کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.224.150.24

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: saye

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  92.228.27.116
  92.221.145.57
  78.46.85.236
  66.249.75.131
  66.249.75.129
  54.36.149.80
  54.36.149.74
  54.36.149.73
  54.36.149.66
  54.36.149.64
  54.36.149.56
  54.36.149.46
  54.36.149.4
  54.36.149.21
  54.36.149.19
  54.36.149.14
  54.36.149.107
  54.36.149.104
  54.36.148.97
  54.36.148.91
  54.36.148.72
  54.36.148.67
  54.36.148.63
  54.36.148.49
  54.36.148.37
  54.36.148.35
  54.36.148.34
  54.36.148.30
  54.36.148.25
  54.36.148.249
  54.36.148.246
  54.36.148.245
  54.36.148.243
  54.36.148.238
  54.36.148.233
  54.36.148.227
  54.36.148.222
  54.36.148.211
  54.36.148.210
  54.36.148.21
  54.36.148.209
  54.36.148.208
  54.36.148.203
  54.36.148.196
  54.36.148.195
  54.36.148.192
  54.36.148.191
  54.36.148.187
  54.36.148.183
  54.36.148.177
  54.36.148.166
  54.36.148.164
  54.36.148.160
  54.36.148.150
  54.36.148.149
  54.36.148.148
  54.36.148.143
  54.36.148.142
  54.36.148.134
  54.36.148.130
  54.36.148.123
  54.36.148.119
  54.36.148.117
  54.224.150.24
  40.77.167.132
  31.184.135.124
  31.184.135.123
  31.184.135.122
  31.184.135.121
  31.184.135.120
  31.184.133.103
  31.184.133.102
  31.184.133.101
  31.184.133.100
  216.244.66.201
  207.46.13.69
  207.46.13.61
  207.46.13.208
  172.104.25.15
  157.55.39.77
  157.55.39.53
  157.55.39.190

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  اشنايي با همكار

نانا

سال تولد 1368 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن اشنايي با همكار

   


سلام.من دختري 24 ساله هستم كه يك سالي ميشه كه تو يه شركت خصوصي و بزرگ كار ميكنم. كنار شركت ما يه كارخونه هست كه شركت ما به اونجا وابسته است. توي اين يك سالي كه مشغول بكار هستم با يه اقايي اشنا شدم كه توي اون كارخونه كار ميكنه. و هرروز ايشون وتوي سرويس ميبينم و گاهي اوقات باهم صحبت ميكنيم . يه جورايي از همون اول بهش علاقمند شدم و اونم همينطور. البته هيچ كدوم حرفي نميزنيم ولي از رفتارهامون كاملا مشخصه! من غرورم اجازه نميده كه در اين رابطه حرفي بزنم. اونم به دليل اشنايي با برادرم حرفي نميزنه يه جورايي معذبه.الان ديگه جوري شده كه هرروز به اميد اينكه اونو ببينم ميرم شركت. نميدونم چكار كنم؟ چه جوري احساسمو بهش بگم. هر وقت ميبينمش خودمو ميگيرم. حس ميكنم نبايد ضعف نشون بدم كه دوسش دارم.پس چرا اون كاري نميكنه؟ فقط نگام ميكنه. هميشه مواظبمه تو سرويس. هر اتفاقي ميوفته تو سرويس اول به من نگاه ميكنه ببينه واسم مشكلي پيش نيومده! نميدونم از كجا بايد شروع كنم؟ بچه ها ميشه راهنماييم كنيد؟ در ضمن هر دو مون تو يه منطقه هستيم و هر دو ليسانس و تو يه رده شغلي. فقط يكم خيلي كم سطح مالي اونا بهتره. چكار كنم؟؟؟؟ بيخيالش شم؟؟؟ ه

 

نویسنده:نانا، ارسال شده در دوشنبه 10 تير 1392 ساعت 01:02 بعد از ظهر، 4187 بار مشاهده شده، 28 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



donya در 5 سال و 3 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

سلام نانا خانوم

اگه عجله نداری که هیچی ولی اگه خیلی مشتاقی بدونی آخرش چی میشه

و صبرت کمه باید بگم همین میتونه تو رو به اشتباه بندازه

هنوز یه سال گذشته و با چند برخورد کوچیک نمیشه تشخیص داد

این آقا کی هست و چجور مردیه همینطور شما برای اون آقا

حتی اگه از درستی احساس خودت نسبت به اون آقا مطمئن باشی

از احساسات اون آقا درست بودن و پایدار بودنش هیچی نمیدونی

تاااااازه اگرم بدونی بهت علاقه داره علاقه اش هم درسته  مرد خوب و

قابل اعتمادیم هست مگه باید این دوست داشتن از طرف شما ابراز شه؟

این درسته " نباید ضعف نشون بدی" باید طوری رفتار داشته باشی

که ان شاءالله داری تا از حست خبردار نشه

بسپار دست زمان خودش میشه راه حل

راستی چرا میگی بیخیال ؟ !

اگر این دوست داشتنو قبول داری از لحاظ درست بودنش و برات ارزش داره عزیزه

پس چرا بیخیال شی! فقط کنترلش کن

و اجازه نده دلتنگی و وابستگی و بیقراری پیش بیاد

که خیلی مشکل ساز میشه

ان شاءالله که ب امید خدا هم در کار هم در زندگی خوشبخت و موفق باشی

somayeh در 5 سال و 3 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم 

به نظر من صورت خوشی نداره شما پیش قدم شی اگه بخوادت میاد جلو همسر منم دوست برادرم بودو خیلی خجالتی منو که دید بعد از یه مدت واسم از طریق کسی پیغام فرستاد از من که مطمئن شد با برادرم حرف زدو مادرش زنگ زد خونمون توآم مطم ئن باش اون اگه تورو بخواد  خودشیه راهی پیدا میکنه  پس غصه نخورو کلاس خودتو حفظ کن اینم بدون دختر هرچی دست نیافتنی تر مشتاقاش بیشتر

نانا در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

سلام بچه ها.متاسفانه از اون كارخونه رفت منم از اون روز اصلا دلم نميخواد سر كار برم.ديگه نميتونم ببينمش. به داداشم گفته كه واسه خودش ميخواد كار كنه شركت داره خودش. خيلي ناراحتم حتي يكبار زنگ زدم كارخونشون تا از همكارش شماره شو بگيرم اما اون گفت اجازه نداره شماره شو به كسي بده.از همه شنيدم كه پسر ايده الي هست و دوست دختر و نامزد هم داره.مطمئنم اگه باهاش حرف ميزدم اون كاملا موافق بود اما ديگه خيلي ديره اون الان فقط حكم همسايه رو واسم داره همسايه كه نه هم منطقه اي! بچه ها به نظرتون برم نزديك خونشون منتظر شم تا ببينمش و باهاش بحرفم؟ اخه چي بگم؟ حتي خدافظي هم باهام نكرد. مامانم اونو ديده و كلي اصرار داشت كه باهاش اشنا شم چون برادرم خيلي ازش تعريف ميكنه. چه كار كنم يه راهي پيش پام بذاريد نميخوام از دستش بدم مرسي دوستان

نانا در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

ببخشيد اشتباه تايپي بود " دوست دختر و نامزد نداره"

 بازم ممنون 

سمیرا805 در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 16 ساعت و 50 دقیقه پیش گفته

دوستان حرف درستی زدن. نه به اون چیزی از احساسات رو کن و نه در نبودش بیقراری کن. اگر کسی شما رو بخواد خودش اقدام میکنه. حرکاتشم نذار به پای علاقه اش. با این کارا نمیشه رو علاقه اون حساب باز کرد. چه بسیار این حرکات که توسط افرادی انجام شده اما عاقبتش خوب نبوده. همه چیو بسپار دست خدا. صبر داشته باش.

مرجانه در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 29 دقیقه پیش گفته

کاری لازم نیست انجام بدی، بزودی خودش میاد و از احساس اش بهت میگه البته تو هم وقتی دلت باهاشه سعی نکن ازش دوری کنی، یجورایی بهش فرصت حرف زدن رو بده اما عزیزم بذار روند طبیعی خودش رو طی کنه و تو پیش قدم نشو، اینطوری بهتره، انشاله که بزودی با خبرهای خوش به این سایت بیای.

donya در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 3 دقیقه پیش گفته

هرچی خدا بخواد همون میشه

حالا که اون آقا  هیچ حرکت و اقدامی نداشته یعنی طرفت نیومده

بهتره شما هم هیچ حرکتی نکنی سمتش نری

این مرد هست که درصورت خواستن فرد مقابلش میاد جلو و برای به دست آوردنش

حرکت میکنه نه زن

همین متانت و وقار خودت رو حفظ کن

اگر عشق و علاقه و کششی از جانب اون آقا وجود داشته باشه

حتما خودش میاد سمتت دیر یا زود میاد

و اگه تا اونموقع شما فقط صبر کنی وجهه بهتری در مقابل این آقا پیدا میکنی

شما طاقت کمی داری بی قراری بخاطر دوست داشتن زیاد

اینطور مواقع آدم میخواد برای راحت شدن از این احساساتش

حرف دلش رو بگه و خودش رو خلاص کنه

ولی همیشه گفتن حرف دل کار درستی نیست

بعضی حرفا باید ناگفته بمونن بعضی احساسات باید پنهان بمونن

مطمئن باش هیچ اقدامی نکنی برات بهتره

صبر کن

صبر

نانا در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

بچه ها مرسي از راهنمايي هاتون اما من اونو ميخوام... بچه نيستم كه از رو احساس اينو بگم. هر جور فكر ميكنم اونو مناسب خودم ميبينم. ميخوام به هر قيمتي شده باهاش بحرفم حتي اگه منو قبول نكرد حداقل خيالم راحت ميشه. اما نميدونم تو چه موقعيتي باهاش حرف بزنم.شما درست ميگيد نبايد اين كارو بكنم. سردرگم شدم

somayeh در 5 سال و 3 ماه و 17 روز و 34 دقیقه پیش گفته

عزززم یا باید به احساسی که معلوم نیست توسط اون پذیرفته بشه اهمیت بدی یا به شخصیت خودت به عنوان یه دختر و شاید در آینده همسر همون آقا که به نظر من دومی مهمتر تو شاید الآن بگی اگه نه بیارم حداقل خیالم راحت میشه ولی عزیزم شمایی که انقدر حساسی که یکم نمیتونی صبر کنی تا ببینی اون پا پیش میزاره یا نه آیا میتونی طاقت بیاری به یه آقا احساستو بگی و اونم ردش کنه یا قبول کنه ولی بعد ازدواج تو مشکلات به روت بیاره که من نمیخواستمت تو مجبورم کردی باهات ازدواج کنم ببین عزیزیم نمیگم حتمآ اینجوری میشه ولی اینارم در نظر بگیر اگه میتونی اینارو تحمل کنی مخصوصآ مورد دومو برو جلوی شرکت یا خونش جدی حرفاتو بزن ولی من میگم صبر کن و خودتو با کارو تفریح سرگرم کن که زیاد بهش فکر نکنی اگه قسمتت باشه بهش میرسی.

کسی را که دوست داری به حال خود رها کن اگر سوی تو آمد بدان ازان توست اگر رفت بدان از ابتدا هم برای تو نبوده

مرجانه در 5 سال و 3 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 53 دقیقه پیش گفته

نه، بنظرم درست نیست که پیش قدم بشی، ببین عزیزم یک سیب که می ندازی هوا تا میاد زمین صد تا چرخ می خوره، شاید الان بنظرت همه چی عالی بیاد ولی وقتی قضیه جدی بشه و وارد ارتباط بشی به هر حال مواردی ممکنه پیش بیاد که از پیشنهاد خودت پشیمون بشی، بنظر من یکی از دلایلی که در عرف ما اینطور جا افتاده که آقا به خانم پیشنهاد بده اینه که مرد شخصیت صبورتری داره و از طرفی حساسیت و شکنندگی زن رو نداره، از من می شنوی صبور باش و بذار خودش شروع کننده باشه.

فاطمه در 5 سال و 3 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

سلام

ولی من با نظر دنیا خانم زیاد موافق نیستم

درسته که زن باید متانت ووقار خودشو حفظ کنه

ولی اینکه وقتی به سن بلوغ رسیده باشی و به قول این خانم از روی احساس تصمیم نگیری وبخوای به کسی پیشنهاد بدی فکر نکنم جلوی وقار ومتانت رو بگیره

بله درسته این فرهنگ وسنت از قدیم تو دین وجامعه ما بوده که همیشه مرد پیش قدم بشه

ولی اینکه زن بخواد پیش قدم بشه به نظر من اصلا غلط نیست

مگر خدای نکرده میخواهد گناهی مرتکب شود

چرا ما زن ها همیشه باید تو خونه منتظر زنگ یه خاستگار باشیم؟!

که آیا کسی در این خونه رو برای خواستگاری میزند آیا نه؟!

واگر هم کسی نیومد انگ ترشیدگی هزار عیب وایراد بهمون بدن

حالا من نمیگم که گل وشیرینی دست بگیرن خانما وبرن خاستگاری

ولی وقتی تو  شرایطی مثل بیتا خانم قرار گرفتن هیچ جای اشکال نیست که پیش قدم بشن

البته درصورتی که همون طور بیتا خانم گفتن تحمل نه شنیدن رو داشته باشن

وهم تحمل اینکه دیگران با توجه به فرهنگ جا افتاده ما ممکنه حرفایی بزنن که مزاج خوش نیاد داشته باشن ومحکم باشن 

البته این رو هم باید بگم که نباید ارتباطی به عنوان دوستی یا آشنایی به دور از چشم خانواده ها صورت بگیره

همه چی خیلی عقلانه باید پیش بره

واینکه ممکنه تو این جور شرایط وپیشنهادا طرف که پسر میباشد از خواسته طرف مقابل که دختر میباشد سوءاستفاده کنه

که بازهم دختر خانم باید حواسش باشه  وتو دام احساسات غلط نیافتن وکورکورانه تصمیم نگیرن

در پناه حق

setarehhh در 5 سال و 3 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 27 دقیقه پیش گفته

نانا جونم ، من هم با دنیا جان موافقم که بعضی احساسات باید مخفی بمونه تا وقتش برسه ، اما حالا که تو اینقدر مصمم هستی و دوست داری از احساس اون نسبت به خودت باخبر بشی ، توصیه میکنم با واسطه این کار رو انجام بدی عزیزم ، یعنی به یک زن مورد اعتمادت که سن بالاتری از اون داشته باشه بگو که درباره تو باهاش حرف بزنه و نظر اون رو درباره تو بپرسه . احساس عشق قشنگه اما نباید بی پروا قدم برداری عزیزم ، بالاخره شما همکارید و ارتباط شما در جمع آدمهای زیادی هست . دوستت دارم.

donya در 5 سال و 3 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 30 دقیقه پیش گفته

دوباره سلام

بهترین و درست ترین کار "از نظر من" صبر کردن هست

اینکه بهت پیشنهاد میدم تحمل داشته باشی

بسپاری دست زمان تا ببینی چی پیش میاد

بخاطر این نیست که اگر

خودت بری جلو و اقدام کنی حتما شکست میخوری

نه اصلا اینطور نیست

ممکنه با پیش قدم شدن خودت همه چیز درست شه و اون آقا

قبل اینکه خودت بخوای اقدام کنی همچین قصدی رو داشته باشه

که در اینصورت وقتی ببینه شما زودتر از خودش دست بکار شدی شاید خوشش نیاد

من که پیشگو نیستم و گفتم این فقط یه احتماله

شما بری پیشش همه حرفاتو بگی ایشون هم از اولش نظر مثبتی داشته باشه

ولی از اینکار شما خوشش نیاد یا اینکارت باعث شه یه ذره نظرش نسبت بهت عوض شه



واسه همین خوبه آدم قبل هرکاری خوب فکراشو بکنه

جوانبو بسنجه فقط یه طرف قضیه رو نبینه

حالا اگر خیلی مصممی باهاش صحبت کنی حداقل به خودت زمان بده بعد اینکارو بکن

چه اشکالی داره یکم صبر کنی/بازم هرطور میدونی

صلاح مملکت خویش خسروان دانند

ان شاءالله موفق باشی

donya در 5 سال و 3 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

راستی خیلی خوب میشه یه زمانی رو برای خودت تعیین کنی

تا رسیدن اون زمان فقط صبر کنی اگر خودش اومد که عالی متعالی

ولی اگه هیچ اتفاقی نیفتاد و شما هم مشتاقی نظر و حس طرفت رو بدونی

بهتره با یه نفر که خوب میشناسیش در میون بذاری

تا باهاش حرف بزنه بصورت یه پیشنهاد نه اینکه حرفاش از قول تو باشه

اینطوری خیلی بهتره

خودت حرفی نزنی بهتر میشه

همون حرفی که ستاره زد

پس اول صبر

نانا در 5 سال و 3 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 9 دقیقه پیش گفته

lمرسي بچه ها. اره گمونم بايد صبر كنم. اخه حرفي واسه گفتن ندارم.. اونم با رفتنش حتي بدون خداحافظي يا حرف ثابت كرد كه دوستم نداره. ميتونست شماره منو از طريق همكارا بگيره ميتونست طي اين يكسال باهام حرف بزنه اما نزد فقط جوري وانمود ميكرد كه خيلي از من خوشش مياد. هميشه پشت سرم راه ميومد هميشه مواظب بود كسي مزاحمم نشه اما خودش... دوست داشتم فقط به گوشش برسه كه من دوسش دارم همين.تا اگه اونم اين نظرو داره رودروايسي رو كنار بذاره و رك بهم بگه. ديگه سنش داره واسه ازدواج دير ميشه متولد62 هست. ميترسم اين روزا خبر ازدواجشو بشنوم..بچه ها يه چيز ديگه با اينكه به قول اطرافيان از قيافه و موقعيت و خانواده و تحصيلات خوبي برخوردارم اما تا خالا تو موقعيتي قرار نگرفتم كه كسي به خواستگاريم بياد. تا الان اگه موردي بوده هم كلامي و لفظي بوده. اين مساله هم خيلي رنجم ميده24 سالمه حس ميكنم كسي دوستم نداره. از وقتي هم  كه سر كار رفتم با محيط بيرون زياد ارتباط ندارم. وقتم كمه. درگير كارم هستم. و كلا دور دوست پسرو... رو خط كشيدم.حالا هم تنهام . هم ميترسم چون از محيط بيرون فاصله گرفتم و خودمو با كارم درگير كردم ديگه كسي منو نبينه كه بخواد بهم پيشنهاد ازدواج بده متاسفانه تو فاميل ما دختر همسن من هنوز بچه محسوب ميشه واسه ازدواج. اما خودم ميدونم داره دير ميشه. با اينكه خرافاتي نيستم اما دارم به اين فكر ميكنم پيش يه دعا نويس برم شايد به قول بعضي ها بختم بسته شده!!!بازم ممنون از راهنمايي هاتون

نانا در 5 سال و 3 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

سواقعا ممنونم از راهنمايي هاتون دوستان.راستش خودمم فكر ميكنم نبايد برم باهاش صحبت كنم چون اون اگه منو دوست داشت نميرفت اونم بدون هيچ حرفي يا خداحافظي. يا تو اين يكسال حداقل يكبار باهام حرف ميزد نه؟اون فقط جوري رفتار ميكرد كه نشون بده از من خوشش مياد. هميشه پشت سرم ميومد و خيلي مواظب بود كه كسي مزاحمم نشه در اخر هم جلو خونشون با يه خسته نباشيد خدافظي ميكرد همين.اما دلم ميخواد فقط بفهمه كه من دوسش دارم تا اگه اونم احساسي داره بتونه بدون رودروايسي بهم بگه. الان سنش كاملا دواسه ازدواج مناسبه ميترسم انقدر دست دست كنم كه به اين زودي خبر ازدواجش و بشنوم...بچه ها يه چيز ديگه: با اينكه به قول اطرافيان از قيافه و تحصيلات و موقعيت و خونواده خوبي برخوردارم اما تا حالا خواستگاري نداشتم و اگه موردي هم بوده فقط لفظي و كلامي بوده رسمي نبوده.به خاطر كمبود وقت و حوصله از وقتي كه سر كار رفتم دور دوست پسرو .. كلا خط كشيدم الانم تنهام.انقدر درگير كارم شدم كه واسه هيچي وقت ندارم و خودمو با شركت محدود كردم و با محيط بيرون زياد ارتباط ندارم فكر ميكنم به خاطر اينكه از اجتماع دور شدم ديگه كسي منو نميبينه كه بخواد با ازدواج با من فكر كنه. تو فاميل هم من با 24 سال سن هنوز واسه ازدواج بچه محسوب ميشم. اين رسم خونوادگي ماست متاسفانه. پس از لحاظ فاميل هم هيچ اميدي نيست! اما خودم ميدونم داره دير ميشه.با اينكه اصلا خرافاتي نيستم ولي ميخوام برم پيش يه دعا نويس فراي بازگشايي بخت! شايد به خاطر حرف ها و يا بدهي هايي كه به ديگران كردم نفرين شدم...نخندين به حرفام درسته بچگونه به نظر مياد اما حقيقته 

نانا در 5 سال و 3 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

ببخشيد سريع تايپ كردم اشتباه تايپي زياد داره

hasti در 5 سال و 3 ماه و 13 روز و 20 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام.

عزیزم این خرافاتو بریز دور. سنت انقدر هم زیاد نیست که نگران باشی. از حرفهاتون معلومه که همه فکر و حواستون پی اینه که یکی پیدا بشه و باهاش ازدواج کنی برای همین هر کسی که اطرافتون میبینید که بهتون یکم توجه میکنه (ولو به چشم همکار) توهم ازدواج و... میزنید. البته معذرت میخوام که رک صحبت میکنم.

در مورد اون آقا هم باید بگم که : نه اون آقا بلکه اکثر مردها اگر یکی رو خیلی بخوان، تعارف و ودربایستی ندارن و رک و روراست میان حرفشون رو میزنن. شما هم بهتره تا وقتی که اون اقا خودش پیش قدم نشده حرفی نزنی و حتی بهش فکر هم نکنی. چون خودتو سرکار گذاشتی و وقتتو هدر دادی. مطمئن باش کسی که همسر آینده شماست سرراهتون قرار خواهد گرفت....... با آرزوی موفقیت

alale_00 در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 9 ساعت و 42 دقیقه پیش گفته

صبر کن تا خودش بیاد جلو.

انقدر بی صبر نباش. اون هم حتما متوجه رفتار تو شده. دیگه بیشتر از این بهش نشون نده ک بهش علاقه داری

بذار شاید میخواد بیشتر تورو بشناسه یا هر چیز دیگه. ولی مطمین باش اگه کسیو نداشته باشه بزودی میاد

نانا در 5 سال و 3 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 7 دقیقه پیش گفته

پس كي اخه..؟

ترانه در 5 سال و 3 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 18 دقیقه پیش گفته

سلام نانا جون. بنظر من به احساست کمتر توجه کن و هستی هم درست میگه پسرا با هیچکی رودربایستی ندارن، ی دختر تو کشور خودمون نباید به پسر بگه دوسش داره عرف جامعه اینو میگه و من حس میکنم با ابراز علاقه از طرف دختر پسره پررو میشه.

دوست گلم احساست پاکه و قشنگ ولی نباید بیان بشه .بیشتر فکر کن و با کار و چیزای دیگه خودتو سرگرم کن.

خواهرانه میگم بخاطر ی پسر غرورتو نشکن. من دخترایی رو دیدم که ابراز علاقه کردن ولی متاًسفانه نتیجه ی خوبی نداشته .

فقط بفکر خودت باش بخدا ارزش نداره حتی یک ثانیه هم بهش فکر کنی . ببین عزیزم اون حتی از تو خداحافظی نکرده ، دنیا جون همیشه نظراش منطقیه صبر کن میدونم سخته ولی مجبوری .امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشی و با ی پسر خوب که لیاقتت رو داشته باشه ازدواج کنی دوست عزیز.      

worldmohammad در 5 سال و 2 ماه و 29 روز و 8 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

دقیقا حرفایی که میخواستم بگم هستی خانم گفتن سه تا پست بالاتر.

خودتو کوچیک نکن  مردها باهم فرق میکنن انتظار نداشته باش هرکیو میبینی بیادبهت پیشنهاد بده اینکه توموقعیت نیستی بخاطر اخلاق و رفتار احتمالا سنگینت توی محیط کارهست که کسی جرالئت نداره بیاد پیشنهاد بده بهت.

اگه هم خودت پیشنهاد بدی فرضا اونم قبول بکنه فکراینو بکن که بعدا توی زندگیتون توی کوچیکترین جروبحث همینارو تو سرت میکوبه مردها همینن.

اگه هم خداحافظی نکرده چونکه بنظرش چیزی بین تون نبوده ونمیتونسته بیاد محل کارتون وخداحافظی بکنه.

اگه هم میگی همیشه مواظبت بود بخاطر این بود که مردها برای جلب توجه حالا به هرمنظوری ادتشونه که همچین کاری بکنن.

شاید زمان بیشتر همه چیزو حل بکنه اما خودت به هیچ وجه اقدامی نکن اصلا وابدا.به فکر آبروی داداشت هم باش

aboalfazl در 5 سال و 2 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 20 دقیقه پیش گفته

شايد ناراحت شين ولي عجيبه شما نوشتين دوست دخترونامزدهم داره بعدش گفتين اشتباه چاپيه اين جمله چ جوري اشتباه چاپي شده

نانا در 5 سال و 2 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

نامزد و دوست دختر نداره سريع تايپ كردم ن جا افتاد.

donya در 5 سال و 2 ماه و 27 روز و 7 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

سلام نانا

چه خبر ؟

چیکار کردی با تصمیمت ؟؟

نانا در 5 سال و 2 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

والا دنيا جون هيچي همينجوري موندم. كاري نكردم. ولي چند روز پيش با باباش اومد شركت ما به بهونه خريد كردن از  طريق شركت ما. يعني نميدونم شايد واقعا قصد خريد داشتن ولي گفتند فردا برميگرديم واسه خريد. اما نيومدند ديگه.

زهرا در 5 سال و 2 ماه و 19 روز و 52 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم

فقط می تونم بگم هیچوقت این کار رونکن اگه جوابش منفی باشه ضربه بدی میخوری.

نانا در 4 سال و 1 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

دوستان الان يك سال از اون موضوع ميگذره .طاقت نياوردم توي يكي از شبكه هاي اجتاعي با يه اسم ناشناس باهاش صحبت كردم و بعد با اصرار پرسيد كه كي هستي منم گفتم بهش. اونم خيلي استقبال كرد و خيلي خوشحال شد و فورا شماره شو بهم داد و اصرار داشت هرچه سريعتر منو ببينه و گفت من خيلي دوست داشتم و فقط به خاطر شرايط اجتماعيت و ترس از جواب نه جلو نميومدم... حدود 2 هفته باهم ارتباط داشتيم بعد از اون نميدونم چي شد يهو خطشو عوض كرد گفت دوست ندارم و ميخوام ازدواج كنم. بدون هيچ دعوا يا بحثي. به خدا هنوزم تو شوكم كه چرا اين كارو كرد ....حتي با برادرم راجع بع اين موضوع صحبت كرد و گفت خواهرت به من گير داده. هيچ وقت نميبخشمش اما هنوز دوسش دارم... شنيدم ادم خوبي نيست و هوسبازه و هنوزم مجرده

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي