کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.116.225

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: saye

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  95.80.164.20
  89.32.106.21
  66.249.75.129
  54.36.149.97
  54.36.149.96
  54.36.149.94
  54.36.149.9
  54.36.149.87
  54.36.149.85
  54.36.149.79
  54.36.149.72
  54.36.149.6
  54.36.149.38
  54.36.149.36
  54.36.149.27
  54.36.149.16
  54.36.149.102
  54.36.148.95
  54.36.148.88
  54.36.148.82
  54.36.148.80
  54.36.148.65
  54.36.148.52
  54.36.148.42
  54.36.148.35
  54.36.148.33
  54.36.148.26
  54.36.148.252
  54.36.148.251
  54.36.148.245
  54.36.148.236
  54.36.148.224
  54.36.148.223
  54.36.148.220
  54.36.148.22
  54.36.148.215
  54.36.148.207
  54.36.148.200
  54.36.148.20
  54.36.148.197
  54.36.148.19
  54.36.148.18
  54.36.148.176
  54.36.148.175
  54.36.148.170
  54.36.148.163
  54.36.148.160
  54.36.148.152
  54.36.148.147
  54.36.148.146
  54.36.148.140
  54.36.148.137
  54.36.148.136
  54.36.148.135
  54.36.148.126
  54.36.148.122
  54.36.148.117
  54.36.148.115
  54.36.148.112
  54.36.148.105
  54.36.148.100
  54.161.116.225
  5.121.44.111
  47.92.243.71
  40.77.167.166
  31.56.181.200
  216.244.66.201
  207.46.13.61
  207.46.13.103
  195.146.37.19
  185.25.32.9
  185.25.32.10
  185.213.154.163
  185.103.247.174
  185.10.71.202
  157.55.39.199
  157.55.39.147

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  خسته شدم

امیر

سال تولد 1378 /// جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن ... خسته شدم

  


سلام.
من 15 سالمه...تو همین سن دیگه از زندگی بریدم!!دیگه زندگی برام بی معنی شده
همش هم به خاطر آزار و اذیت های پدرمه...بی احترامی ها و بی ارزش کردن هاش
تا حالا چندین بار به خاطر مادرم و خواهر برادرم که زندگیشون بهم نریزه گذشت کردم...اما دیگه نمیتونم!! دیگه نمیکشم
به خودم قول دادم که اگه ادامه بده و این رفتار هاشو تعطیل نکنه و واقعا برام پدری نکنه...یا خودم رو یا اونو بکشم...به خدا دیگه آخرشه

چپ میرم راست میام یا بهم بی احترامی میکنه یا همش ازم ایراد میگیره!! آخه مگه من چه گناهی کردم که اون پدرم باشه ؟؟؟؟؟!!! وقتی یه تار موی مادرم و خواهر برادرمو با دنیا عوض نمیکنم رو میبینم دلم آتیش میگیره.آرزوی مرگ میکنم که از دست اون و این دنیا خلاص شم

 

نویسنده:امیر، ارسال شده در يكشنبه 14 مهر 1392 ساعت 04:56 بعد از ظهر، 2728 بار مشاهده شده، 7 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



همدرد در 5 سال و 15 روز و 5 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

برادر عزیزم

متاسفم برای داشتن همچین پدری.فقط اینو بدون که من درکت میکنم چون منم پدری مثل پدر تد دارم.حتی بدتر.پدر من با همه این بدیاش و تحقیر کردن جلوی جمع و به همه چی گیر دادن ، دست بزنم داره.تا یادم میاد از بچگیمون هم من هم مادرمو خواهر برادرمو میزد.اونم چه کتکی.در ضمن فساد اخلاقی هم داشت.حتی خانم بدکاره میاورد خونه و برای اینکه چیزی نگیم کتکمون میزد.حتی ثروت مادرمو ازش گرفت و صرف عیاشیاش کرد.خرجی خونه نمیداد .برادرم که رفت سر کار پول اونم ازش گرفت.ولی با این همه ما نه اونو کشتیم نه خودمونو.باور کن من هم بارها به این فکر کرده بودم خودمو فدا کنم و بکشمش تا بقیه راحت شن حداقل.اما این کارو نکردم.میدونم الان تو چه وضعیت بدی هستی اما تحمل کن.تو هم یه روز بزرگ میشی و مستقل میشی.به این فکر کن با تلاش و موفقیت بیشترت بقیه رو نجات بدی نه با کشتنش.مطمئن باش اونم یه روزی ذلیل ترین ادم روی زمین خواهد شد و به بدترین مرگ با بدترین بیماری ها خواهد مرد.مثل بابای من.دنیا دار مکافاته

قاسم در 5 سال و 15 روز و 3 ساعت و 17 دقیقه پیش گفته

تنها راهی رو که میتون بهتون پیشنهاد کنم اینه که صبر کنی ، فقط صبر



اینجا نمیتونم برات توضیح بدم ، اما خودکشی پاک کردن مساله و فرار از مشکلات هست .

fatemehgharagozloo در 5 سال و 15 روز و 15 دقیقه پیش گفته

سلام امیر.  ببین پدر و مادرهای ما به دلیل اینکه ما با آنها تفاوت سنی داریم ممکنه عقاید و نظرات مختلفی داشته باشیم. گاهی این تفاوت سنی تو با پدرت هست کهه مشکل ساز شده. در ثنای تو نگفتی که پدرت چه آزا و اذیت هایی داره. گاهی ممکنه پدرت بخاطر مشغله های  کاری نتونه با تو مهربان باشه. ممکنه حتی به دلالیل مختلف دیگه نتونه برات وقت بذاره... کمی خودتو جای پدرت بذار و بعد قضاوت کن. من حست رو می فهمم ولی بهتره . الان حس خوبی نسبت به پدرت نداری. اما سعی کن که اونو درک کنی. خوشحالم که گفتی گذشت رو انتخاب کردی. اگه میتونی درباره ی رابطه ات با پدرت بیشترر بنویس. چون مطالبت خیلی کلی بود. ممنونمممم

amir در 4 سال و 12 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 27 دقیقه پیش گفته

سلام

ممنون از همه ی دوستان عزیزم...

هعیییی...چی بگم!! چی دارم که بگم؟؟!!





پدری که نمیتونه بچه ی خودشو درک کنه و بفهمتش و فقط پی سرزنش و ایراد گرفتن ازش باشه به چه دردی میخوره ؟؟؟؟!!!! من به چیه ایشون دلخوش باشم؟؟!!



دیگه به قدری روح و روانم خستس که نمیتونم این حقایق رو حتی واسه شما بازگو کنم‌..:s-3:

randa20 در 4 سال و 10 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 22 دقیقه پیش گفته

معلومه پسر خیلی خوبی هستی ک تا حالا گذشت کردیو چیزی نگفتی....بزرگتر ک بشی پدرت دیگه باهات کاری نداره و گیر دادناش کم یا قطع میشه.فقط از ته دلم میخوام ک پدرت قدر پسر خوبی مثه تورو بدونه.

اگر این پیام من رو پدر یا مادری میخونه ازتون خواهش میکنم تا جایی ک میتونید ب بچه هاتون اعتماد ب نفس و عزت نفس ببخشید.بیشتر تشویق کنید تا تنبیه.ازتون خواهش میکنم بچه هاتونو با بچه های فامیل مقایسه نکنید.وقتی بچه ها تو خانوادشون مورد قبول و مورد احترام نباشن زمانی ک بزرگتر میشن ادمای بی اعتماد بنفس و سرخورده ای میشن.البته در اکثر موارد.

سارا در 4 سال و 10 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 12 دقیقه پیش گفته

سلام . خیلی خودتو اذیت نکن درکت میکنم که خیلی سخته یه نفر تو رو تحقیر کنه اما اون پدرته از خدا بخواه که بتونه برات مثل یک پدر خوب رفتار کنه اما تو زندگی همیشه چیزهایی هست که انرژی آدم رو میگیره باید بتونی اون مسایل رو برا خودت حل کنی نه این که ازشون فرار کنی آدم با سختی هاست که آبدیده میشه کسانی که بی جهت از تو ایراد میگیرن باعث کوچیک شدن تو نمیشن اونا فقط خودشونو کوچیک میکنن تو به فکر آینده خودت باش و سعی کن گام هاتو با خدا برداری  به خداوند اعتماد کن و خدا رو به خاطر داشتن مادر و خواهر و برادرت شکر کن مطمئن باش هر کسی مشکلات خودشو داره چقدن بچه هایی که پدر خوب دارن اما قدرشو نمیدونن تو قدر خودتو بدون تو میتونی اونطور که شایستت هست زندگی کنی و کسی به غیر از خودت نمیتونه خودتو تحقیر کنه امیر امیدوارم آرزو نکنی اراده کنی . اراده برای ساختن زندگیت . آدم های کوچیک آرزو میکنن این شرایط تو هست و باید بتونی باهاش کنار بیای سعی کن مثل آب زلال و صاف و منعطف باشی و اینو به یادداشته باش که همیشه نرمی بر سختی غلبه میکنه مثل آب که سنگ های سخت کنار ساحل و صاف و صیقلی میکنه تو زندگیت مثل اب منعطف باش از بدی های دیگران بگذر تا روح خودتو درگیر اون بدی ها نکنی  و به هر چیزی که نگاه میکنی بدون که تمام کائنات از خدا سرچشمه میگیره که پاک و مقدسه باید به این نیروی عظیم الهی متوسل بشی تا بتونی نتیجه بگیری امیدوارم رد پای خدا توی تمام لحظه های زندگیت باشه . و این جمله رو که از تائوت چینگ هست به تو تقدیم میکنم :

من تنها سه چیز را آموزش میدهم : سادگی شکیبایی و شفقت .

این سه گرانبهاترین گنج ها هستند . ساده در اعمال و افکار ، به منبع وجود باز میگردید .

شکیبا با دوستان و دشمنان ، با همه چیز هماهنگی می یابید .

مهربان با خود ،، با همه ی موجودات جهان در صلح و آشت خواهید بود

farshid در 4 سال و 10 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

سلام امیرجون.

امیدوارم حالت خوب باشه.

عزیزم همه ی ما این مشکلات رو با پدرمادرامون داریم!

چرا؟چون اونا واقعا نمیتونن بچشون رو درک کنن!

چون توی خانواده های ما چیزی که دیگه به چشم نمیاد صمیمیته...

اگه دروغ میگم بگو دروغ میگی!

فکر میکنی چرا گاهی وقتا ما راضی به مرگشون میشیم؟چون واقعا نمیتونیم تحمل کنیم.

من خودم بابام(فوت کرده)همینجور بود!

خیلی من و مادرم و برادرم رو اذیت و آزار میکرد تا اینکه خدا انقد عمرشو کوتاه کرد که ...

به نظر من هنوزم اون پدرته.

احترامش رو داشته باش اما غصه نخور مطمئن باش خدا خودش داره میبینه!

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي