کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.234.190.237

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: sahari

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  68.180.230.232
  54.36.149.94
  54.36.149.9
  54.36.149.87
  54.36.149.82
  54.36.149.73
  54.36.149.72
  54.36.149.66
  54.36.149.61
  54.36.149.6
  54.36.149.27
  54.36.149.24
  54.36.149.16
  54.36.149.12
  54.36.149.107
  54.36.148.84
  54.36.148.75
  54.36.148.72
  54.36.148.65
  54.36.148.58
  54.36.148.47
  54.36.148.43
  54.36.148.32
  54.36.148.27
  54.36.148.26
  54.36.148.255
  54.36.148.252
  54.36.148.251
  54.36.148.242
  54.36.148.234
  54.36.148.21
  54.36.148.205
  54.36.148.189
  54.36.148.186
  54.36.148.176
  54.36.148.170
  54.36.148.17
  54.36.148.166
  54.36.148.156
  54.36.148.146
  54.36.148.144
  54.36.148.136
  54.36.148.128
  54.36.148.127
  54.36.148.118
  54.36.148.11
  54.234.190.237
  51.255.71.123
  51.255.71.115
  5.221.62.174
  217.69.133.14
  216.244.66.244
  216.244.66.202
  207.46.13.57
  195.146.37.19
  164.132.161.50
  157.55.39.43
  157.55.39.190
  157.55.39.177
  138.68.73.215

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  راهنمایی لطفا

رویا

سال تولد 1366 // جنسیت مونث ///وضعیت تاهل در دوره شناخت

   


سلام به همه دوستان همراه

دختری هستم 26 ساله که دو هفته مونده به ماه محرم که خانمی تو اتوبوس ازم شماره گرفت.منم با توجه به شرایط پسر و خونوادش شماره خونمون رو بهشون دادم.فرداش مادرش زنگ زدند و قرار ملاقات گذاشتند به هر حال همه مراحل خواستگاری طی شد و ما همدیگه رو پسند کردیم.جالبه از هر لحاظ با هم میخونیم یعنی سطح تحصیلی ، ظاهری،روحی،اعتقادی،مالی، فرهنگی ...اما با این حال تصمیم گرفتیم بیشتر با هم آشنا شیم یعنی تا بعد از ماه صفر.تا به الان هم زیاد به هم وابسته شدیم.اما جدیدا از لابلای حرفاش متوجه شدم که ایشون تو تعاملاتشون با دیگران گاها دچار درگیری فیزیکی شدند و تازه به این عمل خودشون افتخار هم میکنه که تو درگیریهایی که براش پیش میاد کم نمیاره و سریع واکنش نشون میده و گاهی تا بزن بزن هم میرسه.چیز دیگه ای که هست اینه که من یه کم دختر خجالتی و کم حرفی هستم و کلا تو روابطی که داریم بیشتر ایشون گوینده ست تا من و من میترسم در آینده بخاطر این خصلتم کم کم ازم زده شه.راستش نمیدونم با این مشکلی که از جانب خودم هست چطوری کنار بیام.من گاها واقعا نمیدونم چطوری باهاش راحت باشم و روزهایی که با همیم به خنده و صحبت سپری بشه؟در حدی که وقتی پیشش هستم خودمو منقبض میکنم و حتی حرفایی که لازمه آشنایی برای ازدواجه رو فراموش میکنم بهش بگم.
لطفا راهنماییم کنید مرسی از همتون

 

نویسنده:رویا، ارسال شده در شنبه 16 آذر 1392 ساعت 01:08 قبل ‏از ظهر، 2428 بار مشاهده شده، 6 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



samira805 در 4 سال و 1 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 41 دقیقه پیش گفته

به نظر من اینکه ایشون از خودشون اینجور تعریف میکنن ناشی از اینکه میخوان از خودشون بیشتر غلو کنن. تو زندگی هر پسری ممکنه چنین چیزایی رخ داده باشه که شاید چندان تکرار هم نشن. اگر در کل رفتارشون منطقی و آرومه پس برخورد فیزیکی چندانی رخ نخواهد داد. اگر شما هم بهشون نشون بدید که از چنین حرکاتی بدتون میاد، فکر نمی کنم تکرار بشه. اینکه شما خجالتی رو دیگه باید خودتون دست بکار شید. به نظر من اولین چیزی که صمیمیت ایجاد میکنه اینکه بتونید راحت صحبت کنید. خودتون در نظراش شریک کنید، صحبتاشو ادامه بدید و ...

رویا در 4 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 56 دقیقه پیش گفته

اینم اضافه کنم که جدیدا متوجه شدم که ماشینی که مادرشون میگفتن مال پسرمه به اسم خود مادرشونه و روز خواستگاری  ادعا داشتن 1 طبقه از خونشون رو به اسم پسرشون میزنن خب حالا اومدیم فردا کلا زدن زیرش اونوقت من چیکار باید بکنم.میخوام از همین الان که عقدی بینمون صورت نگرفته این کارا انجام شه تا منم با خیال راحت تر باهاشون زیر یه سقف برم و حس نکنم که از اعتمادم سوئ استفاده شده.اما راستش نمیدونم چطور مطرح کنم که هم نامزدم ناراحت نشه ، هم خونه و ماشین به اسم نامزدم شه.(فقط میخوام ببینم تا چه حد اهل عمل هستند و رو هوا حرفی نزدند همین.)

اگر دوستان لطف کنن و یه راه کار مفیدی ارائه بدند که نه سیخ بسوزه نه کباب واقعا ممنون میشم 

samira805 در 4 سال و 1 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

رویا جان خب شما که هنوز کاری نکردید. گربه را دم حجله باید کشت. اگر مشکل شما ماشین و خونه هشت همین الان بهشون بگید. بی رو درواسی. باهاشون صحبت کن بگو شما فلان چیزو گفتید. اگر ماشین شماست پس به اسمتون کنید که بعدا خانواده مالک نشن. همچنین در مورد خونه

vanoshk در 4 سال و 1 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

با سلام به شما خواهر خوبم .به نظر من حالا که این دوران را برای آشنایی داری باید بهترین استفاده را ازش بکنی واولا حرفهایی که لازمه در مورد خودت بدون تعارف بهش بگی .اگر هم برات سخته یه کم با خودت تمرین کن که پیش اوراحت صحبت کنی بعد حالا یا از طریق بزرگترها یا خودت تکلیف آپارتمان وماشین را روشن کنی .البته داشتن هیچکدام ازاینها خوشبختی نمیاره  .ولی اگر یک جمله از خود او بشنوید که اینها هیچکدام مال او نیست راحتتری .ولی فقط با زبان خوش واحترام .برات ارزوی خوشبختی میکنم

alale_00 در 4 سال و 1 ماه و 17 ساعت و 16 دقیقه پیش گفته

عزیزم برای چی خجالتی باشی؟ مگه نمیخوای با این آدم زندگی کنی؟

به حرفهایی که واست مهمه فکر کن و اونها رو روی کاغذ بنویس و وقتی میبینیش اون صحبت ها رو مطرح کن. حتی همین نگرانی که داری سعی کن طوری ازش سوال کنی تا مطمئن شی. شاید اون برای اینکه بخواد خودش رو پیش تو قوی نشون بده اینطور صحبت میکنه.

اصلا این زمان رو از دست نده و از تمام لحظه ها برای شناخت بیشتر استفاده کن. داری برای عمری زندگی تصمیم میگیری کار کوچیکی نیست. وقتی خواسته هات رو مطرح کنی و درموردش صحبت کنی کم کم یخت هم باز میشه و راحتتر میتونی صحبت کنی و دیگه از خجالت منقبض نمیشی خانوم گل

با آرزوی خوشبختی برای شما خواهر گلم

حسن در 3 سال و 8 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 4 دقیقه پیش گفته

نمیتونی بگی حتما  حرفات بنویس و بده بخونه چون شاید اگه حرفی نگفته باشه در آینده باعث بروز مشکلات متعددی بشه ها!

این که میگه رفتاره تندی داره به این دلیله احتمالا که میخواد خودش ادم با جنمی نشون بده تا بهتون بگه که قابل اعتماده و میتونین تو سختی هاتون بهش تکیه کنید.

منم اینطوری بودم تو دوران اشنایی با عیالم!

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي