کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  سقوط

فاطمه

سال تولد 1367 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن سقوط

  


سلام
از خدا خیلی دور شدم ! گاهی به وجودش شک میکنم ، شکهایی خیلی جدی و احساس میکنم یه کافر به تمام معنا شدم. چند ماهه اینطوری شدم ، خودمم باور نمیکنم 5 ماهه نماز نمیخونم ، منی که همه به ایمانم قسم میخوردن ! کسی میتونه کمکم کنه؟ نمیتونم برگردم سمت خدا ، انگار پاهام و حتی قلبم زنجیر شده . اصلا اگه خدا هست چرا اینهمه بدی وجود داره ، حتما میگید از گناه ماست ! پس اینهمه بچه های بدبختی که هر روز تو شهر میبینیم ، و میدونیم سرنوشت سیاهی دارن ، آیا اونا هم گناهکار بودن ؟ بجای مدرسه رفتن و بچگی کردن کار میکنن و چه سو استفاده های وحشتناکی ازشون میشه ! چرا ما آدما باید به اجبار به دنیا بیاییم و به اجبار سختی هاشو تحمل کنیم و بعد بمیریم . من به خیرخواهی خدا ایمان داشتم اما حالا احساس میکنم ، فقط داشتم خودمو گول میزدم ، دنبال نشانه ای ام که منو برگردونه اما هیچی پیدا نمیکنم ! لطفا نصیحت نکنید ، کاری که اکثر اعضا توش خبره شدند ، بس که دیگران رو نصیحت کردند . لطف خودتونو جای کسی بذارید که شک مثل خوره به جونش افتاده و کمکم کنید. بچه ها، میترسم سقوط کنم .

 

نویسنده:فاطمه، ارسال شده در پنجشنبه 23 خرداد 1392 ساعت 11:54 قبل ‏از ظهر، 5091 بار مشاهده شده، 60 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



ghasem در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 53 دقیقه پیش گفته

درود بر شما



من هم همانند شما اندیشه این که خدا کجاست و چه میکند و آیا هست یا خیر ؟ در سر دارم .



اما همین که شما این جا متن گذاشتید ، نشانه اینست که به وجود خدا ایمان دارید . ممکن است ما خدا رو فراموش کنیم اما خدا ما را فراموش نمیکند .



باور کنید من هم درست همین تفکرات شما را دارم ، اما بازهم برخی مواقع به خدا تکیه میکنم و واقعا میبینم که پشتیبان من است .



من خودم در بحث خدا خیلی کنکاش کردم و مطالبی رو که خوندم و یاد گرفتم اگر بخوام بنویسم بینهایت است ، ذهن محدود من گنجایش اون رو نداره . اما چیزی رو که فهمیدم اینه که هر کس خدای خودشه ( شاید نزدیک ترین جمله به اون چیزی که در ذهنم بود بیان کردم )

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 40 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم

من ادم سخنوری نیستم که بتونم برات سخنرانی کنم و حرفای قشنگ قشنگ بزنم

ولی همین قدر  تو جواب اینکه چرا اینهمه بدی وسختی وجود داره باید بگم  تو زندگیت و تو مشکلات سخت همیشه فقط به دنبال گناه کبیره نباش...بلکه به این فکر کن که خدا آدما وبنده هایی که دوسش داره تو سختی امتحانش میکنه....اگر این دنیا فقط ادمای بد به کیفر کاراشون وآدمای خوب به پاداش کاراشون برسن...پس اون دنیا وآخرت برای چیه؟!

مگر نه اینکه خدا از اون دنیا از آتش و بهشت گفته..پس باید صبور باشیم ومنتظر دیدن پاداش کارهای خوبمون تو اون دنیا باشیم

بعضی سختی ها تو این دنیا برای اینکه خدافقط به خاطر علاقه اش  میخاد که با این سختی گناهان دیگرش رو مورد آمرزش قرار بده

به عبارتی پاک کنه وخاک کنه
!

به نظرت این خیر خواهی نیست که به دنبالش میگردی؟!

امیدوارم تو این اعیاد شعبانیه راهتو پیدا کنی

بهت پیشنهاد میکنم مناجات شعبانیه رو که اگر نخوندی یک بار برای تجربه هم شده بخونی...البته با معنی

معنایی خیلی زیبایی داره که امیدوارم کمکی برای رسیدنت به حقیقت باشه

در پناه حق

آرزو در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 دقیقه پیش گفته

سلام حرفات وقبول دارم منم یکم مث تو فکر می کردم ولی نشستم فکر کردم تو هم فکر کن حتما تو زندگیت وقتایی بوده ک حضور خدا رو احساس کنی ی جاهایی کمکت کرده النم ب این فکر کن ک تو این دنیا ک آدماش ب هم رحم نمیکنن تنها کسی که تورو واسه خودت میخوادو میتونه واست کاری کنه ودل بسوزونه خداست درسته همه حاجتامونو نمیده ولی قبول کن شاید مصاحت نیست من ب هین باور رسیدم نظر شخصیم رو گفتم .

امیدوارم با خدا دوست بشی و ب این باور برسی که فقط اونه ک واسه من وتو می مونه ن بقیه اطرافیانمون و نه ....

دیدگاه در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

با سلام و احترام؛

ابتدا درمورد وجود خدا لازم دانستم چند نکته را [مختصر] اعلام کنم. دربارۀ اثبات وجود خدا سه راه وجود دارد، یک راه روانی یا فطری، بعدی راه علمی یا شبه فلسفی راه آخر راه فلسفی‌ست. راه فطری به این صورت است که از راه وجود خود انسان، خدا اثبات کرده‌اند؛ به این معنا که گفته‌اند احساس وجود خدا در انسان هست؛ یعنی در فطرت و خلقت هرکسی یک احساسی و تمایلی وجود دارد که خود به خود او را به سوی خدا می‌کشاند. [ مانند مَثَلِ مغناطیس و آهن است.] پس در کانون تمایلات و احساسات انسان، پایۀ خداشناسی هست. ویلیام جمیز فیلسوف معروف آمریکای می‌گوید: هرقدر انگیزه و محرک میلهای ما از این عالم طبیعت سرچشمه گرفته باشد، غالب میلها و آرزوهای ما از عالم ماوراء طبیعیت سرچشمه گرفته است، چرا که غالب انها با حسابهای مادی و عقلانی جور در نمی‌آید. ما بیشتر به آن عالم بستگی داریم تا به این عالم محسوس و معقول. راه شبه فلسفی به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ یکی از راه موجودات، انسان موجوداتی می‌بیند و در این موجودات نظمی مشاهده می‌کند و می‌گوید این نظم، بدون نظم دهنده ای امکان پذیر نیست. دوم از راه خلق است و به نظم کاری ندارد. ‌می‌گوید این عالم نبوده و پیدا شده، و چون پیدا شده است، پیدا کننده لازم دارد. راه سوم، راه هدایت است می‌بینیم هر مخلوقی در مسیر خودش حرکت می‌کند [ " الذی خلق فسوی " یا " و الذی قدر فهدی ]. راه فلسفی یه خورده سنگین و پیچیده است که فقط سه نوع برهان رو عرض می‌کنم مطالعه برای عزیزانی که مایل هستند، بماند. برهان ارسطویی - برهان سینوی - برهان صدرایی

دیدگاه در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

ما خدا را به صفاتِ علیم، حکیم، غنی و کامل و غیره می‌شناسیم و چون او را با این صفات شناخته‌ایم می‌دانیم آنچه اتفاق می‌افتد مبنی بر حکمت و مصحلت است هرچند ما‌ نمی‌توانیم همۀ آن حکتمها و مصلحتها را درک کنیم. ما به اصطلاح سِرَّ قَدَر آگاه نیستیم. بسیار خودخواهی و پر مدعایی‌ست برای بشر که با مساعی جمعی چند هزار سالۀ خود هنوز از اسرار بدن محسوس خود نتوانسته آگاهی کاملی بدست آورد اما می‌خواهد از راز هستی سر درآورد. دوست من، حکمت [ برای بشر ] یک امر مجهول است از و نقصان درک [ بشر ] است نه از خلقت. افراد با ایمان موظف نیستند که در جزئیات این مسائل سرک بکشند، و حتی عموم مردم استعداد ورود در این مسائل را ندارند بلکه از ورود به این مسائل منع شده‌اند. مردمی که ‌تیکه‌گاه معرفتشان منحصرا جهان است، خدا را حکیم و علیم و عادل و غنی و کامل بودن خدا را در ایینۀ جهان دیده‌اند و بس، خواه ناخواه مجهولاتی که در این زمینه در جهان پیدا می‌کند لکه ای بر چهرۀ ایینه‌شان می‌شود و مانع نشان دادن صحیح می‌گردد. بهرحال شما می‌توانید شبهات، شکها، تردیدها و سئوالات خودتان را از مراکز مذهبی یا مراکز پاسخگویی به شبهات بپرسید، قطعا جواب کامل تر و قانع کننده‌تری دریافت خواهید کرد. خوش باشید

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 26 دقیقه پیش گفته

با سلام ، از نظرات تمامی دوستان بسیار ممنونم ، دوستان عزیز و جناب دیدگاه و با کمال تاسف عرض میکنم که من در وجود داشتن خدای خوب ، عادل ، مهربان ، دستگیر و ... شک دارم مگر نه اینکه ((قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي‌' شَاكِلَتِهِ )) و اینکه این دنیای بی در و پیکر آفریده خداست ، این دنیای پر هرج و مرج مخلوق خداست ، انسان سرکش مخلوق خداست ، این دنیای پر از زشتی که  به استناد قران انسان را دچار رنج خواهد کرد مخلوق اوست، آیا اینها بازتاب ویژگی های خالق نیست؟ بسیار متاسفم که اینقدر صریح صحبت میکنم ، اما موسی که پیامبر بود از خداوند خواست برای اطمینان قلبش اورا ببیند و خدا قبول کرد و ابراهیم برای اطمینان به معاد خواست که نحوه زنده شدن مردگان را ببیند! پس من چه که انسان عادی بیش نیستم دلم میخواهد خوبی و مهربانی و خیرخواهی اش برایم اثبات شود
admin گفته:
مشکل شما اینه که به قصد قیاس خدا رو میخواهید بشناسید ، آیا سختیهای که پیامبران و امامان کشیده اند با اینکه پیامبر بودند و بارها امتحان پس دادند  رو شما کشیده اید ؟  که از خدا توقع دارید هم سطح آنها قرار بگیرید ؟ از ابراهیم و موسی نام بردید آیا در طول زندگی در موقعیتی قرار داشتید که برای رضای خدا حاضر به فدا کردن با ارزشترین چیز در زندگیتان شوید ؟ آنهم زمانی که برای خدا پرستی بارها مورد ستم بندگان دیگر قرار گرفته اید ؟ آیا در موقعیتی قرار داشتید که فقط یک بنده را فقط یک بنده را به سمت خدا دعوت کنید و از جاهلیت دورش کنید آنهم زمانی که یک قوم در مقابل شما ایستادند و چه سختی هایی که نکشیدید بخار خدا پرستیتان ؟ اگر بنا به قیاس است دو طرفه قیاس کنید 

شما بندگی خودتان را به خدا ثابت کرده اید ؟ که حال انتظار دارید خداوند خودش را به شما اثبات کند ؟ گذشته از این شما از کجا میدانید چه بلاهایی تا به امروز از سر شما به لطف خدا گذشته است که شما از آنها غافلید ؟ اینکه شما چشمانتان را ببندید و خودتان را به خواب بزنید راه چاره نیست 

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 15 دقیقه پیش گفته

با سلام

سوال شما باعث شد که عضو بشم و این متن رو بنویسم.



اول اینکه انسان به تمام علوم تسلط نداره یعنی توانش رو نداره ,

 با این همه هوش و ذکاوت هنوز هم در دنیای خودش غوطه ور هست .پس دقت کنید که انسان از علم لا یتناهی فقط حامل جزء نا محسوسی هست.

پس اگر نتونستی جواب خیل عظیم سوالات رو بدی این از نقص ماست نه این که این مسـله جوابی نداره.

همان طور که بیشتر مجهولات دیروز جزو معلومات امروز واکثرمجهولات امروز جزو معلومات فرداست



اول لازم میدونم که وجود خدا ثابت بشه بعد سراغ قسمت دوم سوال  که بحث عدالت هست برم

راه های مختلفی برای اثبات وجود خدا میشه بیان کرد.

یکی همون سلسله علت و معلول معروفه که میگه هر چیزی معلول ومسبب به وجود امدنش علت است به بیان ساده تر گرمای حاصل از خورشید معلول ومسبب به وجود امدن این گرما که حاصل از سوختن میلیاردها ماده در سطح خورشید میباشد علت گرمای خورشید است.

همین طور الی اخر تا ....اینکه به جایی برسیم که دیگر خود مسبب الاسباب است که او خداست چون امکان این وجود نداره که ماده خود به خود به وجود بیاد..

دوم اینکه علم بشر به حدی برسه که دیگه به وجود خدا هیچ شکی نکنه ...

شما شاید کنار ساحل رفته باشید حتما دست به ماسه ها هم زدی ..یک مشت از ماسه ها رو مجسم کن ببین چقدر دانه های زیادی داره شاید حتی از شمردنش هم عاجز بشی.

حالا همه رو بنداز فقط یکی ازاین دونه ها رو در نظر بگیر میدونی درون این دونه چه خبره...ملکول...اتم...هسته اتم...الکترون و پروتن تازه در گذشته میگفتن ملکول کوچکترین جزء مادست ولی بعد از اینکه علم پیشرفت کرد گفتن اتم و تازه الان هم ثابت کردند که کوچکتر از اتم هم وجود داره....حالااز درون این ماسه بیا بیرون اطرافت رو نگاه کن از این دانه ماسه خیلی وجود داره به اندازه ای که انسان از گفتنش عاجزه ..این تازه جزءی از دنیای درون این ماسه هست

انسان...جانوران ..گیاهان ..دریا ...و... برای انسان هنوز زمین هم ناشناختست چه برسه به فراتر از زمین و دنیای

ماورأوطبیعت .برای همین نمیتونیم بگیم که خدا چطور به وجود اومده ان هم به دلیل علم بسیار بسیار ناقص ماست

امدیم که نقص خودمونو برطرف کنیم اومدیم در این دنیا که کامل بشیم و به کمال برسیم

زمین ...کرات دیگه ..منظومه شمسی... کهکشان راه شیری...و دیگر کهکشان ها و ... همه در یک مدار مشخص تسخیر شدن. اگر برای مثال زمین ذره ای از مدار خودش خارج بشه اون موقع دیگه اثری از این حیات وجود نداره

به نظرت این همه نظم میتونه خود به خود به وجود بیاد...خود به خود به وجود امدنش درست مثل این می ماند که یک

انفجار عظیم در یک چاپخانه ایجاد بشه و بعد از انفجار بریم ببینیم یک کتاب قطور و دقیق پدید اومده...این رو به خاطر این گفتم که دانشمندان احتمال میدن دنیا بر اثر یک انفجار بزرگ پدید اومده که اسم نظریه رو هم گذاشتن بیگ بنگ

بنده بعضی از این مثالها و.. رو از کتاب های که خوندم عرض کردم ولی اسامی منابع در خاطرم نیست چون از حافظم دارم برای نوشتن استفاده میکنم..

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

در مطالب بالا نوشتم راه دیگر رسیدن به خدا اینه که علم انسان به حدی برسه که در وجود خدا شک نکنه

انیشتین دانشمندی بود که تونست هسته اتم رو بشکافه و در ان زمان به حد جنون رسید چون اون نظم دقیق رو درون اتم مشاهده کرد و اقرار کرد که امکان نداره این اتم و دنیای درونش به خودی خود به وجود اومده باشه.....

شاید بگی او انیشتین هست و ماها هیچ کدوم هوشش رو نداریم...پس مطالعه , کنجکاوی, پرسش و... برای چی در وجودمون هست...برای اینکه به جواب قانع کننده برسیم و راهمون رو اشتباه نریم...

ای کاش قبل از اینکه نمازت رو قطع میکردی میومدی و سوال میکردی ...چون همچین خدایی لایق پرستش هست و

لا غیر..البته همین که اومدی و شهامت به خرج دادی خودش کلی ارزش داره پیش خدا..

این تازه قسمت اول سوالت بود

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

و حالا قسمت دوم یعنی عدالت خدا

کسی رو میشه اسم خدا روش گذاشت که بی نقص باشه و اگر هر بی نقصی درونش بود پس نتیجه میگیریم که لایق پرستش نیست و نمیشه اسمش رو خدا گذاشت برای همین بحثی به نام صفات خدا مطرح میشه

یعنی خدا باید شامل این صفات باشه که لایق پرستش باشه

خدا رحیم و رحمن و ملک وغفور و  قدوس و موُمن وسلام و  و و و ...این ها بخشی از صفات خداست

در این بین عدالت هم وجود داره ...خوب دیگه لازم به توضیح نیست خدایی که عدالت نداره لایق پرستش نیست...ولی به شرط اینکه بشه ثابت کرد که خدا عادل نیست....اولا ما مسلمان ها میدونیم معادی وجود داره و همه امور در این دنیا تمام شدنی نیست وسرای اخرتی هم وجود داره...مثلا ایا خداوندی که به تمام امور احاطه کامل  داره به اینکه ظالم و مظلومی در این دنیا وجود داره اگاه نیست مطمئنا اگاهی کامل داره.

در این جا عین جملات ایت الله مکارم از کتاب 180 پرسش و پاسخ رو میارم که این کتاب رو به همه توصیه میکنم تا تفکر روشنی رو پیدا کنید

برهان حكمت اگر زندگى اين جهان را بدون جهان ديگر در نظر بگيريم پوچ و بى معنى خواهد بود، درست به اين مى ماند كه زندگى دوران جنينى را بدون زندگى اين دنيا فرض كنيم.

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

اگر قانون خلقت اين بود كه تمام جنينها در لحظه تولد خفه مى شدند و مى مردند چقدر دوران جنينى بى مفهوم جلوه مى كرد؟ همچنين اگر زندگى اين جهان بريده از جهان ديگر تصور شود اين سر در گمى وجود خواهد داشت.

زيرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال يا كمتر و بيشتر در اين دنيا در ميان مشكلات دست و پا زنيم؟ مدتى خام و بى تجربه باشيم «و تا پخته شود خامى، عمر تمام است»!

مدتى به دنبال تحصيل علم و دانش باشيم هنگامى كه از نظر معلومات به جائى رسيديم برف پيرى بر سر ما نشسته!

تازه براى چه زندگى مى كنيم؟ خوردن مقدارى غذا و پوشيدن چند دست لباس و خوابيدن و بيدار شدنهاى مكرر و ادامه دادن اين برنامه خسته كننده تكرارى را دهها سال؟!

آيا به راستى اين آسمان گسترده اين زمين پهناور و اين همه مقدمات و مؤخرات و اينهمه استادان و مربيان و اينهمه كتابخانه هاى بزرگ و اين ريزه كاريهائى كه در آفرينش ما و ساير موجودات به كار رفته، همه براى همان خوردن و نوشيدن و پوشيدن و زندگى مادى است؟

اينجا است كه آنها كه معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى اين زندگى مى كنند، و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از اين زندگى پوچ و بى معنى را مجاز و مايه افتخار مى شمرند.!

چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بى پايان او ايمان داشته باشد و زندگى اين جهان را بى آنكه مقدمه اى براى زندگى جاويدان جهان ديگر باشد قابل توجه بشمرد؟.

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

قرآن مجيد مى گويد: افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و انكم الينا لاترجعون «آيا گمان كرديد بيهوده آفريده شده ايد و به سوى ما بازنمى گرديد»؟ (مؤمنون ـ 115) يعنى اگر بازگشت به سوى خدا نبود زندگى اين جهان عبث و بيهوده بود.



كوتاه سخن اينكه مطالعه و بررسى وضع اين جهان به خوبى گواهى مى دهد بر اينكه عالم ديگرى پشت سر آن است.

.برهان عدالت ـ دقت در نظام هستى و قوانين آفرينش نشان مى دهد كه همه چيز آن حساب شده است.

در سازمان تن ما آنچنان نظام عادلانه اى حكمفرما است كه هر گاه كمترين تغيير وناموزونى رخ مى دهد سبب بيمارى يا مرگ مى شود، حركات قلب ما، گردش خون ما پرده هاى چشم ما و جزء جزء سلولهاى تن ما مشمول

همان نظم دقیق است که در کل عالم حکومت میکند.ایا انسان میتواند یک وصله ناجور در این عالم پهناور باشد.

درست است كه خداوند به انسان آزادى اراده و اختيار داده تا او را بيازمايد و در سايه آن مسير تكامل را طى كند، ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد، چه مى شود؟ اگر ظالمان و ستمگران، گمراهان و گمراه كنندگان با سوء استفاده از اين موهبت الهى به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضا مى كند.

بايد جهانى بعد از اين جهان باشد و خط تكامل انسان در آن ادامه يابد، و محصول اين مزرعه را در آنجا درو كند، و حتى چنانكه در جاى ديگر گفته ايم در جهان ديگر نيز اين سير ادامه يابد تا هدف نهائى تأمين شده باشد.

خلاصه اينكه تأمين هدف آفرينش بدون پذيرش معاد ممكن نيست،

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

 ـ آيا تفاوتهاى طبيعى در انسانها با عدالت سازگار است؟

در آيه 32 از سوره نساء مى خوانيم «ولا تتمنّوا ما فضّل الله بعضكم على بعض...» (برتريهايى كه خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد...) با توجه به آيه شريفه بسيارى از خود مى پرسند چرا بعضى از افراد استعدادشان بيشتر و بعضى كمتر، بعضى زيبا و بعضى ديگر از زيبائى، كم بهره اند، بعضى از نظر جسمى فوق العاده نيرومند و بعضى معمولى هستند، آيا اين «تفاوتهاى طبيعى» با اصل عدالت پروردگار سازگار است؟

در پاسخ بايد به چند نكته توجه داشت:

1 ـ قسمتى از تفاوت هاى جسمى و روحى مردم با يكديگر، معلول اختلافات طبقاتى و مظالم اجتماعى و يا سهل انگارى هاى فردى است كه هيچ گونه ارتباطى به دستگاه آفرينش ندارد، مثلاً بسيارى از فرزندان ثروتمندان از فرزندان مردم فقير، هم از نظر جسمى قوى تر و زيباتر و هم از نظر استعداد پيشرفته ترند، به دليل اينكه آنها از تغذيه و بهداشت كافى بهره مندند در حالى كه اينها در محروميت قرار دارند، و يا افرادى هستند كه بر اثر تنبلى و سهل انگارى نيروهاى جسمى و روحى خود را از دست مى دهند. اين گونه اختلافها را بايد «اختلافهاى ساختگى و بى دليل» دانست كه با از بين رفتن نظام طبقاتى و تعميم عدالت اجتماعى از ميان خواهد رفت، و هيچگاه اسلام و قرآن بر اين گونه تفاوت ها صحّه نگذاشته است.

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 7 دقیقه پیش گفته

2 ـ قسمتى ديگر از اين تفاوتها، طبيعى و لازمه آفرينش انسان است يعنى يك جامعه اگر هم از عدالت اجتماعى كامل برخوردار باشد تمام افرادش همانند مصنوعات يك كارخانه، يك شكل و يك جور نخواهند بود و طبعاً باهم تفاوت هائى خواهند داشت، ولى بايد دانست كه معمولاً مواهب الهى واستعدادهاى جسمى و روحى انسانها آنچنان تقسيم شده كه هر كسى قسمتى از آن را دارد، يعنى كمتر كسى پيدا مى شود كه اين مواهب را يكجا داشته باشد، يكى از نيروى بدنى كافى برخوردار است، و ديگرى استعداد رياضى خوبى دارد، يكى ذوق شعر، و ديگرى عشق به تجارت، و بعضى هوش سرشارى براى كشاورزى، و بعضى، از استعدادهاى ويژه ديگرى برخوردارند، مهم اين است كه جامعه يا خود اشخاص، استعدادها را كشف كنند، و آنها را در محيط سالمى پرورش دهند، تا هر انسانى بتواند نقطه قوت خويش را آشكار سازد و از آن بهره بردارى كند.

3 ـ اين موضوع را نيز بايد يادآورى كرد كه يك جامعه همانند يك پيكر انسان، نياز به بافت ها و عضلات و سلولهاى گوناگون دارد، يعنى همانطور كه اگر يك بدن، تمام از سلولهاى ظريف همانند سلولهاى چشم و مغز ساخته شده باشد دوام ندارد، و يا اگر تمام سلولهاى آن خشن و غير قابل انعطاف همانند سلولهاى استخوانى باشند كارائى كافى براى وظائف مختلف نخواهد داشت، بلكه بايد از سلولهاى گوناگونى كه يكى وظيفه تفكر و ديگرى مشاهده و ديگرى شنيدن و ديگرى سخن گفتن را عهده دار شوند تشكيل شده باشد، همچنين براى به وجود آمدن يك «جامعه كامل» نياز به استعدادها و ذوق ها و ساختمان هاى مختلف بدنى و فكرى است، اما نه به اين معنى كه بعضى از اعضاء پيكر اجتماع در محروميت به سر برند و يا خدمات آنها كوچك شمرده شود و يا تحقير گردند، همانطور كه سلولهاى بدن با تمام تفاوتى كه دارند همگى از غذا و هوا و ساير نيازمندى ها به مقدار لازم بهره مى گيرند.

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

و به عبارت ديگر تفاوت ساختمان روحى و جسمى در آن قسمتهائى كه طبيعى است (نه ظالمانه و تحميلى) مقتضاى «حكمت» پروردگار است و عدالت هيچگاه نمى تواند از حكمت جدا باشد، فى المثل اگر تمام سلولهاى بدن انسان يكنواخت آفريده مى شد، دور از حكمت بود، و عدالت به معنى قرار دادن هر چيز در محل مناسب خود نيز در آن وجود نداشت، همچنين اگر يك روز تمام مردم جامعه مثل هم فكر كنند و استعداد همانندى داشته باشند در همان يك روز وضع جامعه به كلى درهم مى ريزد

 ـ آيا ايجاد تفاوت ازنظر روزى درميان مردم باعدالت سازگاراست؟

در سوره نمل آيه 71 مى خوانيم: «والله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق» (خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر از نظر روزى برترى داد)

در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه آيا ايجاد تفاوت و اختلاف از نظر رزق و روزى در ميان مردم با اصول عدالت پروردگار و مساواتى كه بايد بر نظام جوامع بشرى حاكم باشد، سازگار است؟

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 5 دقیقه پیش گفته

‏ در پاسخ اين سؤال بايد به دو نكته دقيقاً توجه داشت:

1 ـ بدون شك اختلافى كه در ميان انسانها از نظر بهره هاى مادى و درآمدها وجود دارد قسمت مهمش مربوط به تفاوت استعدادهاى آنها است، اين تفاوت استعدادهاى جسمانى و روحانى كه سرچشمه تفاوت در كميت و كيفيت فعاليتهاى اقتصادى مى شود بهره بعضى را بيشتر ودرآمد بعضى را كمتر مى كند.

البته ترديدى نيست كه گاهى صرفاً حوادثى كه از نظر ما جنبه تصادف دارد سبب مى شود كه بعضى به مواهب بيشترى دست يابند، ولى اينها را مى توان امور استثنائى شمرد، آنچه پايه و ضابطه اصلى در غالب موارد است، همان تفاوت در كميت يا كيفيت تلاشها است (البته موضوع بحث ما يك جامعه سالم و خالى از استثمار و بهره كشيهاى ظالمانه است، نه جوامع منحرف كه از قوانين آفرينش و نظام انسان بركنارند).

حتى كسانى را كه گاهى ما آنها را انسانهاى بى دست و پا و بى عرضه اى مى پنداريم و از اينكه در آمدهاى قابل ملاحظه اى دارند تعجب مى كنيم اگر با دقت بيشترى در جسم و روان و اخلاق آنها بينديشيم و قضاوتهائى كه از مطالعات سطحى سرچشمه مى گيرد، دور بيفكنيم، خواهيم ديد كه آنها غالباً نقطه قوتى داشته اند كه به جائى رسيده اند (باز تكرار مى كنيم موضوع بحث ما جامعه سالمى است كه از استثمار دور باشد).

بهر حال اين تفاوت درآمدها از تفاوت استعدادهائى سرچشمه مى گيرد كه آن هم نيز از مواهب الهى است، ممكن است در پاره اى از موارد اكتسابى باشد ولى درپاره اى از موارد نيز قطعاً غير اكتسابى است، بنابراين حتى در يك جامعه سالم از نظر اقتصادى نيز تفاوت درآمدها غير قابل انكار است، مگر اينكه بتوانيم انسانهاى قالبى همشكل و همرنگ و هم استعداد بسازيم كه هيچگونه تفاوتى باهم نداشته باشند و تازه اول دردسر و مشكلات است!.

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت پیش گفته

2 ـ بدن يك انسان، يا اندام يك درخت، يا يك بوته گل را در نظر بگيريد، آيا امكان دارد اين ساختمان موزون با تساوى ميان اعضاء و اندامها، از هر نظر پيدا شود؟ آيا قدرت مقاومت و استعداد ريشه درختان مى تواند با گلبرگهاى لطيف شكوفه ها، واستخوان پاشنه پا با پرده هاى ظريف شبكيه چشم از هر نظر يكسان باشد؟ و اگر ما بتوانيم آنها را يكسان كنيم آيا فكر مى كنيد كار صحيحى انجام داده ايم؟!

اگر از «شعارهاى» كاذب و خالى از «شعور» بگذريم، فرض كنيد ما يك روز بتوانيم همان انسانهاى قالبى و خيالى از هر نظر بسازيم و كره زمين را از پنج هزار ميليون نفر انسان همشكل و همقواره و هم ذوق و همفكر و همسان از هر نظر، درست مانند سيگارهائى كه به يك كارخانه سفارش داده اند، پركنيم.

آيا آن روز زندگى خوبى نصيب انسانها خواهد شد؟ مسلماً نه، جهنمى پيدا مى شود كه همه در آن در زحمت خواهند بود، همه به يكسو حركت مى كنند، همه يك چيز مى خواهند همه يك پست مى طلبند، همه يكنوع غذا را دوست دارند، و همه مى خواهند يك كار واحد انجام دهند.

بديهى است خيلى زود عمر چنين زندگى پايان مى يابد و به فرض باقى بماند زندگى خسته كننده بى روح و يكنواختى خواهد بود كه چندان تفاوتى با مرگ ندارد.

بنابراين وجود تفاوت در استعدادها و آنچه لازمه اين تفاوت است، براى حفظ نظام جامعه و حتى براى پرورش استعدادهاى مختلف، نهايت لزوم را دارد، و شعارهاى كاذب هرگز نمى تواند جلو اين واقعيت را بگيرد.

اما مبادا اين سخن را چنين تفسير كنيد كه ما جامعه طبقاتى و نظام استثمار و استعمار را با اين سخن مى پذيريم، نه، هرگز، منظور تفاوتهاى طبيعى است و نه مصنوعى و تفاوتهائى است كه در عين حال مكمل يكديگر و معاون يكديگر بوده باشند، نه سدّى بر سر راه پيشرفت يكديگر ايجاد كنند و به تجاوز و تعدى بپردازند.

اختلاف طبقاتى (توجه داشته باشيد منظور از طبقات همان مفهوم اصطلاحى آن يعنى طبقه استثمار كننده و استثمار شونده است) هرگز موافق نظام آفرينش نيست، آنچه موافق و هماهنگ نظام آفرينش است، تفاوت استعدادها و تلاشها و كوششها است و ميان اين دو از زمين تا آسمان فرق است (دقت كنيد).

و به تعبير ديگر، تفاوت استعدادها بايد در مسير سازنده به كار افتد، درست مانند تفاوت ساختمان اعضاء يك بدن، يا اندام يك گل، آنها در عين تفاوت معاون يكديگرند، نه مزاحم يكديگر.

كوتاه سخن اينكه: نبايد تفاوت استعدادها و درآمدها باعث سوء استفاده در راه ايجاد جامعه طبقاتى گردد.

وبه همين دليل در پايان آيه مورد بحث مى فرمايد: «آيا آنها نعمت خدا را انكار مى كنند» (افبنعمة الله يجحدون).

اشاره به اينكه اين تفاوتها در صورت طبيعيش (نه صورت مصنوعى و ظالمانه) از نعمتهاى خدا است كه براى حفظ نظام مجتمع بشرى ايجاد شده است.(1)

1989 در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 58 دقیقه پیش گفته

اگر بیش از حد وقتتون رو برای مطالعه ی این قسمت گرفتم پوزش میخوام چون این سوالی نبود که بشه به  سادگی از اون گذر کرد.

لطفا با دقت مطالعه کنید...بدون شک این سوال رو با  چند خط نمیشد جواب داد سوال کلی جوابی کلی رو مطالبه میکنه...در اخر از همه خواهش دارم که زیاد مطالعه کنید ولی نه اینکه همش رمان و داستان رومانتیک بخونید اینها بد نیست به شرطی که وقت روی کتابهای علمی هم بذارید.



اگر تا حدودی جواب سوالتون رو گرفتید پس نشون دهنده اینه که مطالعات زیادی در این زمینه نداشتید پس با کمی تجدید نظر و مطالعات بیشتر و تفکری عمیق جواب بیشتری رو میگیرید.

پیشنهاد من اینه که کتابایی نظیر 180 پرسش و پاسخ و50 درس اصول و عقاید و افریدگار جهان و عقیده یک مسلمان و اسلام در یک نگاه از ایت الله مکارم شیرازی را مطالعه بفرمایید...میتونید از اینترنت دانلود کنید.

سعید در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 52 دقیقه پیش گفته

بنام خدا

سلام

 خانم فاطمه ، آیا اگر هر چه به میل ما باشه آنوقت خدا وند مهربان است و هر چه به میل ما نباشه خداوند نا مهربان ؟



یک سوال شما نزدگی پیامبران خدا رو ، نزدگی معصومین و امامان رو بررسی کنید ، آیا خوبی های ما بیشتر از اونا بوده ؟ آیا محبوبیت ما نزد خدا بیشتر از اونا بوده ؟ نه نبوده

اما ببینید آنها چه نزدگی سختی داشتند و خیلی وقتها دنیا باب میل آنها نبوده ، لذتهای دنیوی رو تجربه نمیکردند ، خورد و خوراک خوبی نداشتند و سخت کار میکردند و .... اما عاشقانه خدا رو پرستش میکردند  میدونید چرا ؟ چون خداوند خارج از قوانین طبیعتی که خودش وضع کرده و بهش نظم داده عمل نمیکنه

این ما ادما هستیم که قوانین طبیعت رو نقض میکنیم و انتظار داریم خدا هم با ما سازگار بشه

 اینکه گناه بچه های خیابانی چیست به خدا مربوط نیست به عملکرد ما انسانها مربوط میشه که چکار کردیم که برخی ها صاحب کاخ ها شدند و برخی ها آواره خیابان مسلما کارای کردیم که خارج از وقانین طبیعت بوده خارج از آنچه بوده که خداوند اشاره کرده

پس نادانیخ ودمونو سر عملکرد خدا نندازیم

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 17 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

جناب admin من هرگز خود را با پیامبران قیاس نمیکنم چون در این حد والا نیستم ، فقط برای مثال گفتم که موسی یا ابراهیم با شان بالای خود شک کردند ، پس من چه! حق شک ندارم؟ ، شما از زندگی من چه میدانید ، البته که من مشکلی در زندگیم ندارم که مرا به این سمت سوق دهد. فقط دیگر نمیتوانم با شک زندگی کنم . مسئله من زندگی همه است ، همه انسانها است ، همه بیمارها ، همه کودکان کار ، همه زنان تحت تجاوز ، همه گرسنگان ، همه مظلومان عالم است.

جناب سعید و  1989 چرا انسانها باید به هم ظلم کنند و هیچ کس توان مقابله با انسان سرکش را نداشته باشد به امید معاد.!

sniper140 در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

به نام خدا

باسلام

خواهرم مبحثی رو که بیان فرمودید بحثی بسیار غنی است که اندیشمندان بیشماری از سالیان دور تا به امروز درباره آن بحث کردند پس ما شاید نتوانیم در اینجا شما را کامل قانع کنیم خودتون هم باید مطالعات فراوانی داشته باشید در زمینه فلسفه و قرآن و تفسیر های آن البته اینجا دوستان هم مطلب را خوب شرح دادند من هم مطالبی رو بیان می کنم.

درباره وجود خدا من زیاد وقت شما رو نمی گیرم چون دوستان مثل جناب دیدگاه و1989 برهان ها و دلایل فلسفی آن را بیان کرده اند من هم همین ها را می خواستم بگم و از اون بیشترش رو خودتون باید مطالعه کنید.

گفتم که از قدیم تا به امروز افراد زیادی به شرح موضوع پرداختند لازم به ذکره که هر کدوم نظر خاص خودشون رو دارند ولی مجموعاً نمی توانند وجود خداوند را انکار کنند و هرکس اینکار را کرده فیلسوفان زیادی بعد از اونا با دلیل نظریاتشون رو رد کرده اند مثلاً یکی میگه جهان قدیمه (یعنی از زمان بی آغاز بوده) ولی خداوند به عنوان محرک اصلی این جهان است مثل ارسطو دیگری میگه نه خدا خیر محض یا عقل کله او نمی آفریند ولی جهان از او فیض میگیرد مثل افلاطون دیگری میگه نه خدا نخستین وجود است بعد عقل اول از او آشکارشد بعد بر خودش بازتاب یافت و فلک اول و عقل دوم پدید آمد تا میرسه به عقل دهم که ماه و زمین بوجود آمد مثل فارابی و و دیگر اندیشه ها. یکی از تازه ترین اندیشه هایی که خدا را کلاً رد میکنه اندیشه chaos یا آشفتگی است یعنی میگه در هر بی نظمی یک نظم وجود داره که رد فلسفی این نظریه جواب تمام سوالات شما را در بر داره ،در اسلام اگر نظریات فلاسفه و متکلمان اسلامی را حالا کنار بگذاریم جواب به سوال دلایل وجود شر در عالم جواب این اندیشه را میده و آن را رد میکنه برای توضیح بیشتر میگم این اندیشه میگه که در جهان فقط بی نظمی وجود داره که به طور چرخه وار این بی نظمی ها نظم را بوجود می آورند مثلا اگر در یک دریاچه پرندگان بسیاری باشند بال زدن این پرندگان باعث تغییر جو بالای دریاچه میشه و این بال زدن یک بی نظمی بوده که حالا نظم بوجود آورده یا مثلاً زلزله وقتی میاد یک نوع بی نظمیه که باعث میشه نظم هایی متعاقب اون بوجود بیاد یا افتادن برگ درخت و مثال های دیگر اما اگر کلی تر نگاه کنیم نمی توان هیچ بی نظمی در جهان مشاهده کرد همه بی نظمی ها از نظر ما بی نظمی هستند ولی اگه عمیق تر نگاه کنیم هر کدوم باز نظم خودشون رو دارند و به دنبال نظم دیگری بوجود می آیند مثلاً همین زلزله بی نظمی (یا شر) نیست بلکه نیاز کره زمینه که زلزله بیاید و هزاران دلایل زیست شناسی و زمین شناسی برای آن وجود دارد که اینجا نمیشه همش رو برای شما بگم و این زلزه سیستم زمین برای بقا هست و اگه نباشه ما هم وجودمون به خطر می افته و ما باید خودمون را با این وفق بدهیم تا دیگه برای ما شر نشه شهرهامون را ایمن بسازیم خطری برای ما نداره پیروان این اندیشه بسیار به شانس معتقد هستند اما اگه عمیق تر نگاه کنیم شانس اصلاً وجود نداره.

ادامه دارد

sniper140 در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

در مورد مسئله عدالت خدمت شما عرض کنم :

یکی از اصول آفرینش انسان آزاد بودن او است خداوند ما را آزاد آفرید چون به ما قدرت عقل و اختیار و یادگیری اعطا کرد و فرمود من به شما این قدرت ها را اعطا  کردم راه راهم به شما نشان دادم حال این با شماست که حق را انتخاب کنید یا باطل چون خداوند می خواست مخلوقاتی داشته باشد که با وجود آزادی او را بپرستند نه مثل فرشتگان بی اختیار و به همین دلیل ارزش انسان در مقابل دیگر مخلوقات بسیار بالاست  اما خداوند فرمود که ای انسان تو آزاد هستی بنابراین من کیفر و پاداش اعمال تو را به طور کامل در قیامت اعطا می کنم پس این که ما در جهان بی عدالتی می بینیم ناشی از اعمال خود ماست چون ما آزادیم دنیا را هر طور که دوست داریم بسازیم و اگر خداوند جلو ما را در اعمال و کار هایی که انجام میدیم بگیرد دیگر آزادی ما را سلب کرده یعنی دیگه اصل وجود انسان یعنی آزادی را سلب کرده اگر شما در جایی بی عدالتی ، قتل ، تجاوز ، کشتار می بینید ناشی از اعمال ماست که بر اثر آزادی انسان ایجاد شده و هیچ ربطی به بد بودن یا نبودن خداوند نداره ما باید خودمون کاری کنیم که این چیز ها بر طرف بشه اگه قرار باشه خداوند هر لحظه بیاد جلو ما را بگیرد خوب دیگه از همون اول آزادی را به ما نمی داد دیگه . پس وجود شر در عالم ناشی از کار های ما بر اثر آزادی ، ناشی از درک اشتباه ما از قوانین جهان و نیز ناشی از جزئی نگری ماست و خداوند شری نیافریده هر چه آفریده سر قانون خود بوده و هر کاری هم بکند به موقع و سر قانون انجام می دهد مثلاً خورشید از یک نظرمیتواند شر باشد که اگر مستقیم به آن نگاه کنیم به چشم های ما آسیب میرسد و از نظر دیگر مفید که طبیعت به آن وابسته است حال این به آزادی و اختیار ما ربط داره که باهاش چشم مامونو آسیب بزنیم یا ازش برای برق استفاده کنیم به طور عمیق تر خداوند نعمتی به ما داده اما این نعمت براثر اختیار و آزادی که بازهم او به ما اعطا کرده استفاده آن رو به ما سپرده.

درمورد سختی هایی که در دنیا داریم به شما باید بگم به قضیه یک طرفه نگاه نکنیم خداوند به ما همش سختی نداده که، ازاون طرف به ما راحتی هم داده یعنی در هر سختی یک آسانی است مثلاً اگه شما بتوانی با تلاش و سختی کشیدن بهترین رتبه های علمی را کسب کنی بعد از این سختی ها شما راحتی هم خواهی داشت و از آن لذت هم خواهی برد این موضوع  یکی از قوانین طبیعت است نیوتون هم توانست این قانون را کشف کنه او گقت( البته من ساده ترش می کنم) در هر عملی عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن پس در هر تلاشی آسانی است مساوی و در خلاف آن. پس الکی از قوانین طبیعت ایراد نگیریم این قوانین همون طور که گفتم شر نیستند بلکه به خاطر درک نادرست ما شر به حساب می آیند.

ادمه دارد

sniper140 در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

مردن ما هم یک قانونه و نیز فانی بودن دنیا را به ما نشان میده  و نشان میده که جهانی که درش هستیم بیهوده نیست نشان میده جهانی به عنوان آخرت وجود خواهد داشت ما این را از قوانین عالم می فهمیم که این همه نظم از هیچ نبوده که به هیچ برود چون در اینصورت نظمی نخواهد بودو در متعاقب آن جهانی و انسانی هم وجود نخواهد داشت (دقت کنید).

ما به اجبار به دنیا نیومدیم میشه از این منظر هم بهش نگاه کرد که خداوند ما را از عمق نیستی به هستی آورد و این یک امتیاز برای ما به حساب میاد  این دو بیت از فخرالدین عراقی همین ها رو میگه(حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد        بنمودجمال و عاشق زارم کرد / من خفته بدم به ناز در کتم عدم         حسن تو به دست خویش بیدارم کرد).

درمورد حضرت موسی(ع) عرض کنم ایشان به خاطر عشقی که به خداوند داشتند خواستند که وجه ای از خداوند را ببینند وگرنه وجودایشان سرشار از ایمان قلبی به خدا بود و در مورد حضرت ابراهیم (ع) هم بگم ایشان ایمان قلبی به معاد داشت و می خواست نحوه زنده شدن مردگان را در معاد ببیند که بحثی علمی است (دقت کنید) و خواهشاً مباحث را تحریف نکنید.



بگذارید به عنوان سخن آخر مطبی را بگویم ، من از امام علی (ع) حدیثی را دیدم که از نظر مفهوم بسیار غنی است به این مضمون (در هیچ چیز نظر نکردم مگر اینکه خدا را قبل از آن ، با آن و بعد از آن دیدم) من شخصاً سه سال طول کشید تا معنی این حدیث یک جمله ای را بفهمم با داستان حسین ابن منصور حلاج و نیز مثالی که یک عالم فرزانه و دانشمند برایم زد فهمیدم که این حدیث چه معنایی دارد حال می خواهم آنچه فهمیدم را با بیان مثالی خدمتان عرض کنم ،ما اگر بخواهیم خورشید را اثبات کنیم کار مسخره ای است چون به وضوح داریم آن و اثراتش را می بینیم خداوند هم به مثل خورشید است اگر بخواهیم او را اثبات کنیم کار مسخره ای است چون داریم او و اثراتش را می بینیم این جهل ماست که روی درک ما پرده می اندازد باید پرده ها را کنار زد.



دیگه از این بیشتر سرتون رو درد نمی آورم امیدوارم با این چند مطالب محدود قانع شده باشید. من شما  رو تحسین می کنم که شجاعت داشتید و نگذاشتید شک وجودتان را مثل موریانه نابود کند اما به شما توصیه هایی دارم ، همیشه مطالعه داشته باشید زیرا درک انسان را قوی می کند و هیچ وقت اجازه ندهید شک یا شبه ای یا سوالی در وجودتان باقی بماند از فرد متخصص آن موضوع سوال کنید. من هم زمانی مثل شما بودم و حتی نمازم را هم داشتم از دست می دادم یعنی نماز می خوندم فقط به خاطر اینکه بیعتی که کرده بودم رو نقض نکنم شاید هم بدتر، من طرز تفکراتی داشتم بسیار ریشه ای و وقتی اونا رو به هر کسی می گفتم اگه طرف اهل دانش نبود درجا به دین و ایمانش شک می کرد چه بسا افرادی به خاطر حرفای من گمراه شدند و من هنوز عذاب وجدان دارم چون نمی تونم پیداشون کنم بگم اشتباه می کردم .



به راهی که 5 ماه پیش بودی برگرد چون بهترینه



والسلام

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

 باسلام .از همه دوستان که سعی در کمک به من دارند ممنونم .جناب سعید شما میگویید گناه کودکان کار بر عهده خدا نیست . چرا ؟ پس چه کسی باید پاسخگوی شرایط زندگی آنها باشد . میفهمید یک دختر کار  بی صاحب 9 ساله وقتی مورد تجاوز قرار میگیرد یعنی چه ؟ او پدر و مادر ندارد ، آیا خداوند وظیفه ای در قبال این کودک ندارد ، انسانها خود را کنار کشیدند ، خدا هم باید خود را کنار میکشید! جناب 1989 فرمودید اقتضای عدالت پروردگار در این دنیا آن است که" گروهی بر دیگران در شرایط آسایش زندگی برتری داشته باشند" و خداوند عادل است ، آیا این پروردگار عادل است ؟ یا اینکه در این دنیا به این نحو عادل است و در آن دنیا به نحو دیگر . صفات پروردگار دستخوش تغییر نمیشود ، پس در سرای باقی نیز مظلومان تحت ظلم قرار خواهند گرفت و سرکشان چیره . شاید با خود بگویید این دختر مصداق بارز کسانی است که " خداوند بر دلش مهر زده ، نمیبیند نمیشنود ، کر و کور و نادان است " . باور کنید دلم برای نماز تنگ شده مشتاق شنیدن پاسخی ام که دلم را آرام کند . با تشکر از همه.

HOSSAIN.SH در 5 سال و 3 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

با سلام... خواهر گرامی ایا این درست است که بدون داشتن دید عمیق به عرایض بنده و توجه به تمام مطالب نوشته شده ام... یک جمله که تماما به کل مطالب مربوط است را بیرون بکشید و بگویید حالا این یعنی چه؟حرف شما درست به این می ماند :فردی را که تا به حال ساختمان هایی مدرن و امروزی را ندیده و درک درستی نسبت به ان ندارد را یکراست بدون اینکه از ساختمان و سود ان برای بشریت تعریف و تمجید کنیم , بدون مقدمه چینی بیاییم و چاه فاضلاب را به او نشان دهیم خوب در این صورت مطمعناّ نباید انتظار به این داشت که او از فاظلاب تفسیری برای خود داشته باشد تازه اگر ما را مورد تمسخر خود قرار نداد شانس اوردایم.چه بهتر که اول کل را نظاره کنیم و بعد جزء...ما میدانیم که چاه فاضلاب اختراع مفیدی است چون از ساختمان درک درستی داریم.شما از ابتدا مطالب بنده رو بخوان و باز هم تکرار میکنم که :لا الله الا هو.....معنا دارد شما فقط به قسمت اول...لا الله .. توجه میکنی..

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 19 دقیقه پیش گفته

  (( و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی قال اولم تومن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی )) " بقره 260

جناب sniper 140 من هرگز قصد تحریف نداشتم ، آیه مورد نظر را درج کردم ، در اینجا ابراهیم به صراحت گفت که در این رابطه ( معاد ) دلش آرام  نیست ، نیاز به مشاهده عینی دارد تا دلش آرام گیرد . حرفهای شما و باقی دوستان را مطالعه کردم و همچنین کتابهایی که توسط دوستان توصیه شده را تهیه خواهم کرد . لااقل برای خودم مسلم است که دلم نمیخواهد در این حال بمانم ، دوست دارم با اطمینان قلبی بندگی اش کنم ، همانطور که امیرالمومنین فرمودند " توقف در استانه گمراهی بهتر از سوار شدن بر مرکب چموش گمراهی است " من اکنون در آستانه گمراهی ام ، اما هنوز قدم در مسیرش نگذاشته ام . باید به مشاور مذهبی مراجعه کنم اما مشتاق شنیدن حرفهای دوستان هستم.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

نام کاربری خود را از 1989 به hossein.sh و از ان به hossein1989 تغییر دادم

محض عدم برداشت غلط عرض کردم.



تحسین میکنم قدمی رو که در این راه گذاشتید مطمعنا اسلام اکتسابی بهتر از اسلام شناسنامه ایست ...چون به دنبال عین حقیقت هستید البته بدون عناد حتما ان را میابید



همین جاست که میتوان شکر گذار خالق بود این تنها انسان است که با قدرت اختیار خود می تواند راه خود را گزینش کند.



به امید توفیق روز افزون شما

سارا در 5 سال و 3 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

فاطمه جان عزیزم , حوصله کن و این شعر رو بخون نمی دونم شاید کمکت کنه



گلایـه دكتر شریـعتی از خـدا و جـواب سهراب سپـهری




گلایه ای از خدا، منتسب به دكتر علی شریعتی



خدایا کفر نمیگویم،

پریشانم،



چه میخواهی تو از جانم؟!

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.



خداوندا!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمیگویی؟!



خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرفتر

عمارتهای مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمیگویی؟!



خداوندا!

اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.



خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است …



و این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا



منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت

خالقت

اینک صدایم کن مرا.



با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد

به نجوایی صدایم کن.



بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم



قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان،

رهایت من نخواهم کرد

sniper140 در 5 سال و 3 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

خانم فاطمه به شما توصیه می کنم تفسیر آیت الله مکارم شیرازی را در مورد آیه 260 سوره بقره حتماً بخوانید.



ما برای درک صحیح آیات قرآن حتماً به یک تفسیر معتبر نیاز داریم چون آیات قرآن از نظر معنا بسیار عمیق هستند و وقتی که ما آن ها را می خوانیم ممکن است به خاطر کمی اطلاعات دچار کج فهمی شویم.

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 5 دقیقه پیش گفته

جناب حسین 1989 من سعی در محکوم کردن شما ندارم .خواهش میکنم جواب این سوال که در بالا مطرح کردم را بدهید ، این جواب کمک زیادی به من میکند. (( چرا عدالتی که در این دنیا میبینیم ، با عدالت وعده داده شده در آخرت متفاوت اند ، اگر اشتباه میکنم جبهه نگیرید ، لطفا میکنید اگر برایم توضیح دهید ))

سارا جان از شعری که برایم درج کردی بسیا ممنونم ، باعث شد بعد از مدتها گریه کنم .

از همه دوستان ممنونم.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

قانون عدالت در جهان هستى



با سلام و تشکر:



فاطمه خانم اولاً بنده نسب به حرفهای شما جبهه نگرفتم ولی هر سوالی پاسخی را به دنبال خواهد داشت.و این لازمه ی بحث است.



ولی توجه داشته باشید که اینجا قدرت و ابزار کافی وجود ندارد که یک مقاله ی کامل در رابطه با سوالهایتان درج نمایم. لذا برای رسیدن به سرانجام مناسب و درخور این بحث , بنده اکیداٌ توصیه به مطالعه کثیرمیکنم.



  با این حال تا قسمتی راهنمایی خواهم کرد.



کتاب معاد و جهان پس از مرگ وخدا را چگونه بشناسیم و افریدگار جهان از ایت الله مکارم شیرازی را توصیه میکنم و برای اینکه به خواندن این کتابها ترغیب شوید شامّه ای را در اختیار شما وخوانندگان قرار خواهم داد.شما هم برای رسیدن به سرانجام مطلوب یاری بفرمایید.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

توصیه : اگر برای هرشک وشبهه ای که ناشی از نقص خود ماست بخواهیم (در اینجا مقصود کمبود اطلاعات است) خدا را انکار کنیم یا نماز را کنار بگذاریم و به محض  گرفتن پاسخ  سوال ایجاد شده , برویم و نماز بخوانیم و دوباره بعد از گذشت  ان یک شبهه ی دیگر و دوباره قطع رابطه با خدا و  الی اخر ...ایا این درست است .

برای مثال اگر من در رابطه با شخصی قضاوتی کنم که ممکن است واهی باشد شاید هم نه,  ایا قبل از رسیدن به جواب قاطع نسبت به این شخص اجازه دارم که رابطه خودم را با ان قطع کنم ؟  
لطفاٌ پاسخ بفرمایید





و اما سوال شما و پاسخ ان...با توجه به کتب ایت الله مکارم شیرازی( معاد وجهان پس ازمرگ و افریدگار جهان).



نمی توان جواب سوال را در دو خط بیان نمود مسلماٌ سوال کلی جوابی کلی را مطالبه خواهد کرد , پس با کمی حوصله و دقت به جواب خود می رسید.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

اكنون ببينيم آيا مى توان به وجود يك عدالت عمومى و همگانى در ماوراى اين زندگى اطمينان داشت، يا انسانها تصفيه حساب نشده از اين جهان مى روند و ديگر هيچ!

چشم بر مى داريم از زندگى انسانها كه گوشه بسيار كوچكى از نظام آفرينش را تشكيل مى دهد و يك نظر كلى به وضع عمومى عالم هستى مى افكنيم:



مى بينيم قانونى به نام «نظم و عدالت» بر همه جا سايه افكنده است. اين قانون به قدرى نيرومند است كه كوچكترين انحراف از آن سبب نابودى هر چيزى است، اگر آسمانها و زمين يعنى اين همه كرات عظيم و بى شمارى كه صحنه هستى را پر كرده اند و تا آنجا كه فكر كار كند پيش مى روند حتى هنگامى كه مركب فكر از كار مى افتد آنها همچنان، به حركت، به هستى، به پيشروى، به گسترش خود، ادامه مى دهند، اگر آنها بر پا هستند به خاطر همين نظم و عدالت است كه: «بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَ الارضُ;به عدالت آسمانها و زمين برپاست».



دوام يك دانه فوق العاده كوچك «اتم» در طى ميليونها سال با آن همه ظرافت و دقتى كه در ساختمان آن به كار رفته، و قاعدتاً مى بايست اين چنين دستگاه ظريفى خيلى زود از كار بيفتد، مولود همان عدالت و محاسبه فوق العاده دقيق نظام الكترونها و پروتونها است.

و هيچ دستگاهى - كوچك و بزرگ - از اين نظام شگرف و عدالت عمومى بركنار نيست، به جز انسان
!!

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 40 دقیقه پیش گفته

آيا انسان يك موجود استثنايى است؟



البته انسان يك تفاوت اساسى با تمام موجودات جهان طبيعت دارد، و آن اينكه قدرت عجيب به نام اراده توأم با اختيار و آزادى دارد، يعنى; پس از مطالعه و بررسى و تفكر هر چيز را به سود خود تشخيص داد انجام مى دهد و هر چه را به زيان خود ديد ترك مى كند، و از اين نظر خودش حاكم بر سرنوشت خويش است.



و همين امتياز بزرگ ضامن «تكامل معنوى و اخلاقى و انسانى» اوست، زيرا اگر او آزاد نمى بود و مثلاً كارهاى نيك، و خدمات مردمى را با اجبار از طرف عوامل درونى يا بيرونى انجام مى داد هيچ گونه تفاوتى با سنگهاى بيابان نداشت كه در ميان آنها هم اجناس و انواع مختلف گران قيمت و ارزان قيمت وجود دارد و اين تفاوت جنس، امتياز اخلاقى براى آنها نيست.



فى المثل اگر كسى را زير فشار سر نيزه وادار به كمك چند ميليونى به يك مؤسسه خيريه كنند، آن مؤسسه به هر حال به راه مى افتد ولى اين امر هيچ گونه تكامل اخلاقى و انسانى براى او ايجاد نمى كند در حالى كه اگر حتى يك ريال با دست خود و با آزادى اراده مى داد به همان نسبت سهمى از اين نوع تكامل داشت. بنابراين شرط نخستين تكامل انسانى و اخلاقى، داشتن آزادى اراده است كه بشر با پاى خود اين راه را بپيمايد، نه به اجبار همچون عوامل اضطرارى جهان طبيعت. و اگر آفريدگار جهان اين امتياز بزرگ را به انسان داده به خاطر همين هدف عالى بوده است (دقت كنيد).





طبيعى است كه جمعى هم از اين آزادى سوء استفاده مى كنند و دست به جنايات و خلافكاريهايى مى زنند.





حال اگر انسان تا نيت گناه كند قلبش «سنگ كوب» كند و گرفتار «آنفاكتوس» و «سكته قلبى» شود، و به مجرد اينكه مال يتيم مى خورد از دل درد تا دم مرگ پيش رود، و يا به هنگامى كه دست به سرقت مى زند - به قول آن مرد پشت كوهى كه تكليف براى خدا درست مى كرد - دستش فوراً خشك شود و نام او به عنوان سارق بر صفحه آسمان با خط درشت و روشن نوشته شود، باز مسأله شكل اجبار به خود مى گيرد و هيچ كس سراغ اين گناهان نمى رود، ولى اين گناه نكردن سر سوزن افتخارى براى او نمى آفريند، و امتياز انسانى و تكامل روحى محسوب نمى شود... اينها همه از يك سو.



از سوى ديگر انسان نمى تواند از قانون عدالت كه فرمان آفريدگار در سراسر عالم هستى است مستثناباشد و وصله ناهمرنگى براى جهان خلقت گردد زيرا اين استثنا كاملاً بى دليل است، به اين دليل يقين پيدا مى كنيم كه براى او نيز دادگاه و محكمه اى تعيين شده كه همگان بدون استثنا در آن حضور خواهند يافت و سهم خود را از «عدالت عمومى جهان آفرينش» دريافت خواهند كرد (باز هم دقت كنيد).

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

در این قسمت از کتاب  افریدگار جهان  قسمتی را درج خواهم کرد که طبیعتا برای کسب جواب بیشتر شخص خودتان این کتاب و منابع ذکر شده را مطالعه بفرمایید چون از حوصله بنده و خوانندگان این سایت به دور است

ـ


موجودات و حوادث اين جهان پهناور از دو صورت خارج نيستند:بد و خوب. نعمت خوب است و بلا بد است. تندرستى خوب است. و بيمارى بد است. آبادانى خوب است و ويرانى بد... فعل هر فاعلى متناسب با وضع وجودى اوست42 يا به اصطلاح علمى «معلول از رشحات وجود علت است». بنابراين آفريدگار نيكيها و خوبيها بايد نيك باشد و خالق بديها بد. پس آفريدگار نيكيها نمى تواند آفريدگار بديها باشد و نيكى نيز از آفريدگار بدى و شر نيست.



از اين مقدمه مى توان نتيجه گرفت در جهان دو مبدأ وجود دارد; يك مبدأ براى خوبيها و خير كه «يزدان» ناميده مى شود و مبدأ ديگرى براى بديها و شر كه «اهرمن» ناميده مى شود.



نتيجه فوق در وهله اول باعث انديشه توحيدى مى شود و جهان را به دو بخش غير قابل جمع تقسيم مى كندو سپس باعث مى شود تا «عموميت قدرت خداوند» نيز مخدوش شود. در اين انديشه خداوند قادر به انجام هر كارى نيست. او تنها قادر است چيزهايى را به وجود آورد كه ما آنها را «نيك» مى ناميم. او در نيمِ جهان قدرت دارد و در نيمِ ديگر كه مِلك «اهرمن» است هيچ قدرتى ندارد و لابد بايد مواظب بود «اهرمن» بدكار در مِلك خداوند يا «يزدان» طمع نكند.



اكنون كه ريشه هاى اين انديشه روشن شد، مى توان به راحتى آن را ريشه كن كرد. بديهى است كه اگر هر يك از دو مقدمه اين استدلال ويران گردد اساس آن در هم مى ريزد.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

اگر كمى دقت كنيم مى بينيم مقدمه اول سرابى بيش نيست. تقسيم جهان به دو دسته متمايز از يكديگر يك تقسيم كاملا سطحى و عوامانه است. در واقع اين كه مى گوييم فلان چيز خوب است و فلان چيز بد، از يك نگاه سطحى و ابتدايى ناشى مى شود. دقت نظر و تأمل در حوادث و موجودات به ما مى آموزد كه در جهان اصولا «بد مطلق» وجود ندارد. اين كه بعضى چيزها را خوب مى بينيم و بعضى چيزها را بد، به اين خاطر است كه موجودات را از دريچه چشمهاى نزديك بين خودمان مى بينيم.



به طور خلاصه اين خوبى و بدى كه به همه موجودات و حوادث نسبت مى دهيم كاملا جنبه «نسبى» دارد.43 خوبى يا بدى داشتن بسته به نگاه ما، به جهان است. اين منافع ماست كه تعيين مى كندچه چيزى خوب يا بد است. اگر چيزى براى ما زيان بخش است مى گوييم چيز بدى است اما ممكن است، همين چيز در جهان هستى، چنان فوايد زيادى داشته باشد كه خود شخصى ها در برابر آن هيچ باشد.



اگر نگاه وسيعى به موجودات جهان بياندازيم در خواهيم يافت «بد مطلق» يعنى چيزى كه به طور كلى بد باشد يا مجموعه ضررهاى آن از فوايدش بيشتر باشد وجود ندارد. بد يا خوب بودن اشياء فقط به خاطر افق كوتاه نگاه ما به جهان است و الاّ از نظرگاه يك جهان بينى وسيع هر چيزى خوب و خير است. بنابراين بايد ديدگاه فكرمان را گسترش دهيم تا دچار چنين كوته بينى ها و تنگ نظريها نشويم.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 30 دقیقه پیش گفته

نسيم قدسى و طوفان خطرناك!







نسيم ملايمى از سواحل درياى هندوستان به طرف مناطق شمال غربى حركت مى كند. اين نسيم پس از طى قسمتى از قاره عظيم هند به سواحل خليج فارس نزديك مى شود. در اينجا نسيم شديدتر شده و به صورت باد درمى آيد و سپس به مناطق مركزى ايران مى رسد. در آنجا باد تبديل به طوفان سهمگين و شديدى مى شود. اين طوفان در مسير خود چند درخت تنومند را از بيخ و بن كنده و دهكده كوچكى را ويران ساخته و به يكى از مزارع آسيب رسانده و چند رأس دام را به هلاكت مى رساند.



در اين مثال ما سه پديده را مشاهده مى كنيم! «نسيم»، «باد» و بالاخره «طوفان» اين سه پديده، همچون حلقه هاى زنجيرى هستند كه به يكديگر پيوستگى و ارتباط كاملى دارند.



اكنون ببينيم از منظر كسانى كه با اين پديده ها برخورد مى كنند موضوع چگونه است.



هنديها و پاكستانيها، هنگامى كه آن نسيم و وزش ملايم آن را بر بدن خود احساس مى كنند چه خواهند گفت؟ مسلم است كه مى گويند: به به! چه نسيم فرح بخشى است! به نظر آنان، اين نسيم روح را آرامش مى دهد و دل را صفا. تصور كنيد نسيم از روى باغها و گلهاى معطر عبور كرده و آميخته به عطر دل انگيز گلها مى شود و مشام جان را نشاطى مى دهد. از گرما و خشكى هوا مى كاهد و باعث تلطيف هوا مى شود. به ديد افرادى كه در اين منطقه زندگى مى كنند چنين نسيمى درى از درهاى رحمت الهى است كه بر آنها گشوده شده است. ممكن است حتى شعراى هند و پاكستان درباره اين «نسيم قدسى» اشعارى بگويند و آن را كوى اشارتى از كوى دوست بنامند.



اما در جنوب ايران وضع چگونه است؟ نسيم شدت بيشترى پيدا كرده است; يك باد ملايم، مردم آن را يك باد مفيد مى دانند كه باعث تلقيح نخلها مى شود. آن باد ملايم قطعات ابر را از سواحل خليج فارس برداشته و با خود به صحراهاى خشك و سوزان رسانده تا به اندازه كافى آبيارى شوند. وزش اين باد موافق كشتى هاى سرگردان در خليج را به حركت در آورده و سرنشينان آن را به مقصد خود مى رساند. از اين رو، سرنشينان منتظر وزيدن چنين بادى هستند و براى آن دقيقه شمارى مى كنند. و شعر معروف حافظ را زمزمه مى كنند.



كشتى نشستگانيم اى باد شرطه برخيز *** باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را



اينان از چنين موهبتى بسيار خوشحال و مسرورند كه آنها را به سلامت و صحت به ساحل رسانده و به كانون گرم خانواده و آشنايانشان بازگردانده است.



اما كسانى كه بر اثر طوفان سهمگين خانه هاى خود را از دست داده اند چه مى گويند؟ آن دامدارى كه دام هايش را از دست داده است چه مى گويد؟ مزرعه دارى كه محصولش خراب شده، درختهايش شكسته، درباره طوفان چه عقيده اى دارد؟ اينان مى گويند: اين چه بلايى بود؟! چه عذاب دردناكى! اين از تيره بختى ماست كه زمين و آسمان هم به جنگ ما برخاسته است!

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 27 دقیقه پیش گفته

قضاوتهاى نسبى





مثالى كه ذكر شد مربوط به مردمى بود كه در يك زمان و در يك منطقه معين از سواحل هند تا صحراهاى ايران با اين پديده برخورد مى كنند. اين افراد همانند نقاط كوچكى هستند بر نوار زمان كه در محل كه مشخصى قرار گرفته اند.





آنها هر كدام يك واقعه را از ديدگاه خاص خود مى بينند. نسيم و طوفانى كه وزيده، خارج از ديد محدود آنها معلول يك رشته وقايعى است از حوادث طولانى گذشته و براى آينده نيز علت بسيارى از اتفاقات آينده خواهد بود. به بيان روشنتر، اين واقعه خود در يك رشته زنجير از حوادث قرار گرفته كه به ديگر حوادث جهان نيز مرتبط است.اين رشته هاى تنيده در يكديگر هيچگاه مربوط به يك حادثه در يك زمان خاص نمى باشند بلكه خود تاريخچه مفصلى دارند. اگر ديدگاه انديشه و فكر خودمان را وسعت دهيم، به خوبى در مى يابيم اين حادثه به «مكان» و «زمان» خاص خود محدود نمى شود بلكه گستره حادثه مربوط به رشته هاى نامحدودى مى شود كه تا عمق «ازليت و ابديت» پيش مى روند.





بنابراين يك حادثه به تنهايى قابل قضاوت نيست بلكه آن را بايد هم از جهات ريشه و عللش و هم از جهت آثار به جاى مانده از آن قضاوت كرد. به عبارت ديگر، يك حادثه را بايد در مجموعه «زمان» و «مكان» در نظر گرفت و آن را به صورت «چهار بُعدى» و با تمام رگ و ريشه ها و شاخه و برگهايش مشخص ساخت. سپس مى توان درباره آن قضاوت كرد.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

اگر چه درافعال و كردار ما شايع است اما از كوتاه نظرى است كه حوادث را صرفاً از جهت منافع خودمان ببينيم و به آن رنگ و لعاب كلى و جهانى بزنيم. اين امر در روابط بين دول هم موضوع قابل توجهى است. براى مثال تصادم بين دو قطب سياست جهانى باعث مى شود تا دولتها در منطقه محدودى مثل «كوبا» و در برابر يكديگر صف آرايى كنند. دولتهاى مختلف اين جريان را بر اساس منافع خود مورد بررسى و قضاوت قرار مى دهند. يكى آن را پيروزى درخشانى تلقى مى كند و يكى ديگر آن را به صورت يك پيش آمد سوء تعبير مى كند.



بديهى است كه اين قضاوتها با وجود ادعاى كلى و مطلق بودن، فقط نگاههاى نسبى به جهان هستند. تنها يك فيلسوف جهان بين كه منافع خاصى دراين حوادث ندارد مى تواند از نظر وضع عمومى جهان يك قضاوت مطلق و كلى ارايه دهد كه آن هم نسبت به زمان خود و در حد معلوماتش خواهد بود و نه مطلق از جميع جهات



با توجه به اين مطالب است كه مسئله نيك و بد بودن موجودات جهان به كلى از بين مى رود و با از بين رفتن چنين چيزى، پايه هاى لرزان «دوگانه پرستى» نيز درهم مى ريزد.





والسلام....

mehrimah در 5 سال و 3 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

سلام  حسين ١٩٨٩ باحال جواب سوالاشو دادى ولى اون خودشم نميدونه سوار بر اسب چموش گمراهيه شعر سارا هم خوب جايي پست شد اشك منم دراورد

arezoo در 5 سال و 3 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 49 دقیقه پیش گفته

سلام

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه میگفت : می آید،من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ،گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :"با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست."گنجشک گفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و پناه بی کسی هایم ، تو همان را هم از من گرفتی .این توفان بی موقع چه بود؟؟؟؟"

و سنگینی بغض راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت:"ماری در راه لانه ات بود خواب بودی ،باد را گفتم تا لانه ات را وازگون کند آنگاه تو از کمین مار پرگشودی."گنجشک خیره در خدایی خدا ماند ه بود.

خدا گفت :"و چه بسیار بلاهایی که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی ."

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ،ناگاه چیزی در درونش فروریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد .

هیچ کار خدا بی حکمت نیست اینو مطمئن باش

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 5 روز و 20 ساعت پیش گفته

جناب حسین  متنهای ارسالی تان را چندین بار مطالعه کردم ، کتابی که توصیه کردید نیز حتما مطالعه خواهم کرد . ابتدا عرض کنم که پاسخ هایتان بسیار منطقی هست، و قبول دارم که همه این شکها از ندانستن است ، شاید شغلم نیز در شکل گرفتن این افکار بی تاثیر نبود ، من با کودکان معلول و بی سرپرستی در ارتباطم که هر روز دردهایشان را لمس میکنم ، حسرت داشتن مادر و پدر ، نیاز به همسر شدن مادر شدن و.... همه و همه را در وجودشان دارند اما آینده آنها چه خواهد شد. حق با شماست که بخاطر یک شک نباید نمازم را رها کنم ، اما من مشتاق عبادتش هستم ، میخواهمش ، نمیدانم ، ولی دوست دارم به حداقل جوابی برسم تا بازگردم که پاسخ شما و مطالعه نهج البلاغه که مدتی است آنرا شروع کرده ام  تا حدودی آرامم کرد و میدانم امروز روز بازگشتم است ، هر کلمه نهج البلاغه مانند سیلی میماند سیلی که مهربانترین انسان دنیا به صورتم میزند ، در نهج البلاغه آمده عدل یعنی خداوند به کسی ظلم نمیکند ، چه جواب کوتاه و دندان شکنی. من شاهد ظلم انسانها به هم هستم نه خداوند. از سویی چه جملات زیبایی درباره حکمت پروردگار وارد شده است. حکمتی که هیچگاه از آن سردر نمیاورم .

حق باشماست در رها کردن نمازم خطای بزرگی مرتکب شدم چون شک دارم نه یقین ، اما خدارا شاکرم که با همه تردیدهایم و با وجود اینکه بسیار به سقوط نزدیک شده ام و حالم بسیار بد است اما نتوانستم حجابم را رها کنم . اکنون کتاب عدل الهی نوشته شهید مطهری را مطالعه میکنم و امیدوارم کتابهای توصیه شما را نیز بیابم ، حق باشماست که سوادم در این زمینه کم است ، که به اینجا کشیده شدم اما امیدوارم با مطالعه و یافتن راه درست از این تردیدها رها شوم و راهی باشد ، یکبار برای همیشه .

برای شما و همه دوستان آرزوی موفقیت دارم  ، باز هم مشتاق شنیدن نظرات و کمکهایتان هستم. و جناب حسین بخاطر اینکه وقت خود را در اختیارم قرار دادید بسیار ممنونم . مشتاق شنیدن کمکهایتان هستم.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

با سلام







فاطمه خانم از اینکه مطالب رو با دقت مطالعه فرمودید با زبان ساده و ناقص خودم نهایت تشکر را دارم و از اینکه وسیله ای بودم برای رساندن شما به فرجام مناسب و در خور شخص شما به یقین خدا را شاکرم و برای شما وتمامی دوستان خوانندگان و زحمت کشان این سایت نهایت سرافرازی را از خدای منان خواستارم.



باور کنید خودم هم نمی دانستم از کجا و چگونه بنویسم...چون خودم هم روزی مثل شما بودم و به بیمارستان رفتنم نقطه عطفی در زندگیم شد.



ناگفته نماند که رشته تحصیلی وتخصص بنده هیچ وجه اشتراکی در موضوع بحث  و مذهب و دین ندارد. ولی دین ما اسلام است و ما مسلمان و دفاع و تبلیغ از بهترین قوانین دنیا در این جهان که شاهدش هستیم لازمه ی زندگی ماست امیدوارم شما هم بعد گذشت از این مرحله خود تبدیل به مبلغَی برای بهترین دین بشریت باشید.



از اینکه حجاب خودتون رو هم حفظ کردید نشان دهنده سرشت حقیقی شخص شماست چون هیچ دختر عاقل و بالغی جواهرات خودش را  در معرض دید دیگران قرار نمی دهد ... که با جواهرات خویش دیگران را جذب خویشتن کند.





برای مثال اگر به جای سنگ که به وفور در زمین یافت می شود طلا قرار می گرفت و به عبارت دیگر سنگ جای خود را به طلا داده بود دیگر این فلز گرانبها ارزش امروزی را نداشت و به یقین دیگر گرانبها نبود .



توجه کنید که زیبایی زنان برای تمام مردان ملموس است شاید زنان و دختران  ان را درک نکنند ولی باور کنید که برای مرد قابل درک است و چیزی فراتر از ان .



با این اوصاف کسی که حجاب را به همراه دارد یعنی عین ازادی....یعنی اینکه من ..خود من ...اجازه خواهم داد که  چه کسی به زیبایی و جواهرات من نگاه کند و چه کسی این حق را ندارد... و چه زیباست که در اسلام این حق تنها برای کسی است که قرار است همیشه همراه او باشد شوهر و تمام کننده او.... حتی زمانی که دیگر این جواهرات همراه او نیست یعنی در زمان کهولت سن ...و کسانی که خود را از این حق ( حجاب ) محروم کرده اند به دلایل گوناگون در اسارت به سر می برند. و هر کس و ناکسی را متوجه خود خواهند ساخت.

ناگفته نماند که خود مردان هم تکالیفی از قبیل کنترل نگاه برای انان وضع شده..اگر بخواهم وارد این بحث شوم خود به تنهایی چند هفته زمان لازم دارد و فقط برای تایید حرفهای شما این مطالب را ذکر کردم.



ضمناٌ کتب ایت الله مکارم شیرازی در زمینه بحث معاد و خدا و عدالت او و... روانتر و قابل هضم تر از کتب استاد شهید مطهری است. کتب شهید مطهری اهتیاج به وقت بیشتری برای فهم موضوع دارد اگر از کتب ایت الله مکارم شروع کنید بهتر است و بعد از ان سراغ کتب استاد شهید مطهری بروید.



مرا به خاطر پر حرفی ببخشید.




و السلام...    

سارا در 5 سال و 3 ماه و 5 روز و 24 دقیقه پیش گفته

مرسی مهری ماه

و مرسی فاطمه جان

و امیدوارم که هرچه زودتر خودتو پیدا کنی .

sadaf در 5 سال و 3 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

سلام

اقا حسین اگه شما یه بیماری لاعلاج یا نقص عضو داشتی بازم اینقدر پرشور درمورد عدالت خدا داد سخن میدادی؟؟؟!

مطمئن باش اون موقع موضوع کاملا برات متفاوت بود....

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 17 دقیقه پیش گفته

صدف جان ، اشکال کار همینجاست ، من هم مثل تو در درک معنی عدالت دچار اشتباه شدم ، من مربی کودکان معلولی هستم که بزرگترین آرزوی اونها اینه که بفهمن چرا خانواده هاشون اونها رو نخواست . هر بچه ای سالم یا معلول هدیه خداست و این بعضی انسانها هستن که با پس دادن این هدیه عدالت رو زیر پا میذارن . صدف جان بهت حق میدم چون حال تو رو حس کردم ، و حقیقت اینه که خداوند از افراد معلول و بیمار امتحان سخت تری نسبت به بقیه میگیره ، و اما دلیل ، من هم همیشه به فکر پیدا کردن دلیل بودم و هستم که چرا مثلا شاگردم آمنه اینهمه سختی باید بکشه تنها دارایی اون از دنیا ، سقف بالا سرشه بعلاوه انبوه مشکلات و ترسها و اینکه در کودکی بهش تجاوز شده . قضاوت خیلی سخته صدف جان، اما میدونم با تمام این حرفها ، ما از مردم گله داریم نه خداوند. شنیدن حرفهای دوستان لذتبخشه اما گوش دادن به حرفهای کسی که در نهج البلاغه حرف میزنه خیلی شیرینه ، محاله قانعت نکنه. دوست خوبم توکلت به همون کسی باشه که میدونم شک نداری بیشتر از همه به فکر تو هست . و به ابلیس به جبرئیل به میکائیل به عزرائیل و... دستور داد به پای تو سجده کنند. خیلی خیلی سخته اما لایق ترین فرد برای سپردن دغدغه ها خودشه .

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 26 دقیقه پیش گفته

با سلام



اولاً: صدف خانم شما بنده رو نمیشناسی پس خواهشاً قضاوت نکن که ایا نقص عضو یا بیماری لا علاج دارم یا نه.



ث
انیاً : پس با حرف شما اینطور استنباط می شود که خدا فقط برای ادمهای سالمه و لا غیر...

اگر قرار بر این باشه فقط زمانی زمانی که تمام شرایطمون بر وفق مراد باشه خدا را پرستش کنیم و به محض امدن اتفاق های نسنجیده به هر نحو برای هر شخص خدا را انکار کنیم وبذاریم کنار ...پس عقل و منطق و شعور کجاست.



من افرادی را می شناسم که حتی کارهای اولیه زندگی خودشون رو هم نمی توانند انجام بدهند  ولی چنان با اشتیاق با خالق خودشون حرف می زنند که من از گفتنش و انجام دادنش عاجزم.



اگر این دنیا را بدون جهان بعد در نظر بگیریم.دیگه حرفی نیست همه ی ما بریم کافر بشیم و هر کاری که نفسمون میگه انجام بدیم اون موقع هر کسی که نقص عضو نیست خوشبخت وهر کسی هست بدبخته  و خدا یک ظالم به تمام معناست .



پس عقل و شعور و منطق کجاست ؟؟؟؟؟؟؟



من افرادی را می شناسم که حتی کارهای اولیه زندگی خودشون رو هم نمیتونن انجام بدهند. ولی چنان با اشتیاق با خالق خودشون سخن میگن که من از گفتن و انجامش به جد عاجزم...






ثالثاً : من یا شما یا هر شخص دیگری از کجا با این همه اطمینان میتوانیم سخن برانیم که امروز یا روزهای اینده اتفاقی برای ما نیفتد...مثلاً تصادف کنیم و نقص عضو بشیم یا هر اتفاق دیگری ..اگر ان موقع اتفاقی برای ما افتاد با توصیفات  جنابعالی دیگر خدا پرست نیستیم و یک کافر به تمام معنا باید باشیم. چرا؟؟؟؟





چون خدا چیزهایی را که من خواستم به من نداد ( دقت کنید که این امکان وجود دارد که خدا دخلی در این ماجرا نداشته باشد).شاید شما بی احتیاطی کردی




رابعاً : شما گفتی اطمینان داشته باش که موضوع کاملاً برات فرق داره ...

اول اینکه شاید من از چیزهایی رنج ببرم که شما شاهد اون نیستی پس خواهشاً شما اینقدر با اطمینان سخن نگوو.



دوم اینکه اگر خدا میخواست تمام مردم روی زمین را تماماً مسلمان و خدا پرست خلق کند و بدون کم و کاست او را پرستش کنند ولی با اراده خدا و نه انسان ...برایش به همان اندازه راحت بود که ما را بار اول خلق کرد .





تا زمانی که همه ما کور و مبهوت این دنیا یعنی دنیای مادیات زود گذر هستیم توقعی غیر از جمله ی شما نمی توان داشت.



چه ادمهایی که در اوج جوانی و قدرت با تمام نعمتهای خدا دادی خدا را انکار کردند و کفر گفتند و به محض اینکه فقر یا نقص عضو یا بیماری لا علاج نصیبشون شد دیگر از ان بی خدایی و کفر اثری نبود و روح انها چنان پالایش یافته بود که دیگر انگار تغییر شخصیت داده.



 نه من نه شما از علم ازلی خدا اطلاعی نداریم اگر بری و تمام پست های قبل من رو بخونی میبینی که اگر معاد نباشد زندگی این دنیا پوچ خواهد بود چون خدا به همه مردم ابزار و وسایل مثل هم نداده  دلیلش رو هم در پست های قبلی هم من و هم دوستان توضیح دادیم.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 25 دقیقه پیش گفته

و اما یک سوال از شما صدف خانم :



یک انسان به طور متوسط 80 سال عمر میکنه که برای برخی کمتر شاید هم کمی بیشتر باشد... و80 سال با تمام خوشی های دنیا مثل ثروت و انواع کارهایی که نفس سرکش انسان میخواهد انجام دهد و انجام میدهد وتمام خوبی ها و بدی های دیگر از دید ما زندگی کند .



اخر بعد از 80 سال باید همه در دو متر جا بخوابیم چه سالم باشیم چه نقص عضو داشته باشیم چه  مریض چه ثروتمند چه فقیر .....ایا سرانجانم ما همین خواهد بود و تمام ؟؟؟؟؟؟



این همه نظم و زمین و اسمان  برای بازی ما خلق شده یا خدا ؟؟؟؟؟؟



بهتره ایمانمون تقویت بشه نه زبونمون...



در نهایت اگر هم شخصی با نقص عضو به دنیا امده باشد وگفتیم این نشات گرفته از خداست ..ایا من و شما میدانیم که اگر این شخص غیر از این خلق میشد چه بلایی با لا تر از این ممکن بود سرش بیاید و یا چگونه زندگانی میکرد ایا با ایمانتر میگشت یا شاید هم بدتر ...

اگر پست های قبلی من منطقی نیست بگو منطقی نیست نه این که انگشت اتهامتون رو به سمت من بیاری و بگی تو اگر ناقص بودی اینطور حرف  نمی زدی ....اگر موضوع منم که هیچ من نمیدانم خدا از من اعلم تر است و نمیدانم این تفکر حالا همراه من بود یا نه!!! و اگر موضوع عقل و تفکر حساب شده و منطقیست و نه احساسات.... که فکر میکنم جوابتون رو به اندازه کافی گرفتید....





اگر اینقدر پر شور حرف نزنم مشکل شما حل خواهد شد ؟؟؟؟؟   

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

برای همین است که مجازات تجاوز و یا از قبیل این گناه هایی که افراد بی خبر از خدا مرتکب میشوند جزایی جز بالاتر از این که در جهنم اتش و همیشگی باشند نخواهند داشت چون در این دنیا ابزارش را نداریم که جزای این شیاطین رو بدیم .. فاطمه خانم با پستتون دلم رو به درد اوردید انشاالله که بتونیم لا اقل کشوری بسازیم که از این گونه نا هنجاری به دور باشه ...ایا از یک موٌمن حقیقی اینگونه مساءل  سر میزند؟؟؟؟

sadaf در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 21 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

سلام 

میدونی فاطمه جان حرف زدن درمورد این مسائل خیلی اسونه ولی ایا واقعا در مقام عمل هم میتونی پاشون وایسی؟

ایا وقتی تا مغز استخونت درد میکشی و تحقیر میشی و با درد عظیمت تنهای تنهایی بازم خم به ابرو نمیاری و همچنان ایمانت استوار میمونه و هیچ شکی به دلت راه پیدا نمیکنه؟!

من خواهرم یه دختر معلوله ولی موقعیت اجتماعی بالایی داره و خوشگل هم هست ولی وقتی یه پسر تو چشماش نگاه میکنه و میگه اره تو خیلی فوق العاده هستی ولی من به خاطر مشکلت نمیتونم باهات ازدواج کنم چه کسی میتونه عمق درد و رنجشو بفهمه؟

کی جوابگوی نیازهای عاطفی و جنسی این دختره؟ که نه تنها هیچی از بقیه کم نداره که در خیلی موارد بیشتر هم داره!!!!

چرا اون باید هر روز شاهد خوشبختی و خوشحالی دخترای همسن و سال خودش باشه که خیلی راحت با مردانی بهتر از خودشون ازدواج میکنن و کلی برای خودشون خوشن ولی اون باید فقط نظاره گر این خوشیها باشه؟ مگه اون دل نداره؟ مگه اون عواطف و نیازش کمتر از بقیه هست؟

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 20 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

 حضرت علی (ع)میفرمایند : خدا را شناختم در بهم خوردن اراده هاییکه شخص در آن استوار است و به باز شدن گره کارها و اندیشه ها.

جناب حسین ، دیدگاه و باقی دوستان به اطلاعات بالای شما در زمینه دینتان غبطه میخورم ، و اعتراف میکنم در معرفت به خداوندم و دینم کاملا بیسواد هستم ، و بی سوادی در معرفت به دین و خداوند یعنی لرزیدن به هر بادی. مسلمان به دنیا آمدن یک نعمت است چون ابتدا در راه درست قرار گرفته ایم ، اما اشتباه محض این است که این را کافی بدانیم و در برابر خداوندی که روزانه 5 بار دربرابرش سجده میکنیم چیزی ندانیم. برایم مهم نیست که یکی از دوستان پاسخ های شمارا حال گیری توصیف کرده ، چون با این پاسخها احساس آرامش میکنم ، آرامشی که با مطالعه هر روز بیشتر میشود.و با شروع دوباره نمازم احساس خوبی دارم و به بخشش خداوند امیدوارم.امیدوارم روزی به جایی برسم که اگر درباره اعتقادم سوالی شد همچون شما بتوانم پاسخگو باشم.در پناه خداوند عادل و حکیم باشید.

صدف عزیز این ما انسانها هستیم که به هم متفاوت نگاه میکنیم گروهی را معلول صدا میزنیم و گروهی را سالم اما خداوند هیچوقت ما را اینطور خطاب نمیکند. رفتار ما انسانها باهم بسیار تعیین کننده است همانطور که وقتی از حضرت ایوب سوال شد در دوران سختی چه چیز تورا آزرد گفت شماتت مردم. مظهر صبر نیز از نگاه مردم گلایه داشت.

بیاییم از امروز به هم متفاوت نگاه نکنیم ، باید در عمل نشان دهیم همه انسانها برابرند. یا علی.

sadaf در 5 سال و 3 ماه و 3 روز و 34 دقیقه پیش گفته

سلام

اقا حسین شما لطفا انتقاد پذیر باش دوست عزیز!

ما اینجا داریم درمورد مساله ای جدی با هم بحث میکنیم تا به یک نتیجه ای برسیم، اگه بخوایم با کوچکترین مخالفتی درمورد نظرمون فوری جبهه بگیریم که اصلا بحث و گفت وگو و تبادل افکار معنایی داره؟؟؟

ببینید چند نفر مثل شما فکر میکنن؟ چند نفر دنبال مطالعه هستند؟ چند نفر فهمیدن که این دنیا فریبی بیش نیست؟؟؟!

تعداد بسیار انگشت شمار ادمها، 99 درصد مردم تفکراتشون مادی هست و بسیار سطح پایین... چون وقتی یه معلول رو یبینن به چشم حقارت بهش نگاه میکنن ؟ انگارجزو ادمهای درجه دوم حساب میشه!

و بعضیها هم که پیش همون شخص شکرگذار خدا هستن که این شرایطو ندارن!

وقتی این شخص میبینه بین این ادمهای سطحی و کوته فکر جایگاهی نداره جز حقارت و ترحم و برای اثبات خودش دائم باید مبارزه کنه! به نظرت از هر چی زندگی هست سیر نمیشه؟

چون به هر حال این ادم داره در بین این ادمها زندگی میکنه، کنار اینها میتونه از مواهب زندگی برخوردار بشه، وقتی میبینه بقیه جوری رفتار میکنن که انگار تو هیچ حقی برای لذت از این مواهب نداری اونم با واژه هایی مثل حیوونکی! طفلکی.... درصورتی که حسها و هوش این ادم هیچ فرقی با بقیه نداره

بله دوست عزیز حرف شما قبول که اینا تقصیر خدا نیست تقصیر مردمه!

خب برای تغییر تفکرات این مردم باید چکار کرد؟ اصلا امیدی به تغییر هست؟ ایا کفاف عمر کوتاه اون انسان دردمند رو میده؟؟؟!

مرجانه در 5 سال و 3 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

یقین دارم خدایی را که در اوج بی یقینی یافتم... بحث های آموزنده ای بود ممنون از دوستانی که مشارکت داشتند و به ما هم فرصت مطالعه دادند.

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

با سلام



صدف خانم هر کسی که به جای من بود و اولین پست شما را در رابطه با این بحث میخواند هیچ استنباط دیگری غیر از برداشت بنده نمیتوانست داشته باشد.



و بعد شما می گویید انتقاد پذیر باش. شما ایا من را می شناسی که اینگونه با اطمینان پست رو نوشتی .



حالا من باید انتقاد پذیر باشم !!! یا معنای برخورد شما انتقاد است ؟ یا من معنای انتقاد را نمی دانم !!!



قبول دارم که سختی ها برای اینگونه ادمها زیاد است وتا  کسی همانند انها نباشد نمیتواند قضاوت به جایی داشته باشد..ولی در اینجا به هیچ عنوان سعی بر این نبود که از منظر اینگونه انسانها بحث کنیم ...ما فقط میخواستیم که عدالت خدا را با علم منطق ثابت کنیم  همین .

با این حال اگر تقصیر از من است عضر خواهی بنده رو پذیرا باشید .

این ما هستیم که معنای انسانیت را درک نکردیم و فقط اسم ان را خوب یاد گرفته ایم. این موضوع با یک نفر قابل حل نیست باید همه تغییر کنند باید همه برای هم باشیم نه هر کس برای خود .

قطعاً این حرفها فقط شعاره .تا زمانی که هنوز بی ایمانی و دور شدن از تمام سفارشات امامان ، پیامبران و  تمام ایات قران  وتمام خوبی های که دیگر کم شاهدش هستیم وجود دارد.



شاید این حرفها بتواند تسکینی برای این عزیزان باشد.



هیچ کس نمی تواند ناکر، ان باشد که انسان سیری ناپذیر است ...هر چه داشته باشد ارزوی بالاتر از ان را هم در سر میپروراند.



در نظر بگیرید یک نابینا را با یک ادم معلول از ناحیه دست یا پا با ادمی که از هر نظر سالم است و با ادمی که نه تنها از هر نظر سالم است بلکه نعمتهایی نظیر نابغه بودن یا زیبایی خیره کننده یا... داشته باشد.



هر کدام در هر مرحله ای که باشند  ارزوی بالاتر از ان را در سر دارند و این طبیعت انسان است .

کسانی که در این بین با شرایط خود قناعت بیشتری دارند انها واقعاً خوشبخت وکسانی که به هیچ وجه قانع نیستند بدبختان حقیقیند.



چه کسی واقعاً به کمال می رسد و کمال یعنی چه؟



ایا کسی که همه ی نعمتها در دستش است و باز هم بیشتر میخواهد به هر قیمتی... با کسی که حتی از نعمتهای اولیه زندگی محروم است در پیشگاه خداوند یک جایگاه دارند...؟



ایا خدا همان انتظاری که از ثروتمند دارد از فقیر هم همان توقع را دارد؟



در این دنیا همه ی قریب به اتفاق ما سختی هایی در دنیا کشیده ایم خلاصه مطلب اینکه هر کس به اندازه اسباب و وسایلی که در این دنیا به امانت گرفتیم باید در سرای اخرت در پیشگاه خداوند حکیم جوابگوی ان باشیم .




ولی شاید اگر کمی منطقی تر با این قضیه برخورد کنیم و ببینیم واقعاً مشکل از کجای روابط بین ما انسانها سرچشمه گرفته و یا ، از منظر خود این عزیزان  بحث کنیم بهتراست و...اگر وقتش را بیابم حتما در پست های بعد خواهم گفت .

 


 

HOSSEIN1989 در 5 سال و 3 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

ویرایش پست قبل



عضر را اشتباه تایپ کردم و عذر درست ان است

nina در 5 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 53 دقیقه پیش گفته

دوست عزیز وجود بدبختی و مصیبت و... به نظر من به خدا ربطی نداره.منم خیلی به این موضوع فکر کردم به این نتیجه رسیدم که این دنیا احتمالا برزخ یه دنیای دیگه س.اینکه یه بچه بدبخته به خاطر انتخاب خودش در زندگی قبل از این دنیاشه.وکاملا مختار بوده و ربط به خدا نداره.این طرز تفکر هم با منطقم جور در میومد هم آرومم میکرد درضمن یادت باشه ذهن ما محدوده و کنجایش نامحدود رو نداره

فاطمه در 5 سال و 2 ماه و 29 روز و 55 دقیقه پیش گفته

صدف عزیزم ، ما دوستان سایت دلداری ، هیچکدوم از شرایط هم خبر نداریم ، مطمئنا هر کس برای خودش مشکلاتی داره که میترسه روزی از بوسیله اونها از پا در بیاد. میدونم صدف جان غم خواهرت داغونت کرده ، مثل غم خواهر زاده من که مبتلا به میوپاتی هست ، با قدرت عضلانی خیلی محدود ، و ممکنه روزی برسه که از راه رفتن محدود همین حالاش هم ناتوان بشه ، دوست داره مثل هم سن و سالهاش بپره اما نمیتونه ، خودشم میدونه راه رفتنش و جسمش با بقیه فرق داره اما هنوز بچه هست ، نگران وقتی هستم که باید مدرسه بره وارد اجتماع بشه ، دوست پیدا کنه و . . . و طئنه های مردم رو به جون بخره.

صدف عزیز  بیا دردهامونو فقط به خداوند بسپریم ، درد نیش و کنایه های مردم نادان رو با اون در میون بذاریم ، باور کن بخاطر غصه هات ، خداوند هم غمگین میشه ، ایراد از نگاه ماست ، همه ما بنده های اونیم فقط دلیل کارهاشو نمیدونیم ، خداوند خیلی بالاتر از فهم ماست ، خدایی که زمان آفریده دست خودشه محدود به زمان و مکان نیست.

حرفهای من اصلا با استدلال نیست ، بر خلاف حرفهای جناب حسین ، که حرفهاشون خیلی منطقی هست ، فقط یه احساس عمیقه که خواستم در میون بذارم.

برای تو و خواهرت آرزوی لحظه های شاد دارم.

دوستان نگاه ما به مردم اطرافمون خیلی تعیین کننده هست . یک نگاه ما ، یک حرف و یک لبخند ،که خیلی ساده میگیریم تاثیر عمیقی روی دیگران داره ، بخصوص افراد کم توان . ممکنه با یک لبخند کسی رو به زندگی امیدوار کرد ، یا با یک حرف کسی رو از زندگی سیر کرد .

بیاییم از امروز کمی مهربانتر باشیم. یا علی.

somayeh در 5 سال و 2 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 58 دقیقه پیش گفته

سلام به دوست عزیزم که بحث جالبی رو مطرح کرد 

راستش وقتی متنتو خوندم یاد چند ماه پیش خودم افتادم یه مدت از خدا برگشتم حرفای تورو میزدم علنآ کفر میگفتم چون میدیدم هر کی ظالمه موفق تره ولی به همون خدا قسم چنان بلایی سرم اومد که به عمرم ندیده بودم کاملآ احساس کردم خدا ولم کرده اونجا بود که فهمیدم اگه تا الآن کسی بودم خدا نگرم داشته بود جوری شد که از خودم بدم اومد حالا چند ماهه همه چیزم شده خدا معشوقم شده خدا واقعآ با خدا عشق میکنم یکم که تو زندگیم ریز شدم خدا رو دیدم حسش  کردم جوابمو میده این خیلی واسم ارزش داره که خدا جواب دردو دلامو میده البته جواب همه رو میده فقط چون ما دوست داریم یکی لقمه رو جوییده بذاره تو دهنمون نمیفهمیم وگرنه اگه یکم به دورو برت دقت کنی  جوابتو میبینی در مورد حرفت که یه مدت حرف منم بود که ظالما موفقترن بدون که دوره داره آدم با یدی شاید تو زمان حال به خواستش برسه ولی در آینده یجا خدا میذاره تو کاسشدر مقابل کسیم که خوبی میکنه شاید یه دوره بد بیاره ولی تهش پیروزه مثل منکه که خیلیا با پشتوانه محکم و پارتیای گنده خواستن آبرومو ببرن اوایلم چون کسیو نداشتم کارام همش گره میخورد ولی تهش من موفق شدم توآم اگه میخوای مثل من جواب بگیری فقط یکاری کن حرفاتو به خودش بگو بخدا راست میگم شایدبگی دیوونم ولی من روزی چند ساعت با خدا حرف میزنم باهاش دعوا میکنم باهاش قهر میکنم ازش سؤال میپرسم ازش کمک میخوام اونم جواب میده اینایی که گفتم عزیزم نه نصیحته نه متن کتاب داستان زندگیم بود که تواین چند ماه اخیر واسم پیش اومده و جواب گرفتم بهت گفتم چون حرفات مثل حرفای خودم بود و کاملآ درکت میکنم حالا دیگه خودت میدونی میخوای به حرفام بخند یا یه مدتامتحانش کن

somayeh در 5 سال و 2 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

صدف عزیزم سلام

قبل هر چیزی اول به خواهرت تبریک میگم بخاطر داشتن گلی مثل شما کنارش بعدش میخوام بگم تا بدی و سختی نباشه آدم قدر خوبیا و نعمتای خدارو نمیدونه هر کسی تو زندگی یه گیری داره که واسه خودش بدترین و بزرگترین مشکله حاضرم به جرآت بگم خیلیا هستن که ظاهر سالم دارن ولی مشکلاتی دارن که غبطه افرادی مثل خواهرتو میخورن که اگه مشکل جسمانی دارن ولی در عوض کلی خوبی دارن بیا فکرتو عوض کن چه شما چه وون عزیزایی که از بدبختیو تجاوز گفتید مثلآ چرا یبار نمیگی دختری که بهش تو بچگی تجاوز شده و نمیتونه ازدواج کنه اگه اون اتفاق واسش نمی افتاد و سالم بزرگ میشد در آینده بعد وز ازدواج مثلآ شوهری پیدا میکرد که واسه درآمد زنشو میفروخت نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه میخوام بگم که بیایم بجای اینکه به مشکلی که تو زندگی واسمون پیش میاد  نگاه کنیم به اتفاق بدتری که ممکن بود در عوض پیش نیومدن اون مشکل واسمون اتفاق بیوفته فکر کنیم به حکمت خدا فکر کنیم بچگیتو یادت بیاد که هر چی میدیدی میخواستی ولی بابات بعضیاشو برات تهیه میکرد ولی بعضیاشو هرچی گریه و التماس میکردی  بهت نمیداد خوب اون بابات بود صلاحتو میخواست چیزایی میدونست که تو تو عالم بچگی نمیدونستیو شاید پیش خودتم ناراحت میشدی و میگفتی بابای بد منو دوست نداره ولی وقتی  تودت بچه دار بشی همین رفتارو با بچت داریو این پروسه ادمه داره خدا هم همینه مثل بابای مهربونیه که تموم فکرو ذهنش بچشه و صلاح بچشو بهتر میدونه  وبه قهرای بچه گونه ما کاری نداره اون کاریو میکنه که صلاح ماست .خدارو شکر میکنم که با دادن مشکلات بزرگ و کوچیکش به من تجربه لذت بردن از اتفاقای خوبو بهم بخشید

ترانه در 5 سال و 2 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

سلام فاطمه جون.

باور کن منم با خودم فکر میکنم چرا انقدر بدی و ظلم و فساد وجود داره ؟ چرا خدا منو خلق کرده اصلاً دلم نمیخواد تو این دنیای زشت باشم .

وقتی بچه های کار رو می بینم دلم آتیش میگیره بخدا.

خودمو و خدا رو گم کردم ، خیلی سخته جواب سؤالامو نگیرم و خدا هم سراغی ازم نمیگیره .

نمیدونم اصلاً خدا دوسم داره یا نه؟

abbasrahi72 در 5 سال و 2 ماه و 21 روز و 20 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیز

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند

و وقتی به موضوع خدا رسید، آرایشگر گفت : “من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد”.

مشتری پرسید: “چرا باور نمیکنی؟”



آرایشگر جواب داد: “کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد، به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود داشت. نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.”



مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد. چون نمیخواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “میدانی چیست! به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند!”



آرایشگر گفت: “چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم.”

مشتری با اعتراض گفت:” نه. آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند. هیچکس مثل مردی که بیرون است. با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”

آرایشگر: “نه بابا! آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”

مشتری تائید کرد: “دقیقاً نکته همین است، خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند، برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد!”

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي