کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 54.234.190.237

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: sahari

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  85.93.91.84
  68.180.230.232
  54.36.149.94
  54.36.149.9
  54.36.149.87
  54.36.149.82
  54.36.149.73
  54.36.149.72
  54.36.149.66
  54.36.149.61
  54.36.149.50
  54.36.149.27
  54.36.149.24
  54.36.149.16
  54.36.149.107
  54.36.148.75
  54.36.148.72
  54.36.148.65
  54.36.148.58
  54.36.148.47
  54.36.148.43
  54.36.148.32
  54.36.148.27
  54.36.148.26
  54.36.148.255
  54.36.148.252
  54.36.148.251
  54.36.148.242
  54.36.148.234
  54.36.148.21
  54.36.148.205
  54.36.148.189
  54.36.148.186
  54.36.148.176
  54.36.148.170
  54.36.148.17
  54.36.148.166
  54.36.148.156
  54.36.148.146
  54.36.148.144
  54.36.148.136
  54.36.148.128
  54.36.148.127
  54.36.148.118
  54.36.148.11
  54.36.148.108
  54.234.190.237
  51.255.71.132
  51.255.71.123
  51.255.71.115
  5.221.62.174
  217.69.133.14
  216.244.66.244
  216.244.66.202
  207.46.13.57
  195.146.37.19
  157.55.39.43
  157.55.39.190
  157.55.39.177
  138.68.73.215

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  همسرم یر خلاف میلم مرا به اجبار چادی کرده است

متینا

سال تولد 1367 /// جنسیت مونث ////وضعیت تاهل در دوره نامزدی یا عقد ////عنوان متن همسرم یر خلاف میلم مرا به اجبار چادی کرده است

    


با سلام. من و شوهرم 25 سال سن داریم و در حال حاضر در دوران عقد هستیم قبل از عقد به مدت 4 ماه با همسرم آشنایی داشتم البته تحت نظارت خانواده.. بعد از مراسم خواستگاری و گذاشتن شرط و شروط ها همسرم منو به اجبار چادری کرد. در صورتی که قبل از ازدواج منو با پوشش مانتو دیده بود و میگفت من ترجیح میدم خانمم بر مبنای اعتقادش پوشش داشته باشه و تو گفته هاش کاملا با عقاید تحمیلی مخالف بود ولی بعد ازدواج شد یه آدم دیگه !!! کارش شده تحمیل عقایدش به من همش بحث و مشاجره داریم حداقل هفته ای یه با یک دعوا حسابی داریم با هم سر مسائل سلیقه ای. ابهش میگم تو که قبل ازدواج منو دیده بودی آحرفامو شنیده بودی منو شناخته بودی چرا الان میخوای تغییرم بدی در جواب میگه من اون حرفا رو زدم تا تورو بست بیارم چون میدونستم اگه حقیقت رو بگم تو درخواست ازدواجمو رد میکنی و من مات و مبهوت میمونم که به این سادگی زندگی منو با دو رویی به بازی گرفته
ما یک سال و نیم تو دوران جنگ اعصابیم البته بزرگترین مشکلش بد دلی و شک و بدبینیه که دیگه واقعا طاقت منو به سر آورده همش مراقب اندام منو که مبادا چادرم بره کناره کسی منو بپاد دیگه دارم با این حساسیت های بیجاش دیونه میشم با دوستام نمیزاره برم بیرون تنها نمیزاره قدر بزنم بازار برم خوه کسی برم میگه از مردای جامعه میترسم یه وقت بد نیگاه کنن به ناموس من همش افکار منفی تو سرشه منم نسبت که همه کس و همه چیز بد بین کرده با کاراش و حرفاش
خانواده من اکثرشون مانتو و و با حجابن
ولی خانواده اون همشون محجبه و مومن و چادری البته به ظاهر
تورو خدا کمکم کنین من دختری هستم که به هیچ عنوان نمیتونم تحمیل رو تحمل کنم و اصلا بلد نیستم چادر سرم کنم چادری شدن من مصادف با مرگ تدریجی من تا این حد اذیت میشم
چطوری باهاش رفتار کنم تا راحتم بزاره دیگه بتونم نفس بکشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

 

نویسنده:متینا، ارسال شده در جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت 01:59 قبل ‏از ظهر، 3440 بار مشاهده شده، 6 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



حسن در 3 سال و 8 ماه و 20 روز و 2 ساعت پیش گفته

با سلام

دلیل برخورد ایشان به احتمال زیاد وسواس به وضعیت جامعه است و میخواهد به شما به گوید ... شاید دلیلش رفتار و عکس العمل شما باشد ایشان دوست دارند که همسرشان فقط و فقط مال خودشان باشند شایدم میترسند اگر این چنین باشد شما میتوانید با رفتار خود این طرز فکر وتصور ایشان را تغییر داده و احتمال بهبود خیلی زیاد است

البته این احتمال نیز وجود دارد که ایشان از افکاری که خودشان دارند دارند به وضعیت جامعه مینگرند اما این عرضم فقط یک احتماله!

توصیه میکنم به وبلاگ من سری بزنید و مروری به مطالب موجود در صفحات دوم به بعد بکنید به آدرس : ******************

این مطلب را نیز بگویم : بجای اینکه به خود تلقین منفی کنید و بگویید... به جایش کمی مثبت بنگرید و این جمله رو به یاد داشته باشید که : گر صبر کنی زه غوره حلوا سازی (البته نه هر صبری)!! پس دقت کنید و با همسرتان نزد یک مشاور رفته و به طور کامل با ایشان مشورت نمایید اگر کمی بی حوصلگی و خامی کنید شاید مجبور باشید یک عمر... البته حساسیت زیاد و وسواس هم مضر است

پس توصیه میکنم عقل خود را قاضی کرده و عقلانی رفتار کنید!

امیدوارم نتیجه ی خوبی گرفته و زندگی پر از سعادت و خوشبختی زیر سایه ی الطاف بی کران الهی داشته باشید

در پناه حق

mistad در 3 سال و 8 ماه و 18 روز و 14 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

سلام

بنظرم تنها چاره ای که داری اینه که اعتمادش رو جلب کنی

سعی کن از دید دیگه ای به این افکارو عقایدش نگاه کنی, جالبه که بهت بگم به طرز جالبی همسر من هم اوایل ازدواج شبیه به رفتار همسر شما رو داشته ولی قضیه این بود که من نمیخواستم توی انتخاب خودم شکست بخورم بخاطر همین تمام سعی خودم رو کردم و خداروشکر اعتمادش به من جلب شد. الان بعد 7سال زندگی باهاش دلایل اون شک و اخلاقاش رو درک میکنم. اینم بهت بگم که همسر من تو یه خوانواده کاملا غیر مذهبی بزرگ شده اما این حساسیت ها رو هم داشت. البته به نظرم باید یه جوری عمل کنی که این شک و تردید براشون یه عادت نشه و بعد از مدتی برطرف شه.

موفق باشی

عشقه نیما در 3 سال و 8 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 38 دقیقه پیش گفته

سلام به نظرم شوهرت چشم نظر به ناموس مردم داره یا قبلا یا شایدم درحال حاضر وغریب 90 درصد ازمردهایی که اینجوری هستن نسبت به همسر خودشون شکاک میشن که خودشون اسمشو میزارن غیرت.عزیزم به نظر من که به جای ناراحتی پیچ شوشوتو محکم کن اونجوری یواش یواش میشه آدم حسابی.مطمئن باش گلم.

soheilaa در 3 سال و 8 ماه و 4 روز و 21 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

سلام من تازه با این سایت آشنا شدم چیجوری میشه پست زد مشکل خودمو بگم 1سال پیش عقد کردم6ماه پیش عروسی کردیم وضع مالی ما معمولی بود ولی شوهرم خیلی پولداره میدونم بهم خیانت میکنه اوائل اهمیت نمیدادم پولش برام مهم بود ولی الان فقط خودشو میخوام شب ها دیرمیاد خونه موبایلش به جونش بسته هست چندبار مچش رو هم گرفتم ولی بهش نگفتم که ازم ناراحت نشه بدجوری دلم گرفته
admin گفته:
سلام از طریق فرم ارسال متن در منو های بالایی

المیرا در 1 سال و 5 ماه و 22 روز و 14 ساعت و 46 دقیقه پیش گفته

سلام من یه دختر زیبام خانوادم به زور چادریم کردان بعد یه پسر جوان و خوش تیب خواستگاریم اومد و باهم عروسی کردیم بعد از عروسی متوجه شدم خوش پوشیشون برای مراسم بوده نه اینکه تینحوری باشان نمیدونم باید چیکار کنم این وسط فقط من ضرر کنم و طلاق بگیرم دلم می خواد خودکشی کنم چی کار میتونم که بکنم هیچ راهی نیی

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي