آیتمها

 

کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمديد, مهمان
 آي پي شما: 3.227.252.191

نام كاربري
پسورد
کد امنيتي  
 

 کاربران سايت:
 آخرين: kafshabi

 بازديدکنندگان:


 کاربران حاضر در سايت:
  78.46.61.245
  54.36.150.99
  54.36.150.95
  54.36.150.85
  54.36.150.82
  54.36.150.72
  54.36.150.7
  54.36.150.69
  54.36.150.66
  54.36.150.61
  54.36.150.57
  54.36.150.53
  54.36.150.52
  54.36.150.46
  54.36.150.39
  54.36.150.35
  54.36.150.32
  54.36.150.25
  54.36.150.23
  54.36.150.181
  54.36.150.172
  54.36.150.17
  54.36.150.168
  54.36.150.165
  54.36.150.163
  54.36.150.160
  54.36.150.149
  54.36.150.148
  54.36.150.146
  54.36.150.145
  54.36.150.13
  54.36.150.129
  54.36.150.125
  54.36.150.12
  54.36.150.119
  54.36.150.118
  54.36.150.111
  54.36.150.109
  54.36.150.108
  54.36.150.102
  54.36.149.91
  54.36.149.85
  54.36.149.3
  54.36.149.16
  54.36.149.101
  54.36.149.10
  54.36.148.81
  54.36.148.79
  54.36.148.75
  54.36.148.74
  54.36.148.58
  54.36.148.52
  54.36.148.41
  54.36.148.37
  54.36.148.27
  54.36.148.249
  54.36.148.244
  54.36.148.241
  54.36.148.237
  54.36.148.213
  54.36.148.207
  54.36.148.205
  54.36.148.202
  54.36.148.16
  54.36.148.140
  54.36.148.116
  5.196.87.181
  5.119.242.41
  46.229.168.139
  46.229.168.133
  3.9.179.225
  3.227.252.191
  216.244.66.201
  178.159.37.88
  151.80.39.86

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  دردو دل 3

باران

سال تولد 1374/9/28 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن درد و دل

  


سلام...من یه چند تا مشکل دارم میخوام کمکم کنین خواهش میکنم ....من متاهلم همیشه از اینکه شوهرم سن کم و اختلاف سنی کم متنفر بودم من اهل جنوبم و اینجا دختر پسرا خیلی زود ازدواج میکنن دیگه جا افتاده ...وقتی بچه بودم با خونه داییم خیلی رفت و امد داشتیم منم از پسر داییم فرهان خوشم میومد تا اینکه خلاصه بزرگ شدیم فربد که داداش فرهان و کوچیکتر از فرهان و 2 سال از من بزرگتر از من خوشش اومده بود و اومد جلو بابام هم بهش جواب مثبت داد...قبلا خواهرم ازدواج کرده و طلاق گرفته و بابای من خیلی از طلاق بدش میومد و اینکه رو حرفش حرف بزنیم منم قبول کردم دیگه نمیشد بگم نه ...الا نامزدیم و من هر چه بیشتر فربد رو میشناسم میفهمم که خیلی بچه اس من ازش خواستم طرف سیگار نره که میره دروغ نگه که میگه زیر قولاش نزنه که میزنه وضع اقتصادی هم افتضاح این من میدونستم ولی فک نمیکردم واسه اون مهم نباشه وقتی هم بهش میگم میگه بیخیال من تو حال زندگی میکنم خانوادش هم که خیلی یه بدن و خود فربد هم این رو میدونه و هر چقدر من بیشتر میشناسمش میفهمم که دقیقا مثل مامانش و خواهرشه از اون طرف فرهان یه بار با خواهرم درد و دل میکرد گفته که من رو دوست داشته خیلی ناراحتن حس میکنم بار همه چیز رو منه حس گناه دترم نسبت به فرهان عذاب وجدان یه وقتایی هم ازش بدم میاد چون الا گفته که من زن داداششم و حق چنین حرفی رو نداره بعضی وقتا هم انگار برام یه ادم خیلی خوبه نامزدم هم اصلا بهش اعتماد ندارم انگار اون به من تکیه کرده نه من به اون همه چیز من باید راهنماش باشم خستم از راهنمایی کردن خستم از اینکه بارا رو دوشمه خواهش میکنم کمکم کنین

 

نویسنده:باران، ارسال شده در چهارشنبه 28 آبان 1393 ساعت 01:48 قبل ‏از ظهر، 4357 بار مشاهده شده، 3 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، برچسب ها: درد و دل ، PDF،



پویا در 5 سال و 3 ماه و 11 روز و 10 ساعت و 58 دقیقه پیش گفته

سلام

ابجی منم هم اهل جنوب هستم و بادختری که 5 سال از خودم بزرگتر هست ازدواج کردم سراپای زندگی ما پر از مشکلات هس بی پولی ... اجاره نشینی کار و ... حتی ما هیچ تفاهمی نداریم و فقط بخاطر خانواده ها کنارهم زندگی میکنیم اینارو گقتم تا بدونی مشکلات خیلی زیادهس

تو باید  اول به خدا توکل کن و بعد همه چیزو تغییر بده حتی افکارت نسبت به پرهان و باید کاری کنی که فرید تغییر کنه اگه واقعا نتونی عاشقش بشی پیشنهاد میکنم هرگز ادامه ندی چون واقعا روز به روز سختر میشه پس از خودت شروع کن و تمام اوضاع رو تغییر بده سعی کن حتما مشاوره بری با فرید بهتر هست پرهان رو کاما فراموش کنی و زندگی جدید رو با فرید شروع کنی کتاب خوندن فراموش نکن

امیدوارم همه ی مشکلاتت حل بشه

hanie در 5 سال و 3 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 36 دقیقه پیش گفته

سلام،

اولا بگم ک هنوز همه چی واست تموم نشده و میتونی شرایطی ک دوس نداری رو تغییر بدی. خداروشکر هنوز نامزدید و اگر پشیمونی و جوابتون ب این آقا جواب خودت نبوده، حواست باشه ک هرچی زودتر تصمیم بگیری به نفعته(البته اصلا منظورم تصمیم عجولانه نیست) به 20 سال دیگت فکر کن که به خودت میگی به اجبار وارد این زندگی شدی و البته اینم درنظر بگیر که بعد از ازدواجت هم دائما قراره با این آقای فرهان برخورد و رابطه داشته باشی (منظورم اینه ک شاید فراموش کردن علاقت خیلی هم راحت نباشه)

درضمن به نظر میرسه ک شما این آقا فرید رو در حدی از بلوغ فکری ارزیابی نکردی که از چند وقت دیگه بخواد نقش همسرت رو بازی کنه.

میتونی خیلی مودبانه و دوستانه به فرید بگی ک شما دید مثبتی ب این ازدواج ندارید و این نگرانی از آیندتون شما رو سردرگم کرده... 

ازش بخواه ک با هم پیش یه مشاور برید(این خیلی کمک میکنه)

البته اینم در نظر بگیر ک اگر از ایشون جداشی احتمالا ازدواج با فرهان هم میتونه باعث اتفاقات بد دیگه ای بشه.

درکل به نظر من هم شما و هم نامزدتون حالا خیلی وقت دارید برای پیدا کردن یه شریک مناسب، با عجله تصمیم نگیرید.

مهدی در 5 سال و 3 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 24 دقیقه پیش گفته

سلام 

فکر نکن با اونی که دوست داری ازدواج کنی هیچ مشکلی نداری شاید اون بچه تر از نامزدت باشه 



اما بازم راه هست که از این دردسر خلاص بشی 

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي