کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  حسی که به جرات میگم هیچ پسری نداره

مانی

سال تولد 65 جنسیت شما آقا وضعیت تاهل مجرد عنوان نامه شما حسی که به جرات میگم هیچ پسری نداره

        


متن دردو دل و مشکل شما - فارسی تایپ شود

با سلام
مشکلی که چندین ساله که باهاش درگیرم اینه که با این که پسرم و 25 سالمه احساسات فوق العاده بالایی دارم و این احساسات رو همه جا بروز میدم
و از این موضوع 2نفر که برا ازدواج انتخاب کرده بودم و به خاطر احساسات بالام زود وابسته شدم بهشون بعد از مدتی ترکم کردن و رفتن دنبال زندگیشون
در صورتی که من خیلی بهشون ابراز علاقه(صادقانه واقعا صادقانه) کردم و اونا هم همین رو بهم میگفتن ولی بعد از مدتی رفتن
شرایطم هم بد نبوده لیسانس دارم و چهره معمولی و خانواده دار
توروخدا کمکم کنید دیگه زندگی کردن برام سخت شده دائم در حال فکر کردنم و اکثر موقع ها سرم درد میگیره
در ضمن اینم بگم که من یه برادر دارم که 14 سالشه و پدر مادرم هم نه این که نخوان نه بلد نیستن ابراز احساسات و محبت بهم کنن
درکل هر کسیو که دوست دارم اون منو به اندازه ای که دوستش دارم دوستم نداره
به قول یه بنده خدایی(دنیا چه قدر قشنگ میشد اگر توش یه نفر فقط یه نفر تو رو اینجوری دوست داشته باشه)
باورکنید هر وقت یاد خاطراتم وگذشتم میفتم گریم میگیره مهم نیست کجا هستم گریه میکنم حالا هر جا که میخواد باشه
از کارشناس سایت (آقای مجد)درخواست میکنم که بهم کمک کنن هر چند که قبلا باهاشون صحبت کردم ولی آقای مجد فراموش نمیشه خب چیکار کنم؟احساس منو دخترا هم ندارن باور کنید
بچه ها شما هم نظر بدید
تورو خدا کمک کنید
مرسی از لطفتون

پاسخ علی سلطانی مجد

با درود و احترام ، دوست عزیز و گرامی من تلفنی با جنابعالی صحبت کردم و اگر به خاطر داشته باشید خدمتتان عرض کردم دلیل احساساتی بودن شما  عدم توجه و دریافت احساسات از خانواده تان در دوران بلوغ بوده که باعث شده شما دچار یک کمبود احساسات شوید در نتیجه چون در روابطت با جنس مخالف با ترس از دست دادن طرف مقابل روبرو هستید لذا به صورت یکطرفه احساسات پیشرونده از خود بروز میکنید  و دقیقا مشکل شما در رابطه با جنس مخالف همین است ، زمانی که دختری متوجه این مسئله بشود که حتی اگر تلاشی هم برای رابطه نکند باز شما به سمت وی میروید پس از مدتی آن رابطه برای وی بی ارزش و جذابیتهای قبلی را از دست میدهد  رابطه ای درست است که  یک قدم شما به سمت طرف مقابل بردارید و سپس یک قدم طرف مقابل به سمت شما  ، اینکه طرف مقابل شما تلاشی نکند و شما به سمتش بروید از هیجانات و بالا پایین بودن و در نتیجه شیرینی های یک رابطه کاسته و به مرور جریان عادی می شود و اگر خودتان بررسی کنید در روزهای آغازین رابطه همه چیز همانگونه است که میخواهید اما به مرور حس میکنید طرف مقابل شما سرد شده این سردی به خاطر رفترا شما و البته برداشتهای نا درست شماست ، شما همیشه از دیگران انتظار خواهید داشت که به سمت شما بیایند اما بر عکس عملا این شمائید که به سمت طرف مقابلتان میروید و در کل آن مقدار انرژی که بکار میگیرید  متناسب با آن انرژی از طرف مقابل دریافت نمیکنید .

پس سعی کن منطق را در روابطتت بکار بگیری و زمانی که احساسی متناسب با احساساتت دیدی آنوقت احساس مقابل را بروز بده و همیشه دنبال فردی باش که مثل خودت احساساتی نباشه بلکه درک احساسی داشته باشه چون ازدواج و ارتباط دو آدم احساسی با یکدیگر نه تنها بر خلاف افکار عموم خوب نیست بلکه بد هم هست .

نا گفته نماند به علت عدم دریافت احساسات در دروان بلوغ از خانواده تان گاهی وقتها انتظار داری طرف مقابلت  آن احساساتی که از پدر و مادرتان دریافت نکردید هم به شما منتقل کند پس خودسازی کن پیشنعاد میکنم حضورا جهت مشاوره اقدام کنید .

موفق باشید

 

نویسنده:مانی، ارسال شده در يكشنبه 5 شهريور 1391 ساعت 01:20 قبل ‏از ظهر، 3267 بار مشاهده شده، 0 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي