کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.234.45.10

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: sahari

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  66.249.75.129
  66.249.69.95
  54.36.149.87
  54.36.149.81
  54.36.149.80
  54.36.149.8
  54.36.149.77
  54.36.149.73
  54.36.149.72
  54.36.149.65
  54.36.149.62
  54.36.149.55
  54.36.149.51
  54.36.149.50
  54.36.149.5
  54.36.149.46
  54.36.149.45
  54.36.149.42
  54.36.149.38
  54.36.149.35
  54.36.149.31
  54.36.149.26
  54.36.149.22
  54.36.149.2
  54.36.149.14
  54.36.149.107
  54.36.149.104
  54.36.149.100
  54.36.148.96
  54.36.148.89
  54.36.148.88
  54.36.148.85
  54.36.148.73
  54.36.148.70
  54.36.148.66
  54.36.148.59
  54.36.148.54
  54.36.148.46
  54.36.148.42
  54.36.148.39
  54.36.148.35
  54.36.148.28
  54.36.148.255
  54.36.148.250
  54.36.148.243
  54.36.148.242
  54.36.148.240
  54.36.148.236
  54.36.148.235
  54.36.148.22
  54.36.148.20
  54.36.148.191
  54.36.148.189
  54.36.148.185
  54.36.148.182
  54.36.148.167
  54.36.148.166
  54.36.148.157
  54.36.148.156
  54.36.148.152
  54.36.148.140
  54.36.148.137
  54.36.148.135
  54.36.148.118
  54.36.148.113
  54.36.148.109
  54.36.148.106
  54.36.148.102
  54.36.148.10
  54.234.45.10
  51.255.71.126
  51.255.71.122
  51.255.71.117
  5.114.106.195
  40.77.167.23
  40.77.167.191
  40.77.167.190
  40.77.167.170
  40.77.167.167
  35.226.23.240
  207.46.13.17
  207.46.13.133
  198.199.101.92
  164.132.161.50
  157.55.39.45
  144.76.38.73
  123.125.71.12

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  اصلا امیدی هست؟؟

بی

سال تولد ۱۹۹۰ /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن اصلا امیدی هست؟؟

  


سه سال قبل با پسری که همسنم هست دوست شدم. از قبل میشناختیم همو و ایشون هم کاملا پسر موجهی بودن و با عنوان ازدواج پیشنهادشونو مطرح کردن. هرر دو مون از نظر تحصیلات در حد خیلی عالی هستیم، رشته دانشگاه. . خانواده هامون هم از نظر فرهنگی در یک حد هستن. اوضاع مالی خانواده من بهتره ولی اونا هم کاملا خوبه. خانواده اون کاملا در جریان ارتباطمون بودن و کاملا موافق ازدواجمون اما در مقابل اشتیاق و اصرار ما برای ازدواج زودتر ، به پسرشون میگفتن باید شرایط تحصیل و شغل و مالی پسرشون به یه حدی برسه که در شأن باشه.
خوب من هم خونوادم تا حدودی میدونستن اما از جزئیات روابط اطلاعی ندارن. خانوادم اصراری برای ازدواجم در حال حاضر نداشتن.
خلاصه ۳ سال گذشت و کم کم شرایط داشت به سمتی میرفت که تا ط۴-۵ ماه بعد همه چی روبراه بشه و از . 
طریق خانواده اقدام کنند.
در همین زمان یه خاستگاری میادکه خیلی مشتاق بود . (این اواخر بیشتر انگار من مشتاق دوستم بود. البته من هم ادم خیلی حساس زودرنجیم و زود عصبانی میشم...و این ویژگیم همیشه عامل قهر و دعوامون بود.)
من هم به دوستم گفتم دیگه ارتباطی نداشته باشیم تا خانوادت اقدام کنند و گفتم که به این خاستگارم فکر میکنم ( این خاستگاره مسل همه قبلیا که پدر مادرم بدون اینکه بخوان مستقیما به من مطرح کنن ریجکت میکردن ، موقعیت خوب داشت اخلاق تحصیلات خانواده اوضاع مالی شغل. چون فکر میکردن که الان ازدواج زوده برام. فقط فرقش این بود که به خودم مطرح شده بود و بعد من به خانوادم اطلاع دادم این فردو.)

بعد گفتن این قضیه دوستم اول جدی نگرفت اما وقتی دید کمتر بهش توجه میکنم ودیگه به زنگهاش جواب نمیدم فهمید قضیه جدیه. خانوادش ۱-۲ هفته بعد تماس گرفتن. خودش کلی زنگ زد که جواب نمیدادم.
خلاصه بهش گفتم که براش صبر میکنم تا ۶ماه. به اون خاستگار هم گفتم نه.
حالا اما دوستم دیگه به زنگام مسیجام جواب نمیده و کاملا صریح بهم گفته دیگه دوسم نداره و نمیخواد منو. هرچند خانوادش همچنان موافقن و رفتار الان پسرشون واسه خودشون هم عجیبه. اما خودش میگه دوسم نداره و اخلاقمو بهانه میکنه. و حتی دراین مورد به خانوادش هم میگه ، در حالی که قبلا فقط جلو خانوادش 
تعریف میکرد ازم.
ما توی یک شهر زندگی نمیکنیم و لی هردومون اهل یک شهریم. ارتباطمون از طریق تلفن میل مسیج بودو گاهی هم دیدن متوسط ۲-۳ ماه یک بار. سنمون هم زیر ۲۵ ه.
لا . به نظرتون اصلا امیدی هست به برگشتش و ازدواج 
احساس میکنم که وقتی بهش مسیج میزنم و جواب نمیده =دارم دور میشم ازش. اما نمیتونم بهش زنگ و مسیج نزنم.
چیکار کنم که مسیج نزنم؟؟م

 

نویسنده:بی، ارسال شده در چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 ساعت 01:27 قبل ‏از ظهر، 2966 بار مشاهده شده، 11 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



hasti در 4 سال و 8 ماه و 16 روز و 7 ساعت پیش گفته

با سلام.

فکر میکنم بهتره علتش رو جویا بشی. یکم دیگه صبر کن. شاید الان از چیزی ناراحته و اینطوری شده. دوری خیلی بده چون باعث بوجود آمدن سوئ تفاهم میشه. سعی کن ببینیش و رودررو صحبت کنید.

مرجانه در 4 سال و 8 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

نگفتی که تو دوستش داشتی یا نه؟ نمی دونم چرا ولی حس کردم ی نگاه ابزاری به اون آقا داشتی؟ یعنی اینجوری که تا یکی مشتاق تر(یا بهتر) از راه رسید اونو پس زدی بعد یهو دیدی همون بهتره باز بهش رو آوردی، این برداشت من بود، اگه واقعا اینطوری بوده که بهتره بهش مسیج ندی و کلا فراموش کنی چون اگرم این ارتباط از سر گرفته بشه نتیجه ای نداره چون در این صورت تو دوستش نداری و لازمه ازدواج و تعهد دوست داشتنه نه صرفا موجه بودن و هم سطح بودن، موجه بودن و برابر بودن می تونه بسترسازه علاقه و عشق باشه وقتی این علاقه و عشق با گذشت 3 سال بوجود نیومده یا در اون حدی نبوده که بتونی به کس دیگه فکر کنی، پس دیگه بهتره که وقت تو تلف نکنی و تموم بشه. این برداشت من بود بر حسب نوشته خودتون. وقتی کسی رو دوست داشته باشی حتی حاضر نیستی ی لحظه ناراحتی و غصه داشته باشه.

بی در 4 سال و 8 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

از وقتی که این مسیجُ نوشتم یه مدتی گذشته. دو هفته ای هست که  من اصلا دیگه بهش زنگ و مسیج نزدم.

توی این 2 هفته دو بار مسیج زد :

*یه بار حالمو پرسید (که من 2 روز بعد جواب دادم و گفتم اون خواسته که جدا بشیم, محترمانه ازش خواستم که پس دیگه مسیج نزنه).



*یه بار هم دیشب مسیج زد و گفت: حلالش کنم!!! و اینکه خودش هم خیلی ناراحته به خاطر این قضایا. اما این تصمیم برای هر دومون بهتره.

-(من گفتم :اره حتما همینطوره, بای)

دوباره گفت که حلالم کن. و بازم مسیج زد باشه؟

-(گفتم به خاطر رتبه ی ارشدت حلالیت میخوای؟! تو بشو پروفسور, چه ارزشی داری تو؟! قدر یه پسر بچه 10 ساله هم مردونگی و غیرت نداری)

بعد گفت: هنوز عادتتُ ترک نکردی





من پزشکی میخونم و برام موقعیت بهتر هم وجود خواهد داشت. اما من دوسش دارم و دلم میخواست همراه همیشگی هم باشیم. اصلا نمیتونم باور کنم که این همون فرد ه! چطور اون ادمی که اونقدر براش مهم بودم الان اینطور شده؟!

amir12321 در 4 سال و 8 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیز

اول دوری دوستی میاره

2پسر زیر 28 و دختر زیر 25 ازدواج کنه = شکست

3 نمیدونم چه رشته ای میخونی ولی حتما با مشاور صحبت کن چندین تست وجود داره که شما میتونی بفهمی که برای ازدواج امادگی داری به عبارتی اگه مشکلاتی مثل عصبانیت زود رنجی ریشه داشته باشه و حل نشه و جدی باشه و شما بهش عادت کرده باشی میتونه بنیاد هرخانواده ای رو دیر یا زود از هم بپاشه

4حتما با مشاوره ازدواج کنید مشاوره ازدواج از مراکز درست و حسابی بگیرید ممکنه یکی یه مشکل داشته باشه که اصلا به چشم نیاد ولی همین باعث طلاق بشه

amir12321 در 4 سال و 8 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

ادامه صحبت

بی تعارف بخوام بگم علاقه بین شما دونفر زیاد منطقی نیست سن پایین نداشتن تجربه و اینکه این برای هر دوی شما حتما اولین تجربه است که به احتمال قوی بدترین انتخاب میتونه باشه واینکه تفاوت سنی شما زیاد نیست که این برای شما چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت به شخص شما میتونه اسیب بزنه و در اخر خشم و عصبانیت شما و زود رنجی شما

به نظر میرسه مشکل از طرف شما بیشتره با مشاور صحبت کنید احساسی که نسبت به خودتون رو دارید توقعاتی که از دیگران بخصوص از همسر اینده خودتون دارید و مهم تر از همه دوران کودکی خودتون رو بازکنید هرجا که در کودکی اذیت شدید و خاطره بدی براتون شده با مشاور در میون بزارید بدون اینکه به اون اقا فکر کنید اینجا خودتون مورد بحث هستید از خودتون شناخت داشته باشید چون میخواهید ازدواج کنید چه با این اقا چه با دیگری

ضمنا سن شما سن ازدواج نیست تازه درس داره تمام میشه و هنوز نتونستید واقعا زندگی کنید چطور میتونید یه زندگی رو اداره کنید قبل از ازدواج هروقت تونستید یک هفته مسافرت رو به تنهایی تجربه کنید تا الان خانواده از شما حمایت مادی و معنوی داشته و بعد از ازدواج شما باید با مشکلات مادی کنار بیای و اخلاقیات جدید و فرهنگ جدید یه خانواده دیگه رو واقعا لمس کنی چون تا الان فقط چیزی دیدی از اونها و خود واقعی اونها رو ندیدی و زندگی نکردی

ازدواج راهی برای شکوفا شدن درمان نیست و به ارزو رسیدن هم نیست

موفق باشید

بی در 4 سال و 8 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

سلام دوستان, متشکرم از نظرهاتون.

هستی جان:احساس میکنم که برای اینکه فراموشم کنه با فرد دیگه ای دوست شده. در غیر اینصورت محال بود اون بتونه این همه بدون من باشه. تمام این سه سال هرروزش باهم در ارتباط بودیم. من در کنار خودم دوسش داشتم, علاقه اونو هم به وضوح حس میکردم. تنها توجیهی خودم برای رفتار الانش میتونم داشته باشم اینه که با کسی دوست شده باشه. و اون دوستی هم برای ازدواج نیست. (اینو توی حرفاش هم بهم میگفت)



مرجانه جان: شاید من زیاد از جزئیات گفتم. خواستم دید بهتری داشته باشین. من خیلی دوسش داشتم. همیشه هم احساس تعهد میکردم بهش. علی رغم اینکه مورد توجه همکلاسیام و یا سال بالایی هامون قرار میگرفتم , بهشون توجهی نمیکردم, چون باورم این بود که بهش تعهد دارم.



آقای Amir12321:در مورد زودرنجی و حساسیت یه مشکل بزرگ نبود, فکر میکنم در حدی بوده که توی هر رابطه ای وجود داره.

amir12321 در 4 سال و 8 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

دوست عزیز سلام

مشکل زود رنجی نیست همه دارن ولی وقتی با عصبانیت همراه میشه مشکل ایجاد میکنه

اگه به این صحبت شما تکیه کردم چون خیلی ها رو دیدم که با همین یه مشکل زیر بنای یه زندگی رو به باد دادن

من چیزی نمیگم که خوشتون بیاد چیزی رو میگم که ممکنه حالتون رو به هم بزنه حتما ارتباط شما نقاط قوتی داره ومن به چیزهای بدش تکیه میکنم که اون ها رو حل کنید تا به مشکل کمتری برخورد کنید

1 سن شما سن ازدواج نیست

2 شرایط شما شرایط ازدواج نیست دانشجویی هنوز نمیدونی کار کردن و اقتصاد یعنی چی

3 حقیقت اینه که زندگی قهر و اشتی برنمیداره چون یه رفتار بچه گانه است

4 شما هنوز شناخت نه از خودتون دارید و نه از شخص رو برو چون اگر داشتید بعد از سه سال هردوی شما عملکرد بهتری داشتید تاکید میکنم داشتید یعنی هر دوی شما

5 هنوز جامعه رو نمیشناسید و ارتباط های کاری و غیره

6    الان 6 ماهه که شما رو نمیخواد و داره بهانه تراشی میکنه من نمیدونم چطوری از هم شناخت دارید که بعد از 3سال تازه ایشون پی بردن که از اخلاق شما خوشش نمیاد ولی شما هنوز مشتاق به ادامه ای ؟ این مشکل رو میتونی پی گیری کنی و تصمیم بگیری ولی فردا بعد از ازدواج از یه چیز دیگه شما خوشش نیاد و بزاره بره چی؟

amir12321 در 4 سال و 8 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 15 دقیقه پیش گفته

حالا اگه دوست دارید تا از ارتباط شما تعریف کنم که این اتباط اسمانی و غیره ولی ایا مشکلات شما حل میشه و اینده شما روشن

بازم میگم قبل از انتخاب چشمات رو باز کن منفی ها رو بببین و حل کن و بعد از ازدواج چشمات رو از حدقه در بیار بنداز دور چون بعد ازدواج 85 درصد شرایط و برتری های امروز رو از دست میدی

دیگه هر کسی در خونه یه زن مطلقه رو نمیزنه و هر کسی یه جور دیگه بهش نگاه میکنه همین دیروز یکیشون خودکشی کرد

سهراب سپهری میگه : زندگی چیزی نیست که لب تاقچه عادت از یاد منو تو برود

بهترین ارزو ها رو براتون ارزو میکنم

hasti در 4 سال و 8 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم

به نظر من مردها عشقشون توو چشماشونه. با این چیزهایی که الان گفتی بعید نیست باکس دیگه ای دوست شده باشه.  سعی کن کمتر بهش فکر کنی تا رفته رفته بتونی فراموشش کنی. 

alale_00 در 4 سال و 8 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

عزیز من شما که با اون آدم قرار و مدار گذاشتی چطور تا یک خواستگار خوب دیدی بیخیالش شدی و بهش بی محلی کردی؟

این یعنی چی؟ یعنی برات اهمیتی نداشته اونکه داشته تلاش میکرده شرایطش رو برای تو فراهم کنه تو اینطور باهاش رفتار کردی و بی ارزشش کردی.

حتما اون پیش خودش فکر کرده که پیش تو ارزشی نداره و تو دوستش نداری و تصمیم گرفته این ازدواج رو بهم بزنه. فکر کرده اگه دوستش داشتی چطور یک خواستگار بهتر رو که دیدی تونستی بعد از چندسال اونو فراموش کنی؟

این برای یک مرد خیلی سخته. برای یک زن هم خیلی سخته. خودت رو بذار جای اون...... ببین میتونی درکش کنی.

بنظر من بهترین کار اینه که رو در رو با هم صحبت کنین و براش دلیل اون رفتارت رو توضیح بدی و بهش اطمینان بدی که دوستش داری، بگی اون بی محلی ها برای این بوده که ترغیبش کنی زودتر بیاد خواستگاری و اصلا به این معنی نبوده که تو خواستگار جدیدت رو از اون بهتر دیدی و اونو میخواستی. و بهش اطمینان بدی ک تمام این مدتی که براش صبر کردی و جواب رد که به همه ی خواستگارات دادی بخاطر عشقی بوده که بهش داشتی... دیگه هنر خودته که یه جوری کارتو جمعو جور کنی

alale_00 در 4 سال و 8 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

احتمال اینم هست که زیر سرش بلند شده باشه  از پسر بچه ها بعید نیست!

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي