دلداری و همدردی • خسته شدم

کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.196.73.22

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: mobina23476

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  92.222.156.169
  83.122.93.97
  66.249.69.254
  66.249.69.236
  66.249.69.234
  54.36.149.9
  54.36.149.88
  54.36.149.87
  54.36.149.80
  54.36.149.79
  54.36.149.73
  54.36.149.71
  54.36.149.57
  54.36.149.56
  54.36.149.41
  54.36.149.36
  54.36.149.29
  54.36.149.24
  54.36.149.20
  54.36.149.2
  54.36.149.104
  54.36.149.0
  54.36.148.98
  54.36.148.76
  54.36.148.70
  54.36.148.54
  54.36.148.52
  54.36.148.50
  54.36.148.41
  54.36.148.40
  54.36.148.39
  54.36.148.25
  54.36.148.248
  54.36.148.236
  54.36.148.234
  54.36.148.231
  54.36.148.22
  54.36.148.219
  54.36.148.215
  54.36.148.211
  54.36.148.197
  54.36.148.18
  54.36.148.176
  54.36.148.170
  54.36.148.167
  54.36.148.154
  54.36.148.141
  54.36.148.138
  54.36.148.135
  54.36.148.131
  54.36.148.130
  54.36.148.128
  54.36.148.120
  54.36.148.12
  54.36.148.114
  54.36.148.109
  54.36.148.107
  54.36.148.106
  54.196.73.22
  5.255.250.23
  46.229.168.85
  46.229.168.84
  46.229.168.83
  46.229.168.82
  46.229.168.81
  46.229.168.80
  46.229.168.79
  46.229.168.78
  46.229.168.77
  46.229.168.76
  46.229.168.73
  46.229.168.71
  46.229.168.70
  46.229.168.69
  46.229.168.67
  46.229.168.66
  46.229.168.65
  40.77.167.88
  40.77.167.192
  40.77.167.158
  37.129.227.89
  216.244.66.201
  207.46.13.104
  2.185.216.255
  195.146.37.19
  157.55.39.205

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  خسته شدم

آرزو

سال تولد 1365 // جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن خسته شدم

   


با سلام من آرزو 27 ساله از تبریز که چند وقتی هست به شوهرم شک کردم نمیدونم چرا اولا بهش خیلی اعتماد داشتم ولی تازگیا خیلی حساس شدم انگار نمیدونم چم شده.میگه میرم مغازه داداشم دید دروغش درومد گفت بیرونم رفتم با دوستم کار داشتم، به بهانه کار با دوستش میره بیرون و وقتی با اونه به گوشیش جواب نمیده یا از آنتن درمیاره نمیدونم چکار کنم خیلی خسته شدم وقتی به گوشیش دست میزنم میگه مگه به من اعتماد نداری ولی اوایل اصلا اینطوری نبود توروخدا کمکم کنید من خیلی دوسش دارم گفتم هم بهش گفتم اگه خیانتی تو زندگیم بیبنم ازت جدا میشم. ازتون میخوام کمکم کنید

 

نویسنده:آرزو، ارسال شده در شنبه 15 تير 1392 ساعت 08:12 بعد از ظهر، 5212 بار مشاهده شده، 11 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



آرزو در 5 سال و 1 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 52 دقیقه پیش گفته

با سلام مجدد و اینکه تازگیا 2 بار این اتفاق افتاده زنگ میزنم به خونه میبینم اشکاله میزنم به موبایلش میگم چکار میکردی میگه ستشویی بودم و یا میگه دام تلوزیون میبینم و اصلا هیچ میلی ب رابطه جنسی نداره نمیخواد حتی طرفم بیاد میبینی 10 روزه هیچ ربطه ای نداریم  ازتون میخوام کمکم کنید با سپاس فراوان از شما.

لادن در 5 سال و 1 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 30 دقیقه پیش گفته

سلام.آرزو جان از شما به عنوان همشهری و خواهر 5 سال بزرگتر خواهشی دارم.لطفا جذابیت خود را برای همسرت حفظ کن و به جای کنترل گوشی و ایجاد محدودیت سعی کن لحظاتی که با هم هستید بهترین لحظات زندگیتان باشد و همیشه با ظاهری آراسته و لبی خندان از او استقبال کن که اگر حتی شک شما بجا باشد او خود شرمنده شده و فریفته مدیریت زنانه شما بشود و خود هنگامی که بیرون از منزل است دلتنگ شما شود. عزیزم به حافظ گفتن شاعر عارف و به مولانا گفتن عارف شاعر میدونی چرا؟

چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد / حافظ شیرازی

عشق دانی چرا خونی بود

تا گریزد آنکه بیرونی بود/مولانا

دوست من خود انتخاب کن که میخواهی کدام باشی. به امید دریافت نامه موفقیت

mitrajon در 5 سال و 1 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 19 دقیقه پیش گفته

خانومی فکر نمی کنی زیاد بهش سخت گرفتی؟ شاید خیانتی در کار نباشه.توضیح ندادی ایا رفتارش تغییری کده یا نه؟ شاید شما کامل درکش نمی کنید طبق کتاب مردان مریخی وزنان ونوسی زن و مرد کاملا با هم متفاوت هستن که مردها هنگام مشکلات در غار ذهنی خویش می روند وگاهی از دوستان مشورت میگیرند.ایا شما اجازه میدین به غار ذهنی بره و در سکوت وتنهایی باشه

مرجانه در 5 سال و 1 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 54 دقیقه پیش گفته

عزیزم شما تا حدی بدبین هستی و خب یکی از دلایل اش هم رفتار غیر شفاف همسرتونه، بهتره که یک مدت از فکر این که الان کجاست و داره چی کار میکنه در بیای و در عوض وقت تو صرف خودت کنی، بذار یک مدت به این صورت سپری بشه و رفتارشو ببین اگه باز دیدی که داره مخفی کاری میکنه و تو هم بهش مشکوکی خیلی راحت و البته منطقی باهاش صحبت کن، حواست باشه منطقی و به دور از پیش داوری و قضاوت، اصلا بهش بگو من استرس پیدا می کنم وقتی ازت بی خبر می مونم و برام توضیحی نمیدی، از طرفی هم کم کم ازش بخواه که همراهت باشه و همراهی ات کنه، وقت آزادشو برای خودتون برنامه ریزی کنه، عزیزم مراقب باش که توی زندگی مشترک حرمت بعضی حرفها و صحبت ها باید حفظ شود و حتی اگه جایی متوجه لغزشی هم از جانب همسرت بشی باید خویشتن دار باشی و  تا میشه به زبون نیاری 

آرزو در 5 سال و 1 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

با سلام مجدد آره رفتارش بد وضعی تغییر کرده انگار همون آدم عاشق پیشه نیست بهانه میگیره همه چی رو نمیخواد نزدیکم بیاد  انگار اجباری داره با من زندگی میکنه به روم هم  با اینو گفته گفته از دستم خسته شده میگه بخاطر بچه ام دارم باهات زندگی میکنم فقط تو و خداا راهنمایی ام کنید با سپاس از شما دوستان خوب و دلسوز.

alale_00 در 5 سال و 1 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

عزیزم مردها از شک کردن و کنترل شدن بیزارن. اگه احساس کنن بهشون شک داری فراری میشن.حتی اگه عاشقت باشن.

من نظر لادن جان رو قبول دارم. بهتره وقتایی که شوهرت خونست باهاش مهربون باشی و نذاری بفهمه توی ذهنت نگرانی و یا بهش شک داری. بذار وقتی یشت هست آرامش داشته باشه. و مطمئن باشه غیراز تو هیچ چیز دیگه ای نمیتونه اونو آروم کنه و کنار تو بهترین لحظه های زندگیشو داره. اونوقت آزادش بذاری میبینی چطور بهت پایبنده و هرگز اصلا امکان نداره خیانت کنه. چون به چیزی جز خود مهربونت نیاز نداره...

مرجانه در 5 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

آرزو جان، سعی نکن در این زمینه عجول باشی مخصوصا که گفتی بچه هم دارید، به جای این که دائما تحت نظر و کنترل بگیری اش، سعی کن بیشتر به خودت جذب اش کنی در مقابلش متفاوت و جذاب ظاهر شو، توی کامنت قبل هم گفتم، یک مدت بی خیال این افکار باش و رابطه ات رو صمیمی تر و گرم تر کن، بر فرض این که بهت خیانت کرده باشه، بالاخره که می فهمی پس عجول نباش و در عوض تمام تلاش تو برای حفظ زندگی ات به کار بگیر. فراموش نکن که اون به تو علاقه مند بوده حتی اگه الان اون علاقه وجود نداشته باشه باز هم می تونه بوجود بیاد.

roz66 در 5 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیزم

ببین شاید شک های شما بیمورد باشه .شاید همسرت راستشو بهت میگه وشما زیادی حساس شدی سعی کن به جای نا آروم کردن زندگیتون با این شک وتردیدها آرامش رو برگردونی .بیشتر باهاش باش اگه شما زیاد بهش گیر بدی ممکنه اگه این کارا رو نکنه به فکرش بیفته که بره دنبال این جور کارا.

یه چیز دیگه شاید براش مشکلی پیش اومده مثلا تو کارش.اگه اینجوری باشه شما باید کمکش کنی نه اینکه بهش گیر بدی.

توکلت به خدا باشه

hasti در 5 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 2 دقیقه پیش گفته

سلام

به نظر من توو این روزها و موقعیتی که پیش اومده ایتکارد انجام بده:

اصلا بهش توجه نکن و بهش گیر نده و باهاش بحث هم نکن در عوض به خودت برس لباسهای شیک بپوش عطر بزن خوشگل کن و...... با بچه ت سرگرم باش و از خودت هیچ نقطه ضعفی نشون نده . تا ببینی اون عکس العملش چطوریه چون اصولا مردها از زنهای قوی و باهوش خوششون میاد نه از زنهای ضعیف و نق نقو.

توو این فاصله سعی کن از کاراش هم سردربیاری چون درست نیست که قصاص قبل از جنایت کنی. اگر مچشو گرفتی اون موقع است که باید قضاوت کنی و راه درست رو انتخاب کنی.

آرزو در 5 سال و 29 روز و 4 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

با سلام به دوستای عزیزم با سپاس از نظرات خوبتون ممنونم ازتون الان زندگیم خیلی بهتر شده از همتون ممنون واقعا تشکر میکنم زتون .دعاگوی شما تک تک عزیزان در این روزهای مباک هستم . با سپاس از زحمات گرانقدر شما.

donya در 5 سال و 23 روز و 17 ساعت و 53 دقیقه پیش گفته

خدا رو صد هزار مرتبه شکر

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي