کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.116.225

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: saye

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  95.80.164.20
  89.32.106.21
  54.36.149.96
  54.36.149.94
  54.36.149.9
  54.36.149.87
  54.36.149.85
  54.36.149.79
  54.36.149.72
  54.36.149.6
  54.36.149.38
  54.36.149.36
  54.36.149.27
  54.36.149.16
  54.36.149.102
  54.36.148.95
  54.36.148.88
  54.36.148.82
  54.36.148.80
  54.36.148.65
  54.36.148.52
  54.36.148.42
  54.36.148.35
  54.36.148.33
  54.36.148.26
  54.36.148.252
  54.36.148.245
  54.36.148.236
  54.36.148.223
  54.36.148.220
  54.36.148.215
  54.36.148.207
  54.36.148.200
  54.36.148.20
  54.36.148.197
  54.36.148.18
  54.36.148.176
  54.36.148.175
  54.36.148.170
  54.36.148.163
  54.36.148.160
  54.36.148.152
  54.36.148.147
  54.36.148.146
  54.36.148.140
  54.36.148.137
  54.36.148.136
  54.36.148.135
  54.36.148.126
  54.36.148.122
  54.36.148.117
  54.36.148.115
  54.36.148.112
  54.36.148.105
  54.36.148.100
  54.161.116.225
  5.121.44.111
  47.92.243.71
  40.77.167.166
  31.56.181.200
  216.244.66.201
  207.46.13.61
  207.46.13.103
  195.146.37.19
  185.25.32.9
  185.25.32.10
  185.213.154.163
  185.103.247.174
  185.10.71.202
  157.55.39.199
  157.55.39.147

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  دوران پس از جدایی

پیمان

سال تولد 1365 // ///جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن دوران پس از جدایی

 

  


سلام
من همون فردی هستم که قبلا پستی با عنوان"پسری در مورد جدایی در مرحله ی نامزدی"گذاشته بودم که بخاطر نظراتی که داده بودید بسیار ممنون و سپاسگذارم.بایستی بگم الان نزدیک 2 ماه هست که از نامزدم جدا شدم،اوایلش خیلی سخت بود برام،ولی کم کم عادت کردم ولی هنوز بعضی وقتها یاد خاطراتمون میفتم و گریم میگیره.یادتونه میگفتم نامزدم و پدرشون دلیل اینکه از من طلاق میخواستن بهانه گیری از نوع لباس پوشیدن من(من بخاطر دبیر بودنم معمولا رسمی پوش هستم)و اینکه میگفتم ما از لحاظ پوششو مسایل اسلامی راحت هستیم و ....؟راستش من خودم هم نمی تونستم باور کنم که دلایلشون واسه طلاق از من این باشه.در مراحل جدایی از هم بودیم که یه روز وکیلم با من تماس گرفتن و گفتن که قاضی میخواد خصوصی با شما و نامزدتون صحبت کنه.فرداش تنها رفتم دادگاه.واقعا منتظر بودم نامزدم دیگه پیش قاضی دلایل و ناگفتنی های اصلیش و کوتاهی های منو رو بگه و خودمم مشتاق بودم بدونم .وقتی قاضی دلایل دادخواست طلاق نامزدم رو جویا شدن،نامزدم سه دلیل آوردن که1)شوهرم روز ولنتاین واسه من کادو نخریدن(من روز ولنتاین نمیدونستم چه روزیه و فرداش کادو خریدم واسشون)2-شوهرم روز تولد به جای گل طبیعی،گل مصنوعی خریدن واسم3-پیش پسر خاله های مامانم راحتم و شوهرم بهم گیر میده که حجابت رو رعایت کن.
البته خدا بالا سرم شاهده که قاضی حق رو داد به من و از نامزدم خواستن که واسه طلاق عجله نکنن ولی نامزدم گفتن که نمی تونن من رو تحمل کنن.به محض اینکه از من طلاق گرفتن،تو در همسایه و خوابگاه دانشگاشون شیرینی پخش کردن(جشن طلاق) که از شر من راحت شدن.خیلی درد داشت واسم،ولی سکوت کردم و تو تنهاییام گریه کردم.باورم نمیشه که نامزدم این کارها رو کرده باشه.میخوام از خانوم ها بپرسم(واقعا سواله واسم)که دخترها دنبال چجور پسرایی هستند؟.منکه به نامزدم و خانوادشون قول شرف داده بودم که آنچه در توان دارم رو خواهم گذاشت که انشاله خوشبختش کنم.پس چرا از من راضی نبودن باز؟شاید خنده دار باشه ولی باور کنید احساس اینکه خانومم به من تکیه کنه و هزینه هاش رو و پول تو جیبیش رو من بدم(که این کارو هم میکردم )احساس غرور و مردانگی عجیبی بهم دست میداد و خیلی خیلی لذت می بردم از این کار.ولی غرور مردانم رو شکستن.اعتماد به نفسم رو از دست دادم.
ممنون که باز پای حرفهام نشستید

 

نویسنده:پیمان، ارسال شده در شنبه 11 آذر 1391 ساعت 06:23 بعد از ظهر، 5243 بار مشاهده شده، 24 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



پیمان در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 19 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

سلام

دوستان گرامی در متنی که نوشتم،منظور از جمله ی "...میگفتم ما از لحاظ پوشش و مسایل شرعی..."منظورم خانواده ی دختر بود و نه خانواده ی خودم که اشتباه تایپ کردم.

سعید در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 19 ساعت و 43 دقیقه پیش گفته

سلام



داداش اولا به جای گریه باید خوشحال باشی که همچین فردی از زندگیت رفته بیرون

ببین چقدر عقب افتاده بوده که ولنتیان یکی از بهانه های طلاقش بوده جدا که معلوم نیست اکثر این دخترا به جای عقل  مغزشون با چی پر شده  احتمالا با گل کلم



اگر دختری شوهرش وضعش خوب نبود و اون دختر کنار شوهرش بود ، اون دختر زن زندگیه

و اگر مردی پولدار بود و کنار زنش موند اون مرد ، مرد زندگیه



الباقی موارد حل شدنیست

leila در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 19 دقیقه پیش گفته

ببینید؟ بنظر من جدایی نشونه این نیست که شما چیزی کم داشی یا بد بودی

این کاملا طبیعیه که شما اینطور باشی الان.

شما فکن سرما میخوری باید دوره نقاهتت بگذره تا کاملا خوب بشی

بخودت فرصت بده که خوووب بشی.

الان هرجو باخودت رفتار کنی این مهمه . نه اینکه فکنی اونا چی فک میکنن . این اصلا مهم نیس اونا چیکار کردن. من قبلا هم بهتون گفتم اون خانوم مناسب شما نبوده وشما باید شکرگزار باشی

شما وقتی اونی که از هر لحاظ هم فکرو متناسب باخودت پیدا کنی میفهمی که هیچی کم نداری

به خودت مطمعن باش وقتی فکرت درستو سالمه و میخای زندگی خوبی بسازی.

شادوخوش خبر باشی

آتش خفته*closefire68* در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 40 دقیقه پیش گفته

سلام و سلام به دوست گرامي

شب بخير باش

اولا هر كسي اعتقاداتي داره

مشكل اينجاست كه اكثر مردم ايران"به خصوص جوونا" با اعقادات و تفكراتي سراغ زندگي ميرند كه بعد از عدم موفقيت در زندگي، ديگه به هيچ كسي توجه ندارند.منظورم اينه كه ديگه به راهنمايي كسي توجه نميكنند."در صورتي كه تمام مشكلاتي كه ما داريم از اين مسئله است كه به راهنمايي اعتقادي نداريم."

اولا سعي كن كه تجربه ابتداي زندگيت را هر چند ناموفق فراموش كني.

به هر حال از قديم گفتند: هر كسي لايق همراه و شريك زندگي انسان شدن نيست.

نكته بعد: شايد فرد ديگري لايق شما است، و شما با ايجاد مشكلاتي در زندگي بايد به اون برسيد.

نكته بعد: سعي نكن كه اعتقادات را به خاطر دوست داشتن كسي از دست بدي"به قول معروف: به خاطر دوستن داشتن كسي كر و كور بشي"

مهم اينه كه شما واقعا اون را از ته دل ميخواستي و نه به خاطر هواي نفس و ...



سعي كن زندگي را براي خدا بخواهي.به هر حال شما قشر فرهنگي هستي و در مورد ارتباط با خدا و چگونگي برطرف كردن تنهايي مطالب بيشتري ميدونيد...



به هر حال متن امضا را براتون ارسال  ميكنم

كه گوياي تمام حرفهاي بالاي من بود:::



آنچه دلم خواست نه آن ميشود

آنچه خدا خواست همان ميشود





اميدوارم روزي برسه كه از شاديهات و موفقيت در زندگيت برامون متن بنويسي

منتظر اون روز هستم

و دعا ميكنم برات

در پناه حق باشي

يا علي مدد

آتش خفته

sks در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

من اگه بودم عاشقت میشدم و مثل کنه میچسبیدم بهت

الینا در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 15 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

واقعا متاسفم که با همچین خانواده ای برخورد داشتید.آقا شک نکنید که ایشون مشکل روانی داشتن.شما اصلا اعتماد به نفستون رو از دست ندید و خوشحال باشید که از چنین آدمه روانی دور شدید.چطور میتونستید ایشون و تا آخر زندگیتون تحمل کنید؟؟؟خوشحال باشید و توی انتخاب بعدیتون بیشتر دقت کنید.

sarah در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 14 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

نگران نباشید، شما مشکلی نداشتید، تنها مشکل این بوده که بهم نمی خوردید

ایشون یه دنیای دیگه ای داشتن، شما یه دنیای دیگه

خیلی دخترا هستن که از خداشونه همسری مثل شما داشته باشن، آدمی که رسمی بپوشه، مردانگی داشته باشه، به رفتارهای همسرش جلوی مردای نامحرم اهمیت بده (البته در حد معقول) و ...

بگردید دنبال اونی که قدر این ویژگی ها و خوبی های شما رو بدونه، و از جنس خودتون باشه

دنبال مشکل در خودتون نباشید، مشکل در انتخاب شما بوده

بهتره معیارهایی که واسه همسرتون در نظر دارید رو یه بار دیگه بررسی کنید

انشالله تو انتخاب بعدی موفق باشید

فاطمه در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 5 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

سلام به برادر گرامی...واقعا که با خوندن متنتون نارحت و عصبانی شدم...ودر کار خدا حیرت زده که چه طور به یه سری آدما خوشبختی میده و لی لیاقت استفاده به نحو احسنت نمیده....میدونی چرا اینقدر عصبانی و ناراحت شدم...چون خودم مطلقه هستم...و مثل شما در دوره نامزدی جدا شدم...شما فقط دو ماه نامزد بودین ولی من سه سال نامزد بودم...ولی دلایل جداییم این دلایل مسخره و پیش افتاده و بچه گانه نبود...من خیلی سعی کردم که محبتی از من به دلش بیافته...و ازش هیچ انتظار و توقع مالی با اینکه داشت و دریغ میکرد نداشتم و فقط میخواستم یه سرپناه برام تهیه کنه تا من و اون درش به آرامش برسیم..ولی متاسفنه نخواست...و برای خلاصی از دست من تهمتی بهم زد و شکایت دادگاهی کرد...که هیچ امیدی به ادمه نذاشت...حالا نمیخوام با گذشته خودم سرت رو درد بیارم...فقط میخوام بگم...مثل من به خدا توکل کن...خدا شما رو خیلی دوس داش که زودتر شما راخلاص کرد...و تونستی تو این دوماه راحتر با این مسئله کنار بیای...ولی من چی بعد یازده ماه هنوز نتونستم ضربه روحی که بهم زد رو فراموش کنم....واقعا که خانواده بی آبرویی بودن که به خاطر طلاق شیرینی پخش کردن....اصلا ناراحت نباش خدا خیلی بزرگتر از اینه که فکرش رو بکنی...ولی شما هم بهتر بود مثل من چشماتون رو خوب باز میکردین...اینطور که معلومه از لحاظ فرهنگی باهم خیلی فرق داشتین...این مسئله در ازدواج خیلی مهمه...تفاوت فرهنگی و میزان اعتقاد....امیدوارم که در اقدامات بعدی این دو مسئله که مثل من زیاد توجهی بهش نشده بود ملاک قرار داده بشه...در پناه حق و التماس دعا

سمیرا در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 45 دقیقه پیش گفته

طرف شما بلوغ فکری نداشته و فقط خودخواهی داشته .من کم ندیدم پسرایی مثل شما که اصلا نمیدونستن چرا از شون طلاق میخان.شاید همه این حرفا بهونه باشه.

مه آسا در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 10 دقیقه پیش گفته

خیلی متاثر شدم از خووندن این متن، من برای نوشته قبلی تون هم نظر گذاشته بودم و تصور میکردم که اون خانوم بزودی به سمت شما بر میگرده! دوست خوبم، بهتره که به گذشته به چشم یک تجربه نگاه کنی. شماها برای هم متناسب نبودید. در مورد سوالی که پرسیدید از ما خانوما باید بگم من به عنوان یک خانم مجرد برای ازدواج ملاک هایی دارم که اصلی ترین اونها پاک بودن، صادق بودن و مستقل(فکری و مالی)، اصالت خانوادگی داشتن هستش. قطعا شما مرد ایده آلی هستی ولی برای خانم هایی که با شما تناسب اخلاقی و فکری داشته باشند. به خودتون فرصت شروعی دوباره بدید کم کم از فکرتون خارج اش کنید. یک مدت دیگه که بگذره خودتون به راحتی می تونید رفتار و خواسته هاشو تحلیل کنید با خانواده بیشتر معاشرت کنید و از مواردی که براتون خاطراتشو یادآوری میکنه حذر کنید. خداوند یار شما

aylar در 5 سال و 10 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 1 دقیقه پیش گفته

برادر محترم شما باید خدا را شاکر باشید که این آفت وبلای بزرگ رو از زندگیت دور کرده از شما بعید است که اعتماد به نفستون رو از دست داده اید !!!!!! ...یا علی بگویید و نماز شکر به جا آورید

به آینده امیدوار باشید  واز این به بعد با دقت  خیلی زیاد انتخاب درستی بکنید 

. امیدوارم موفق  وخوشبخت باشید

hichkas در 5 سال و 10 ماه و 20 روز و 8 ساعت پیش گفته

داداش من اگه بچه محلت بودم کل محل و شام میدادم همه رو میبردم سفر اروپا و . . (با هزینه خودشونا!!!)

تبریک میگم

من تو اون تاپیکت گفته بودم طلاق بگیر

ای ول خوشحال شدم

قصد بی احترامی به همسر سابقتون ندارم چون هرچی باشه میدونم ته قلبت خیلی میخوایش با هر بدی هم که داشت اما داداش شرمنده ولی باید اینو بگم اون خانوم لیاقتش یکی مث خودشه

قدر تورو ندونست

ولی به یه چیز ایمان داشته باش . اونم چیزی نیس جز قانون طبیعت!! شک نکن سزای این نامردیشونو در آینده بدجوری میبینن

خدا بهشون رحم کنه

اما تو بزرگوار باش و بش فک نکن

حتما حتما اگه موقعیتش بود ازدواج کن اما نه مث اون دفعه چش بسته و کور کورانه

از همین sks خودمون شروع کن کامنت گذاشته نوشته عاشقته :D ببین اگه کیس خوبیه نپره:D

خلاصه که 1 اشتباه رو 2بار تکرار نکن دوست من

بدرود

سارا در 5 سال و 10 ماه و 20 روز و 3 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

سلام

من فكر ميكنم شما هم جايي براش كم گذاشتين كه يهو اينطوري از چشم نامزدتون افتادين نميشه قضاوت كرد چون شما فقط سعي كردين طرف مقابلتونو ديو نشون بديد و خودتونو فرشته نجات. همونطور كه ميگن محبت دو طرفست پس دعوا و اختلافم دو طرفه ميشه.اين حرفايي كه نامزدتون گفتن همش بهونه است ببينيد تو اون روزا چيكار كردين كه دلشونو شكستين.

پیمان در 5 سال و 10 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 10 دقیقه پیش گفته

سلام سارا خانم

کاملا حرفتون منطقی و متین هستش.من هم منکر حرفتون نیستم،واقعا هم هیچوقت خودمو بی گناه کامل نمی دونستم،اگه به متنم دقت کرده باشین اونجا هم اشاره کردم که علاقه مند بودم،کوتاهی های خودمو از زبون خودشون بشنوم که اون سه دلیل رو آوردن.

باور کنید حتی خواهش و التماسشون کردم که بیان با هم دو تایی بریم پیش یک مشاور  و روانشناس تا حرفاشونو  اونجا بزنن و ازشون خواهش کردم  که به خانوادشون اطلاع ندن،چون میدونستم که اگه بگن خانوادشون مخالفت میکنه که دقیقا همین اتفاق هم افتاد که خانوممم به خانوادشون گفتن و پدرشون با من تماس گرفتن و گفتن "خودت روانی هستی خودت برو پیش مشاور و روانشناس و..."واقعا هر راهی به ذهنم میرسید انجام دادم،ولی راه ها رو به روم بستن.تا پیش پدر بزرگ و مادر بزرگشون رفتم،ولی اجازه ندادن خانوممو ببینم.

همین

karshenas در 5 سال و 10 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 33 دقیقه پیش گفته

با سلام



در مورد متن با نام مستعار پیمان



اولا متاسفم از اتفاقی که برای شما پیش آمد اما به استناد نوشته های شما ، باید از اتمام این رابطه خدا را شاکر باشید  این اصلا به این معنی نیست که نامزد شما و خانواده شان مناسب نبودند یا بالعکس بلکه به این معنی است که شما ها مناسب یکدیگر نبوده اید هم از نظر فرهنگی هم از نظر اعتقادی و هم طبق گفته شما از نظر تیپ ظاهری  ، اما عناوین مطرح شده از سوی نامزد شما در دادگاه بیشتر نشان میدهد ایشان به دنبال بها نه ای برای اتمام این رابطه بوده اند و اگر حتی این موارد هم برطرف میشود ، موارد دیگیر از سوی ایشان عنوان میشد بهر حال زندگی جریان دارد و شما باید از تجربه کسب شده برای انتخاب بهره بگیرید ، زمان دوست شماست

shima در 5 سال و 10 ماه و 13 روز و 1 ساعت و 47 دقیقه پیش گفته

سلام آقا پبمان.

اول ازهرچیز بگم گل کنار متنتون،همون صورتیرو میگما،درسته تو لوزوالمعدم.

ببین داداشی،من تازه وارد سایت شدم وبابروبچ آشنا شدم و متن قبلیتونو نخوندم.

ولی باید به عرض جنابعالی برسونم که خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخییییییییییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییی برات خوشحالم که جدا شدی.بابا بضی ازین دخترا روانی ان ها(جالب اینجاس خودمم دخترم.خیلی باحالم که اعتراف میکنم.نه؟:s-13

گذشته ازشوخی این نامزدتون،واقعا دنبال بهونه بودن واسه جدایی.فک کن،اگه باهاش میرفتی زیر 1سقف حیف میشدیا.

تاحالا بهش فک کردی؟مثلا 1 روز میرفتی خونه؟میدیدی خانومت ساکشو بسته و داره میره......1 هو میگی چی شدده؟من اسمشم نمیدونم(حالا فرض کن تصمیم کبری)

میگه یالا بریم دادگا میخوام طلاق بگیرم،میگی خب بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگه بریم دادگا بت میگم،وفتی رفتین به قاضی میگه آقای قاضی من دیگه تحمل ندارم،حکم وصادر کن و خلاصم کن.خلاصه بعد ازطلاق بیرون محوته دنبالش میددویی میگی:توروخدا صبر کن تصمیم کبری،میگه :هااااا؟چته پیمان؟ولم کن.بهد ازکلی التماس بت میگه.

آخه بچه ها اینم شد دلیل برا جداشدن؟نه،توروخدا نظر بدین.رسمشه؟بخاطر بیرون اومدن 1 سوسک ناقابل از درون چاه حمام

لطفا نظرمو برا پیمان بذارین.چون اینارو گفتم که فقط و فقط روحیش عوض بشه.

امیدوارم ازدستم ناراحت نشده باشی داداشی.توروخدا بخند 1 کم روحیت عوض بشه

peymanjafa در 5 سال و 10 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 30 دقیقه پیش گفته

سلام شیما خانم

اول از هر چیز از اظهار نظزتون نسب به گل صورتی ممنونم و تقدیم میکنم به همه ی دوستان و علی الخصوص شما خواهر عزیز که اظهار لطف کردین.

خواهرم از این که در تلاش بودین با متنتون من رو شاد کنید باز هم بسیار ممنون و سپاسگذارم.انشاله همیشه دل خودتون شاد و سرزنده باشه.بایستی بگم که کم کم دارم به شرایط عادت میکنم.باز ممنون از نظری که دادید..شاد باشید

somaie در 5 سال و 10 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

سلام آقا پیمان .

من دخترم اما هنوز تو کار جنس خودم موندم .آقا پیمان همه دخترا هنرایراد گرفتن  ،بهونه گرفتن ،ولخرجی کردن وخیلی چیزای دیگه رو دارن اما هیچ دختری هنر سازگاری رونداره .دختری که اینقدر راحت جلو همه عهد میبنده ویه همون راحتی هم جلو همه عهدشو میشکنه مشکل داره .زندگی اونقدر مسایل مهم ترداره که کادوی ولنتاین وروز تولد نمیشناسه .به نظرمن خدا توروخیلی دوست داشته .زن باید رفتارش ،پوشش زنونه باشه اگه اینو نداشت بیخیالش شو چون لیاقت تورو نداره .باورکن  باورکن من بجای اون خانم شرمنده شدم .چرا بااینکه تو عصر تکنولوژی وپیشرفت هستیم هنوز بعضی از آدمها تو عهددقیاوس موندن .قلب پاکتو بزار واسه صاحبش ،کسی که لیاقت داشته باشه ،کسی که بعضی خوبیا رو درک کنه .همیشه شاد باشی

somaie در 5 سال و 10 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 13 دقیقه پیش گفته

درجواب اینکه گفته بودین  دخترا دنبال چجور پسرای هستن میگم که من به عنوان یه دختر تحصیلکرده  دنبال کسی هستم که باهاش یه زندگی بی غل وغش وساده رو تشکیل بدم .بینمون احترام متقابل باشه چه خود شخص چه خونوادش .بی ریا .صادق .مسیولیت پذیر.مهربون .به علایق همدیگه احترام بذاریم .اصلا اهل مادیات نیستم یه اتاق پرازعشق وترجیح میدم به یه ویلای خشک وبی احساس.خانمی که بخاطر کادو زندگیش وبهم بزنه اصلا زن زندگی نیست .پیمان عزیزمن طلاقتونو تبریک میگم

ایرسا در 5 سال و 10 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

وای چه دلیلهای مسخره ای برای طلاق داشته .

همن بهتر که ازش جدا شدی . توی که شما تو مطلب تون نوشتید این دختر چشم تنگی بوده واقعا اگر شوهرش براش مهم بود کادوی ولنتاین براش مهم نبود . آدم اول میگه خدایا اول سلامتی شوهرم نه کادو .

 من خودمچند وقت پیش اولین سالگرد عقدمون بود شوهرم پول نداشت یعنی آخر برج بود  نتونست اون طوری که برنامه ریزی کرده بود برام جشن بگیره .

همش بهم میگفت ایرسا جون شرمنده . منم بهش گفتم همین که خدا تو بهم داده و تو سلامتی و کناریم این مهمه .همین که برای زندگیمون تلاش میکنه مهمه . نه کادو و دیگه چیزها . 

به قول دوستمون آقا سعید واقعا تو مغز ما زنها  .... لا ... چرا زندگی خودمون خراب کنیم ؟

دوست عزیز همون بهتر که جدا شدید مطمن باش اگر با هم زندگی میکردید توقعات الکی دیگه داشت . انشالله با یک فرد خوب و فهمیده این بار ازدواج کنی . البته قبلش با چشم باز طرف و علش بسنج تا بفهمی چطور دختری هستش .

zizo در 5 سال و 10 ماه و 13 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

سلام من رینب هستم و می خواستم بگم واقعا متاسفم و امیدوارم که واقعا یکی از راه برسه که واسه شما سنگه تموم بزاره اخه از نوشتتوم می فهمم که ارزششو داری و بدون که خدا واقعا این کارو به نفعه تو پیش برده ببیین من 8 ساله یه اقارو واسه ازدواج بش اصرار داشتم و رفت قدر ندونست اما بعد فهمیدم همین اقا اگر می مون منو بیچاره می کرد چون من دونستم و فهمیدم که نشکلش چیه و به درده من نمی خورد شمام بودن خدا به صلاحتکاین کارو کرده و حتما یه روزم خنده رو به لبات بر می گردونه اونم با یه احساسه زیبا در کناره یه انسانه ی که دهله زیبایی داره موفق باشی عزیز عنوانه متنه منم فاصله است خوشحال می شم واسه منم نطرت بدی البته الان که جدا شدیم ولی بازم اگه بدی ممنون میشم ودست خوبم

هیچکس در 1 سال و 4 ماه و 8 دقیقه پیش گفته

سلام پیمان. زندگی پستی و بلندیهای زیادی داره. طلاق هم پایان راه نیست بلکه شروع راه جدیدیست. سخت نگیر به خودت. سعی کن تمام تلاشت رو بکنی واگه بازم نشد دیگه ناراحت نباش چون تلاشی که میکنی مهمه.

سارا در 2 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

واقعا متاسف شدم من خودم دختری هستم که همه جوره پشت شوهرم بودم بدون کوچکترین هزینه ولی نامزدم جز کتک وفحش چیز دیگری بلد نیستند بعد یکسال نامزدی درخواست طلاق داده ام

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي