کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.234.45.10

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: sahari

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  66.249.75.129
  66.249.69.95
  54.36.149.93
  54.36.149.87
  54.36.149.81
  54.36.149.80
  54.36.149.8
  54.36.149.79
  54.36.149.77
  54.36.149.73
  54.36.149.72
  54.36.149.65
  54.36.149.55
  54.36.149.50
  54.36.149.46
  54.36.149.45
  54.36.149.42
  54.36.149.38
  54.36.149.35
  54.36.149.31
  54.36.149.26
  54.36.149.2
  54.36.149.14
  54.36.149.104
  54.36.149.100
  54.36.148.96
  54.36.148.91
  54.36.148.89
  54.36.148.88
  54.36.148.85
  54.36.148.73
  54.36.148.70
  54.36.148.61
  54.36.148.59
  54.36.148.57
  54.36.148.54
  54.36.148.51
  54.36.148.46
  54.36.148.39
  54.36.148.35
  54.36.148.28
  54.36.148.250
  54.36.148.243
  54.36.148.242
  54.36.148.240
  54.36.148.235
  54.36.148.22
  54.36.148.20
  54.36.148.191
  54.36.148.189
  54.36.148.185
  54.36.148.182
  54.36.148.180
  54.36.148.170
  54.36.148.166
  54.36.148.165
  54.36.148.159
  54.36.148.157
  54.36.148.156
  54.36.148.152
  54.36.148.140
  54.36.148.137
  54.36.148.135
  54.36.148.119
  54.36.148.118
  54.36.148.113
  54.36.148.106
  54.234.45.10
  51.255.71.122
  5.114.106.195
  40.77.167.23
  40.77.167.191
  40.77.167.190
  40.77.167.167
  217.69.143.71
  207.46.13.17
  207.46.13.167
  207.46.13.133
  164.132.161.50
  157.55.39.45
  144.76.38.73
  123.125.71.12

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  بن بست زندگى

سيما

سال تولد ٦٨ /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن بن بست زندگى

    


بخاطر ساده انديشى و تنبلى و حماقت خودم از يه دانشگاه خوب انصراف دادم.رشتمو دوس نداشتم. دلم ميخواست برم خارج از كشور و رشته اى كه دوس دارم بخونم.به خانوادم نگفتم كه اونو رها كردم و همه فكر ميكنن ليسانسشو گرفتم درصورتيكه كاردانى گرفتم.درست زمانيكه فكر ميكردم همه چيز داره درست ميشه همه چيز بهم خورد و رفتنم كلا كنسل!!! دارم به بن بست ميرسم.نه راه پس دارم نه راه پيش. دوستام همه دارن ميرن ارشد ولى من مث بيسوادا موندم تو خونه. دلم ميخواد زمان برميگشت.ديگه ناشكرى نميكردم. همون رشته رو تا آخر ميخوندم و مدركشو ميگرفتم. واااااى اينجا ديگه ته زندگى من شده… هيچكس منو نميخواد ديگه. هيچكس حاضر نيس با يه دروغگو حتى حرف بزنه. كاش ميتونستم ليسانس بگيرم بعدشم ارشد. كاش ميتونستم يجورى اين گناهو اين عذابو كم كنم. كاش قدرت عوض كردن شرايطو داشتم…

 

نویسنده:سيما، ارسال شده در دوشنبه 21 بهمن 1392 ساعت 01:41 بعد از ظهر، 1625 بار مشاهده شده، 6 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



دیدگاه در 3 سال و 11 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 43 دقیقه پیش گفته

باسلام و احترام؛

دوست خوبم، هر آدمی در طی عمرش امیال و اهدافی داره. اهدافی که با تمام وجود جهد به دستیابی اونها داره. شما در واقع مطابق امیال و خواسته‌هایی زندگانی می‌کنید و وقتی این آرزوها و خواسته‌ها تحت تأثیر دیگران یا خودت یا شرایط و موقعیت برآورده نمی‌شه، حق داری این نتیجه معقول را بگیری که " بد " شده است. اینکه چیزی رو بخوای و به اون نرسی و به چیزی که ازش نفرت داری بهش برسی، چندان خوب نیست. درواقع تو بعنوان آدمیزاد میخوای سالم بمونی و از اونچه مزاحم لذت بردنت میشه، بیزاری.

پس هرچیزی رو که دوست داری " خوب " و هراونچه که بیزاری " بد " است. بدیهی‌ست شما و کل بشر حتی وقتی روی‌داد بد اتفاق میوفته مثلا : زمان تشنگی؛ با اینحال بخوبی زنده می‌مونی، در این موارد به نحو سالم و معقول نگران میشی ولی دچار یأس و وحشت و خشم و غضب و اینها نمیشی. درعین حال در بسیاری از اتفاقات خوب هم مانند نمره 19 گرفتن در امتحان، خودت رو افسرده می‌کنی که چرا نمره‌ی بالاتری نگرفته‌ای.

پس مبنای ناراحتی‌هایت، "خود گرفتاری" یا "تنبلی" و "ساده‌اندیشی" یا اینکه "هنوز تو کاردانی موندم" نیست، بلکه اصرار شما بر اینست که این گرفتاری «افتضاح، وحشتناک و هولناک است و اصلا نباید به این بدی باشه که هست». پس تقریبا همیشه و جز در موارد استثنایی این وحشتناک جلوه دادنِ گرفتاریست نه خود گرفتاری‌ها که موجب ناراحتی شما گردیده است، اتفاقی که کاملاً مغایر منافع شماست را ناگورا در نظر نمی‌گیرید بلکه در قلب و ذهن و روحت، هوشیارانه و ناهوشیارانه اصرار می‌کنی که اصلا نباید این اتفاق می‌افتاد و افتضاح شد که افتاد.

بقول اپیکتتوس: 
این گرفتاری‌ها نیستند که تو را ناراحت‌ می‌کنند بلکه نظرت در مورد انهاست که ناراحتت می‌کند. نخست گرفتاری خودت را خیلی بد می‌پنداری، درحالی که بقیه ممکن است نظری متفاوت داشته باشند. سپس اصرار می‌کنید که چون خیلی بد است نبایست اتفاق بیوفتد یا چون خواسته شما خیلی خوبست حتما باید برآورده بشه. پس خواسته‌ای یا رویدادی را کاملا بد در نظر می‌گیرید، انوفت در درون و بیرون خودت اعلان می‌کنید که هرچیزی بد است اصلاً نباید اتفاق بیوفتد.

 دوست من، تلاش کن بخاطر اتفاقات بد، انتظار افتضاح سازی از خودت نداشته باشید، از خودت انتظار معجزه نداشته باشید و مشکلت رو بدتر از اونچکه هست و يا با تصورات افتضاح است، وحشتناک است، غير قابل تحمل است به تصوير نکشيد و هميشه به اين سخن بیاندیشید که : « حوادث به خودي خود نمي توانند شما را از پاي در آوردند بلکه اين انديشه ، انتظار و عکس العمل شماست که به مشکل رنگ و جلوه اي دگرگونه می‌دهد.

و پیش از این همه سخن اینکه، اونچه که گذشت دیگه برنمی‌گرده. افسوس. حسرت. پیشمونی، به نفع شما نیست؛ دوست خوبم. دیروز تاریخ شد، حال رو دریاب. فردا هدیه است .

آرزوی توفیق

قاسم در 3 سال و 11 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 54 دقیقه پیش گفته

درود

این رفی که میزنم باور کن شعار نیست اما بدون اگر واقعا اراده کنیم میتونیم هر شرایطی رو عوض کنیم ، در صورتی که خودمون بخواهیم و شما هم خودت میخوای .

یک بار راستشو بگو برای همیشه راحت شو .



شما هنوز سنی نداری که بخوای غصه بخوری .



موفق باشی

mistad در 3 سال و 11 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام

وضعیتت قابل درکه ولی اصلا آخر دنیا نیست . بازم داری ناشکری میکنی. چرا اینقدر همه چی رو سخت گرفتی؟ مگه چند سالته ؟ چرا ادامه تحصیل نمیدی؟ راستش رو به بقیه بگو و واسه همسشه از این عذاب راحت شو. این اتفاق فقط یه تجربه نسبتا تلخ تو زندگیه تو هست هر چقدر که شرایط برات خاص باشه باز هم دلیل نمیشه اینجوری عذاب وجدان داشته باشی و خودت رو عذاب بدی . اگه بخوای با این تفکر از این به بعد هم سر کنی مطمئن باش بقیه زندگیت که میتونی شیرین ترین دوران زندگیت باشه تلف شه. پس این حرفا و فکرا رو بزار کنار یه تصمیم تازه و درست بگیر هرچند سخت باشه چون چاره دیگه ای نداری.

در ضمن یه چیز دیگه , اینو بدون تا مادامی که تو خودت رو تا این حد مقصر و گناهکار میدونی بقیه هم همینطور در مورد تو فکر میکنن چون تو بهشون تلقین میکنی ولی اگه با اعتماد به نفس کامل حق رو به خودت و زندگی خودت بدی کسی اجازه پیدا نمیکنه که با تو اینطور رفتار کنه. بهت توصیه میکنم مابقیه زندگیت رو با این فکرا خراب نکنی

موفق باشی

حمید ط در 3 سال و 11 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 45 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیز

دوست عزیز من خودم 25 سالمه دارم ارشد میخونم

خیلیای دیگه هم دارن ارشد میخونن

تو مملکت ما مدرک چیز مهمی نیست

مهم جوهره کاره

در ضمن چیزی که این روزا خیلی سهل و آسون شده ادامه تحصیله

فقط پول میخواد

اراده کنی سریع ادامه میدی و میفتی رو ریل

البته خیلی جالبه

من و امسال من در عذابن که حیرون درس شدن و نمیتونن برن سر کار اون موقع شما در عذبی که چرا ادامه تحصیلت به تعویق افتاده

بابا بیخیال

لذت ببر از زندگیت و همه چیزو بسپر به خدا

کلا آدم هر چی فکر منفی بکنه بیشتر تو زندگی حوادث بد براش بیشتر ایجاد میشه

خودم تجربه داشتم که میگم

reyhan در 3 سال و 11 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 39 دقیقه پیش گفته

دوست عزیز واقعا اگر این بزرگترین مشکل توست پس خیلی خوشبختی

خوشبختانه الان اینقدر ورود به دانشگاه راحت شده فقط کافیه بخواهی شرکت کنی پس این کارو بکن و وقتتو هدر نده و جبران کن

علی در 3 سال و 10 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

سلام

من کسی رو می شناسم که 4 سال رشته IT خوند ولی وقتی نتونست کار مناسبی پیدا کنه رفت دندان پزشکی خوند و الان یک دندان پزشک هستش

برای شما هم دیر نیست . می تونید با انتخاب یک رشته خوب ، شغل مناسبی داشته باشید .

امیدوارم موفق باشید.

و در مورد نظر آقای ریحان

اگه قبول شدن در دانشگاه این قدر راحته پس چرا 2 تا خواهرای من هر چی تو کنکور شرکت می کنند ، قبول نمیشن؟

الان سن خواهرم رسیده به 34 سال

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي