی.

این حرفو زدم چون پدر خودم هم دقیقا همینطوره و منو دختر لوس و ترسویی بار آورده. راه درست اینه ک تاوقتی تو خونشون هستیم به حرفشون گوش کنیم و از یک طرف هم نذاریم شخصیت اشتباهی پیدا کنیم. بعدا که از خونه ی پدرت بری میفهمی که این کاراش فقط یک اخلاق ساده ی مردونه بوده و خیلی دوستت داشته ولی نمیتونسته اون عادتاشو کنار بذاره

nazanin در 6 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 49 دقیقه پیش گفته

آقای محمد نظری لطفا انقد مطمئن نظرتونو نگین چون ممکنه اشتباه باشه

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي