کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.161.71.87

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: minozahedi

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  94.74.184.61
  66.249.65.171
  54.161.71.87
  40.77.167.69
  40.77.167.217
  40.77.167.130
  216.244.66.201
  207.46.13.242
  195.146.37.19
  123.125.71.109

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  چگونه به خانواده شوهر جواب بدهم که اینقدر از من سوء استفاده نکنند

ونوشک

سال تولد 1355 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن چگونه به خانواده شوهر جواب بدهم که اینقدر از من سوء استفاده نکنند

   


با سلام به دوستان" زنی 37 ساله هستم حدود 8سال پیش ازدواج کردم از اول خانواده شوهر زیاد به من اعتنا نمی کردند با اینکه از لحاظ سطح خانوادگی چیزی بیشتر از ما ندارند خصوصا خواهر شوهر ومادر شوهرم .هر وقت کار دارند یاد من میافتند ووقتی کارشان راه میافتد با من کار ندارند بیشتر هم من از چشم شوهرم میبینم .همه کار برام میکنه ولی در هر صورت حاضر نیست به خاطر من به اونا هیچی بگه .من خودم بلد نیستم از حق خودم دفاع کنم اوناهم به روال کارشون ادامه میدهند .خواهر شوهرم هر وقت کار بچه اش تومدرسه گیر میکنه به من زنگ می زنه یا خودش کار داشته باشه من هم کمکش می کنم دوباره میگم اشکال نداره این دفعه خوب میشه ولی اشتباه میکنم .شوهرم خیلی لطف کنه میگه خودت بهشون بگو یا اینکه یه طوری حرف میزنه که اونا تازه بهشون بر می خوره ادعا هم دارند. .کمکم کنید بهم بگید چیکار کنم که اینجوری از من سوءاستفاده نکنند .در ضمن این مسایل هیچ ربطی به بچه دار شدنم نداره.اون یکی جاریم وقتی باهاشون اختلاف داره حسابی حالشونو جا میاره ولی من ایجور آدمی نیستم ونمیخواهم باشم ولی اون براشون عزیزتره .این مسئله باعث میشه من حرص می خورم واسترس بیشتری بگیرم ومریضیم بیشتر بشه.اوناهم این مسئله را خوب میدونند .ممنون که مطلب منو میخونید .

 

مشاوره نیاز است از طریق سایت تنظیم خانواده اقدام شود

 

نویسنده:ونوشک، ارسال شده در دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت 01:03 قبل ‏از ظهر، 4610 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



مرجانه در 4 سال و 10 ماه و 13 روز و 13 ساعت و 20 دقیقه پیش گفته

گفتن مشاوره نیاز است پس حتما اقدام کنید، بنظرم شما سعی کن همیشه با محبت باشی و البته با احترام برخورد کنی اما برای خدمت کردنت( کمک کردن، راه انداختن کاراشون) حد و مرز قرار بده، وقتی احساس خوبی نداری بهتره که کمش کنی، یک مدت که کم محل کنی اونها متوجه میشن و برخوردشون رو بهبود میدن،

عزیزم از قدیم گفتن، نیکی که از حد بگذرد نادان خیال بد برد!

اصلا هم لازم نیست شوهرتو درگیر ماجرا کنی، تمرین کن گاهی بهشون بگی نه، من نمی تونم، من وقت نمیکنم، من خودم مشغله دارم، خودم هم نیاز به کمک و همراهی دارم، اینطوری کم کم همه چی سر جای درستش قرار میگیره.

alale_00 در 4 سال و 9 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

خانوم گلم، چرا خودت رو ناراحت کردی! تو دل بزرگ و مهربونی داری. خدا رو در نظر بگیر. خدا خوبی هاتو میبینه.

ولی درمورد اینکه احساس میکنی دارن سوءاستفاده میکنن، سعی کن از میزان محبتت بهشون کم کنی. وقتی اونها نمیتونن بفهمن تو ذات بزرگ و مهربونی داری، پس توهم از محبتت کم کن اگه کار اضافه ای خواستن براشون انجام بدی گاهی وقتها بگو نمیشه یا بقیه قبول نمیکنن یا امکانش نیست یا... طوری بگو که بدونن از دست تو کاری برنمیاد و ازت ناراحت هم نشن. یجوری که بفهمن فقط موقع نیاز یاد تو نیفتن. و همیشه با متانت و احترام و شخصیت بزرگت با خانواده شوهرت رفتار کن.



هرگز هرگز نذار کسی ازت سوءاستفاده کنه. و هرگز هرگز هرگز نذار هیچ چیزی آرامش زندگیتو بهم بزنه.

samira805 در 4 سال و 9 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 9 دقیقه پیش گفته

خب خودتم میگی جاریت برخوردش چه طوریه که اونا حساب می برن. یادت باشه شما مسئول کارای دیگرون نیستید. اگر متوجه بشید که فقط بار زندگی خودتون رو دوش شماست ااونوقت دلیل نمی بینی هر کاری براشون انجام بدی. شوهرتو درگیر کنی با توام درگیر میشه. پس خیلی راحت کاراشونو به عهده نگیر و هر بار راحت بهشون اعلام کن نمی تونی فلان کاروانجام بدی. من زیاد دیدم موارد اینچنینی. کافیه بگی نه!

مریم1373متاهل در 2 سال و 7 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

سلام من هم تازه عروسم 3ماهه عروسی کردم ودقیقا همین مشکل رو دارم امامن حتی از لحاظ مالی هم کم داشته باشن سراغم میان .گوشت ماهی مرغ چرخ کرده برنج و......... کم داشته باشن سراغم میان خونشون جفتمونه .دیگه خسته شدم نمیدونم چیکار کنم خیلی رودار هستن.خودشون میان سراغ یخچالم کمدهام.از لحاظ مالی هم هیچ مشکلی ندارن هرروز مادرشوهرم میره واسه خودش و دخترش لباس میگیره چه میدونم همه چی میخره.

من جرات ندارم شوهرم واسم چیزی بگیره خواهر شوهرم با اینکه ازدواج کرده میگه بهش چرا واسه من نگرفتی چرا واسه دخترم نگرفتی مادرشوهرمم همینطور

اصلا ملاحظه نمیکنن که ما اول زندگیمونه 

درصورتی که مامان خودم دلش نمیاد حتی یه دونه برنج هم از خونم برداره

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي