آیتمها

 

کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمديد, مهمان
 آي پي شما: 3.226.248.180

نام كاربري
پسورد
کد امنيتي  
 

 کاربران سايت:
 آخرين: parsa81

 بازديدکنندگان:


 کاربران حاضر در سايت:
  89.196.45.217
  77.88.9.134
  66.249.64.104
  66.249.64.102
  54.36.148.30
  5.235.63.107
  5.218.233.79
  5.210.223.200
  5.126.53.207
  5.124.205.109
  5.120.20.141
  5.119.210.41
  5.115.78.192
  46.119.183.136
  46.118.125.45
  40.77.167.30
  40.77.167.22
  3.226.248.180
  207.46.13.88
  207.46.13.70
  207.46.13.193
  207.46.13.177
  207.46.13.125
  188.229.1.106
  172.58.190.178
  157.55.39.64
  157.55.39.233
  157.55.39.149
  144.76.3.131
  103.42.2.201
  10.179.80.43
  10.179.80.37
  10.179.80.186
  10.179.4.64
  10.179.4.59
  10.179.4.33
  10.179.4.180
  10.179.4.122

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  دوست داشتن تا چه حد توجیه مناسبیه

نازگل

سال تولد 1358 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن دوست داشتن تا چه حد توجیه مناسبیه؟

     


سلام دوستان
مختصرا بگم که من عاشق همسرم هستم و دردانشگاه با هم آشنا شدیم واقعا عاشق هم بودیم و با وجود مخالفت های پدرم بعد از دو سا ل مقاومت نهایتا ًبا ازدواجمون موافقت کرد زندگیمو هم از صفر شروع کردم ولی به لطف خدا الان رفاه نسبی دارم و یک دختر زیبای 3ساله.
مدتی است همسرم خیلی عصبیه سر هرچی عصبانی میشه و متاسفانه دست بزن داره گاهی مثل یک سوسک لهم میکنه و این برای من خیلی حقارت آوره به معنای واقعی تحقیرمیشم اونم میگه دادو بیدادات عصبیم میکنه (آخر هرکس دربرابر عصبی شدنش یک عکس العملی داره من هم داد می زنم)عادت به قهر هم ندارم واو هم بدعادت شده حتی بعد دعواهای اینچنینی هم توقع داره به کوچکترین توجه اش پاسخ مثبت بدم وهمه چی را فراموش کنم البته عذرخواهی هم اصلا نمیکنه مثلا با ریختن یک فنجان چای برایم بایستی عکس العمل مثبت از نظر او نشون بدم و همه آن حقارتها به یکباره از ذهنم بیرون شود. با همه اینها دوستش دارم و عاشق زندگیم هستم و چون خودم بچه طلاقم نمیخواهم سرنوشت دخترم هم همینطور باشه من موقعیت اجتماعی و خانوادگی خوبی هم دارم ولی او در عصبانیت واقعا تحقیرمیکنه حتی چندی پیش داشت خفم میکرد و لحظه ای نتوانستم نفس بکشم و اینها همه برایم عین کابوسه. چه کنم؟؟

 

نویسنده:نازگل، ارسال شده در دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت 01:32 قبل ‏از ظهر، 2509 بار مشاهده شده، 2 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



آسمان در 6 سال و 6 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 3 دقیقه پیش گفته

سلام. بنظرمن عصبانیتش علتی داره و احتمالا یک شخص هست نه اتفاق . تجربه من میگه اگر میخای و میتونی بایدصبور باشی تا این دوره بگذره ولی حتما علت را پیگیر باشی . زندگیت در وضع عادی حفظ کن . منم دختر مشاورم تجربم میگه غرور و ترس ار آینده را فعلا کنار بذار و به مشکل همسرت فکر کن .در بدترین اتفاق ها یادت باشه هرگز تو خونه را ترک نکن اگر همیشه میخای بمونی. رفتار غیر عادی امروز اون ینی مرد بدی نیست و همه چیز اگر درست برخورد بشه حل میشه . دوست و فامیل مرتبط با همسزت را بررسی کن و یک بازی مجازی روی اصلاح رفتار مرد ها خیلی جواب میده خودتو عملا یاد آوری کن ببین چی هر دو تونو شاد یا متوجه تو میکنه....نه بچه...... تا از درونش بیرون بیاد و قدرتو بدونه.البته اگر از اول بزن و بد اخلاق نباشه و گرنه برو  مشاوره دلت براش نسوزه .موفق باشی

hasti در 6 سال و 6 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 20 دقیقه پیش گفته

سلام دوست عزیز اول چک کن ببین شوهرت معتاد نشده.

دوما  سعی کن روی نقطه ضعفش دست نزاری و به عنوان اولین حرکت در هیچ شرایطی داد نزنی.

یه چیزی هم میخوام بهت بگم، مطمئن باش بچه ای که توو جوی بزرگ میشه که همش صدای داد و بیداد مادر پدرش توو گوششه و کتک خوردن مادرش جلوی چشمش، وضعیتش بدتر از بچه های طلاقیه که توو آرامش بزرگ میشن.

موفق باشید.

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي