کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.144.84.155

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: gisoo

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  83.123.88.86
  68.180.230.232
  54.36.149.95
  54.36.149.89
  54.36.149.87
  54.36.149.83
  54.36.149.82
  54.36.149.79
  54.36.149.7
  54.36.149.62
  54.36.149.5
  54.36.149.45
  54.36.149.39
  54.36.149.38
  54.36.149.33
  54.36.149.28
  54.36.148.99
  54.36.148.97
  54.36.148.96
  54.36.148.94
  54.36.148.93
  54.36.148.92
  54.36.148.90
  54.36.148.87
  54.36.148.86
  54.36.148.84
  54.36.148.81
  54.36.148.78
  54.36.148.76
  54.36.148.75
  54.36.148.74
  54.36.148.67
  54.36.148.48
  54.36.148.43
  54.36.148.41
  54.36.148.36
  54.36.148.33
  54.36.148.30
  54.36.148.253
  54.36.148.25
  54.36.148.245
  54.36.148.243
  54.36.148.242
  54.36.148.24
  54.36.148.238
  54.36.148.231
  54.36.148.225
  54.36.148.22
  54.36.148.217
  54.36.148.211
  54.36.148.21
  54.36.148.208
  54.36.148.205
  54.36.148.204
  54.36.148.191
  54.36.148.187
  54.36.148.186
  54.36.148.182
  54.36.148.181
  54.36.148.180
  54.36.148.179
  54.36.148.177
  54.36.148.172
  54.36.148.171
  54.36.148.164
  54.36.148.161
  54.36.148.156
  54.36.148.154
  54.36.148.152
  54.36.148.143
  54.36.148.141
  54.36.148.134
  54.36.148.133
  54.36.148.132
  54.36.148.130
  54.36.148.128
  54.36.148.126
  54.36.148.121
  54.36.148.115
  54.36.148.108
  54.36.148.103
  54.36.148.10
  54.144.84.155
  5.255.250.23
  40.77.167.91
  31.184.135.124
  31.184.135.123
  31.184.135.122
  31.184.135.121
  31.184.135.120
  31.184.133.103
  31.184.133.102
  31.184.133.100
  217.69.133.15
  207.46.13.20
  207.46.13.176
  2.190.122.66
  195.146.37.19
  157.55.39.93
  157.55.39.230

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  سرگردانی

zoha

سال تولد 1355 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مطلقه ///عنوان متن سرگردانی

   


من 3.5 سال با همسرم زیر یک سقف زندگی کردم اما آخرش مجبور شدم برم درخواست طلاق بدهم. چون هنوز بعد از 3.5 سال زندگی مشترک زیر یک سقف دوشیزه بودم. نه اینکه مشکل میل جنسی نداشته باشه. منو نمی خواست. بابت این موضوع خیلی تلاش کردم که زندگی به جدایی نرسه. اما نشد. ما جدایی مون توافقی بود. اون آقا علاوه بر اینکه بیماری روانی خاصی داشت، ایشون منو نمی خواسته و مادرشون علیرغم میل پسرش منو برای ایشون گرفته بود. بعداز ازدواج هم هرقدر سعی کردم ، محبت کردم نتونستم محبتشو جلب کنم. هر قدر تلاش کردم که به پزشک یا روانپزشک یا مشاور مراجعه کنیم راضی نشد. به خانوادش خیلی محبت می کردم. از هیچ محبت و تلاشی دریغ نکردم. تصادف کرده بود نمی تونست از جاش بلند شه من می بردمش دستشویی. کمرم درد گرفت آنقدر که بلندش کرده بودم. هر غذایی که اون دوست داشت درست می کردم. لباسی که اون دوست داشت می پوشیدم.جایی که اون دوست داشت می رفتیم. تفریحی که اون دوست داشت انجام می دادیم.همه چیز رو بر وفق مرادش انجام می دادم. اما همش به من و خانواده ام توهین می کرد. از من به خانواده اش بد گویی می کرد. آخر هم نظر خانواده اش به من عوض شده بود. دیگه خسته شده بودم. من که تا چهار ماه قبل از جدایی به هیچ کسی حتی خانواده ام هیچ چیزی نمی گفتم. دیگه همه چیز رو به خانواده ام گفتم. پدرم هم و همه خانواده ام گفتند طلاق بگیر . الان ده ماه است از همدیگر جدا شده ایم.آخریا به من التماس می کرد نرو بمون. طلاق نگیر. ظرف می شست و کفش هامو واکس میزد اما من دیگه دلسرد شده بودم. جدا شدم. الان هم با اینکه اصلا دلم نمی خواهد که لحظه ای در اون وضعیت قرار گیرم.اما احساس سرگردانی و تنهایی دارم. با خانواده ام زندگی می کنم. اما خیلی احساس بدی دارم. نمی دونم چه کنم؟ کمک لازم دارم

 

نویسنده:zoha، ارسال شده در چهارشنبه 13 دي 1391 ساعت 11:11 قبل ‏از ظهر، 2277 بار مشاهده شده، 8 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



sokhtedel در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 32 دقیقه پیش گفته

salam.say kon be vaze jaidet a dat koni age hanoz doshize haste rahat tar mitoni dobare ezdevaj koni. bakasi zendegi kon ke dose dashtebashe.
admin گفته:
لطفا نظرات را فارسی تایپ کنید 

مرجانه در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

عزیزم این دیگه خیلی نامردیه. آخه یکی نیست به اون آقا بگه شما که این خانومو نمی خواستی چرا باهاش ازدواج کردی؟ واقعا که بعضی ها بیمارن!! مردی که اینقد استقلال نداشته که برحسب خواست مادرش باهات ازدواج کرده و مهمتر از همه این که بعد از اون همه محبت از حتی لذت جنسی( که قطعا لذت های بالاتری هم می تونسته بهت بده) دریغ کرده، همون بهتر که تنها بمونه.

alale_00 در 5 سال و 1 ماه و 18 روز و 17 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

الان از هم جدا شدین؟

چرا بهش یک فرصت ندادی؟ اون مشکل جسمی داشته و همیشه جلوی تو شرمنده بوده و به محبتت نیاز داشته. حتما اون سالهایی که با تو زندگی کرده بهترین سالهای زندگیش بوده.

اما الان که جدا شدی و کار از کار گذشته.. سعی کن گذشته رو کنار بذاری و برای زندگیت یک هدف مشخص کنی مثلا درس بخونی یا یک هدف دیگه. بیکار نشین که فکرای آزار دهنده به ذهنت بیاد عزیزم.

mistad در 5 سال و 1 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

سلام  متاسفم بخاطر اتفاقاتی که براتون افتاده به نظر من کار خوبی کردین جدا شدین. الانم زندگی کنین وارد روزمره زندگی بشین ،ادامه تحصیل بدین، کلاس برین یا هر کار ذیگه ای حتی میتونین دنبال کار بگردین. انشاا... که مورد مناسب دیگه ای براتون پیش میاد کم کم این زندگی هم براتون عادی و حتی زیبا میشه . به این فکر کنید اگه هنوز تو اون زندگی بودین چه وضعیت بدی داشتین و الان چقدر آسوده اید .موفق باشید

pesaretanha در 5 سال و 1 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 43 دقیقه پیش گفته

با سلام.خیلی خوب کردی جدا شدی

بیماری روانی داشته نمیتئنسته عادی باشه.الانم باید از دوشیزه بودنت خوشحال باشی چون راحتتر میتونی دوباره ازدواج کنی

خیلیا با ازدواج دوم خوشبخت شدن حتما یکیشون تویی که انقد برا زندگی مشترکت فداکاری

ایشالا موفق باشی

ایرسا در 5 سال و 24 روز و 4 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیزم منم با بقیه بچه ها هم عقیده هستم بهتر که ازش جدا شودی آخه تو هم دل داری مردی که به خانمش محبت نکنه یا بدتر به خانوادتم توهین می کرده و بد گویی تو پیش خانوادش کرده همون که بهتر پیشش نمونی تا بفهمه چه گلی از دست داده و هیچ نکران نباش انشالله خدا کمکت میکنه و ازدواج بهتری داشته باشی برات آرزو موفقیت میکنم 

zoha در 5 سال و 17 روز و 8 ساعت و 32 دقیقه پیش گفته

سلام به همه دوستان که لطف کردین و نظر دادین. من شاغل هستم. مشکل مالی ندارم.  با پدر و مادرم زندگی می کنم. اما وقتیکه برای هر انسانی مشکلی توی زندگی اتفاق می افته یک دورانی طول می کشه تا به وضعیت جدید عادت کنه. خدا رو شکر که مشکل خاصی ندارم. اما نمی دونم چه کنم. چطوری خودمو سرگرم کنم. از هیچ کسی هم انتظار خاصی ندارم. اما واقعا هرچی فکر می کنم کار خاصی به نظرم نمی رسه. با کتاب خوندن و ورزش کردن خودمو سرگرم می کنم. اما احساس تنهایی می کنم.

زینب در 4 سال و 10 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 18 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم ...

من هم همین جوریم

هر کار می کنم بازم احساس تنهایی می کنم

به خدا توکل کن

حضرت علی علیه السلام میفرمایند

روزگار دو روز است. روزی بر میل تو و روزی علیه تو. وقتی بر میل توست بد مستی نکن

و وقتی علیه توست شکیبا باش...



صبر داشته باش و مطمئن باش همه اینا یه روز از زندگی توئه. یه روزای خوشحالی و ارامشتم به زودی میان سراغت . خودتو براشون اماده کن

موفق و موید باشی

یاعلی

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي