کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.226.36.60

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: nastaranm

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  66.249.75.16
  66.249.69.145
  66.249.69.143
  54.36.149.99
  54.36.149.93
  54.36.149.9
  54.36.149.83
  54.36.149.82
  54.36.149.78
  54.36.149.77
  54.36.149.76
  54.36.149.74
  54.36.149.72
  54.36.149.71
  54.36.149.61
  54.36.149.53
  54.36.149.51
  54.36.149.48
  54.36.149.40
  54.36.149.38
  54.36.149.35
  54.36.149.28
  54.36.149.24
  54.36.149.23
  54.36.149.17
  54.36.149.14
  54.36.149.104
  54.36.149.103
  54.36.148.97
  54.36.148.94
  54.36.148.92
  54.36.148.84
  54.36.148.82
  54.36.148.76
  54.36.148.65
  54.36.148.63
  54.36.148.62
  54.36.148.61
  54.36.148.57
  54.36.148.54
  54.36.148.40
  54.36.148.36
  54.36.148.35
  54.36.148.34
  54.36.148.255
  54.36.148.240
  54.36.148.237
  54.36.148.229
  54.36.148.227
  54.36.148.226
  54.36.148.215
  54.36.148.204
  54.36.148.198
  54.36.148.181
  54.36.148.172
  54.36.148.165
  54.36.148.154
  54.36.148.152
  54.36.148.15
  54.36.148.148
  54.36.148.144
  54.36.148.142
  54.36.148.138
  54.36.148.13
  54.36.148.112
  54.36.148.111
  54.36.148.110
  54.226.36.60
  5.134.191.91
  46.229.168.154
  46.229.168.153
  46.229.168.151
  46.229.168.150
  46.229.168.149
  46.229.168.147
  46.229.168.145
  46.229.168.144
  46.229.168.142
  46.229.168.141
  46.229.168.140
  46.229.168.139
  46.229.168.138
  46.229.168.137
  46.229.168.136
  46.229.168.135
  46.229.168.134
  46.229.168.133
  46.229.168.132
  46.229.168.130
  40.77.167.49
  216.244.66.201
  207.46.13.114
  195.146.37.19
  162.210.196.100

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  خسته از افسردگی

amin

سال تولد 1371 /// جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن خسته از افسردگی

   


سلام دوستان
من دانشجوی سال3 کارشناسی عمران هستم و خیلی وقته که افسردگی گرفتم از اینکه نه میتونم ازدواج کنم و نه میتونم درسامو درست حسابی بخونم چون یکی اینکه نیاز به یک رابطه عاطفی معمولی دارم (نه جنسی چون رابطه جنسی قبل ازدواج رو گناه میدونم) و دوم اینکه نیاز جنسی هم خیلی بهم فشار میاره و سوم اینکه خیلی نگران کار و آینده شغلیم هستم با این وضعیت داغون کشورمون با پدر مادرم هم صحبت کردم اونا هم میگن فقط بشین درستو بخون تا درجات بالاتر برو خدا خودش جور میکنه یا درستو ول کن برو سربازی بعد برگرد یه کاری برا ت پیدا میکنیم مثلا میری کارگر میشی یا یه شغل آزاد
من الان چیکار کنم؟
چجوری این نیاز هارو کنار بذارم دارن دیوونم میکنن؟
ورزش کردم تاثیر نداشت
عبادت ودعا تاثیر نداشت
موسیقی تاثیر نداشت
دیگه نمیدونم چیکار کنم؟

 

نویسنده:amin، ارسال شده در يكشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 01:42 بعد از ظهر، 4011 بار مشاهده شده، 9 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



donya در 5 سال و 6 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 22 دقیقه پیش گفته

سلام آقا امین

این حسی که درمورد خودت داری که بهش میگی افسردگی درست نیست

بر چه مبنا و اساسی میگی افسرده ام؟!

چون موقعیت درستی برای ازدواج نداری؟ این دلیل نمیشه چون همینطور که خودت گفتی مستقل شدن توی این زمونه و اینکه آدم خودش رو به جایی برسونه که توانایی تشکیل یه زندگی رو بدست بیاره خیلی کار سختیه و واسه همه سخته نه فقط واسه تو

در عین سخت بودن محال و غیر ممکن نیس که تو نگرانشی همه توی زندگیشون ضعف ها و کمبودهایی رو احساس میکنن و میترسن از اینکه همیشه وضعیت همینطور بمونه مثل الان تو

تو یه جوون پرانرژی و فعالی هستی که باید هدف خودت رو از زندگی آینده ات مشخص کنی

اینکه وقتی درست تموم شد همین رشته رو ادامه بدی یا تا همین مقطع نگه داری و بری سربازی و بعد پیدا کردن شغل //خب تو باید به خودت مراجعه کنی که چه برنامه ای رو میتونی واسه آینده ات پیاده کنی و خوشحال باش خدا هست کمک و همراهت و یه حامی خوب مثه خانواده داری

پس واسه درس و شغلت راه انتخاب کن

درمورد درس خوندنت که میگی نمیتونم درست و حسابی بخونم بخاطر همین افکار و نگرانی هایی که داری خوب نمیتونی روی درس متمرکز شی ولی گفتم بهت ترس و نگرانی هیچی رو درست نمیکنه که هیچ بدتر میکنه اصلا دلیلی نداره که تو استرس شغل و ازدواج داشته باشی

مگه تمام کسانی که ازدواج کردن و الان خوشبختن از اول جونیشون همه چی واسشون مهیا بوده که تو انقدر بهش فکر میکنی! خب معلومه نه

donya در 5 سال و 6 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 7 دقیقه پیش گفته

درمورد اینکه نیاز به یه رابطه عاطفی رو در خودت احساس میکنی خب طبیعیه توی این سن این نیاز در همه وجود داره ولی بستگی داره که شخص چطور این نیاز رو مهار کنه

خیلی فکر درستی داری اینکه علی رغم نیاز جنسی که داری رابطه جنسی تا قبل ازدواج رو غلط و گناه میدونی پس با این حساب میتونی این نیاز رو درخودت مهار کنی کنترل کنی

نیاز عاطفی رو فقط باید با ازدواج برطرف کرد در کنار همسر و این راه درستشه و تا قبل از اون باید این حس ذاتی رو نگه داریم چون اگه جور دیگه ای برطرفش کنیم ممکنه لطمه و آسیب زیادی بهمون وارد شه..

ورزش و موسیقی و دعا تاثرشون رو وقتی نشون میدن که تو دیدت رو نسبت به خودت عوض کنی باید اینطور فکر کنی که هیچی توی این دنیا غیرممکن و دست نیافتنی نیست /تو استعدادها و توانایی هایی داری که هنوز به وجودشون در درون خودت پی نبردی

چون اگر بدونی که چه قابلیت ها و مهارت هایی داری دیگه کلمه نگرانی و افسردگی رو نمیاری

وقتی اینطور خودت رو ضعیف بدونی و دست کم بگیری حتی اگر ضعیف و ناتوان نباشی این حس و این نظر نسبت به خودت در درونت شکل میگیره تقویت میشه و همین میتونه مانع رسیدن به خواسته هات بشه..

donya در 5 سال و 6 ماه و 18 روز و 17 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

تمام خواسته هایی که داری: درمود درس ات که تا کجا بخونی درمورد شغلت که چجوری انتخابش کنی و از چه راهی بری سراغش هرچی عقل و قلبت میگه بنویس و براشون برنامه ریزی کن روش فکر کن که هر روز برای رسیدن بهشون باید چکارایی بکنی از خانواده کمک بگیر

کتاب و مقاله بخون و اطلاعات عمومی تو  زیاد کن

وقتی واسشون برنامه ریزی کنی وقت بذاری بری پرس و جو کنی به فکرش باشی احساس خوبی بهت دست میده و میدونی که داری واسش تلاش میکنی و جوابش هم میگیری

ولی ولی اگه برعکسش بشینی به این فکر کنی که ازدواج و درس و شغل سخته وبا خودت بگی نمیتونم نمیدونم چیکار کنم خب معلومه حس بدی بهت دست میده و از خودت ناراضی میشی و فکر میکنی نمیتونی به جایی برسی

آدمی زاده ی افکار خودشه.. تو هرجور که فکر کنی همون آدم میشی

الان جوون سرحال و شادابی هستی که باید اینو همیشه حفظ کنی از لحظه به لحظه زندگیت استفاده کن از سلامتیت لذت ببر و کلمات مثبت و افکار درست رو توی ذهنت پرورش بده

با یاری خدا به همه ی خواسته هات میرسی..

زینب در 5 سال و 6 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

منم دانشجوی سال سه کارشناسی ام.

دخترم هستم تازه

امسال که میخواستم برم کار اموزی سه جابهم پیشنهاد کار داده شد.

یکی توی مرکز تحقیقات دانشگاه خودمون

یکی توی یه بانک

یکی هم یه شرکت خصوصی



اگر دنبال کاری . فعالیت کن. با اساتید رفت و امد بیشتری داشته باش.

از بازار کار هم خبر بگیر

خودتو به عنوان یه فرد فعال و زرنگ نشون بده ببین چه جوری برای استخدامت سر و دست می شکنن.

توی انجمن علمی و ...

برا خودت از الان رزومه جمع کن.

شما مردی مثلا...

کم نیار

یه یا علی کارشه

موفق باشی

مرجانه در 5 سال و 6 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 43 دقیقه پیش گفته

آقا امین، شما تازه 21 ساله هستی، خیلی زوده که به این مسائل فکر میکنی، الان باید به تموم کردن درس ت فکر کنی و برای ارشد برنامه ریزی کنی. من یک داداش دارم سن شما، همیشه بهش اینو میگم، که برای ازدواج فرصت زیاده، و هر چی بذاری سنت بالاتر بره تا حدود 28 سال منطقی تر تصمیم می گیری و بهتر انتخاب میکنی، به شما هم همینو میگم، سعی کن روابط اجتماعی قوی تری داشته باشی و با دوستات و اقوام رفت و آمد کن، کار خوبی هم می کنی که با پدر و مادرت در مورد نیازهات حرف میزنی، خلاصه این که هنوز اول راهی، در مورد نیاز جنسی هم همه ما خودمون بهتر از هر کسی می دونیم که هر نیاز و حسی در وجودمون قابل کنترله، منظور سرکوب کردن نیست، بلکه حفظ کردن و کنترل کردنه، عجول نباش به عنوان خواهر بزرگتر بهت میگم که تو هر سال که از عمرت بگذره یعنی یک سال پخته تر شدی. موفق باشی

لادن در 5 سال و 6 ماه و 17 روز و 54 دقیقه پیش گفته

سلام برادر عزیز.شما هیچ مشکلی ندارید ایمانتان را از دست داده اید که دچار خود کم بینی گشته اید.اگر حس حضور خداوند را داشتید در مورد خودتان چنین قضاوتی نمیکردید.بعد مادی زندگی بر شما غلبه کرده و دچار غفلت شده اید از الطاف الهی.

دل بر این عشوه گر دهر مبند           کین عجوزه عروس هزار داماد است.(رودکی)

hasti در 5 سال و 6 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

سلام.

آقا امین عمران که بیکار نمیمونه.

به نظر من برو دنبال کار و پول درآوردن

از همین الان که دانشجویی برو کارگاههای عمرانی. برای آقایونی که عمران میخونن همیشه کار پیدا میشه.

برو به عنوان کارآموز کارو یاد بگیر. چون الان از بیکاریه که این فکرها به سرت میزنه.

موفق باشید

ma369 در 5 سال و 6 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

مرا در خیالت نقاشی کن؛و نشانم بده حقیقت همیشه دیدنی نیست،گاهی هم دست‌خوش با تو بودن می‌شود.و به‌خاطر بسپار که پائیز آرزوها ماندنی نخواهد بود...کیمیای وجودت را به لبخندی همیشگی آغشته کن تا سحرگاهان جان تازه گیرند.پس بخند...بخند تا دنیا را نقاشی کنم با خیال با تو ماندن و از تو گفتن...و چه زیباست آرزوی رهایی برای پرنده‌ی محصور...مرا یارای تماشای اشکهایت نیست؛بخند...بخند و به ابدیت فکرکن...آن‌گاه که تمام کائنات دست‌به‌‌دست هم میدهند تا دستان تو را به دستان من رسانند.و گل از نو شکفت...آری...خاک موسیقی احساس مرا از تو شنفت...و تو خندیدی...و من دلخوش از شادی تو به آسمان پر کشیدم...و چه زیباست وقتی به آسمان می‌نگری در اعماق شب...و آن‌زمان که نگاه‌هامان به تلاقی ماه‌ نیمه‌شب درمی‌آید...و من از شادی تو شاد شدم...

مهدی در 4 سال و 10 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

سلام  منم دانشجوی عمرانم و دقیقاً مثل شمام نیاز جنسی داره میکشدم گناه هم داغونم میکنه مدتیه با یکی از علمای بزرگ آشنا شدم که امام زمانو بیشتر بهم شناسوند من الان اهل نماز شب شدم و واسه امام زمان خیلی نامه می نویسم خلوت میکنمو باهاش دردو دل میکنم و واسش گریه میکنم خیلی تاثیر مثبت داشته شما هم حتما این کار رو بکن و حتما حتما پیش یه مشاور  خوب هم برو خیلی موثره . ما در معرض یه امتحان بزرگیم باید مواظب باشیم (امام زمانم ای قلب تپنده ی من خودت به دادمون برس  ، عزیز تنهای من کمکمون کن ، آمین یا رب العالمین)

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي