کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  ازدواج دوم

باران بهار

سال تولد 1353 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن ازدواج دوم

   


سلام. خانم 39 ساله هستم دارای دو فرزند از ازدواج اول. 2 سال بعد از اینکه متوجه خیانت همسرم شدم طلاق گرفتم و بعد از 4 سال مجددأ ازدواج کردم شرطی که با شوهرم برای ازدواج گذاشتم تأمین تمام هزینه های زندگی بچه هام بود و اینکه من هیچ وقت از بچه هام جدا نشم و اونم قبول کرد درست بعد از ازدواج مشاجرات شوهرم با بچه هام که یکی 17 سال و دیگری12 ساله بود شروع شد و شبی نبود که بدون جنجال باشیم از همون زمان هم هیچ خرجی برای پسرم نکرد و همیشه هم میگه اجاره اتاقش و پول غذاشو من میدم پسرم مجبور شد در حین تحصیل کار هم بکنه تا مخارج زندگیشو از قبیل کفش و لباس و خرج دانشگاه تامین کنه هر چقدر که با شوهرم حرف زدم که شرایط این دوتا با بقیه بچه ها فرق داره و اینقدر سخت نگیره فایده نداشت الان دیگه تمام حرمت ها شکسته شده به حدی که دخترم هم دیگه بهش سلام نمیکنه مشاوره رفتیم در طی چندین جلسه بازم شوهرم کوتاه نمیاد تا اینکه مشاور گفت بهتره جدا بشین اما من از جدا شدن میترسم بعد از طلاق آرایشگاه داشتم و کار میکردم اما وقتی ازدواج کردم به اصرار شوهرم جمع کردم و تمام وسایلمو فروختم چون کاملا مخالف کار کردن منه حالا میترسم اگه طلاق بگیرم نتونم از پس مخارج زندگیم بر بیام هیچ پناهی هم ندارم دخترم دچار افسردگی و خواب گردی شده خیلی داغونم تورو خدا اگه کسی راهی به فکرش میرسه بگه دارم دیوونه میشم

 

نویسنده:باران بهار، ارسال شده در شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 02:06 بعد از ظهر، 3144 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



hasti در 5 سال و 1 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

عزیزم بسیار متاسفم برای شرایطی که واست پیش اومده. ببین اگر بترسی همیشه بازنده ایی. ترس برادر مرگه. پس ترسو بزار کنار و یک فکر اساسی برای خودتو بچه هات بکن. به این فکر کن اگر از این هیولا جدا نشی ممکنه چه بلاهایی سر دختر و پسرت بیاد. خدارو شکر هنر آرایشگری رو داری پس به همین هنرت تکیه بده و برو جلو.

حتما منو در جریان کارت قرار بده.

موفق باشی

nina در 5 سال و 1 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 39 دقیقه پیش گفته

خانم بهار

از خوندن متنتون واقعا متاثر شدم.اگر مشاورم گفته تنها راهتون طلاقه بهتره همین کارو بکنید اگر قبلا میتونستید زندگیتونو اداره کنین حتما الانم میتونید.لازم نیست خودتون آرایشگاه داشته باشید میتونید تو سالن ها کار کنید.کم کم کارتونو گسترش بدید.نترسید و به خودتون اعتماد کنید.یه مادر به خاطر بچه هاش هرکاری میکنه بخاطر بچه هاتون مقاوم باشید و برید جلو.اگر ازش طلاق نگیری آینده و سلامتی جسمی و روحی بچه هاتون نابود میکنید.بهتره راه درستو انتخاب کنید

باران بهار در 5 سال و 1 ماه و 3 روز و 11 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

سلام دوستان عزیز که وقت گذاشتین متنمو خوندین و پاسخ دادین یه مطلبی رو جا انداختم اینکه شوهرم میگه خیلی منو دوست داره و در واقع خودمون دوتا مشکل خاصی نداریم فقط مشکل شوهرم با بچه هاس مشاور گفت ب خاطر بچه هام جدا شم اما خودم از هزینه زندگی و تاوان دل شکستن و تنهایی بعد از ازدواج بچه هام وحشت دارم . بازم از نظرات خوبتون ممنونم

sara در 5 سال و 1 ماه و 1 روز و 1 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

خانم عزيز. تا حالا شده چند ساعت شما و شوهرتون تنها با هم صحبت كنيد؟ و بهش گفتيد كه اگه شمارو دوست داره به بچه هاي شما كاري نداشته باشه تا بالاخره ازدواج كنن و برن؟ بهتره با هم صميمانه بنشينيد و مشكلاتتون رو حل كنيد و گزينه طلاق رو آخرين راه حل بدونيد . بايد تمام راههاي امتحان نشده رو امتحان كنيد. بنظر من بهترين راه حل گفتمان و گذشت كردنه كه بايد از طرف هم بچه هاي شما باشه و هم از طرف شوهرتون

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي