کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.224.150.24

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: saye

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  92.228.27.116
  92.221.145.57
  78.46.85.236
  66.249.75.131
  66.249.75.129
  54.36.149.80
  54.36.149.74
  54.36.149.73
  54.36.149.66
  54.36.149.64
  54.36.149.56
  54.36.149.46
  54.36.149.4
  54.36.149.21
  54.36.149.19
  54.36.149.18
  54.36.149.14
  54.36.149.107
  54.36.149.104
  54.36.148.97
  54.36.148.91
  54.36.148.72
  54.36.148.67
  54.36.148.63
  54.36.148.49
  54.36.148.37
  54.36.148.35
  54.36.148.34
  54.36.148.30
  54.36.148.249
  54.36.148.246
  54.36.148.245
  54.36.148.243
  54.36.148.238
  54.36.148.233
  54.36.148.227
  54.36.148.222
  54.36.148.211
  54.36.148.210
  54.36.148.21
  54.36.148.208
  54.36.148.203
  54.36.148.196
  54.36.148.195
  54.36.148.192
  54.36.148.191
  54.36.148.187
  54.36.148.183
  54.36.148.177
  54.36.148.166
  54.36.148.164
  54.36.148.160
  54.36.148.150
  54.36.148.149
  54.36.148.148
  54.36.148.143
  54.36.148.142
  54.36.148.134
  54.36.148.130
  54.36.148.123
  54.36.148.119
  54.36.148.117
  54.224.150.24
  40.77.167.132
  31.184.135.124
  31.184.135.123
  31.184.135.122
  31.184.135.121
  31.184.135.120
  31.184.133.103
  31.184.133.102
  31.184.133.101
  31.184.133.100
  216.244.66.201
  207.46.13.69
  207.46.13.61
  207.46.13.208
  172.104.25.15
  157.55.39.53
  157.55.39.190

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  نذرم جواب داد ولی....

یکتا

سال تولد 1365 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد //عنوان متن نذرم جواب داد ولی....

   


سلام به همه
خلاصه میگم

من یکسالی بود که نذر کرده بودم ازدواج خوبی داشته باشم
با کسی که لایق هم هستیم و عاقبت بخیر میشیم و پشیمونی نداشته باشه

خواستگارم زیاد داشتم ولی هیچکسو نمیپسندیدم
شاید 5 .6 تا نذر همزمان داشتم
و دقیقا سر همون تاریخی که نذر کرده بودم
خدا برام کسیو فرستاد که نه تنها من بلکه پدر و مادرم هم از اون و خانودش راضی بودن و خوششون اومده بود
همینطور اون اقا پسر و خانوادش.همه همدیگرو پسندیده بودن
تحقیق کردیم و ...
همه چیز خوب و اوکی بود
و من در مرحله علاوه برااینکه عاقلبانه و بدون احساس تصمیم میگرفتم از خدا هم میخواستم که اگه قسمت هم نیستیم تا قل از رسمی شدن یه نفر پشیمون بشه و کار انجام نشه
اگرم خوشبختی و سعادت درش هست که بدون مشکل پیش بره

وهمینطورم شد
بدون هییییییییچ مشکل و مخالفتی همه چیز پیش رفت
سر مهریه به توافق نرسیدیم. چون ما 12 ساعت فاصله داشت شهرهامون این مرحله تلفنی صورت گرفت تا بعد به صورت رسمی و حضوری برگزار بشه.

به توافق نرسیدیم بااینکه من و خانوادم خیلیییییییییییی کوتاه اومدیم و شد حرف اونا درواقع
من راضی نبودم و گفتم نه!
و تمام شد
برای نیم ساعت کاملا همه چیز بهم خورد
بابا گفتن پسر خوبیه و...
ولی زندگی خودته .خودت باید تصمیم بگیری و من بازم گفتم نه.نه بخاطر کم بودن مهرم
چون اونها یه دونه سکه هم به احترام ما بالا نرفتن و لی ما خیییییییییلی زیاد برای احترام به اونها و فاشر نیومدن بهشون کوتاه اومدیم و بخاطر قسمهایی که مادرش به جدش میداد خانودم رو .سید بودن ایشون.

گفتم نه و چند مین بعد بابا گفتن میخوای استخاره کنم؟ گفتم باشه
دوتا قران توی خونه داشتیم که یکیش قدیمی بود و بالای صفحات خوب و بد و عالی داشت
و یکیش جدیدتر بود و نداشت این عناوین رو.
پدرم با قران جدیدتره استخاره کردن .ایه سجده یکی از سوره ها اومد که خیلی خوب بود
ولی مامان گفتن با اون قران که خودش مشخص کرده بگیری بهتره
باهمون قران هم بابا استخاره کردن دقیییییییییییقا همون ایه سجده از همون سوره مبارک اومد!

منم بدون چون و چرا گفتم باشه و اوکی رو دادم وقتی دیدم خدا راضی هست!

گذشت و نامزد شدیم
سه هفته نامزد بودیم
بعد مشخص شد که مادرش خیلی دخالت میکردد و خود اقا پسرم به من گفتن که نمیتونم روی حرف مادرم حرف بزنم ...
که نامزدی رو بهم زدم
چون زندگی من و ایشون نبود
ما عروسک بودیم ومادرشون عروسک گردون!!!!

الان چهــــــــار ماه میگذره و من هنوز از اون اتافق مریضم
چه از لحاظ روحی که صفر شدم واقعا
و چه از لحاظ جسمی که 26 تا فقط امپول تقویتی و ب کمپلکس زدم توی 15 روز
و هنوز خوب نشدم
اینها مهم نیست

میخوام بدونم چرا خدا نذر من رو قبول کرد و دقیقا حتی تاریخ و وقتش همونی شد که نذر کرده بودم
ولی چرا تمومش کرد؟

چرا عاقبت بخیری و شادی توش نداشت؟

مگه من غیر از خدا داشتم که بهش بگم به همسر نیاز دارم؟
واقعا باید به کی میگفتم؟
از خودش خواستم نه از بنده ش ولی نمیدونم چرا اینجوری نصفه و نیمه بهم داد و گرفت

 

نویسنده:یکتا، ارسال شده در يكشنبه 17 شهريور 1392 ساعت 01:30 بعد از ظهر، 6449 بار مشاهده شده، 11 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



ستاره در 5 سال و 1 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

عزیزم استخاره کردن نذر کردن شرایط و اصولی داره. حالا من زیاد وارد اون مساله نمیشم تا این حد بگم که منم زیاد نذر کردم استخاره کردم اخرش یه چیزی مثل ماجرای شما شده. اخرسر به این نتیجه رسیدم که تا وقتی که انسان عاقل هس میتونه خودش تصمیم بگیره این کارا نیازی نیس. نباید با یه استخاره شما تصمیم میگرفتین.باید همه جوانب رو درنظر میگرفتین خوب فکر میکردین سبک سنگین میکردین بعدش اون چیزی که واقعا دلتون میگفت رو پیش مگیرفتین.

اینکه نذر کنیم از خدا چیزی رو بخواییم بعدش خدا بده یا نده. دلیل بر این نمیشه که خدا دوستمون نداره یا هرچی. ولی من که تو زندگیم به این نتیجه رسیدم خودم تا لجظه مرگ تلاش کنم.ازخدا بهترینارو بخوام ولی دیگه نذر نکنم.اگه صلاح باشه میده صلاح نباشه نمیده.درهرحال باید راضی بود و تلاش کرد.

dokhii_jigool در 5 سال و 1 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 54 دقیقه پیش گفته

ُســــــــــلام عزیزم ....منم استخاره زیاد کردم ولی به نظرم باید با عقات تصمیم بگیری نه استخاره ....استخاره رو باید یه آدم پاک و مومن بگیره ....مثلا تلفن های گویایی هست که توی قمه بعد نوبت می گیره فرداش جوابش بهت می دن ...ما برای خونمون استخاره کردیم ...گفت خوبه ولی حرف توش زیاده ... ماخیلی اونجا راحت بودیم ولی مجبورشدیم بریم از اونجا.....والا توی این مورد از یه روحانی مشورت بگیر ...سمت خدا برو خودتو اذیت نکن ...به این فکر کن که اون پسر دهان بینه و فقط بازیچه ی دست مادرشه و اگر شما با او ازدواج می کردی با یه حرفه مادرش طلاقت می داد ....یا اذیتتمی کرد ....بگو ایشالا یکی دیگه نصیبم می شه...من استخاره کردم ولی اونجوری نشد که استخاره نشون داد ....برو پیشه مشاور کمکت می کنه یه راهی پیدا کن که بتونی فراموشش کنی 

hasti در 5 سال و 1 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 40 دقیقه پیش گفته

سلام برای اینکه خدای مهربونمون میخواست بهت نشوون بده که دست از این خرافات برداری.

جایی که عقل آدم میتونه تصمیم بگیره لازم نیست بری قرآن و باز کنی و ببینی بالاش خوب نوشته یا بد.

اینکه شما یک روز خاص رو نذر کرده بودی و اون روز یک آقایی اومد در خونه شما رو زد و شما فکر کردی این دیگه شوهر آیندته یک فکر پوچ بیشتر نیست.

شما اگر از عقلت کمک بگیری مطمئن باش خدا هم بهت کمک بکنه .اما اگر بخوای همینطوری توو رویا و نذر و نیاز و.... زندگی کنی اوضاع بدتر از این میشه. شما انقدر توو توهم بودی که بعد از سه هفته اینطوری داغون شدی و کارت به دکتر و دوا رسیده. اما اگر آدمی بودی که با منطقش عمل میکرد الان بعد از اون نامزدی سه هفته ایی هم به عقلت رجوع میکردی و میفهمیدی که اتفاق خاصی نیافتاده که تو اینطوری خودتو داغون کنی.

الاای حال سعی کن منطقی با قضیه برخورد کنی و شیوه زندگیتو عوض کنی. خدا هم کمکت میکنه.

موف باشی

yekta در 5 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

سلام

ممنون از دوستانی که نظرهاشون رو برام گذاشتن.





استخاره کردن خرافات نیست بلکه کسب اجازه از خداس. و خدا هم خرافات نیست!

منم با عقل تصمیم گرفتم نه احساس وگرنه میگفتم دوستش دارم و دخالتهای مادرشم بی خیال و الان شاید وضعم بدتر از قبل میشد.

من رو ی احساسم پا گذاشتم و با عقل و منطق به اون اقا جواب رد دادم.



و چون همه برنامه و اینده م رو با اون برنامه ریزی کرده بودم و حساب روی ایشون باز کرده بودم ضربه زیادی خوردم...











hasti جون مرسی ازت و لی سعی کن  اینقدر تند و تیز صحبت نکنی.

میدونی که دل شکستن هنر نیست...









دوستانی که زحمت میکشید و نظرتون رو برام میذارید ادب رو هم رعایت کنید.ممنونم.

لادن در 5 سال و 1 ماه و 6 روز و 17 ساعت پیش گفته

 خداوندا به داده و نداده ات شکر که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت.عزیز من شما که با استخاره تصمیم به یه امر حیاتی دادی خداوند متوجه کرده که هنوز رشد کافی برای ازدواج نداری.دوست من شما برای دوست پسرت میتونی جهت دلخوش کردن خودت فال بگیری و استخاره کنی اما برای یک امر حیاتی و انتخاب شریک زندگی در سفر زندگی به مطالعه و رجوع عقلانی نیاز داری.هرگز ناشکر نباش و توکلت رو از دست نده یقین بدان شرایط بهتری پیش رو خواهی داشت.

مرجانه در 5 سال و 1 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

دوست خوبم، شما که با توکل به خدا قدم بر می داری( اصلا کاری به درست و غلط بودن استخاره و نذر ندارم، مهم اینه که تو اعتقاد داشتی و انجام دادی) از اینجا به بعد هم به خودش توکل کن و به جای چرا هایی که توی دهنت هست شکر  و حمدش رو بگو، قوی باش که خواست خدا بر همه چی مقدمه،

dokhtare mashreghii در 5 سال و 1 ماه و 5 روز و 16 ساعت پیش گفته

به نظرمنم استخاره درست می گه ...ما وقتی که می خواستیم به خونه ی جدید بریم ..مادرم قبلش استخاره کرد ...بد در اومد ...ولی مادرم خیلی راضی بود ...و جابه جا شدیم بعد دوماه نشستن تازه فهمیدیم چه ایراداتی داره ..لوله کشیش...و خونه رو گذاشتیم برای فروش ..ولی الان کسی نمی خره ...بازم سعی کن به خودت مسلط باشی ..مطمئن باش خدا کمکت می کنه ...هیچ کاره خدا بی حکمت نیست ...سعی کن دعا بخونی ...و به خدا امید داشته باش ...پایان هر سختی خوشی هست ...ایشالا مشکلت حل شه 

آیدا در 5 سال و 1 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 55 دقیقه پیش گفته

خانم یکتا

سلام

من خودم به استخاره اعتقادی ندارم.چون قبلا انجام دادم و خوب در اومده ولی اصلا خیری در اون کار نبوده که هیچ بلکه شر هم توش بود و تو زندگیم ضربه جبران ناپذیری خردم.منم مثل شما مدتها به سوالی که الان تو ذهن شماست فکر کردم و کلا یه مدت دغدغه م شده بود و حتی اعتقادمم از دست دادم.اما بعد اینکه یه مدتی گذشت به این نتیجه رسیدم که خدا میخواسته به من بفهمونه که من چیزی بالاتر از استخاره دارم و اون عقل و قدرت اختیاری هست که خدا بهم داده و اینجوری خواسته بهم بفهمونه که وقتی منو عاقل و مختار آفریده در واقع همه چیو در من گذاشته و گفته برو ببینم چکار میکنی و نمی خواد من اختیارمو با استخاره و ... محدود کنم.و بعدا هم گناه و عواقب کارامو گردن نگیرم چون خدا انسان رو مختار آفریده.

و همینطور فهمیدم همیشه تو هر شری یه خیری هست که تو اون زمان نمیفهمیم اما بعد گذشت یه مدت یا شاید حتی سالها به یه نقطه تو زندگیت میرسی که به یمن همون شری که گریبانگیرت شده یه تصمیم خوب یا یه اتفاق خوب برات جور میشه که اگر اون شر به سرت نمی اومد و مسیرت عوض نمیشد به این نقطه تو این مسیرم نمیرسیدی.

من اینا رو کامل تجربه کردم که بهت میگم تو هم بهتره سعی کنی آروم باشی و منتظر روزی که حکمت خدا برات رمز گشایی شه بشی و همچنان امیدوار به اتفاقای خوب زندگی کنی.

اینم بدون وقتی یه اتفاق بدی برات میافته حتما تو اون برهه زمانی اتفاقی بهتر از این برات نمیتونست بیافته.خدا همیشه مراقب ماست و اگر هم موقعیت بدی نصیبمون کرد بدون بین بد و خیلی بد و بدترین ، فقط بد رو نصیب ما کرده که تو اونم خیری خواهد بود 100%

hasti در 5 سال و 1 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

سلام. یکتا جان من نمیخواستم ناراحتت کنم و یا دلتو بشکنم فقط میخواستم بهت تلنگری زده باشم که یکم توو کارهاتون تجدید نظر کنید.

باز هم اگر ناراحتتون کردم عذر خواهی میکنم.

بهار در 4 سال و 10 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 3 دقیقه پیش گفته

سلام عزیزم حتما حکمتی تو این کار بوده تو دختر معتقدی هستی از خدا ناامید نشو خدا خودش همه چیزو درست میکنه شک نکن

من مطمئنم تو دختر عاقلی هستی ، تو کارای مهم همیشه مشورت کن

اسما در 2 سال و 9 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 23 دقیقه پیش گفته

سلام

عزیزم موفقیت هایی هستن که با شکست آغاز میشن...فقط توکلتو از دست نده

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي