کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  چطور فردي را كه دوستش داريم فراموش كنيم؟

سارا

سال تولد 65 جنسیت شما خانم وضعیت تاهل مجرد عنوان نامه شما چطور فردي را كه دوستش داريم فراموش كنيم؟

  


متن دردو دل و مشکل شما - فارسی تایپ شود

 

به نام ايزد يكتا

اول از همه بگم كه من خودم مشكلي ندارم اين مشكلي كه مي خوام تعريف كنم مربوط به يكي از دوستاي نزديكه منه كه ايشون پسر هستند و من مي خوام كمكش كنم .

ايشان پسري هستند به نامه كوروش كه 25 سال سن داره

كوروش با يك دختر خانمي به نام ندا در حدود 6 سال با هم دوست بودند كه همديگرو ديوونه وار دوست داشتند و يه جورائي قصد ازدواج داشتند.

در حدود 5 ماهه كه از هم جدا شدند ( سر قضيه لجبازي براي مسافرت رفتن كوروش كه ندا مخالف بوده ) بعدش هم از هم جدا شدند و به خيال دفعه هاي قبلي كه دوباره آشتي ميكنن از هم بي خبر بودند تا اينكه ديگه ندا تصميم مي گيره كه برنگرده و دوستيشونو براي هميشه كنار بذاره

بعدش حدود 2 هفته پيش كوروش به ندا SMS ميده و معذرت خواهي ميكنه و ميگه كه من عوض شدم تو برگردي من قول ميدم هموم چيزي بشم كه تو مي خواي

ولي ندا خيلي راحت مي گه كه من ديگه تو رو دوست ندارم اون دوست داشتنمم مال دوران بچگي بوده و همش عادت بوده و وابستگي الكي

الان ديگه هيچ حسي بهت ندارم و ديگه نمي خوام شمارتو روي گوشيم ببينم

كوروشم بد جور بهم ريخته تا جائي كه هر روز ميره دم خونشون تا شايد ندا رو ببينه و آروم بشه

و نكته مهمتر اينه كه خانواده دو طرف اصلا راضي به اين دوستي و وصلت نيستند خصوصا خانواده خود كوروش .

حالا شما راهنمائي كنيد كه كوروش بايد چيكار كنه كه بيشتر از اين داغون نشه..................

 

نویسنده:سارا، ارسال شده در يكشنبه 5 شهريور 1391 ساعت 01:20 قبل ‏از ظهر، 11953 بار مشاهده شده، 5 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



ایرسا در 5 سال و 9 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 5 دقیقه پیش گفته

مسخره است خوب فرامموشش کنه دختر دیگه نمیخوادش همین راحتی .

mona در 5 سال و 3 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 28 دقیقه پیش گفته

کاشکی این آدم زودتر از 6سال می فهمید که عادت بوده .......

کاشکی آدما اینقدر راحت با احساسات همدیگه بازی نمی کردن 

کاشکی 

....

چقدر دیر چقدر زودددددددد

هیچ جوری نمی تونی به دوستت کمک کنی 

فقط خودشه که باید بتونه با این موضوع کنار بیاد اینم زمان می بره 

البته همیشه این زخم رو باید با خودش حمل کنه ...

دیگه نمی تونه به کسی به راحتی اعتماد کنه..

از طرفه من به کوروش بگید؛باور می کنی یا نه رفته  اونم بعد همه دوستت دارم ها

باید با واقعیت کنار بیای که دوستت نداشت منتظر بهانه بود می دونم باورش سخته

ولی واقعیت رو بپذیر از منی که هم دردت بودم و هستم ، و گرنه یه سفر چیزی نیست که آدما حاضرن بخاطره کسی که دوستش دارن خیلی کارا بکنن این که دیگه جای خود داری ، بعضی آدما بالاتر از این رو می بخشنن..

به خودت فکر کن مثل من نباش ، کار کن و تلاش کن تا فراموش کنی 

نمی دونم ولی هم شنیدن و تو رمان هاخوندم که به موقعش عاشق میشی اونی که لیاقتش رو داری سر راهت قرار می گیره

نمی دونم ولی میگن

امیددوارم که بتونی با این شرایط سخت کنار بیای

مواظب خودت باششششششششششش

برای منم دعا کن که بتونم دوومم بیارم چون یه جورایی هم دردیم مطمئنا درک می کنی  

........

ضیاء یوسفی در 5 سال و 1 ماه و 28 روز و 4 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

سلام خسته نباشی کوروش اگه دختری واقعاً از ته دل پسری رو دوست داشته باشه و همچنین بالعکس حاضرن به خاطر هم جونشون رو هم بدن این که دست زمانه ناخود آگاه اونا رو از هم دور و جدا میکنه مسئله جدایی هست ولی اینکه خودشون باب میلشون تن به جدایی میدن مطمئن باش که یکیشون صد در صد عاشق نیست فکر میکنم بد جور آدم داغون میشه اشکهای در خلوت هم جزئی از این بازی بچه گانه با قلبهاست ولی همیشه یادتون باشه یا به کسی نگین دوستش دارین و یا اگه میگین بعد از اینکه مطمئن شدید دوستش دارید بهش بگید وقتی که میدونید ازش دور نمیشید خیلی سخته بازم خوش به حالت که لااقل میتونی ببینیش چه بخواد چه نخواد خیلی سخته که یکی رو دوست داشته باشی و اصلاً نتونی ببینیش خدا هیچ کسی رو عاشق نکنه

.... در 4 سال و 6 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 14 دقیقه پیش گفته

سلام ، اول اینکه چرا کورش به خاطر عشقه 6 سالش حاضر نشد از مسافرتش بزنه!!!!!!!دوم اینکه چرا بعد از این همه وقت (6ماه ) تازه یادش افتاده دلش برا ندا تنگ شده!!!! این چه جور عاشقیه که نه حاضره به خاطر معشوقش مسافرت نره هم اینکه میتونه 6 ماه دوریشو ندیدنشو تحمل کنه!!!! اصلا چرا کوروشی که میمیره برا ندا باید دوست صمیمیش یه دختر باشه(سارا) . مونا خانم اگر ندا رفته مطمین باش فقط به خاطر یه مسافرت نبوده منو تو که از همه چی باخبر نیستیم از قدیمم گفتن هر کی یه طرفه بره قاضی راضی هم برمیگرده . ولی دررابطه با ندا اره خب اگه فقط به خاطر عادت مونده بود باید زودتر کات میکرد . ولی الان کار کورش خیلی سخته یا باید با نبودن ندا کنار بیاد (که واقعا سخته)یا برای برگردوندنش خیلی تلاش کنه چون هم باید برش گردونه هم کاری کنه که ندا عاشقش بشه نه بازعادت و وابستگی. ولی 6 ماه دوری خیلیه به این فکر کن که ندا چه روزا و شبایی منتظر این بود کوروش بیاد حرفایی که الان میزنه رو بزنه. میدونی مثله یه معتاد میمونه وقتی که میخواد ترک کنه روزا و هفته ها و ماه های اول وحشتناک سخته ولی شیرش که از وجودش بره بیرون بعدش بهتر میشه( نه اینکه راحت شه فقط نسبت به قبل بهتر میشه) ندا اون روزا و هفته های اولو سپری کرده تمام سختیاش رو هم کشیده حالا بعد از 6 ماه اقا کوروش گاوش یاد هندستون کرده . ندا دوری و سختی رو کشید حالا تو هم داری میکشی. البته میشه یه جور دیگه هم فکر کرد اینکه ندا دنبال بهونه بوده یا کسی اومده تو زندگیش  ولی خب واقعا تا همه چی رو ندونیم نمیشه قضاوت کرد .  

حمید در 3 سال و 1 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 45 دقیقه پیش گفته

سلام .اگر بخواهی,عشقت را فراموش کنی باید به کسه دیگه ای عاشق شی.من خودم امتحان کردم

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي