کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 3.85.245.126

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: hani

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  66.249.75.188
  66.249.75.186
  54.36.150.97
  54.36.150.94
  54.36.150.8
  54.36.150.67
  54.36.150.51
  54.36.150.44
  54.36.150.30
  54.36.150.20
  54.36.150.2
  54.36.150.189
  54.36.150.185
  54.36.150.183
  54.36.150.180
  54.36.150.18
  54.36.150.175
  54.36.150.173
  54.36.150.167
  54.36.150.160
  54.36.150.151
  54.36.150.145
  54.36.150.143
  54.36.150.141
  54.36.150.14
  54.36.150.139
  54.36.150.132
  54.36.150.13
  54.36.150.119
  54.36.150.114
  54.36.150.11
  54.36.150.104
  54.36.150.0
  54.36.149.97
  54.36.149.94
  54.36.149.72
  54.36.149.71
  54.36.149.66
  54.36.149.64
  54.36.149.49
  54.36.149.4
  54.36.149.16
  54.36.149.15
  54.36.148.98
  54.36.148.90
  54.36.148.88
  54.36.148.73
  54.36.148.61
  54.36.148.48
  54.36.148.43
  54.36.148.32
  54.36.148.253
  54.36.148.242
  54.36.148.222
  54.36.148.21
  54.36.148.201
  54.36.148.171
  54.36.148.170
  54.36.148.123
  54.36.148.12
  54.36.148.113
  54.36.148.103
  3.85.245.126
  216.244.66.201
  173.208.157.186
  157.55.39.70
  157.55.39.232
  157.55.39.10

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  برام دعا کنید

دل شکسته

سال تولد 1368/6/5 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن برام دعا کنید

    


سلام
من حدود سه ساله ازدواج کردم خیلی زود ازدواج کردم اما دیگه برای جواب چراهایم دیره
همسرم چهارسال از من بزرگتره و متاسفانهبا خانواده همسرم یک جا زندگی میکردم و می کنم خوب خیلی مشکلات داشتم هم فرق هم دخالت ولی به عشق همسرم سکوت کردم متاسفانه حدود هفت ماه پیش مادرشوهرم فوت کرد و اول بدبختی من شد از انجایی که خودم کلی ضربه خوردم همسرم هم داغون شدو بدتر مسئولیت پدرشوهر و یک برادر شوهر مجرد روی دوش منافتادشایدبپرسید خواهرشوهر داری بله همیک خواهرشوهر دارم که بچه داره هم یک جاری که از قرار اونم بچه داره این دوتا از اول با هم جور بودندبعد فوت مادرشوهرم دیگه بیشتر با هم مچ شدندو حرفای درگوشی و کارهای مخفیانه چی کار میشه کرد خواهرشوهرم فوق العاده لوس که همش اینجا بوداما بعد فوت مادرشوهرم دوهفته یکبار میادکه مثل مهمون میاد و مثل مهمون میره متاسفانه مسئولیت من دوبرابر شده هم باید خونه ی خودمو بدارم هم خونه ی اینا را خیلی سخته به خدا بدتر اینکه خواهر شوهرم جدیدا میاد در مغازه مادرشوهرم و به غیر از اونا باید شام اینم درست کنم شوهرم خیلی با پدرش حرف زد اما حرفش درو نداشت یعنی مارو فقط برای کار میخواهندبه خدا خسته شدم برایم دعا کنید تنهای تنهایم

 

نویسنده:دل شکسته، ارسال شده در دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت 01:03 قبل ‏از ظهر، 4375 بار مشاهده شده، 7 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



fayu در 5 سال و 11 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 57 دقیقه پیش گفته

ایشا...  مشکلت حل میشه ابجی.خدا هیچ وقت بنده هاشو تنها نمیزاره

khadije در 5 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 47 دقیقه پیش گفته

سلام

دوست عزیز من در شرایط شما نیستم و نمیخواهم هم قضاوتی بیجا کنم. افرادی را دیده ام که سالها در کنار مادر شوهر و پدر شوهر زندگی میکردند وحتی در زمان پیری از انها مراقبت میکردند، حتما شما هم چنین افرادی را دیده اید. چیزی که من دیدم این بود که خدا در آن زندگی ها ردپایش به وضوح دیده میشد. گاهی زندگی نسل قبل از ما درسهایی دارد که خیلی زیبا هستند. از دست دادن مادر بسیارررر سخت است و خدا حتما زحمتهایی که شما برای برادر شوهر خود میکشید میبیند. یقین داشته باشید هر محبتی که به دیگران میکنیم روزی در زمان گرفتاریهایمان راه گشا خواهد بود. خدا در آسمانها نیست در قلبهای مهربانی است که بی منت محبت میکنند. هر روز با خودت خلوت کن، چشمانت را ببند و اگر دیدی آن روز محبتی را بی منت به کسی ارزانی داشتی بدان خدا تو رو دوست داشته و دعا کن فرداهایت نیز خالی از مهر نباشد. دست روی قلبت بگذار وبه خودت بگو قلب مهربانم دوستت دارم .این خودخواهی نیست !شعفی در تو ایجاد میشود که ناگفتنی است. حتی اگر کسی از محبتت تشکر نکرد ، خودت هر روز از مهر خودت تعریف کن تا فردایت پر مهرتر شود . به امید روزی که همه با هم مهربان باشیم......

alale_00 در 5 سال و 10 ماه و 27 روز و 7 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

عزیزم زندگی رو سخت نگیر. اگه برای پدر شوهرت کاری انجام میدی حساب کن برای پدر خودت انجام میدی و بدون اجر و پاداش زیادی داری. و اگه خدا بخواد و بتونین جای دیگه خونه بخرین انشاالله از اونجا میرین و کارت سبک میشه.

samira805 در 5 سال و 10 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

کسی را میشناسم که همچین مشکلی داشت با این تفاوت که مادر و پدر زنده بودن اما به دلایلی 2 تا برادر بیمار پیش برادرشون بودند.

به نظر من اول حتما سعی کن از اون خونه بری یه جای دیگه سکونت کنی. تا وقتی اونجایی همه چیز گردن توئه. وقتی رفتی میتونی هر روز سری بزنی و از حالشون با خبر بشی و غذا ببری براشون.

درضمن دنبال ازدواج مجدد پدرشوهرتون باشید. شما با این ناراحتی نمی تونی همیشه زندگی اونا را اداره کنی. خودتم میگی برای کار میخوان شما رو.

چند روزی با هماهنگی شوهرت برید سفر و خونه را بسپارید به خودشون. اگر ناراحت هستید و تحمل ندارید از همین الان اقدام کنید

اسی در 5 سال و 10 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

واقعا نمیدونم چی بگم  از این به بعد بیشتر مواظب خودت باش تا دیگه گول این مردای حوس بازو نخوری به خدات اعتماد کن خودش جوابشونو میده فقط اونه که میتونه کمکمون کنه

مهدیه در 5 سال و 9 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

احتیاج به دعا ندارم ........... خدا دعا نویسم ......... کتاب نوشتم

mehdituhe در 5 سال و 8 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 31 دقیقه پیش گفته

باسلام

زیاد فکرشو نکن با توکل به خدا با صبر وتحمل همش درست میشه زندگی بالا وپایین های زیادی داره سختی ها هم یک روز تموم میشه

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي