کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.166.172.180

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: ayhan

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  95.163.255.52
  77.240.183.236
  74.82.17.77
  54.36.149.97
  54.36.149.96
  54.36.149.9
  54.36.149.62
  54.36.149.60
  54.36.149.55
  54.36.149.5
  54.36.149.40
  54.36.149.38
  54.36.149.3
  54.36.149.20
  54.36.149.2
  54.36.149.19
  54.36.149.17
  54.36.149.15
  54.36.149.14
  54.36.149.106
  54.36.148.98
  54.36.148.97
  54.36.148.96
  54.36.148.88
  54.36.148.86
  54.36.148.83
  54.36.148.80
  54.36.148.78
  54.36.148.73
  54.36.148.70
  54.36.148.68
  54.36.148.62
  54.36.148.61
  54.36.148.60
  54.36.148.52
  54.36.148.51
  54.36.148.50
  54.36.148.243
  54.36.148.240
  54.36.148.24
  54.36.148.238
  54.36.148.237
  54.36.148.236
  54.36.148.233
  54.36.148.228
  54.36.148.212
  54.36.148.207
  54.36.148.205
  54.36.148.202
  54.36.148.193
  54.36.148.19
  54.36.148.186
  54.36.148.178
  54.36.148.172
  54.36.148.167
  54.36.148.154
  54.36.148.152
  54.36.148.15
  54.36.148.148
  54.36.148.147
  54.36.148.144
  54.36.148.141
  54.36.148.140
  54.36.148.137
  54.36.148.125
  54.36.148.124
  54.36.148.115
  54.36.148.111
  54.36.148.11
  54.36.148.105
  54.166.172.180
  5.78.39.80
  40.77.167.193
  35.162.70.167
  31.57.28.105
  31.184.135.124
  31.184.135.123
  31.184.135.122
  31.184.135.121
  31.184.135.120
  31.184.133.103
  31.184.133.102
  31.184.133.101
  31.184.133.100
  157.55.39.31
  157.55.39.195
  157.55.39.121
  157.55.39.109
  157.55.39.105
  151.245.34.57
  123.125.71.36

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  خسته شدم از تنهایی

میلاد

سال تولد 1371 /// جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل مجرد ////عنوان متن خسته شدم از تنهایی

   


سلام دوستان من 21 سالمه حقیقتش اینه که خسته شدم ازتنهایی.دوس دارم یکی باشه بهش محبت کنم ودوسم داشته باشه
ازنظر خانواده مشکل محبتی خاصی ندارم ولی خوب شاید همتون بگید دهنت بوی شیر میده ولی نیازه
مهمتر ازنیاز جنسی برام نیاز عاطفی ومحبتی به جنس مخالفمه ولی خوب خودم سبک وسنگین میکنم به جایی نمیرسم
من مذهبی هستم اهل دوست دختر بازی نیستم
ولی دومورد اینترنتی دوست شدم وهرکدوم چندماه اس دادیم وبعدش به خاطره فاصله بیخیال شدیم
وقتی حتی اس میدادم بااونا فکرم اروم تر بود
تومورددومی که واقعا بهش عادت کرده بودم تکیه گاهی بود برادل تنگی هام
من اهدافم رو اززندگی اینده میگم شمااشکالتم روبگید
دوس دارم کناره کسی قرار داشته باشم که براش مهم باشم وبرام مهم باشه
مهم ترین هدف من تعالی خودم وطرفه مقابله تا فقط خوردن وخوابیدن وارتباط جنسی وکار وبچه
احساس نقص میکنم تنهایی
دوس دارم یکی باشه باهم ازالان اینده روبسازیم
مهم ترین موضوع این که من الان نیاز عاطفی وجنسی دارم تو 25 یا 26 که دیگه به دردم نمیخوره 
شاید عجول ام
ولی حاج اقا قرائتی یک مرتبه گفت مثله تنشنگیه نمیشه بگی برو سربازی وبیا بعد بهت اب میدم
کاش شرایط انقدر مسخره نبود
من اصلا دوست صمیمی هم سن ندارم
دوستام همه بزرگترازخودم هستن
بادوستای هم سن ام فقط درسی رابطه دارم
اینو گفتم که شاید یه خرده روحیاتم دستتتون بیاد وبهتر نظر بدید
همیشه هم سن های خودم رو بچه ترازخودم میبینم افکارشون برام مسخره است.دوتا مورد رابطه ام بادخترا اونا هردوشون دوسال بزرگتربودن
ولی هیچ وقت از کوچیک بودن من ناراضی نبودن
شاید ازخودم تعریف بی جا کنم 
ولی حس میکنم درکم بالاست
پیشنهاد بدید چطور خلاص بشم
نماز شب میخونم
سعی میکنم رابطه ام روبادرس وخدا بیشتر کنم ولی برام خیلی سخته تحمل 
خیلی پراکنده حرف زدم
شرمنده منتظر نظراتتون هستم♥

 

نویسنده:میلاد، ارسال شده در پنجشنبه 8 فروردين 1392 ساعت 01:24 بعد از ظهر، 10121 بار مشاهده شده، 18 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



احسان در 5 سال و 1 ماه و 27 روز و 11 ساعت و 4 دقیقه پیش گفته

سلام میلاد جان منم همسن خودتم متولد71منم مث تو آدمیم توی خانواده مذهبی بزرگ شدم  آدمیم آروم وسربزیر.خیلی احساسیم1بار تو زندگیم شکست عشقی خوردم دختری که واقعا عاشقش بودم با یکی دیگه ازدواج کرد منم بعد از اون با یه دختر دیگه از طریق اینترنت آشنا شدم وباهاش دوست شدم تا حد عاشق شدن و وابشته شدن پیش رفتیم ولی متاسفانه اون بزرگتر از من بود بدترش1بار ازدواج کرده بود!خب بلاخره نتونستم باهاش کنار بیام الان هم درگیرم میخوام برم خاستگاری1دختر مث خودم آروم ومذهبی چون واقعا به یه همدم نیاز دارم نمیتونم صبر کنم وپا روی احساساتم بذارم بنظرم تو هم برو دنبال1دختری مث خودت ومهم تر از اون کسی باشه که خانواده ات کاملا موافقت کنند وخودت هم بشناسیش.واینو یادت باشه زات آدما مهم تر از همه چیزه.وبنظرم ازدواجای اینترنتی بدترین ازدواج هاس....................موفق باشی

اگه دوس داشتی به سایت منم سری بزن

***.*******.**

دیدگاه در 5 سال و 1 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

سلام و عرض ادب

دوست من، خستگی از تنهایی ِ شما صرفا نداشتن همدم [جنس مخالف] نیست. خستگی شما ناشی از نداشتن دوست همجنس خودتان هم میتواند باشد [یا داشتن دوستان بسیار کم]. من پیشنهاد میکنم با همان حداقل دوستانی که دارید، برنامه های تفریحی، سفر و گشت و گذار ردیف کنید. یا دوستان همسن و سال ِ جدید پیدا کنید، و روابط جدید و سالمی را آغاز کنید. قطعا این موارد در روند فکری شما تاثیر بسزایی خواهد داشت.

درضمن، اگر اطمینان دارید که میتوانید زندگی مشترکی را اداره کنید و معیارهای انتخاب همسر را شناختید، و اولویت بندی کردید و از مسائل زناشوئی و مربوط به زندگی اطلاع دارید، میتوانید اقدام کنید.
موفق باشید

mistad در 5 سال و 1 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 9 دقیقه پیش گفته

سلام دوست خوبم، به نظر من شاید به نظر بیاد که دهنت بوی شیر میده ولی آمادگی برای ازدواج و زندگی به سن و سال نیست این رو واقعا میگم، خود من هم شوهرم 2سال از من کوچکتره و 5 سال هم هست که با هم زندگی میکنیم اما حتی یک بار هم این رو توی زندگیم احساس نکردم. با وجود اینکه موقع ازدواج هم سن پایینی داشتیم. به نظر من هم شما بگرد دنبال یک مورد مناسب و ازدواج کن

گل یخ در 5 سال و 1 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 54 دقیقه پیش گفته

سلام

تنها چیزی که میتونه کمکت کنه صبره.. صبر صبر صبر!

از اینترنت و چت و بقیه مزخرفات مشابه هم تا میتونی فاصله بگیر که هیچکی ازینا خیر ندیده.

موفق باشی

donya در 5 سال و 1 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 47 دقیقه پیش گفته

سلام آقا میـــــلاد

بنظر من احساس نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده درون شما شکل گرفته چون بوجود اومدن نیاز روحی فقط و فقط روحی عاطفی واسه ازدواج درسته بیشتر از ابعاد دیگه مهمتر هم هست

شما که با تتها بودن احساس نقص میکنی و دلت میخواد ازالان با یکی زندگیتو بسازی

پس سعی کن موقعیت و شرایطتت مهیا کنی/ من این راه حل به ذهنم رسید

خیلیا احساس تنهایی میکنن ولی دلشون میخواد تنهایی شون تا زمان خاصی پر بشه یعنی جوری باشه که فعلا از اون تنهایی و بی کسی دربیان به بعدش کار ندارن اما شما برای همیشه و آینده میخوای که همدم کسی باشی و اونم همراهت

منم دوستی با جنس مخالف رو از هرراهی اشتباه میدونم خوبه که شما هم مواظبی

جاهایی توی زندگی هست که خیلی دلمون میخواد تغییرش بدیم اونو مطابق میل مون کنیم

ولی درست اینه که بایستیم دست نگه داریم صبر کنیم/ همیشه اقدام کردن واسه رهایی از اونی که ما مشکل یا ناراحتی میدونیم کارساز نیس باید بسپاریم دست زمانو خودمون منتظرش باشیم

منظورم اینه بفکر شروع رابطه که فقط بخاطر دراومدن از تنهایی هست ,نباش ولی اگه میخوای تشکیل زندگی بدی خب میتونی دنبال همون فرد باشی و مسلما برای شناختش لازمه که باهاش باشی

شاد باشی

وحید در 5 سال و 1 ماه و 23 روز و 7 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

سلام میلاد جان

بنظر من احساس نیاز به همدم و تشکیل خانواده در شما شکل گرفته اونو هم بدون قرار نیست سن ازدواج در همه یکسان باشه فقط یه نصیحت دارم برات سعی کن اونویی که میخای پیدا کنی بعد ازدواج کن نکنه به خاطر احساس نیاز الان تصمیمی بگیری که بعدا پشیمون بشی

mtr6710 در 5 سال و 1 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام

من هم مشکلی مشابه با همین دوستمون دارم- تفاوتم اینکه متولد ۶۷هستم حدود۲۵سال میشه.

و اینکه یکی دو مورد هستن که مناسب روحیات و شرایط من هستن

اما خانوادم اقدامی نمی کنن و میگن  تا سربازی نرفتی- کار پیدانکردی- پس اندازی نکردی و تا زمانی که نمیتونی یه جایی برای زندگی با همسر آینده بگیری- تا اون موقع به ازدواج فکرنکن و کمکی هم از ما نخواه در این مورد! یعنی خواستگاری هم نمیرن حتی.



با یکی از اون دختر خانم ها شخصا صحبت کردم- خلقیات نزدیکی داریم و جوریم باهم تا حدودی.

گفته که تا چندوقت دیگه که شرایطم ثابت تر بشه صبر کنم بعدش خواستگاری کنیم از خونوادش-



اما من با مخالفت خونوادم چه کنم؟؟

چکار باید کنم؟



درضمن-

من لیسانس مهندسی برق دارم- برج۲ سرباز هستم- احیانا کنکور ارشد هم قبول میشم آزمونش رو بد ندادم.

karshenas در 5 سال و 1 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

با سلام



در شرایط سنی شما این نیاز کاملا طبیعی است و تا سن تقریبا 25 سالگی به اوج شدت خود میرسد ، اما بعد از گذر از این سن کم کم به حد ثبات میرسد  ، شرایط سنی شما شرایطیست که فرد در آن از خانواده فاصله میگیرد و شاید تصور میکند خانواده او را درک نمیکنند و به دنبال یک منبع احساسی میباشد و متاسفانه در این شرایط سنی احتمال آسیبهای احساسی نیز زیاد است بعبارتی کسانی که در این شرایط با جنس مخالف ارتباط احساسی برقرار میکنند خیلی زودتر احساستشان پیشروی کرده و البته بیشتر هم در معرض ضربه های عاطفی و روحی قرار میگیرند ، هدف سازی و حرکت در جهت آن میتواند برای فرد در این دوره موثر باشد

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام.نیازی که در خودت احساس میکنی نیازیه که خدا در تو آفریده.هدف سازی کردن برای مقابله با این احساس نمیتونه این احساس رو از وجود آدمی دور کنه چون خوده این احساس نوعی هدفه اصلیست که اهدافه دیگه شاخو برگه اون به حساب میاد و به نوعی مکمل اون هستند. یک جوان برای هدفه اصلی که همان ازدواج است هدف های مکمل میسازد تا شغلی مناسب داشته باشد درآمدی مناسب داشته باشد برای ازدواج.پس در تمامیه شرایط نیاز های روحی میتونه هم یک محرکه قوی برای حرکت روبه جلو باشد و هم یک عامل برای ضربه خوردن.اگر در خودت احساس میکنی به لحاظ تعقل تفکر و تدبر به مرحله ی پختگی رسیدی که میتونی در شرایط ازدواج قرار بگیری حتما این موضوع رو با مامان یا بابا مطرح کن این باعث میشه به راه های نامناسب نری پدر و مادر نقشه مهمی در حرکته صحیح تو دارند همین که بدونن این نیاز در توست بیشتر به این احساست فکر میکنند شاید تورو دسته کم بگیرن اما با کمال احترام باهاشون برخورد کن.بهت توصیه میکنم ازدواج رو یک محرکه روحی برای خودت قرار بده و به دنبال شغلی مناسب باش و در تحصیل هم سخت کوش تر باش

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 58 دقیقه پیش گفته

به نظره من هر دختر و پسری که قبل از ازدواج با پسر و دختره دیگه فقط برای دوستی رابطه برقرار کنند خیانت کردند به همسره آیندشون این نظره شخصیه منه.اگر این باره احساسات رو خودت به دوش بکشی احتمال منحرف شدن در تو هست من پیشنهاد میکنم این موضوع رو به پدر یا مادر بگو به هرکدوم که نزدیکتری بگو تا حداقل یک نفر از اعضای خانوادت باخبر باشند فقط به پدر یا مادر یا هردو باید بگی خواهر یا برادر نمیتونه چیزی رو حل کنه.از این احساسات در جهت حرکته رو به جلو استفاده کن رابطتتم باخدا عمیق تر کن

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 18 ساعت و 58 دقیقه پیش گفته

میلاد جان من هم مثله تو هستم  هم سنو سال تو ام.. هر دختر و پسری که به سن و سال ما حتی قبل تر ازما میرسه این نیاز در وجودش شکل میگیره اگر بخوای باهاش نادرست بجنگی شکست میخوری اما اگر بخوای از راهش وارد بشی پیروز هستی..راهش اینه که به طوره جدی توکل به خدا کنی و مسیره زندگیتو مشخص کنی هیچوقت پا کج نزاری بهت اخطار میکنم با کسی که نمیخوای باهاش ازدواج کنی رابطه برقرار نکن چه از طریق چت چه غیر از اون چون بهش دل میبندی و اون یک روزی از پیشت خواهد رفت و جز ضربه ی روحی چیزی نصیبت نمیشه..چه بهتر که این نیازت رو با پدر یا مادر یا هردوی اونها در میون بزاری اینجوری احساس نمیکنی چقدر تنهایی و هیچکس از دلت خبر نداره..اگر قرار باشه با روحیه ی ضعیف به سمت و سوی آینده بری شکست میخوری..به خانواده بگو تا از همین الان بدونن این نیاز درتو شکل گرفه شاید بهت بگن هنوز بچه ای به هیچوجه ناملایمتی با خانواده نشون نده

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 18 ساعت و 46 دقیقه پیش گفته

ازدواج میتونه یک محرک جدی باشه که تو در درس و کارت جدی تر باشی از همین الان به فکر یه شغله حتی موقت باش بزار خانواده بدونن دیگه میخوای دستت تو جیبه خودت باشه به طور جدی و همیشگی این موضوعه از دواج رو با خانواده مطرح کن نزار فقط خودت بهش فکر کنی به هرکسی که این موضوع رو بگی میگه در شرایطه سنیتون این حس و حال طبیعیه و خودتو مشغول کن بهش فکر نکن تا به وقتش که کاملا این حرف اشتباهه انگار  به کسی که از شدت گرسنگی در عذابه بگی خودتو مشغول کن تا گرسنگی از پا در نیارت  اون شخص از شدت ضعف توان نداره کاری انجام بده تا از گرسنگی نجات پیدا کنه باید بهش انگیزه ی غذا و خوده غذا داده بشه..پسرا و دخترای ما در اوجه سنه یادگیریشون 90 درصده افکارشون صرفه تفکرات رویایی و عاشقانست چون از همون ابتدا آموزش صحیح نه درخانواده و نه در مکان های آموزشی نمیبینند که این ضربه ای جبران ناپذیر میزنه..پیشنهاد من اینه باید با خانوادت مطرح کنی و خودت دست به کاری نزنی که پشیمون بشی

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 18 ساعت و 46 دقیقه پیش گفته

ازدواج میتونه یک محرک جدی باشه که تو در درس و کارت جدی تر باشی از همین الان به فکر یه شغله حتی موقت باش بزار خانواده بدونن دیگه میخوای دستت تو جیبه خودت باشه به طور جدی و همیشگی این موضوعه از دواج رو با خانواده مطرح کن نزار فقط خودت بهش فکر کنی به هرکسی که این موضوع رو بگی میگه در شرایطه سنیتون این حس و حال طبیعیه و خودتو مشغول کن بهش فکر نکن تا به وقتش که کاملا این حرف اشتباهه انگار  به کسی که از شدت گرسنگی در عذابه بگی خودتو مشغول کن تا گرسنگی از پا در نیارت  اون شخص از شدت ضعف توان نداره کاری انجام بده تا از گرسنگی نجات پیدا کنه باید بهش انگیزه ی غذا و خوده غذا داده بشه..پسرا و دخترای ما در اوجه سنه یادگیریشون 90 درصده افکارشون صرفه تفکرات رویایی و عاشقانست چون از همون ابتدا آموزش صحیح نه درخانواده و نه در مکان های آموزشی نمیبینند که این ضربه ای جبران ناپذیر میزنه..پیشنهاد من اینه باید با خانوادت مطرح کنی و خودت دست به کاری نزنی که پشیمون بشی

jadehroyaee در 5 سال و 1 ماه و 19 روز و 18 ساعت و 42 دقیقه پیش گفته

مطالعه ی زیاد هم میتونه کمکت کنهکتاب های روانشناسی کتاب هایی که در زمینه ی ازدواج توسط استادان بزرگ نوشته شده رو تهیه کن و بخون..

ستاره در 4 سال و 6 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 25 دقیقه پیش گفته

سلام میلاد جان من 31 ساله هستم تو سن شما منم همین احساساتو داشتم وبرای فرار از تنهایی کمی عجولانه ازدواج کردم .این احساسات تو این سن طبیعیه اما ازدواج یه اشتباه بزرگه .برای ازدواج شرایط بیشتری لازمه که احساس تنهایی یکیشه .پیشنهاد من اینه که با دوستای خوب و برنامه های مفید وقتت رو پر کن تا از این حال و هوا بیای بیرون 

یه نفر تنها مثه شما در 4 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

شما که دم از مذهبی بودن می رنین پس چرا رفتین سراغ ارتباط با یه دختر

اگه فک میکنین میتونین ازدواج کنین و شرایطشو دارین بسم الله ( البته واقعا جدی باشین ازدواج مسخره بازی نیست که بعدش پشیمون بشین تصمیم قطعی و عزم جزم میخاد )

اگر نه سعی کنید ارتباطتونو با دوستایه هم سن و سالتون بیشتر کنین تا کمتر احساس تنهایی کنین 

aylar788 در 26 روز و 8 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

سلام به نظرمن گاهی اوقات ادم باید قدرتنهاییشو بدونه دوست عزیز هرچیزی زمانی داره گاهی اوقات نباید یه چیزی روبه زوربخوای....اززندگیت لذت ببر توبهترین دورانت رو داری میگذرونی با این افکارخرابش نکن به نظرمن هنوزبراازدواجت زوده...

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي