کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمدید, مهمان
 آي پي شما: 3.233.224.8

نام كاربري
پسورد
کد امنیتی  
 

 کاربران سایت:
 آخرین: shaditat

 بازدیدکنندگان:


 کاربران حاضر در سایت:
  83.120.134.147
  54.36.150.91
  54.36.150.90
  54.36.150.82
  54.36.150.80
  54.36.150.73
  54.36.150.54
  54.36.150.49
  54.36.150.46
  54.36.150.36
  54.36.150.33
  54.36.150.24
  54.36.150.187
  54.36.150.185
  54.36.150.184
  54.36.150.181
  54.36.150.18
  54.36.150.178
  54.36.150.175
  54.36.150.173
  54.36.150.165
  54.36.150.157
  54.36.150.143
  54.36.150.140
  54.36.150.132
  54.36.150.116
  54.36.150.113
  54.36.150.104
  54.36.150.103
  54.36.149.99
  54.36.149.95
  54.36.149.77
  54.36.149.49
  54.36.149.48
  54.36.149.46
  54.36.149.44
  54.36.149.38
  54.36.149.36
  54.36.149.33
  54.36.149.28
  54.36.149.27
  54.36.149.26
  54.36.148.96
  54.36.148.84
  54.36.148.54
  54.36.148.5
  54.36.148.41
  54.36.148.39
  54.36.148.242
  54.36.148.209
  54.36.148.185
  54.36.148.174
  54.36.148.171
  54.36.148.110
  54.36.148.109
  54.36.148.100
  5.237.160.45
  40.77.167.195
  37.137.23.139
  3.233.224.8
  216.244.66.201
  207.46.13.148
  207.46.13.127
  157.55.39.199
  13.66.139.0

رنک

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  دردو دل 3

باران

سال تولد 1374/9/28 /// جنسیت مونث ///وضعیت تاهل متاهل ///عنوان متن درد و دل

  


سلام...من یه چند تا مشکل دارم میخوام کمکم کنین خواهش میکنم ....من متاهلم همیشه از اینکه شوهرم سن کم و اختلاف سنی کم متنفر بودم من اهل جنوبم و اینجا دختر پسرا خیلی زود ازدواج میکنن دیگه جا افتاده ...وقتی بچه بودم با خونه داییم خیلی رفت و امد داشتیم منم از پسر داییم فرهان خوشم میومد تا اینکه خلاصه بزرگ شدیم فربد که داداش فرهان و کوچیکتر از فرهان و 2 سال از من بزرگتر از من خوشش اومده بود و اومد جلو بابام هم بهش جواب مثبت داد...قبلا خواهرم ازدواج کرده و طلاق گرفته و بابای من خیلی از طلاق بدش میومد و اینکه رو حرفش حرف بزنیم منم قبول کردم دیگه نمیشد بگم نه ...الا نامزدیم و من هر چه بیشتر فربد رو میشناسم میفهمم که خیلی بچه اس من ازش خواستم طرف سیگار نره که میره دروغ نگه که میگه زیر قولاش نزنه که میزنه وضع اقتصادی هم افتضاح این من میدونستم ولی فک نمیکردم واسه اون مهم نباشه وقتی هم بهش میگم میگه بیخیال من تو حال زندگی میکنم خانوادش هم که خیلی یه بدن و خود فربد هم این رو میدونه و هر چقدر من بیشتر میشناسمش میفهمم که دقیقا مثل مامانش و خواهرشه از اون طرف فرهان یه بار با خواهرم درد و دل میکرد گفته که من رو دوست داشته خیلی ناراحتن حس میکنم بار همه چیز رو منه حس گناه دترم نسبت به فرهان عذاب وجدان یه وقتایی هم ازش بدم میاد چون الا گفته که من زن داداششم و حق چنین حرفی رو نداره بعضی وقتا هم انگار برام یه ادم خیلی خوبه نامزدم هم اصلا بهش اعتماد ندارم انگار اون به من تکیه کرده نه من به اون همه چیز من باید راهنماش باشم خستم از راهنمایی کردن خستم از اینکه بارا رو دوشمه خواهش میکنم کمکم کنین

 

نویسنده:باران، ارسال شده در چهارشنبه 28 آبان 1393 ساعت 01:48 قبل ‏از ظهر، 4244 بار مشاهده شده، 3 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، برچسب ها: درد و دل ، PDF،



پویا در 5 سال و 22 روز و 23 ساعت و 21 دقیقه پیش گفته

سلام

ابجی منم هم اهل جنوب هستم و بادختری که 5 سال از خودم بزرگتر هست ازدواج کردم سراپای زندگی ما پر از مشکلات هس بی پولی ... اجاره نشینی کار و ... حتی ما هیچ تفاهمی نداریم و فقط بخاطر خانواده ها کنارهم زندگی میکنیم اینارو گقتم تا بدونی مشکلات خیلی زیادهس

تو باید  اول به خدا توکل کن و بعد همه چیزو تغییر بده حتی افکارت نسبت به پرهان و باید کاری کنی که فرید تغییر کنه اگه واقعا نتونی عاشقش بشی پیشنهاد میکنم هرگز ادامه ندی چون واقعا روز به روز سختر میشه پس از خودت شروع کن و تمام اوضاع رو تغییر بده سعی کن حتما مشاوره بری با فرید بهتر هست پرهان رو کاما فراموش کنی و زندگی جدید رو با فرید شروع کنی کتاب خوندن فراموش نکن

امیدوارم همه ی مشکلاتت حل بشه

hanie در 5 سال و 19 روز و 22 ساعت و 59 دقیقه پیش گفته

سلام،

اولا بگم ک هنوز همه چی واست تموم نشده و میتونی شرایطی ک دوس نداری رو تغییر بدی. خداروشکر هنوز نامزدید و اگر پشیمونی و جوابتون ب این آقا جواب خودت نبوده، حواست باشه ک هرچی زودتر تصمیم بگیری به نفعته(البته اصلا منظورم تصمیم عجولانه نیست) به 20 سال دیگت فکر کن که به خودت میگی به اجبار وارد این زندگی شدی و البته اینم درنظر بگیر که بعد از ازدواجت هم دائما قراره با این آقای فرهان برخورد و رابطه داشته باشی (منظورم اینه ک شاید فراموش کردن علاقت خیلی هم راحت نباشه)

درضمن به نظر میرسه ک شما این آقا فرید رو در حدی از بلوغ فکری ارزیابی نکردی که از چند وقت دیگه بخواد نقش همسرت رو بازی کنه.

میتونی خیلی مودبانه و دوستانه به فرید بگی ک شما دید مثبتی ب این ازدواج ندارید و این نگرانی از آیندتون شما رو سردرگم کرده... 

ازش بخواه ک با هم پیش یه مشاور برید(این خیلی کمک میکنه)

البته اینم در نظر بگیر ک اگر از ایشون جداشی احتمالا ازدواج با فرهان هم میتونه باعث اتفاقات بد دیگه ای بشه.

درکل به نظر من هم شما و هم نامزدتون حالا خیلی وقت دارید برای پیدا کردن یه شریک مناسب، با عجله تصمیم نگیرید.

مهدی در 5 سال و 19 روز و 8 ساعت و 47 دقیقه پیش گفته

سلام 

فکر نکن با اونی که دوست داری ازدواج کنی هیچ مشکلی نداری شاید اون بچه تر از نامزدت باشه 



اما بازم راه هست که از این دردسر خلاص بشی 

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي