کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 18.232.53.231

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: tanha7478

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  54.36.150.95
  54.36.150.89
  54.36.150.84
  54.36.150.78
  54.36.150.73
  54.36.150.71
  54.36.150.65
  54.36.150.53
  54.36.150.48
  54.36.150.4
  54.36.150.38
  54.36.150.179
  54.36.150.174
  54.36.150.164
  54.36.150.154
  54.36.150.137
  54.36.150.111
  54.36.150.11
  54.36.149.86
  54.36.149.84
  54.36.149.81
  54.36.149.74
  54.36.149.63
  54.36.149.54
  54.36.149.104
  54.36.148.90
  54.36.148.62
  54.36.148.61
  54.36.148.60
  54.36.148.58
  54.36.148.26
  54.36.148.253
  54.36.148.250
  54.36.148.243
  54.36.148.24
  54.36.148.235
  54.36.148.230
  54.36.148.206
  54.36.148.201
  54.36.148.18
  54.36.148.140
  54.36.148.134
  54.36.148.131
  54.36.148.107
  5.219.183.248
  40.77.167.196
  40.77.167.143
  216.244.66.201
  188.159.251.179
  185.130.78.25
  185.130.78.22
  18.232.53.231
  157.55.39.7
  157.55.39.206
  157.55.39.120
  13.66.139.0

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  سنم برای این همه تجربه بد کمه خودم کردم که لع...

338644

سال تولد 1363 /// جنسیت مونث ////وضعیت تاهل متاهل ////عنوان متن سنم برای این همه تجربه بد کمه خودم کردم که لع...

    


سلام دوستان
اولین باره مشکلاتم رابا کسی درمیون میزارم خیلی سنم برای این همه تجربه کمه چند سال پیش با مردی بی خیبال ازدواج کردم که فقط سلام بلد بود و بس پیش دانشگاهی میخودم که ازدواج کردم خیلی اشتباه کردم تصمیم اشتباه از روی بچگی به هر حال هفت سال زندگی کردم با تجربه هایی بد ازبی محبتی بگیر تا مسائل دیگر خدا با هام بود دیپلم که گرفتم یه کار اداری پیدا کردم و سر کار رفتم بعد از هفت سال زندگی دیگه با اون مرد افسردگی گرفتم طوری که روزی 9 تا قرص میخوردم در همان برهه خیلی سریخ از او جدا شدم در طی این مدت درس هم میخوندم و لیسانس گرفتم با شرایط مریضی که داشتم از نظر روحی خراب داغون بودم وقتی جدا شدم بعدش بدتر از قبل تا لینکه بعد از سه ماه شخصی به خواستگاریم اومد منم دنبال کسی بودم تسکین روحی پیدا کنم و به نوعی به اون پناه ببرم به هر حال با زبون بازیاش و دروغ هایی که گفت که حالا بعد از چهار سال فهمیدم تن به ازدواج دادم تا زه یک ساله بطور جدی فهمیدم آقا اعتیاد داره با دروغ به من گفت مال و دارایی داره زندگی داره ولی حالافهمیدم همه دروغ بود چهار ساله نه سر کار میره هیچ مسئوسلیتی در قبال من قبول ننمیکنه من خود کار میکنم خرج خونه میدم کرایه خونه میدم به خاطر حفظ آبروم به خاطر آبروم تو فامیل و به خاطر اینکه با تمام این کاراش دوسش دارم ولی عین روز روشنه هیچ آینده ای ندارم چکار کنم شما اگه بودید چه کار میکردین عین این چهار سال تمام زندگیمو براش خرج کردم کار جور کردم هر با به هر بهانه ای شونه خالی کرد صد تا ایراد گرفت صد بار ترکش دادم بازم نشد از نظر محبت براش فول بودم کم نزاشتم خانواده ام خب از این وضع و حال ندارن فقط با سیلی صورتم رو سرخ میکنم چچچچچچچچچچچچچچکار کنم واقعا به بن بست رسیدم دو بار اومدم خودمو بکشم نشد بار دوم 20 تا ترامادول خوردم ولی واقعا راسته که میگن تا خدا نخواد نمیشه دکتر میگفت هر کی بود سنگ کوب میکرد من فقط دو روز حالت تهوو داشتم هیچیم نشد تا این حد از زندگی بیزار شدم

 

نویسنده:338644، ارسال شده در دوشنبه 30 تير 1393 ساعت 02:06 قبل ‏از ظهر، 1897 بار مشاهده شده، 3 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



فرزانه در 5 سال و 1 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 8 دقیقه پیش گفته

سلام

پرسیدی جای من بودید چیکار میکردید

خداشاهده محال بود با چنین کسی ادامه بدم،یه کلام "طلاق"



اصلا یه زن چرا ازدواج میکنه؟؟؟؟؟

اول و دوم و سوم رسیدن به آرامش و خوشبختیه بعدشم یکی به اسم مرد تکیه گاهش باشه و تو سختیاازش حمایت کنه

تو کدومشو بدست آوردی؟

بنظرت چقد آدم عمر میکنه که همش تو بدبختی و عذاب باشه؟؟

یسری زندگیا ارزش هزینه مشاوره رو هم نداره،چنین مردی رو باید مثل دندون خراب و گندیده بکنی و بندازی دور

تا سنت بالاتر نرفته خلاص شو  ودر آینده برای انتخابت عجله نکن،گول هر در باغ سبزی رو نخور

ایشالا که بحرمت این ماه عزیز عاقبت بخیر بشی

mistad در 5 سال و 1 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 28 دقیقه پیش گفته

سلام

بنظرم اینقدر برای خودتون دیکته کردین که چقدر بدبختین که خودتون هم باورتون شده, به نیمه پر زندگیتون نگاه کنید, در واقع چاره دیگه ای ندارین, در ضمن اگه میخواین به اسم آبرو بخاطر حرف مردم و فامیل یا حتی خانواده زندگی کنید پس به همین زندگیتون ادامه بدین. انصافا کدوم یکی ازینایی که صورتتونو پیششون سرخ نگه میدارین تو زندگی غمخوار بدبختیاتون هستن. هر کدوم دارن زندگیشونو میکنن.

اگه اینجور که شما میگین همسرتون نه به کار تن میده نه اینکه اعتیادشو ترک میکنه پس به نظرم عاقلانش اینه که جداشین. در ضمن من کسی رو میشناسم با سنی کمتر از شما وضعیتی عجیب تر از شما داشته پس سرنوشت خودتون رو اینقدر سرزنش نکنید . هیچ کس جز خودتون نمیتونه بهتون کمک کنه. امیدوارم همیشه موفق باشید.

hasti در 5 سال و 1 ماه و 3 ساعت و 1 دقیقه پیش گفته

عزیزم ما ازدواج میکنیم تا به آرامش برسیم نه اینکه برای خودمون جنگ اعصاب درست کنیم.

چرا باید به پای این آدم بسوزی تازه 30 سالته هنوز کلی راه داری

ازش جدا شده و خودتو از غرق شدن در گرداب ابن آقا نجات بده

خدا رو شکر شاغلی

آخرشم خودتی که از بین میری

حتما برو پیش مشاور تا روحیتو بسازی

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي