کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  مشکل ارتباطات

بی ریا

سال تولد 1356 /// جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل متاهل ////عنوان متن مشکل ارتباطات

    


با سلام ، متاسفانه پس از گزشت 13 سال از زندگی مشترک و داشتن یک فرزند هنوز موفق به ایجاد توازن و ارتباط عادی بین همسر و خانواده خودم نشده ام. متاسفانه با دخالت برادر کوچکتزم این موضوع پیچیده تر نیز شده است.در حال حاضر با کوچکترین مشکلی خانم بنده شروع به فحاشی و توهین علنی به خود و خانواده ام می کند. این توهین ها دلیل بر تفر بنده از همسرم و خانواده اش شزه است. بسیار مستاصل شده ام. لطفا راهنمایی کنید.

 

نویسنده:بی ریا، ارسال شده در يكشنبه 10 شهريور 1392 ساعت 01:41 بعد از ظهر، 2717 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



hasti در 5 سال و 17 روز و 23 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

سلام.

اول یک سوال چرا برادر کوچک شما به خودش اجازه میده که توو زندگی شما دخالت کنه؟

میدونید چرا چون شما جلوش نیایستادید. کار خانومتون که فحاشی میکنن اصلا درست نیست. اما آیا از اول اینطوری بوده؟

شما برای اینکه زندگیتون رو اصلاح کنید اول باید خودتونو اصلاح کنید. اصلا برای حرف مردم زندگی نکنید. اینکه برادر خواهر و مادر شما چه نظری راجع به زن و بچه شما دارن انقدر مهم نیست که شما بخواهید اینطوری  زندگیتونو خراب کنید و زن و بچه تون را ناراحت کنید. یادتون باشه همه میرن دنبال زندگیشون و در آخر هم همسرتون واستون میمونه .

بی ریا در 5 سال و 16 روز و 11 ساعت و 7 دقیقه پیش گفته

با سلام.کاربر گرامی ، هستی ،مجالی برای بازگو کردن 14 سال زندگی در چند پاراگراف نیست. مختصرأ بگم که ما ازدواج دانشجویی کردیم. ولی بعد از نامزدی و اینکه خانواده همسرم (پدرش فوت شده) و بخصوص خود همسرم متاثر از اونها متوجه شدند پدرم پاسخگوی هزینه های گوناگون نیست . با بدبینی از همون ابتدا همسرم با کلمات زشت و رکیک اونها رو خطاب قرار می داد. خدا را شکر بسرعت من سر کار رفتم و زندگیم رو با تمام درگیری های ابتداییش جمع کردم. ولی خانمم عجیب از چشمم افتاد. سرانجام با تاخیر 5 ساله صاحب فرزند شدیم. خانمم سر کار میره و همیشه سر کوفت جهیزیه و حقوقش رو که نه میزانش و نه خرجش چگونگیش شفاف نیست میزنه. تا اینکه یه روز تو خونه پدرم که من هم اونجا نبودم و زمانی بود که مادرم بچم رو نگه میداشت همسرم از دست بچه عصبی میشه و با توهین به من و بچم برادرم که بی تجربه ، مجرد و عصبی است باهاش دهن به دهن میشه و خانمم از خدا خواسته حغره جدیدی پیدا کرده و ضربات جبران ناپزیری به من زده و میزنه. دنبال یه فکر اساسی هستم.

world در 5 سال و 14 روز و 12 ساعت و 1 دقیقه پیش گفته

سلام 

اگر شما به دنبال فکر اساسی هستید بهتر است به یک مشاوره با تجربه مراجعه کنید

dokhii_jigool در 5 سال و 12 روز و 5 ساعت و 26 دقیقه پیش گفته

ســـــــــــــلام...........به نظر من اگر به یک مشاور مراجعه کنید بهتر است.............ببینید دلیل فحاشی کردن همسرتون چیه ....شاید مشکلی داره ...یا تحت فشاره ..شاید عصبی هست....

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي