کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.144.84.155

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: gisoo

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  83.123.88.86
  68.180.230.232
  54.36.149.95
  54.36.149.89
  54.36.149.87
  54.36.149.85
  54.36.149.82
  54.36.149.79
  54.36.149.7
  54.36.149.66
  54.36.149.62
  54.36.149.58
  54.36.149.5
  54.36.149.39
  54.36.149.38
  54.36.149.33
  54.36.149.28
  54.36.149.18
  54.36.148.99
  54.36.148.97
  54.36.148.96
  54.36.148.94
  54.36.148.93
  54.36.148.92
  54.36.148.87
  54.36.148.86
  54.36.148.81
  54.36.148.78
  54.36.148.76
  54.36.148.74
  54.36.148.67
  54.36.148.43
  54.36.148.41
  54.36.148.36
  54.36.148.33
  54.36.148.30
  54.36.148.253
  54.36.148.25
  54.36.148.245
  54.36.148.243
  54.36.148.242
  54.36.148.24
  54.36.148.238
  54.36.148.233
  54.36.148.225
  54.36.148.224
  54.36.148.22
  54.36.148.217
  54.36.148.211
  54.36.148.21
  54.36.148.208
  54.36.148.205
  54.36.148.204
  54.36.148.191
  54.36.148.187
  54.36.148.186
  54.36.148.185
  54.36.148.182
  54.36.148.180
  54.36.148.179
  54.36.148.177
  54.36.148.172
  54.36.148.171
  54.36.148.17
  54.36.148.164
  54.36.148.161
  54.36.148.157
  54.36.148.156
  54.36.148.154
  54.36.148.144
  54.36.148.143
  54.36.148.141
  54.36.148.134
  54.36.148.133
  54.36.148.132
  54.36.148.130
  54.36.148.13
  54.36.148.128
  54.36.148.127
  54.36.148.126
  54.36.148.121
  54.36.148.108
  54.36.148.103
  54.36.148.10
  54.144.84.155
  5.255.250.23
  40.77.167.91
  31.184.135.124
  31.184.135.123
  31.184.135.122
  31.184.135.121
  31.184.135.120
  31.184.133.103
  31.184.133.102
  31.184.133.100
  217.69.133.15
  207.46.13.20
  207.46.13.176
  2.190.122.66
  195.146.37.19
  157.55.39.93
  157.55.39.230

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  مخالفت مادر نامزدم

الی

سال تولد ۱۳۶۹ /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل در دوره شناخت ////عنوان متن مخالفت مادر نامزدم

    


سلام من ۲۳سالمه اهل تهرانم و کارشناس مدیریت و دارم واسه ارشد میخونم وکارمند یه شرکت خصوصی هستم، حدود ۱ سال پیش یکی از اشنایان پسری رو بهم معرفی کرد و گفت این اقا عکس من رو داخل کامپیوتر ایشون دیده و از من خوشش اومده و برای ازدواج میخواد نظر منو بدونه شرایطشو بهم گفت منم بدم نیومد باهاش اشنا بشم، محمد ۲۹سالشه کارشناس ارشد ریاضی و پشت کنکوری واسه دکتراس و البته تک فرزند خانواده، با هم صحبت کردیم و از هم خوشمون اومد من همون اول خانوادمو در جریان گذاشتم و خانوادم مخالفتی نکردن فقط مادرم گفت که میخواد یک جلسه با محمد صحبت کنه، مادرم ایشون رو دید توی اون جلسه محمد گفت چون به مادرم قول دادم تا وقتی کنکور دکتری ندم راجع به ازدواج حرفی نزنم اگر الان بهش بگم روم حساس میشه با اجازه شما بعد از کنکور بهش میگم، مادرم پرسید اگه مخالفت کنه چی؟
در جواب طوری مطمعن حرف میزد که مشکلی نیست مادرم به نظرم احترام میذاره ک ما نتونستیم حرفی بزنیم، مادرم تاییدش کرد و گفت پسر مناسبیه ، بعد از چند روز ما تصمیم گرفتیم بدون اطلاع کسی به هم محرم بشیم و شدیم و در واقع ازدواج پنهانی به صورت موقت کردیم، زمان کنکور محمد بعد از ۵ ماه رسید و کنکورشو داد چند روز بعد با مادرش در رابطه با من صحبت کرد ولی مادرش گفته تحصیلاتم کمه، محمد یه دختر خاله داره هم سن منه الان ترم ۲ ارشده ولی من بخاطر شرایط کاریم تصمیم گرفتم امسال شرکت کنم، حالا بخاطر این مخالفه و محمد که اصرار کرده مادرش گفته اگه با من ازدواج کنه خودشو میکشه، من و محمد هیچ مشکلی با هم نداریم و شرایط همدیگرو قبول کردیم و همدیگرو واقعا و عقلانی دوست داریم ولی محمد نمیخواد نه من و نه مادرشو از دست بده، حالا من نمیدونم چیکار کنم و نمیتونم ازش بگذرم چون هم دوسش دارم و هم پای ازدواج پنهانی وسطه که بخاطرش ابروی جفتمون در وسطه، لطفا راهنماییم کنید، ممنون

 

نویسنده:الی، ارسال شده در شنبه 30 فروردين 1393 ساعت 05:03 بعد از ظهر، 2842 بار مشاهده شده، 6 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



hasti در 3 سال و 10 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 11 دقیقه پیش گفته

سلام الی جان.

خانم عزیز چطور تونستی با این آقا ازدواج موقت کنی. اون آقا که مادر خودشو میشناخته چطور تونسته به خاطر هوا و هوس با شما این کارو بکنه.من که بعید میدونم با این آقا محمد کارت به ازدواج بکشه.

پس برو از همین الان خودتو آماده هر اتفاقی بکن.

vanoshk در 3 سال و 10 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

سلام الی جان من یه مسئله رو خواهرانه بهت میگم مردی که الان این جوری بین شما ومادرش قرار گرفته مطمئن باش اگه ازدواجتون هم سر بگیره بعدها هم دوباره بامادرش به مشکل برمیخوره اگه هنوز باکره ای خودتو راحت کن چون این زن نمی گذاره  بعدها هم آب خوش از گلوت پایین بره .

قاسم در 3 سال و 10 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 37 دقیقه پیش گفته

سلام

این اتفاقی که برای شما پیش اومده رو کاملا درک میکنم .

تنها توصیه و بهترین توصیه که من میتونم به شما بکنم اینه که خیلی محتاطانه در روابطتون با ایشون عمل کنید که اگر به هر دلیلی این ارتباط به سر انجام نرسه شما ضرر نکنید .



به شماور هم مراجعه کنید .

Medical در 3 سال و 10 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

سلام، اگه مشکل مادر نامزد شما فقط میزان تحصیلات شماست، درصورت تمایل میتونید ادامه تحصیل بدید و در این مدت عقد کنید و پس از فارغ التحصیلی ازدواج کنید.

یا همینطور که بطور پنهانی ازدواج موقت کردید ادامه بدید و بعد از اتمام دوران دانشگاه، برای ازدواج تصمیم گیری کنید.

مگر اینکه یکی از اعضای خانوادۀ محمد، یا بستگان مورد تأیید با مادرش صحبت کنند و ایشون رو برای عقد یا جشن نامزدی متقاعد کنند و مراسم عروسی رو منوط به ادامه تحصیل شما بگذارند.

و اینکه مادر محمد گفته درصورت ازدواج شما با پسرش، خودشو میکشه؛ اظهار نظر خوبی نبوده و ملاک مهم محسوب نمیشه.

چيزهای ضروری در زندگی بر اين پايه‌اند: كار كردن، عشق ورزيدن و اميد داشتن.

و در زندگی باید دو عامل را اهداف اصلی قرار دهیم: رسیدن به آنچه که می خواهیم و لذت بردن از آن.

mistad در 3 سال و 10 ماه و 3 روز و 20 ساعت و 35 دقیقه پیش گفته

سلام

عزیزم ببخشید روک حرف میزنم ولی قبول کن اشتباه و سهل انگاری کردین پس باید متوجه باشی که در هر دو صورت (با ایشون ازدواج کنی یا نه) مشکلاتی رو خواهی داشت. به نظر من باید رو حرف خودتون پایدار باشید ولی مادرشون رو راضی کنید . نهایت اینه که مجبورین منتظر بمونین تا راضی بشن. تو این کار سعی کن تو با نامزدت همراه باشی تا این قضیه تو رو در کنار خودش ببینه نه در مقابل خودش. به نظر من تنها چارت اینه که مادرش رو راضی کنین. مطمئن باش بالاخره هم مجبوره راضی شی. موفق باشی

حسن در 3 سال و 10 ماه و 3 ساعت و 20 دقیقه پیش گفته

سلام

دختری که اصول شرع رو نادیده و نشنیده میگیره مطمئنا در چنین تنگ ناهایی قرار خواهد گرفت.

بارها و بارها مسائلی مثل قضیه ی الی خانوم رو میخونیم اما اکثرا خودمون با حرف ها و فکرهای جور باجور توجیه میکنیم و در آخر میبینیم تو چه مخمصه ای افتادیم و در چند راهی قرار میگیریم که متاسفانه نمیتوانیم راه درست و موقول رو انتخاب کنیم .

اگر شتاب زده عمل کنید الی خانوم مطمئن باشید پشیمونی شدیدی خواهید داشت.

بنظر من معقول ترین راه این است که  همین موضوع را سریع با خانواده ی خودتان مطرح کرده و از ایشان کمک و راهنمایی بخواهید " هیچکس دلسوز تر از خانواده نیست "

به عقلت رجوع کن که حکم عقل همان حکم شرع است

ترس کنار بزارید و بدانید که به احتمال زیاد این یک طله بود و اگر خودتان خانوادتان را در جریان نگذارید و بعد اینکه خوده خانواده از این موضوع باخبر بشن چه اتفاقی خواهد افتاد.

ما هم برایتان دعا میکنیم!

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي