کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 3.233.224.8

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: shaditat

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  54.36.150.82
  54.36.150.73
  54.36.150.49
  54.36.150.36
  54.36.150.33
  54.36.150.24
  54.36.150.184
  54.36.150.18
  54.36.150.157
  54.36.150.140
  54.36.150.137
  54.36.150.132
  54.36.149.99
  54.36.149.95
  54.36.149.38
  54.36.149.33
  54.36.149.28
  54.36.149.27
  54.36.149.26
  54.36.148.41
  54.36.148.185
  5.196.87.158
  5.196.87.140
  5.116.136.72
  40.77.167.98
  40.77.167.195
  3.233.224.8
  216.244.66.201
  207.46.13.91
  207.46.13.148
  207.46.13.127
  157.55.39.199
  151.80.39.54
  151.80.39.43
  151.80.39.220
  151.80.39.198
  151.80.39.195
  151.80.39.143
  13.66.139.0

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  خیلی گیجم

M-y

سال تولد 1368 /// جنسیت مذکر ///وضعیت تاهل مجرد ///عنوان متن خیلی گیجم

   


سلام دوستان من سال 90 با یه دختر که سه سال ارم بزرگتر بود اشنا شدم تا حدود پارسال باهم بودیم هم دوست داشتیم ولی دعوا بگو مگو زیاد داشتیم ترس از رسیدن داشتیم کلا ازدواج ما حدود 70%امکان داشت تا پارسال اردیبهشت باهم بودیم که نقشه کسیده بود و بیاد به من بگه خواستگار دارم از این حرفا و تا سه ماه من همینجور بازی داد شب روز کارم شده بود گریه کاری کرد که ازش زده شدم در این سه ماه من با یه دختر مطعلقه اشنا شدم که اون دو سال ازم کوچیکتر بود من کمکم روی اوردم به اون باهم خوب بودیم چند بار من اذیتش کردم از هم جداشدیم ولی دوباره خوب شدیم بعد چند وقت اولیه برگشت که من همش فیلم بازی کردم از این حرفا ولی من حسی بهش نداشتم تمام مخم رفته بود پیش مطعلقه تا اینکه یه جوری شد که این دوتا باهم اشنا شدن و اوایل با هم خوب بودن ولی بعدش باهم بد شدن من هرچی به اولیه میگفتم من مطعلقه دوست دارم نفهمید که نفهمید کاری کرد که ازهم جدا شدیم تو تنهایی اولیه هر کاری کرد که دلم به دست بیاره نشد که نشد گفتم میخوام برم سراغ مطعلقه ولی مطعلقه من نمیخواست انگار بازم داده بود هر کاری گردم دلش نتونستم به دست بیارم هر کاری هم میکنم نمیتونم فراموشش کنم چی کادکنم تمام زندگیم سیاه شده

 

نویسنده:M-y، ارسال شده در سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 01:14 قبل ‏از ظهر، 3994 بار مشاهده شده، 2 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



قاسم در 5 سال و 6 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 30 دقیقه پیش گفته

حسن در 5 سال و 6 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 46 دقیقه پیش گفته

سلام

مشکل شما در هر دو حالت این میباشد که تصمیم اشتباه و غیر معقولی گرفتید.

یکی اشان از شما بزرگتر و دیگری یک زن بیوه ! اما مشکل اصلی خود شمایید ، بله خودتان.

کمی در اعمال و رفتارتان بازبینی داشته باشید متوجه منظورم میشوید!

سعی کنیم احساساتی برخورد نکنید و از قدرت و قوه ی عقل یاری جویید و در به روی هواهای نفسانی و امواج احساسات ببندید.

برایتان خدا را آرزو دارم.

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي