آیتمها

 

کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمديد, مهمان
 آي پي شما: 3.227.252.191

نام كاربري
پسورد
کد امنيتي  
 

 کاربران سايت:
 آخرين: kafshabi

 بازديدکنندگان:


 کاربران حاضر در سايت:
  78.46.61.245
  66.249.70.50
  54.36.150.99
  54.36.150.93
  54.36.150.82
  54.36.150.76
  54.36.150.72
  54.36.150.66
  54.36.150.64
  54.36.150.61
  54.36.150.53
  54.36.150.52
  54.36.150.39
  54.36.150.35
  54.36.150.33
  54.36.150.32
  54.36.150.25
  54.36.150.23
  54.36.150.19
  54.36.150.183
  54.36.150.169
  54.36.150.166
  54.36.150.165
  54.36.150.163
  54.36.150.16
  54.36.150.149
  54.36.150.148
  54.36.150.146
  54.36.150.145
  54.36.150.141
  54.36.150.133
  54.36.150.13
  54.36.150.129
  54.36.150.119
  54.36.150.111
  54.36.150.108
  54.36.150.107
  54.36.150.102
  54.36.149.91
  54.36.149.9
  54.36.149.85
  54.36.149.60
  54.36.149.45
  54.36.149.3
  54.36.149.103
  54.36.148.86
  54.36.148.84
  54.36.148.79
  54.36.148.75
  54.36.148.74
  54.36.148.71
  54.36.148.7
  54.36.148.68
  54.36.148.55
  54.36.148.54
  54.36.148.4
  54.36.148.37
  54.36.148.27
  54.36.148.249
  54.36.148.244
  54.36.148.243
  54.36.148.241
  54.36.148.237
  54.36.148.217
  54.36.148.213
  54.36.148.207
  54.36.148.202
  54.36.148.191
  54.36.148.172
  54.36.148.16
  54.36.148.148
  54.36.148.143
  54.36.148.116
  54.36.148.109
  5.196.87.181
  46.229.168.139
  46.229.168.133
  3.9.179.225
  3.227.252.191
  216.244.66.201
  151.80.39.86

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  مانده ام چکار کنم با زندگی ام

الهه

سال تولد 71 //// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل در دوره نامزدی یا عقد ////عنوان متن مانده ام چکار کنم با زندگی ام

  


سلام دوستان خواهش میکنم کمکم کنین.من تقریبا 6ماه پیش به پسر عموم پیشنهاد دادم بهش گفتم خیلی وقته که دوسشون دارم از این کاری که کردم خیلی پشیمانم،می دانم که یک کار خیلی اشتباهی کردم.نمیدانم چرا بهش گفتم احساس میکنم چون این موضوع دوس داشتن را برای دوستانم گفتم اونام پیشنهادشون این بود که بهش بگم و منم از سر ساده گیم گفتم وقتی ابراز علاقه کردم گف که شاید به خاطر اینه که من زیاد بهت اس می دم عاشقم شدین منم گفتم نه موضوع این نیست بعدش گف که منم تو رو تو ذهنم داشتم 6ماه با هم دوس بودیم بدون هیچ مشکلی و بعد آن عقد کردیم.من چن بار بهش گفتم از دوستی خوشم نمیاد و تمومش کنیم اگر قسمت شد بهم میرسیم اگرم نه که تمومش می کنیم ولی بعد ی هفته باز بهم اس میداد که دلش برام تنگ شده.تواین دوران از دختر داییش گف برام که چن ماه قبله اینکه با من شرو بشه بهم زده بودن و من از این موضوع اصلا خبر نداشتم برامم گف باهاش کنار اومدم.اون از هر لحاظی که بگی از من برتره از لحاظ ظاهرش،مالی و خونوادگی.همش احساس میکنم از روی دوس داشتن نبوده اومده خواستگاری من. اگر به من علاقه داشت تو اون شهری که من دانشجو هستم اونم سرباز بود ی بارم نشد که بهم سر بزنه.مخوآم ازش جدابشم اما هیچ دلیلی ندارم اگربهش بگم میگه مریضیی ی روز دوسم داری و ی روز نه.هیچ وجه اشتراکی نداریم همش احساس ندامت می کنم فشار روحی برام اومده واقعا به آخرخط رسیدم احساس میکنم برای زندگی کردن آماده نیستم این احساس هامو چه جوری براش بگم هیچی برام مهم نمانده فقط به جدایی فک می کنم قدرت تصمیم گیری ندارم اگرم جدا بشم اخرش چی خونواده هامون باید دیگه با هم ارتباط نداشته باشن یعنی باعث جداییشون می شیم.احساس حقارت دارم از این کارم اونم تو تصمیم گیری مشکل داره خیلی وابسته مادرشه از این لحاظ تکلیفم با خودم مشخص نیست که میخوام چکارکنم.21سالمه من نامزدمم 27 سالشه.

 

نویسنده:الهه، ارسال شده در يكشنبه 21 ارديبهشت 1393 ساعت 01:09 بعد از ظهر، 2989 بار مشاهده شده، 2 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



مهدی در 5 سال و 9 ماه و 24 روز و 15 ساعت و 32 دقیقه پیش گفته

سلام

بنظرم  جدایی الان خیلی خیلی خیلی بهتر از اونه که وسط زندگی بخوای جدا بشی با کوچکترین بحثی میگی میخوام جدا بشم  و همینا تو ذهنت میمونه و اگه جدا هم نشی یه حالت خنثی پیدا میکنی نا دوستش داری نه دوستش نداری

بازم فکر کن درسته عواقب خوبی نداره ولی بد و از بدتر جدا بکن

موفق باشید

سارا در 3 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 40 دقیقه پیش گفته

سلام

من سه ساله ازدواج کردم با کسی ک۶ لصلا دوسش نداشتم من قبلا ۶ شال با یه شخص دوست بودیم خاستگاری هم اومد اما بخاطر خانواده هامون نشد منم از سر لج بازی ازدواج کردم حالا هم تو لین سه سال شوهرم اعتیاد داشته و من همش بهش فرصت دادم از همه نظر خوبه از همه نظر اما اعتیاد داره و من بیشتر نگران بچه دار شدنم که با این ادم اصلا اینده ای دارم

جدا از این حرفا اون اقایی که من باهاش ۶ سال دوست بودم برگشته تو زندگیم و اینو مطمئنم که هنوزم پابند منه حتی نامزد کرد و نتونست جای من کسیو بیاره جدا شد .

الان اون هم میگه جدا شی من هستم البته من زیاد به این داستان وابسته نیستم بیشتر نگران شوهرم و زندگی این طرفمم نمیخام از روی دلخوشی به اون جدا شم اما اونو هم که از ذهنم پاک میکنم نمیتونم با همسر اینده خوبی تصور ونم

من چیکار کنم

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي