کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.167.29.208

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: gisoo

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  54.36.149.96
  54.36.149.95
  54.36.149.94
  54.36.149.9
  54.36.149.87
  54.36.149.82
  54.36.149.81
  54.36.149.77
  54.36.149.75
  54.36.149.66
  54.36.149.63
  54.36.149.62
  54.36.149.59
  54.36.149.51
  54.36.149.48
  54.36.149.46
  54.36.149.43
  54.36.149.39
  54.36.149.38
  54.36.149.32
  54.36.149.31
  54.36.149.25
  54.36.149.24
  54.36.149.23
  54.36.149.20
  54.36.149.14
  54.36.149.101
  54.36.149.0
  54.36.148.99
  54.36.148.94
  54.36.148.92
  54.36.148.87
  54.36.148.81
  54.36.148.68
  54.36.148.66
  54.36.148.65
  54.36.148.64
  54.36.148.62
  54.36.148.61
  54.36.148.59
  54.36.148.51
  54.36.148.50
  54.36.148.39
  54.36.148.36
  54.36.148.29
  54.36.148.26
  54.36.148.251
  54.36.148.246
  54.36.148.236
  54.36.148.230
  54.36.148.23
  54.36.148.204
  54.36.148.202
  54.36.148.20
  54.36.148.196
  54.36.148.192
  54.36.148.183
  54.36.148.176
  54.36.148.169
  54.36.148.166
  54.36.148.164
  54.36.148.159
  54.36.148.157
  54.36.148.153
  54.36.148.149
  54.36.148.144
  54.36.148.139
  54.36.148.138
  54.36.148.137
  54.36.148.132
  54.36.148.123
  54.36.148.120
  54.36.148.116
  54.36.148.114
  54.36.148.109
  54.36.148.106
  54.36.148.100
  54.167.29.208
  5.123.170.151
  5.113.40.93
  207.46.13.147
  207.46.13.110
  199.58.86.206
  199.30.24.221
  185.130.78.21
  157.55.39.93
  157.55.39.187
  151.235.107.121
  144.76.29.66

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  داغووووووووووووووووووونم.کمکم کند...

شیما

سال تولد 1368 /// جنسیت مونث //وضعیت تاهل مجرد //عنوان متن داغووووووووووووووووووونم.کمکم کند...

   


سلام به همه دوستان باحال وبامعرفتی که بی هیچ منتی به حرف دلاگوش میدن.دم همتون گرم.من6ساله با1پسری دوستم.بعداز6ماه ازشروع رابطمون فهمیدم که با1خانوم مطلقه رابطه دارن که قبل از ازدواج این خانوم باهم دوست بودن،من چون سنم کم بودوخیلی اینآقارودوست داشتم،موندم واین وضعییت واقعا دردآوروتحمل کردم.به اصراردوستای احمق ترازخودم ماجراروتلفنی به اون خانوم گفتم وباعث دعوای بین خانوم وآقاشدم و2سال پیش ازهم جداشدن.اما،هنوزم که هنوزه هروقت این خانومو میبینم میگه زنگم میزنه و...و وقتی به آقامیگم انکارنمیکنه،ولی میگه کارش داشتم وگرنه من ازش بدم میاد.نمیدونم چیکارکنم بخدا.قبل ازمحرم اومدن خواستگاریم،همه مخالفن ولی من عااااااااااااااااااااشقشم.بگین چه غلطی کنم؟توروی بقیه واسم و بگم میخوامش؟میدونم احمقم انافقط درکم کنین،لطفا.من اگه میتونستم ازش جداشم میشدم.نمیتونم.من هیچی براش کم نمیذارم،هیچی.نه ازنظر سکس نه ازنظرمحبت.ولی اون نسبت به من اینجوری نیست.ولی مطمئنم دوسم داره.بابا باعرفتا بگین چیکارکنم؟بمیرم خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توروخدا عین مامانم وبقیه توسرم نزنین واسه انتخابم.من هیچی کم ندارم.هیچی.نه ازنظرظاهری نه تحصیلاتی.نه خانوادگی نه مالی.فقط عاشق شدم/همین بخدا

 

نویسنده:شیما، ارسال شده در سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 01:46 بعد از ظهر، 2863 بار مشاهده شده، 15 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



قاسم در 5 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 دقیقه پیش گفته

شیما خانم شما عاشق نشدی .



بلکه فقط وابسته شدی ، حالا هرچی .



اما از هر جنبه ای بهش نگاه کنی ازدواج شما با اون آقا به صلاح نیست .



توی این سایت یه خانومی بود که مشکلش مثل شما بود ، بعد ازدواج که گرمی عشقش فروکش کرده بود و فهمیده بود چه خطایی کرده با این که خانوادش بهش گفته بودن این ازدواج به صلاحت نیست پدر و مادرش رو مقصر میدونست .



پرده حیا میان شما وجود نداره و فردا اون آقا خیلی راحت تر از الان کاراش رو پیش میبره .



اگر ما یک گوش شنوا داشتیم الان خوشبخت ترین مردم بودیم .

پیمان در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

سلام

شیما خانم به نظر من اشتباه میکنید(البته ببخشید که رک گفتم).اول اینکه هیچوقت قبل از ازدواج نبایستی خودتون رو در اختیار اون فرد قرار بدین(جسمی و روحی).دوم اینکه به حرف خانوادتون گوش کنید و احساساتی عمل نکنید.

یه موضوعی رو به عنوان یک پسر بهتون میگم،که الته امیدوارم ناراحت نشید."اکثر قریب به اتفاق پسرا از دختراییکه راحت بهشون از هر لحاظ باج بدن ،خیلی زود دلسرد و جدا میشن"،این جز ذات مرداست.مطمئن باشید بعد از ازدواج بخاط این کاراتون مورد سرزنش شخص همین فرد قرار خواهید گرفت و اظهار بی اعتمادی بهتون میکنن.ببخشید که بی تعارف و صریح گفتم.

مواظب خودتون باشید.

sarah در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 34 دقیقه پیش گفته

عزیزم وقتی خودت میدونی داری اشتباه می کنی پس چرا انقد اصرار به ادامه رابطه داری؟

میدونم الآن فکر کردن به جدایی خیلی خیلی سخته. چون دوستش داری، آدم سیب زمینی که نیست، بعد از یه سال دوستی معلومه که عشق و علاقه بوجود میاد. ولی تو آینده رو نگاه کن. الآن یه سال گذشته، 70 سال دیگه هنوز مونده که باید زندگی کنی. بشین خوب فکر کن، به نظرت این آقا 70 سال برات میمونه؟؟ من میگم 5 سالم نمی مونه

ازش جداشی فقط یه سال اذیت میشی عوضش 69 سال میتونی شاد زندگی کنی، باور کن می ارزه. من خودم این کارو کردم که میگم. ولی من نذاشتم ادامه پیدا کنه. تو هم نذار. من تونستم. تو هم میتونی. اولش خیلی سخته ولی بعدش میرسی به بهترین لحظات زندگی، شادی، آرامش. یه وقتایی بازم میاد تو ذهنت ولی تو میدونی که اون به درد تو نمیخوره، از تو پایین تره، بهت وفادار نیست، تو میتونی با کسی که وفادار نیست زندگی کنی؟ دوستت داره ولی الآن که باید تمام سعیشو بکنه تورو از دست نده، این کارو نمی کنه و تو میگی که تو همش داری سعی می کنی از دستش ندی. پس سهم اون چیه؟ عزیزم یکم آینده نگر باش.

اگه بدونی یکی هست که صد برابر بهتر از این آقاس و قراره در آینده باهاش آشنا بشی، کسی که هم سطح خودته، وفاداره و عاشقته و هرکاری برات می کنه، بازم میگی همین دوستم؟

برای کسی که ویژگی هاشو گفتم صبر کن. روزی نرسه که باهاش آشنا بشی و خودتو بدبخت کرده باشیا

بهت میگه کارش داشتم که زنگ زدم. بنظرت چه کاری داره با یه خانومی که قراره غریبه باشه و میگه ازش متنفرم؟ آره شاید خواسته بگه کارت دارم ازت یه چیزی میخوام ازت س** میخوام. اینم یه کاره دیگه نه؟

sarah در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 34 دقیقه پیش گفته

اگه احساساتتو کنترل کنی و یکم سختی رو تحمل کنی میتونی خیلی خوشبخت باشی ولی من صد در صد و بدون شک بهت میگم اگه نخوای سختی دوری رو تحمل کنی، بدبخت خواهی شد و به آینده سیاه و سختی میرسی. اینو صد در صد و بدون شک دارم میگم بهت. تو هم شک نکن

غزال در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 25 دقیقه پیش گفته

سلام عزيزم ميدونم خيلي سخته كسي رو كه دوست داري و به اجبار ترك كني ولي از الان به همه عواقبش فكر كن.منم از سره دل و عشق تصميم گرفتم و الان بعد ٣سال كارم به جدايي كشيده تازه اون موقع من فقط ١٧ سالم بود همه ميگفتن به درد نمي خوره ولي من تو روي همه وايسادمو گفتم فقط مهدي منم اون موقع مي دونستم شوهرم خيلي دوست دختر داره ولي گفتم ازدواج كنيم خوب ميشه اما نشد.الان ميگم كاش هيچ وقت كار به اينجا كشيده نمي شد با اينكه هنوزم عاشقشم ولي دارم نابودي خودمو مي بينم....

ziz در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

خوبی سلام خوب نمیدونم چی بت بگم اما یه چیزو بهت می گم من 8 ساله واسه یه پسره جون دادم ا جون دادم اماحاصر نشد حتی خاستگاریم بیاد الان داعونم کار ندارم که طرفت ایا ادم زندگیه یا نه ا شیما جان اما خداتو شکر کن تا اینجا پات ایستاد حاصر شد بیاد پا پیش بداره این یه امتیازه اما باقیش می مونه که خودت بدونی می ارزه باش زندگی کنی اگه الان که با تو بود با یک زنه بوده بعد خدا نکرده نگه تو که منو می شناختی خودت خواستب 

ziz در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

شیما واسه منم کامنت بزار اسمم تو سایت فاصله است مرسی گلم

somaie در 5 سال و 2 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

سلام

عزیزم هیچکی ازما حق نداریم بزنیم تو سرت .هممون آدمیزادیم وآدمیزاد هم جایزالخطاست ...

اما خواهر گلم میدونی وقتی خدازن رو خلق کرده ،به فرشته ها گفته  این محبوب ترین مخلوقمه .خب عزیزم وقتی خدا این همه ما رو دوس داره ما چرا باید بنده بدی باشیم براش .بله عاشقی سخته اما سختترازاون دل کندنه .اما چاره چیه همه ما اومدیم که یه روزی بریم بیشترازاین حجب وحیای خودتو لکه دارنکن .برو دورکعت نمازبخون وازخدا عاجزانه بخواه که تو فراموش کردن این عشق کمکت کنه .شک نکن نتیجشو میبینی .من زمانی که بچه مدرسه ای بودم عاشق یکی شدم که  نزدیک مدرسمون مغازه داشت (البته بگم هیچ رابطه ای بینمون نبود حتی میگم این دوست داشتن یک طرفه بود اونم ازطرف من)زمانی که درسم تموم شد ازفکراینکه دیگه نمیبینمش داغون شدم،فکرکردم آخر دنیا شده ....الان که ده سال میگذره با خودم میگم من چقدر احمق بودم که اون موقع فکرکردم آخردنیاست .الان که بزرگ شدم ومیبینم چه موقیتهایی دارم به اون روزا خندم میگیره .خواهر نازم شما هنوز سنی نداری که بخوای داغون بشی .همه تلاشتو برای فراموش کردنش بکن چون مطمئن باش بهترازاینا درانتظارته .

ziz در 5 سال و 2 ماه و 2 روز و 23 ساعت و 33 دقیقه پیش گفته

سلام شیما جون خوبی مرسی که واسم پیام گداشتی منم عینه تو خیلی سر در گمم وقتی بش زنگ نمی زنم انگاری مردم اصلا می خوام خودم بگیرمم سخته حداقل یه چند روز نمی دونم میشه یا نه خدا کمکم کنه واقعا خستم و می خوام رها شم انگار اسرم توی یه قفس دودلی درده بدیه بدیشم اینه که بدونی طرفت بی خیاله حالو روزته واقعا از خواب دیدن خستم همه می گن ترکش کن اگه بشهمن که ار خدا چیزی نمی خوام باید بشه که تا الان نشدهنثله اعتیاده اراده قوی می خواد نگاری داری دردو با خودت همه جا میبری واسم دعا کن شیما 

دیدگاه در 5 سال و 1 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 50 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

سلام و عرض ادب

دوست من،مطلبی که تازه درج شده بعنوان " تو رو خدا كمكم كنيد ... " گرچه با نگاهی شرجی نوشته شده و کمی تلخ بنظر میرسد، ولیکن شما میتوانید از آن عبرت بگیرید و آینده خودتان را بسنجید. متاسفانه علاقه های افراطی باعث چشم پوشی مشکلات، نواقصِ طرف مقابل میشود، و اکثر انتخابهایی که بیش از حد عاشقانه باشند با شکست مواجه میشوند. پس اگر زندگی لذتبخش و همراه با آرامش را درخواست میکنید لازم است از خانواده، مشاور، دوست و آشنا مشورت بخواهید. کسی که غرق این دوستی نباشد بهتر میتواند دیدگاه قاطع تری مطرح کند. سربلند باشید

pesaretanha در 5 سال و 1 ماه و 29 روز و 2 ساعت و 34 دقیقه پیش گفته

وقتی شما هرچی جذابیت داشتی جه از لحاظ عاطفی و محبت جه ازلحاظ رابطه جنسی براش رو کردی دیگه انگیزه ای براش نمونده بیاد سراغت فقط هروقت نیاز داشت میاد پیشت تا ارضاش کنیدرضمن الان که قبل ازدواجه بهت وفادار نیس خدا 5 سال دیگه بخیر کنهترکش کن سخته اما به شدت به نفعته

karshenas در 5 سال و 1 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

با سلام در مورد متن این کاربر



در انتهای متن خود اشاره کردید که هیچی کم ندارید نه از ظاهر نه تحصیلات و نه .. البته همه اینها ظاهری هستند و احتمالا شما هم با همین ملاکها همسر اینده تان را انتخاب میکنید که ملاکهای منطقی برایا نتخاب همسر نمیباشد  در انتها گفتید   فقط عاشق هستید  در اینباره باید خدمت شما عرض کنم همین عاشق بودن شما میتواند همه داشته های شما را زیرسوال ببرد ، عاشق شدن گناه نیست همه ماها زمانی حس عاشقی را تجربه میکنیم اما افرادی که عاشقانه همسرشان را انتخاب میکنند زندگی خوبی نخواهند داشت بهتر است عاقلانه همسرتان را انتخاب کنید  اگر دیگران مخالف این ازدواج هستند به این دلیل است که آنها همچون شما عاشق نیستند و با منطق شرایط این فرد را بررسی میکنند شما نیز زماین میرسد که نمودار احساستان نزول میکند و منطقتان پیشی میگرد در ان زمان ممکن است به نتیجه ای که خانواده تان امروز رسیده اند برسید با این تفاوت که نه راه پس دارید نه راه پیش  پسری که با یک زن مطلقه طرح دوستی میریزد هدفش چیست ؟ خودتان پاسخ آنرا میدانید 

گذشته از این شما هر چه داشتید را رو کردید و این از جذابیت شما برای مرد اینده تان می کاهد این جمله رو از آقای مجد به یاد داشته باشید  مردتان را سیر کنید اما سیراب نکنید  / این شخص با توجه به متن شما مناسب ازدواج نیست  تجربه نشان داده پسرانی که روابط زیاید با جنس مخالف دارند قبل از ازدواج بعد از ازدواج نیز مجددا بعد از مدتی سراغ ایندسته از روابط میروند 

alale_00 در 5 سال و 1 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

ولش کن. اون پسر ارزش نداره.

حتی اگه سخته بازم ولش کن. بذار بره با همون زن مطلقه انقدر بره تا سیر بشه!

بعدا ک بزرگ شد میفهمه چه حماقتی کرده

mistad در 5 سال و 1 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

آخه دختر خوب چرا خودتو زدی به اون راه، با توجه به چیزایی که نوشتی معلومه که دختر عاقلی هستی توکه جواب خودتو میدونی خودت میدونی ارزش تو رو نداره فقط بخاطر چیزی که اسمش رو گذاشتی عشق دنبال یه توجیه هستی ، کاش مادرتون بجای اینکه بزنه تو سرت باهات همراهی میکرد تا بتونین همراه با همدیگه معایب پسره رو ببینید(خیلی دلم میخاد این رو به مامانتون بگم). به نظر من برو پیش یه مشاور حضوری. تو رو خدا به آیندت فکر کن واقعا میتونی ارتباط شوهرت رو با کس دیگه‌ای تحمل کنی؟؟؟؟؟؟؟مطمئن باش این آقا از اون آدمان که فقط نمیتونه به ارتباط با تو بسنده کنه. به اون موقع فکر کن

pnp در 5 سال و 19 روز و 6 ساعت و 49 دقیقه پیش گفته

سلام

خوبي شيما پيغامهايي كه دوستان گذاشتن را گوش كن و انجام بده البته اگه بخواي از آينده لذت ببري ، جمله آخر نظر آقا قاسم يه كاميون شمش طلا مي ارزه، يا اون مثال 70 سال كه sarah گفته واقعا گنجينه هايي هستند كه نشون ميده دوستان سرد و گرم روزگار را چشيدند تازه نظرات خودتم كه برا دوستان گذاشتي را خوندم نويددلشكسته و ساناز خودت فوق العاده اي قدر گوهر وجودت را بدون ، خوشبحال اون پسري كه شما همسر آيندشي موفق باشي (پ.ن.پ)

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي