کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 18.232.125.29

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: kafshabi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  66.249.64.251
  66.249.64.249
  66.249.64.247
  54.92.175.135
  54.36.150.98
  54.36.150.76
  54.36.150.46
  54.36.150.43
  54.36.150.38
  54.36.150.36
  54.36.150.30
  54.36.150.23
  54.36.150.2
  54.36.150.161
  54.36.150.16
  54.36.150.138
  54.36.148.45
  54.36.148.243
  54.36.148.23
  54.36.148.171
  54.36.148.160
  54.36.148.133
  54.36.148.120
  54.36.148.115
  5.233.212.112
  5.127.69.114
  5.113.122.135
  45.55.252.28
  216.244.66.201
  207.46.13.37
  188.211.97.185
  18.232.125.29
  164.138.158.9
  159.138.148.37
  157.55.39.89
  157.55.39.51
  157.55.39.138

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  چه کنم

یوهاند

سال تولد 1365 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن چه کنم

   


سلام شوهر من متولد 67 هست ودوسال عقد بسته بودیم در سال 89 ازدواج کردیم وشوهرم الان می خواهد بره سربازی با وجود یه بچه 2 ساله نمی دونم اگه اون بره خدا در امور مالی وبقیه
.جانبه ها کمک می کنه وخودمم بیکارم چه کنم

 

نویسنده:یوهاند، ارسال شده در شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 02:06 بعد از ظهر، 2646 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



روشنک در 6 سال و 6 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم توکلتون برخدا باشه اینقد ناامید نباشید.خدا کسی رو تنها نمیذاره.فقط بهش توکل کن. پدر شوهرت ممیتونه کمکت کنه.یا با اونا برو زندگی کن بگو به خاطری که تنهام میام پیش شما

البته اگه اینقد برات سخته

اما اگه خودم بودم چون شوهرتو تو همون شهرتون میره سربازی تو خونه خودمون میموندم وپدرشوهرا یا پدر خودت اگه ببینن سختتونه صددر صد کمکتون میکنه ویعداشماجبران میکنید.

البته نترس اگه قناعت کنی میتونی

nina در 6 سال و 6 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 22 دقیقه پیش گفته

یکی طفل دندان برآورده بود

پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش؟

مروت نباشد که بگذارمش

چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت

نگر تا زن او را چه مردانه گفت:

مخور هول ابلیس تا جان دهد

همان کس که دندان دهد نان دهد

تواناست آخر خداوند روز

که روزی رساند، تو چندین مسوزنویسنده عمر و روزی است هم

خداوندگاری که عبدی خرید

بدارد، فکیف آن که عبد آفرید

nina در 6 سال و 6 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 22 دقیقه پیش گفته

تو را نیست این تکیه بر کردگار

که مملوک را بر خداوندگار

شنیدی که در روزگار قدیم

شدی سنگ در دست ابدال سیم

نپنداری این قول معقول نیست

چو راضی شدی سیم و سنگت یکی است

چو طفل اندرون دارد از حرص پاکچه مشتی زرش پیش همت چه خاک

خبر ده به درویش سلطان پرست

که سلطان ز درویش مسکین ترست

گدا را کند یک درم سیم سیر

فریدون به ملک عجم نیم سیر

نگهبانی ملک و دولت بلاست

گدا پادشاه است و نامش گداست

nina در 6 سال و 6 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

گدایی که بر خاطرش بند نیست

به از پادشاهی که خرسند نیست

بخسبند خوش روستایی و جفت

به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت

اگر پادشاه است و گر پینه دوز

چو خفتند گردد شب هر دو روز

چو سیلاب خواب آمد و مرد برد

چه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد

چو بینی توانگر سر از کبر مست

برو شکر یزدان کن ای تنگدست

نداری بحمدالله آن دسترس

که برخیزد از دستت آزار کس

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي