کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.198.212.30

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: saye

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  95.163.255.54
  95.163.255.53
  77.234.46.146
  54.36.149.94
  54.36.149.88
  54.36.149.86
  54.36.149.8
  54.36.149.73
  54.36.149.69
  54.36.149.64
  54.36.149.63
  54.36.149.62
  54.36.149.61
  54.36.149.58
  54.36.149.56
  54.36.149.55
  54.36.149.39
  54.36.149.37
  54.36.149.29
  54.36.149.19
  54.36.149.104
  54.36.149.0
  54.36.148.99
  54.36.148.84
  54.36.148.78
  54.36.148.73
  54.36.148.70
  54.36.148.66
  54.36.148.61
  54.36.148.60
  54.36.148.59
  54.36.148.53
  54.36.148.49
  54.36.148.42
  54.36.148.41
  54.36.148.37
  54.36.148.33
  54.36.148.28
  54.36.148.254
  54.36.148.250
  54.36.148.249
  54.36.148.248
  54.36.148.247
  54.36.148.242
  54.36.148.237
  54.36.148.234
  54.36.148.23
  54.36.148.227
  54.36.148.220
  54.36.148.210
  54.36.148.209
  54.36.148.206
  54.36.148.204
  54.36.148.202
  54.36.148.194
  54.36.148.192
  54.36.148.180
  54.36.148.175
  54.36.148.170
  54.36.148.163
  54.36.148.161
  54.36.148.155
  54.36.148.150
  54.36.148.15
  54.36.148.148
  54.36.148.144
  54.36.148.131
  54.36.148.129
  54.36.148.125
  54.36.148.120
  54.36.148.115
  54.36.148.108
  54.36.148.105
  54.36.148.101
  54.198.212.30
  51.255.65.46
  40.77.167.166
  216.244.66.201
  207.46.13.61
  207.46.13.103
  195.146.37.19
  185.156.174.247
  157.55.39.199

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  ازدواجم از اول اشتباه بود

نيايش

سال تولد 69 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل در دوره نامزدی یا عقد ///عنوان متن ازدواجم از اول اشتباه بود

  


من تازه عقد كردم.شوهرم متولد 68 و يكسال از خودم بزرگتره.ما به صورت سنتي باهم ازدواج كرديم.اما م از همون اول يعني قبل عقد هم زياد مايل به اين ازدواج نبودم و از ترس اينكه اين موقعيتم مثل ساير موقعيت ها از دست بدم راضي به ازدواج شدم.اما بلافاصله بعد عقد پشيمون شدم و ديگه هيچ چاره اي ندارم.من ليسانسم و شوهرم ديپلم.خانواده شوهرم با وجود اينكه از نظر مالي كمي پايين تر ز ما هستند و قشر متوسط جامعه به شمار ميان ولي خيلي گرفته و خسيسن مخصوصا مادرشوهرم و اين رفتار اون روي بقيه مثلا شوهرم هم تاثير گذاشته و اين منو خيلي آذار ميده.شوهرم هم خيلي تيپ و قيافه بچگونه اي داره وبا وجود اينكه از نظر اخلاقي معركه است و من و خيلي دوست داره و به خونوادم هم احترام ميذاره ولي باعث شده من خجالت بكش بااون تو جع خونواد حضور پيدا كنم و مدام استرس دارم كه فاميل چي ميگن.البته به گوش خودم شنيد كه ميگفتن واسه من بهتر از اينا بود.خودمم نميدونم چر اين كار و كردم.و همش ميگم كاش صبر ميكردم و مدام با خودم درگيرم و اعصابم بهم ريخته ست.تو رو خدا كمكم كنيد....

 

نویسنده:نيايش، ارسال شده در شنبه 18 خرداد 1392 ساعت 05:51 بعد از ظهر، 8405 بار مشاهده شده، 27 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



donya در 5 سال و 4 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 37 دقیقه پیش گفته

سلام نیایش

همسرت دوستت داره /به تو و خانواده ات احترام میذاره/ اخلاقش معرکه است..

این بزرگترین حسن و امتیاز همسرت هست خوشبختی رو

اخلاق خوب , عشق به همسر و احترام تضمین میکنه

همیشه میگن قبل ازدواج چشمهاتون رو کاملا باز کنید یعنی دید و افق

فکری تون رو باز کنید هوشیارانه و با احتیاط انتخاب کنید و بعد ازدواج

چشمها رو ببندید یعنی بعد ازدواج باید مسائلی که میتونه به زندگی

صدمه وارد کنه و ما رو از انتخابمون پشیمون کنه اینجور مسائل رو

بذاریم کنار..

الان فکر میکنی برات موارد بهتری هم وجود داشت که میشد

انتخاب بهتری داشته باشی ولی مورد بهتر یعنی چی؟

یعنی یه مرد از همه نظر کامل و اوکی؟هم قیافه هم خانواده  هم اخلاق هم...؟؟

اگه همچین مردی رو میخواستی و فکر میکنی که اگه با همسرت عقد

نمیکردی همچین مردی برات پیدا میشد باید بگم نباید مطمئن باشی

چون انسان بی عیب و بی نقص وجود نداره اگرم میگی یه مرد خیلی مناسبتر

از همسرت .. باید بگم اینو باید قبل عقد درنظر میگرفتی الان باید این فکرا رو

بذاری کنار

donya در 5 سال و 4 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 26 دقیقه پیش گفته

با این فکرا خودتو بیشتر اذیت میکنی

به اینکه کاش انتخابش نمیکردم یا کاش صبر میکردم اصلا فکر نکن

فقط الان رو در نظر بگیر با خودت بگو اگه الان همسرت از نظر تیپ و قیافه

همونطوری بود که میخواستی یا حتی بهترش

از نظر مالی هم  در سطح  شما یا بالاتر از شما بودن

ولی..

اخلاق درست و حسابی نداشت به اندازه ای که تو دلت میخواست

همسرت بهت عشق داشته باشه اون عشق نمیداشت

به تو و خانواده ات احترام نمیذاشت.. اینجا ببین خوب میشد؟

مسلما نه

پس اگر فکر میکنی چیزی که بدست اوردی زیاد هم خوب نیس

از اون یه بدتر بساز ببین چی میشه

این مقایسه ها رو بذار کنار و اصلا به حرف و نظر دیگران توجه نکن

فامیل و آشنا که میگن تو میتونستی مورد بهتری رو انتخاب کنی

از شخصیت وجودی تو و همسرت چیزی نمیدونن وفقط ظاهر قضیه رو

درنظر میگیرن درضمن همین افراد وقتی ببینن همسرت هواتو داره

و برای خوشبخت کردنت تلاش میکنه نظرشون عوض میشه

و میگن چه خوب شد این مرد رو برای زندگیت انتخاب کردی

نگران اخلاق مادرشوهرت هم نباش تو میتونی کاری کنی

که هیچ احدی توی زندگیتون و اخلاق و رفتار همسرت تاثیر نذاره

خوشبخت باشی همیشه

شنتیا در 5 سال و 4 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 34 دقیقه پیش گفته

سلام

شما به خاطر چی ازدواج کردی؟

به خاطر حرف مردم؟

دلم ب حال اون پسر میسوزه. با اون همه عشق و علاقه ازدواج کرده بعد همسرش راجع بهش اینطوری فکر میکنه. من خودم وقتی میخواستم ازدواج کنم از گوشه و کنار حرفهایی از این دست رو میشنیدم. به همین خاطر گاهی با همسرم بی دلیل دعوام میشد. اما کم کم فهمیدم که دارم اشتباه میکنم و هیچکس مثل همسرم پشتیبانم نخواهد بود. به همین دلیل بود که جلوی هر حرفی رو بستم.الان دیگه کسی جرات نداره به همسرم از گل بالاتر بگه.

شما هم کم کم فکراتو بکن و با مشاور هم مشورت کن ببین اگر با اون پسر خیلی اذیت میشی رهاش کن. بزار اونم زندگیشو پیدا کنه. اما بهت توصیه میکنم سعی کن برای خودت زندگی کنی. شوهر خوب خیلی کم پیدا میشه.

مرتضی در 5 سال و 4 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 46 دقیقه پیش گفته

سلام

متن شما رو خوندم  انچه احساس کردم بهانه گیری بود . فک میکنم شما  این شخص به دلت نشسته وگرنه همسر ادم هرچی باشه باید ازش همه جا دفاع کرد . اونجا که گفتن  شما از اون سر تر هستین باید سریعا برخورد میکردید و همسرتون رو بالا میکشیدید .حسی بهم میگه دله شما پیشه یکی دیگست ولی ویژگی های مثبت این اقا باعث شده نتونید ردش کنید . حلا میخواید ایشون رو به ظاهر و ویژگی های اون شخصه مورد نظر نزدیک کنید . همسرتون رو همونجور که هست دوست داشته باشید اگه نمیتونید باهاش صحبت کنید و قبله عروسی جدا بشین چون به دل نشستن اولین فاکتور تو زندگیه مشترکه. اگه قرار باشه این مدلی ادامه بدین از علاقه ایشون هم نسبت به شما کم میشه و مشکلاتتون بیشتر میشه 

نسیم در 5 سال و 4 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 18 دقیقه پیش گفته

دوست عزیزم .



شما گفتی همسرت معرکس بهت علاقه داره احتران به خوونوادت می زاره و ... تنها ایرادش اینه که ممکهنه مثل مادرش خسیس بشه و صورت بچه گونه ای داره ؟ درسته اگه اشتباه نکنم ؟

عزیزم اول از همه معیار شما برای ازدوج اشتباه بوده شما ترس از آینده داشتی که نکنه دیگه موقعیت دیگه ای برات پیش نیاد . الان کاش ها رو بزار کنار . هیچ کس نمی توونه توی زندگی تو و همسرت دخالت نکنه اگه و البته اگه تو نخوای ! زن در زندگی نقش مهمی داره توری که می توونه شوهرشو به بالاتارین ها برسونه و یا اینکه بفرستع ته چاه ! تو فکر می کنی کدومشون هستی؟ اینهایی که گفتی ایراد یک مرد نیست ! و چه بسا همسرت خیلی خوبی های دیگه هم داره که تو نمی بینی شاید چون هنوز تو بهش احساس نداری . این و بدون زندگیتو خودت می سازی به تنهاایی . چه مجرد باشی چه متاهل . چا با یک هنرپیشه هالیوود ازدواج کرده باشی چه با زشت ترین مرد . خوشبختی دست من و توست و دید ما به زندگی ! دوسش داشته باش وقتی میبینی اوون اینقدر هواتو داره  . موفق باشی باید در زندگی کمی پخته تر بود .

نیایش در 5 سال و 4 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

 شما که میگی جداشم،فکر من هستی که ببینی چه ضربه ای به من وارد میشه و همه به چشم یه دختر مطلقه به من نگاه میکنن.تازه ممکنه بعدا همین موقعیتم واسم پیش نیاد.تازه دلم واسه شوهرمم میسوزه.چون خیلی خیلی منو دوست داره،اگه یه روز منو نبینه گریه میکنه.با وجود اینکه خیلی سعی میکنم این چیزها رو نشون ندم،بعضی اوقات منو محکم بغلش میکنه و میگه خیلی دوسم داره و میدونه که من دوسش ندارم واین باعث میشه من یه عالمه گریه کنم.خودمم نمیدونم چرا اینجوری میکنم.اون بهم میگه حتی حاضره واسه رفاه من دست به گدایی بزنه ولی من تو زندگی چیزی کم نداشته باشم.با وجود این همه علاقه بازم بهونه گیری میکنم،فقط چون شوهرم با کلاس و خوش تیپ نیست.خودمم میدونم مشکل از منه تو رو خدا کمکم کنید....

leila در 5 سال و 4 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 50 دقیقه پیش گفته

سلام. عزیزم بنظرمن طبیعیه بعد عقد ادم دچار شک میشه استرس قبل عقد وبعدشم حتی توو ازدواجای غیرسنتی اینجو چیزارو زیاد دیدم ک کلا یه سردی پیش میاد. اینکه تو میگی اخلاقش خوبه و احترام میذاره عالیه تو نباید با رفتارای سردت اونو دلسرد کنی.

تلاشتو بکن زندگی شادی بسازی

اینو مطمعن باش با بهترین موقعیتم ازدواج میکردی این دوران پیش میومد برات

من خیلی از دوستامو اطرافیانمو دیدم اینجور بودن

اصلا نگران نباش و چشتو به چیزایی ک داری باز کن

و بزرگشون و تقویتشون کن

و نقایص و ضعفاتونو بشناسو سعی کن همراهش درستش کنی

فکر اینده روشن باش برنامه داشته باش برا زندگیت و مدام بخودت تلقین نکن من از اول راضی نبودم!

برا مردمم هرگز زندگی نکن هرگز

شادیو تو خلق میکنی توو زندگیت

شاد باش در پناه خدا

نسیم در 5 سال و 4 ماه و 13 روز و 13 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

دوست عزیز کی حرف از جدایی زد ؟ شما باید حتما از یه متخصص کمک بگیری یه جورایی یه ترس داری . ترس از اینکه دیگران دارن درباره ی این صحبت می کنن که این چه انتخابی بود کرده ! حتما کمک بگیر چند جلسه ! موفق باشی

زینب در 5 سال و 4 ماه و 13 روز و 8 ساعت پیش گفته

فقط هر کاری که می کنی قبل از این باشه اونم نسبت بهت سرد بشه.

زود .

زود....

اصلا شوخی نگیر قضیه رو

donya در 5 سال و 4 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 22 دقیقه پیش گفته

نیایش جان شما که میدونی چه همسر خوبی داری

پس حتی یه ثانیه هم با خودت نگو ازدواجم اشتباه بود

وقتی میگن اشتباه کردم نباید ازدواج میکردم که مدت زیادی

رو زیر سقف با همسرشون زندگی کردن ولی بعد به این

نتیجه میرسن که ای کاش زندگی نمیکردم..

شما که تازه عقد کردی چیزی معلوم نیس باز روی

ظواهر هم که نمیشه گفت انتخابم غلط بوده یا درست

زمان همه چیزو درست میکنه طوریکه خودت باورت نمیشه

روزها و شبها و هفته ها و ماهها کنار همسرت زندگی میکنی

و مهری ازش میگیری که الان دنبالش هستی

با توکل به خدا و مرور زمان درست میشه

فقط ب جای افکار باطل و ناراحتی از خودت بهش محبت کن

و همه چیزو بسپار دست زمان

pesaretanha در 5 سال و 4 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 13 دقیقه پیش گفته

برای عنوانی که انتخاب کردی متاسفم.

بنظرت اگه از دستش بدی حتی اگه یه پسر خوشتیپ و تحصیل کرده گیرت بیاد با قیافه ی مردونه اما اخلاقش مثل شوهر الانت نباشه(نمیگم بداخلاق باشها فقط مثل شوهر الانت دوست نداشته باشه) احساس پشیمونی نمیکنی؟؟

حسین در 5 سال و 4 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 17 دقیقه پیش گفته

خانم نیایش ... دقیقا من و نامزدم هم همین مشکل رو داریم و متاسفانه اون هم مثل شما فکر

میکنه ...



اگه فکر کردی از اون بهتر گیرت میاد کور خوندی ...



متاسفانه خانم من خیلی زود عصبانی میشه . با اینکه من یه کارگرم و اون میخواد لیسانس



روانشناسیشو بگیره متاسفانه چون دور هم هستیم از هم ، همیشه تلفنی در حال دعوا



با همدیگه هستیم و متاسفانه حرف طلاق رو پیش میکشه و متاسفانه دوستان دانشگاهیش



اغفالش میکنند و مثل شما عقلش با چشمشه و خوبی های مرد زندگیشو نمیبینه و



متاسفانه من هم مثل شوهر شما گیر افتادم و اگه بهم بی محلی کنه بیشتر از این



مطمئنا بهش خیانت خواهم کرد و اونوقته که آبروی دختر میره نه پسر ...



پس توصیه من به شما و خانمم اینه که عاقل باشید و عاقلانه با مشکلات روبرو شید



و احساسی برخورد نکنید ... مرد تا یه حدی میتونه نیازهای جنسیش رو کنترل کنه و



ارضا نشه ... بعد از اینکه مرد از نامزدش سرد شد و خانمش دیگه باهاش راه نیومد



مطمئنا شوهرتون میره سراغ یکی دیگه و اونموقع بدبخت میشید ...



متاسفانه خانم من هم همینجوریه و همین امشب کارمون به فحش و فحش کاری کشید



در حالیکه هیچکدوم دوس نداریم اینجور شه ... اما مقصر شما خانمها هستید که نمیخواید



با واقعیات کنار بیایید .



خدایا ...

نیایش در 5 سال و 4 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

خوب مشکل منم همینه

شوهرم با داداش و باباش تولیدی اجاق گاز دارن و از نظر درآمدی کارش بد نیست ولی..

از صبح تا شب پابه پای کارگراشون کار میکنن و دستاش همیشه سیاهه و این منو رنج میده.

علاوه بر اون پدر بزرگش(بابای مامانش)رفتگر شهرداری بوده و چون ما تو شهر کوچیکی هستیم همه میشناسنشون و میگن از نظر وجهه اجتماعی با خونواده ما که پدربزرگم یه آدم سرشناس بوده متفاوتن و به همین دلیل مامانش از روستایی ها بدتر لباس میپوشه و من از تمام این موارد رنج میبرم ولی هیچ چاره ای ندارم

نیایش در 5 سال و 4 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 48 دقیقه پیش گفته

 —شکل منم هینه.—شوهرم تولیدی اجاق گاز داره(البته با باباش و داداشاش) و از نظر درآمدی کارش خوبه ولی...—ولی از صبح تا شب کار میکنه و کارش فنی یه و دستاش همیشه سیاهه و این منو رنج میده.—علاوه بر اون پدر بزرگش(بابای مامانش)رفتگر شهرداری بوده البته 25 سال پیش ولی چون شهرمون کوچیکه همه اینو میدونن و میگن این خونواده از نظر وجهه اجتماعی شباهتی به خونواده ما که پدر بزرگ یه آدم سرشناس بوده ندارن و این حرفا همش منو آذار میده.

زینب در 5 سال و 4 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 5 دقیقه پیش گفته

دختر خوب

عزیز من دستای اون به خاطر شما این شکلی میشه

جور دیگه ای به دستاش نگاه کن

زیبایی دستای شوهر شما تو زحمت شبانه روزی که می کشه

تو کاری که برای رفاه شما می کنه

فک می کنی اون خودش خوشش میاد دستاش اینجوری باشه؟؟؟؟

ببین داری چی رو داری فدای چی میکنی

بزار راحت بهت بگم

من اگر جای تو بودم میگفتم: " به درک که مردم چی میگن

من کاری می کنم که همه بهم غبطه بخورن"

با زندگیت بازی نکن

خدا زیبایی رو اونطور که شما تعریف می کنی تعریف نکرده

نزار شوهرت ازت سرد بشه

دلشو نشکون که اگر اینکارو بکنی ...

منکه فکر نکنم تو دادگاه خدا پیروز بشی

حالا دیگه تصمیم با خودته

leila در 5 سال و 4 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 42 دقیقه پیش گفته

نیایش جان مهم اون دنیای خوبو قشنگیه که تو و همسرت باهم برا همدیگه بسازین

یه متن قشنگ درباره حرف مردم و تفکراشون داشتم کاش میشد اینجا بذارم

برای خودت زندگی کن برای ارامش خودت و همسرت که توو بدترین لحظاتم همراه تو هست نه برای یه مشت ادمی که فقط حرف میزنن و مخل ارامشو اسایش ادمن

leila در 5 سال و 4 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 54 دقیقه پیش گفته

مَردم" چیست؟



    مَردم به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی.

    برای مَردم خیلی مهمه که تو چی میپوشی؟

    کجا میری؟

    ... چند سالته؟

    بابات چیکارس؟

    ناهار چی خوردی؟

    چند روز یه بار حموم میری؟

    چرا حالت خوب نیست؟

    چرا میخندی؟

    چرا ساکتی؟

    چرا نیستی؟

    چرا اومدی؟

    چرا عاشق شدی؟

    چرا فارغ شدی؟

    چرا چشات قرمزه؟ حشیش کشیدی؟

    چرا لاغر شدی؟ شکست عاطفی خوردی؟

    چرا چاق شدی؟ زندگی بهت ساخته؟

    و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره دست از سرت ور نمیداره.

    مَردم ذاتا قاضی به دنیا میاد.

    بدون ِ اینکه خودت خبر داشته باشی، جلسه دادگاه برات تشکیل میده،

    روت قضاوت میکنه،

    حکم برات صادر میکنه و در نهایت محکوم میشی.

    مَردم قابلیت اینو داره که همه جا باشه، هرجا بری میتونی ببینیش، حتی تو خواب.

     



    اما مَردم همیشه از یه چیزی میترسه،

    از اینکه تو بهش بی توجهی کنی، محلش نذاری، حرفاش رو نشنوی و کاراش رو نبینی.

    پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و بی توجه بهش از کنارش عبور کن و مشغول کار خودت شو

saman در 5 سال و 4 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 15 دقیقه پیش گفته

درد بی دردی دوایش آتش است...

مرجانه در 5 سال و 4 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 4 دقیقه پیش گفته

نیایش جان، اینقد آدم شیک و مرتب با خانواده سرشناس می شناسم که کاری جز هرزگی و عیاشی ندارند، عزیز من اشتباه نکن، یکی از اقوام ما همین تفکر تو رو داشت، پسری عاشق اش بود که راننده مینی بوس بود و دختر حتی حاضر نبود اونو ببینه و باهاش حرف بزنه، نهایتا با یک آقای مهندس خیلی با کلاس که خانواده سرشناسی داشت ازدواج کرد، الان با وجود یک دختر 15 ساله، اون مرد هر روز یک زن جدید توی بغلشه! خانم بینوا خودش خرج زندگی شو میده و همین سرشناس بودن خانواده اش باعث شده که خانم تا به خانواده آقا شاکی میشه بهش میگن همین که پسرمون اسمش توی شناسنامه اته باید خدا رو هم شکر کنی، خیلی خیلی فکر کن، یک بار برای همیشه شوهرتو بپذیر و کلی این افکاری که داری، کل این احساس آزار و ناراحتی که می کنی رو بذار کنار و از این لحظه به بعد دیگه همسرتو بی نظیر بدون، همه خوبی ها در یک شخص یک جا وجود نداره، گاهی در پس دستان چرب و سیاه ی کارگر قلب پاک و بی ریایی وجود داره که  در پس هزاران لباس شیک و دست نرم و لطیف وجود نداره.

سمیه در 5 سال و 3 ماه و 25 روز و 1 ساعت و 1 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم

 ناراحت نشو ولی واقعآ متآسفم که درمورد دست سیاه همسرت اینجوری حرف میزنی مخصوصآ که میگی دوست داره و معرکست  تو سر بودنو تو چی میبینی تیپ و قیافه اون که درست میشه منم همه جوره از همسرم سر بودم همم مخالف ازدواجمون بودن و کلی حرف پشتمونه ولی من جلوی همه وایسادم شوهرمو تشویق کردم ربت دانشگاه مثل بچه باهاش درس کار کردم شبای امتحان تا صبح پیشش میشستم تیپشو خودم درست کردم روابط اجتماعیشو درست کردم   از سر کار میومد خونه سر تا پاشو ماساژ میدادم بخاطرش تو روی همه وایسادم بدترین خانوادرو داره ولی به احترام شوهرم هنوز بی احترامی نکردم  وقتی به مشکل مالی خورد دارو ندارمو فروختم دادم بهش ..... اینا رو نگفتم که از خودم  تعریف کنم گفتم که بدونی بجای این حرفای بی ارزش و فکرای الکی که بهتر از اون زیاده یکم به فکر بهتر شدن رابطت باشی از کجا میدونی ازش جداشی بهتر از اون گیر میاری از کجا معلوم اون از تو بهتر گیر  نیاره دختر خوب با این حرفا ارزش خودتو شوهرتو پایین نیار من که از همینجا دستای سیاه شوهرتو همه مردای با غیرتی که بجای رسیدن بخودشون دستشونو واسه زن و زندگیشون سیاه میکنن رو میبوسم ولی عزیزم اگه واقعآ دلت باهاش نیستو فکر میکنی سر تریو بهتر از اون گیرت میاد ازش جدا شو خدارو شکر هنوز عقدید این ذهنیتتو اگه نتونی عوض کنی یه عمر خودتو اون بنده خدارو بدبخت میکنی چون شرط اول زندگی اینه که دلت باهاش باشه و همه جا با افتخار معرفیش کنی

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 5 دقیقه پیش گفته

سلام نیایش جان من کاملا درکت میکنم جون خودم تو این موقعیت بودم زجر کشیدم واقعا سخته ولی متاسفانه هنوز نتونستم کاری انجام بدم/ ولی دوستای عزیزم تمتم حرفای که گفتین کاملا درست ولی فکر نمیکنید که حرفاتون بیشت شبیه شعاره! شما نمیتونی درک کنی ما تو چه موقعیتی هستیم  اگه شما هم موقعیت مارو داشتین و بدون علاقه خاصی تن به ازدواج میداد فکر میکنید چگونه رفتار میکردید! و شما سمیه جان باید بهتون بگم که اگه زندگی خوبی داریدتنها دلیلش عشقی هستش که به همسرتون داشتین همین

aki در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 1 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

سلام دختر گل. شاید من از همه دوستانی ک برات نظر دادند با تجربه تر باشم بهر حال میایم اینجا ک ی راه حلی واسه مشکلاتمون پیدا کنیم. تجربه به من ثابت کرده که اکثر دخترها بعد از عقد پشیمون میشن و این کاملا طبیعیه وقتی جراحی پیوند اعضا میکنند کلی زمان لازمه تا بدن عضو جدید رو بپذیره اینجا هم حرف از ورود یه آدم جدید با نگرش متفاوت از زندگی فرهنگ و تربیت متفاوت و... هستش پسری که ازش حرف میزنی درحال حاضر همسرته شریک زندگیت و مسائلی ک شما داری ازش ایراد میگیری متاسفانه چیزایی هست که قبل از عقد باید در نظر میگرفتی تمام نظرات دوستان خوب بود حتی دوستی که گفته شما تو این شرایط نیستین ک درک کنید ولی اینو از من بشنو مردها یک خصلت مشترک دارند و اون اینه ک اگه دنبالشون بدوی ازت فرار میکنن و اگه ازشون فرار کنی دنبالت میدون البته باید یکم حواستو جمع کنی ک وقتی داره دنبالت میدوه خسته و ناامید نشه دختر خوب بشین خوب فکر کن ی عمر زندگیه الکی نیست ببین اگه طلاق بگیری گذشته از حرف مردم و دید جامعه و هزار چیز دیگه اگه مثلا ی پسر شیک و باکلاسو خونواده حسابی هم گیرت اومد آیا ممکن نیست ی روزی اون حس مشابه الان خودت رو نسبت ب خودت پیدا کنه؟ اگه اینجور بشه چیکار میکنی؟ بازم طلاق میگیری؟ بهر حال زندگی خودته و فقط خودت باید تصمیم بگیری. آرزو میکنم اونچه ک خیر و صلاحه برای هممون پیش بیاد. در پناه یکتای بی همتا

worldmohammad در 5 سال و 3 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

شما میخواین با بقیه فامیلتون زندگی کنید یا شوهرتون؟؟؟به اونا چه ربطی داره؟؟؟مهم شما وهمسرتون هستین که کاملا همدیگه رو دوست دارید وازش هم خوشتون میاد اونایی که گفتین بهانه های بیخود وبچه گانه هست بیخیال این چیزا بشو زندگیتو بکن شما بعد عروسی که پیش مادرشوهرتون نیستین خودتون مستقل میشین وحله.

پیشنهاد میکنم بجای اینکه بیای این حرفا رو به ماها بگی همینارو باشوهرت حل کن اگه هم خسیسه بهش بگو البته نمیدونم تعریف شما از خسیسی چقدره؟؟؟ادمی رو میشناسم که ازشدت خسیس بودنش غذای معمولی که همه میخوریم رو برای خونوادش نمیخره و میگه گرون هستن!!!!!به این میگن خسیس البته بدتر ازا ین افراد هم هستن.

بهع زندگیت بچسب سن تونم که کم نیست واین فکرای بچه گونه رو دارید بزرگتر فکرکنید

aboalfazl در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

سلام.ببين شايدهمسرت زيبا نباشه اما عشقي كه به تو داره زيباست.پسرخوش قيافه زياده اما عشق زيبا و واقعي خيلي كم پيداميشه.شمادوست داشتي شوهرت خوشتيپ اما معتاد بود هرزه بود اصلا دوست داشتي شوهرت كه واسه نون حلال دستاش سياهه نون حروم مي اورد توخونه ولي دستاش سياه نبود.اگه با اين همه نظربازم اروم نميشي جدا شو چون اينجوري ن تنها خودت بلكه همسرتم عذاب ميكشه.اما اين بدون قدر چيزي و كه داري بدون چون ممكنه ي روز از دستش بدي.********************

فایز در 2 سال و 1 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

برو خداتو شکر کن

انقد ناشکریه الکی نکن

همین ک اخلاقش معرکس

دوست داره

ب خونوادت احترام میزاره

همینا خودش کلیههههه

خیلی ها از جمله من دوس داشتن شوهرشون فقط همین سه تا خصوصیت اخلاقی شوهر تورو داشته باشه



من سه ماهه تو عقدم

شوهرم پیش خونوادم خوردم کرد

جلو همه داد و بیداد کرد تو خونه پدرم

بخاطر مادرش حرف از طلاق زد

و کلی بی آبرویی دیگه



برو خداتو شکر کن عزیزم

فایز در 2 سال و 1 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 9 دقیقه پیش گفته

اتفاقا شوهر من قیافه نسبتا خوب و مردونه ای داره

تیپشم خوبه

اما اینا هیچ کدوم واسه زندگی ب درد نمیخوره

اون سه تا خصوصیت رو اگه شوهرت نداشته باشه و زیباترینم باشه زندگیتون جهنمه

مثه زندگیه من

سارا در 2 ماه و 3 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

سلام من و شوهرم عاشقانه همو انتخاب کردیم الان بعد از ۶سال زندگی و یه بچه یک و نیم ساله سر ناسازگاری میزنه و میگه میخوام برا خودم زندگی گنم و انتخابم که تو و خانوادت باشن پشیمونم و خودم و خیلی دسته کم گرفته بودم از وقتیی این حرفو زده ازش بدم میاد و متنفر شدم خیلی ادم خود شیفته ای شده اگه الان هرجای زندگی قرار داره بخاطر منه نمیدونم بخاطر بچم چجور به این زندگی ادامه بدم

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي