کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 3.233.224.8

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: shaditat

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  93.110.213.66
  5.52.73.222
  5.196.87.158
  5.196.87.140
  5.116.136.72
  40.77.167.98
  40.77.167.195
  3.233.224.8
  216.244.66.201
  207.46.13.91
  207.46.13.127
  157.55.39.199
  157.55.39.154
  151.80.39.54
  151.80.39.43
  151.80.39.220
  151.80.39.198
  151.80.39.195
  151.80.39.143

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  به ناچاري رسيدهام

سحر

سال تولد 64 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن به ناچاري رسيدهام

    


با سلام
دختري28 ساله هستم دانشجو؛سه سال پيش با پسري اتفاقي اشنا شدم بعدن فهميدم كه دوست برادرم بوده از نظر ظاهر متوسط بود بعدا به لت اتفاقي چهرهاش كمي مشكل پيدا كرد
ما به هم علاقه مند شديم و حتي اين علاقه به وابستگي و ازدواج كشيد خواهرم مخالفت شديد كرد و خانوادهام هم همينطور دلايلي اوردن كه قانع كنده بود مثل عدم توان مال و اختلاف طبقاتي و فرهنگي وحتي رفتار خشن پسر و خانوادهاش همه اينها درست بود ولي من از ابرويم مي ترسم و نمي توانم جدا شوم و او هم قول داده هيچ وقت به من اسيبي نزند چون دوستم دارد ولي من دلم برايش مي سوزد و مي دانم كه ظلم بزرگي مي كنم دوستش دارم و اين را مي دانم كه بدون او با هيچ كس خوشبخت نمي شوم ولي مي دانم ازدواج با او يعني ترك خانوادهام و مشكلات بعدي هم احساس گناه دارم هم ترحم و هم عشق و ترك ان همه خاطره خيلي سخته از طرفي نمي خوام اون راجب من فكر بد بكنه از اينكه مجرد بمونم هم مي ترسم اون زمان مي خواد ولي من بعيد مي دونم زمان نظر خانوادهام را عوض كنه

 

نویسنده:سحر، ارسال شده در دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت 01:03 قبل ‏از ظهر، 18986 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



خواهر کوچک شما در 6 سال و 1 ماه و 4 ساعت و 19 دقیقه پیش گفته

سلام تلخه یانکه هم دوستش داری و هم اینکه خانواده هاتن مخافن

اما یه نکته 

به این فکر کن ایا بری تو زندگ یباهاش مردم حرف بزنن، خانوادت طردت کنن

مشکل مالی داشته باشی تحمل میکنی/

اصلا میتونی اون و به عنوان پ بچه هات قبول کنی/

مرده زود فراموششون میشه  خودتو بخاطر حس گناه بدبخت نکن که فردا بجای حس گناه تو زمینه های دیگه گناهکار بشی این نظر منه، من 1 سال از شما کوچیکتم، من هم ترس دام تنها بمونم اما نباید این فکر باعث شه به هر طناب پوسیده ای چنگ بزنیم

انشالله خدا کمکت کنه راه درست رو در پیش بگیری

رعنا در 6 سال و 18 روز و 8 ساعت پیش گفته

سلام.کاری که میخواین انجام بدین احساسات صرفه.ازدواج چیزی نیست که تنها با دوست داشتن بشه در مقابل مشکلات متعاقبش کنار اومد. لطفا لطفا لطفا منطقی فکر کنین.به امید موفقیت

hasti در 6 سال و 15 روز و 12 ساعت و 20 دقیقه پیش گفته

سلام. خانم عزیز با عقلت تصمیم بگیر و هیچوقت به خاطر حس ترحم به کسی، باهاش ازدواج نکن. در ضمن اگر هر یک از طرفین بخوان بخاطر اون یکی قید خانوادشونو بزنن به هیچ وجه قابل اعتماد نخواهند بود.

ببین دوست من تمام خصوصیات اون آقا رو روی کاغذ بنویس و در آخر معدل بگیر. ببین معدلش چند میشه. با توجه به جیزهایی که گفتی فکر نمیکنم معدلش بیشتر 10 بشه. آیا خودت با دست خودت میخوای توو زندگیت روفوزه بشی؟؟؟

اگر مرد آدم خوب نباشه صد بهتر که آدم مجرد بمونه. خودتو پیش خودت و خانوادت روسیاه نکن

alale_00 در 6 سال و 14 روز و 22 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

عزیزم زندگی بعد از ازدواج مثل دوستی و عاشقی های قبل ازدواج نیست. بعد از ازدواج که با مشکلات روبرو شدی به تمام اون خاطرات میخندی.

هرگز نسبت به پسری احساس ترحم نکن. این یک معامله برای تمام زندگیته. تنها تو این مورد هست که حتی اگه بهش قول هم داده باشی اگه ذره ای احساس کنی توی زندگی باهاش مشکل خواهی داشت میتونی بزنی زیر همه چیز. این کار اشتباهی نیست.



پس خوب به همه چیز فکر کن. بعد از زندگی اگه مشکلات زیاد باشه فشار مشکلات عشق و علاقه و خاطره و همه اینها رو از بین میبره و اون زندگی خوبی نمیشه واست.

و هرگز هم نگران مجرد موندن نباش...

چون تنهایی بهتر از اینه که یک زندگی رو شروع کنی اما نتونی ادامه بدی.مطمءن باش بدون خانواده زندگی واست خیلی سخت میشه.و اینکه میگی شوهرت در سطح شما نیست و مشکل مالی و... داره. پس نمیتونی با خیال راحت بهش تکیه کنی...

بیشتر فکر کن عزیزم.

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي