کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  دوست دارم به زندگی برگردم

هانیه

سال تولد 64 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مطلقه ////عنوان متن دوست دارم به زندگی برگردم

    


سلام دوست دارم راهنماییم کنید 
بعد یکماه زندگی به اجبار همسرم راضی به جدایی شدم و6ماه از این ماجرا میگذره ولی اشکام تموم نمیشه هنوز بخاطرش گریه میکنم خیلی دوستش داشتم وهنوز دارم میخوام به زندگی برگردم دارم عذاب میکشم به من بگید چه جوری فراموشش کنم باتوجه به اینکه برای جدایی هیچ دلیل منطقی نیاورد فقط عنوان کرد که دیگه دوست ندارم

 

نویسنده:هانیه، ارسال شده در دوشنبه 12 فروردين 1392 ساعت 08:06 بعد از ظهر، 2709 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



مرجانه در 5 سال و 5 ماه و 22 روز و 1 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

عجب! بنظرت به مردی که بدون توضیح تو رو از زندگیش خارج کرده میشه اعتماد کرد؟ بنظرت آدم نرمال و درست و حسابی این کارو میکنه؟ این آقا اگه مرد بود که وفاداری داشت، که عاطفه زن زندگی شو در نظر می گرفت و همینطور بی دلیل متارکه نمی کرد... عزیزم به خودت بیا اگه واقعا بی دلیل متارکه کرده که کلا بی خیالش شو. بعضیا ارزش ی لحظه فکر کردن هم ندارن!

karshenas در 5 سال و 5 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 49 دقیقه پیش گفته

سلام



کاملا این حالت طبیعی است ودر این راه زمان دوست شماست و با گذر زمان کم کم با این شرایط سازگار میشوید / در مورد دلایل زمانی که طرفین دلایل یکدیگر را غیر منطقی میشمارند این خود نشانه عدم تفاهم است زمانی که منطق و استدلالهای دو فرد برای یکدیگر قابل قبول نباشد این یک نشانه است

alale_00 در 5 سال و 5 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

نظر کارشناس رو کاملا قبول دارم، حتی شما انقدر هم رو درک نمیکردین که نتونستی دلیلش برای جدایی رو بفهمی، پس زندگی با این آدم درست نبوده، بذار زمان بگذره، توی خونه نشین که گریه کنی، برو بیرون و زندگی کن، خودت رو سرگرم کن تا زمان بگذره عزیزم... دعا میکنم خدا بهت صبر بده چون منم یک دخترم و میدونم چقدر سخته و میدونم حالت چطوره... ولی به مرور زمان کم کم کمرنگ میشه.. 

یه دوست در 5 سال و 5 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 18 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیز

به نظر من شما مرحله سختش رو پشت سر گذاشتی ، برو خدا رو شکر کن که زود به این نتیجه رسیدی و قدرت این کار رو داشتی ، کاری که من باید 5 سال پیش انجام میدادم و ندادم و حالا پشیمونم ، به نظر من دیگه بهش فکر نکن شما هنوز خیلی جوانی نزار این اتفاق بقیه زندگیت رو تباه کنه فراموشش کن و بسپارش به خدا...

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي