آیتمها

 

کارشناس

 

 

 

 

 

 

كاربري


 خوش آمديد, مهمان
 آي پي شما: 3.228.10.64

نام كاربري
پسورد
کد امنيتي  
 

 کاربران سايت:
 آخرين: sarina1385138

 بازديدکنندگان:


 کاربران حاضر در سايت:
  66.249.73.166
  54.36.149.79
  54.36.148.35
  54.36.148.193
  54.36.148.184
  54.36.148.129
  5.123.180.47
  5.115.219.66
  40.77.167.23
  40.77.167.178
  3.228.10.64
  207.46.13.252
  207.46.13.201
  207.46.13.103
  2.184.145.53
  148.251.69.139
  144.76.3.131
  134.249.124.67
  107.6.142.234
  10.179.80.83
  10.179.80.21
  10.179.80.207
  10.179.80.198
  10.179.80.194
  10.179.80.163
  10.179.80.156
  10.179.80.143
  10.179.80.117
  10.179.80.10
  10.179.4.216

تبلیغات

اعلانات



عنوان متن دریافتی :  چقدر شوهرم بیشعوره

زری

سال تولد 1366 جنسیت مونث وضعیت تاهل متاهل عنوان متن چقدر شوهرم بیشعوره

            


متن شما

سلام من 24 سالمه 9 ماه هست که ازدواج کردم بعدش 2 تا چیز فهمیدم که داغونم کرد یکی این که تو دوران نامزدیمون شوهرم با همکارش دوست بوده البته تا چند ماه قبل از ازدواج به هم میزنن وقتی فهمیدم داغون شدم،شوهرم گفت مله خیلی قبل هست وچیزی نبوده و این دوستیه باعث شد که بفهمم انتخابه تو کاره درستس بوده من ضاهراً قبول کردم ولی مثل آدمهای مرده بودم ولی بعدشم یه چند باری دیدم که به دختره اس و مس داده و حرفهایی مثل عزیزم و خانم گل بازم گریه و بحث و ناراحتی و قول دادن ولی تا الان در این مورد مشکلی نبوده و ام از مورد دوم که فهمیده عاشق دخترعموش بوده و به خاطر خانوادهها ازدواج نکردند وای بازم آتیش گرفتمو سوختم چون یادم اومد به مواقعی که این دوتا چقدر راحت با هم حرف میزدند و زنگ و اس و مس ومن هیچ کاری نمی کردم چون با خودم میگفتم بابا دختر عموشه خوب بعدش باز قول داد که حواسش به طرز حرف زدنش باشه ولی بازم توی فیس بوک با هم حرف میزنند خدایا خیلی برام سخته البته بازم خودش می گه چیزی نیت و این دتیای مجازیه ولی من نمی تونم قبول کنم بچه ها من خیلی بدبختم نه؟

 

نویسنده:زری، ارسال شده در يكشنبه 5 شهريور 1391 ساعت 11:55 قبل ‏از ظهر، 11977 بار مشاهده شده، 4 نظر، موضوعات: لیست کامل متن های دریافتی ، PDF،



مهرسا در 8 سال و 1 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 6 دقیقه پیش گفته

من هم با خانواده شما هم عقیده هستم  

مریم در 8 سال و 1 ماه و 23 روز و 15 ساعت و 44 دقیقه پیش گفته

اصلا به نظر من همچین فکری نکنین که بدبختین و ...

خیلی راحت میتونین با شوهرتون صحبت کنین و بگین که این کاراش شما رو آزار میده و اگر که میخواد زندگی مشترک راحت و خوبی باهاتون داشته باشه بهتره دست از این کاراش برداره.

البته بیشتر بهش توجه کنین تا دنبال محبت توی دیگران نباشه

ر.ض در 8 سال و 1 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 51 دقیقه پیش گفته

بدبخت نیستی فقط حواستو جمع کن و درست انتخاب کن ببین اگه میخواد ادامه بده و این به یه عادت تبدیل شده که نمیتونه ترک کنه بنظرم ازش جدا بشی بهتره چون خدای نکرده میرین زیره یه سقف اونوقت چی؟؟؟

با یه مشاور مشورت کن اونم ببرش مشاور میدونی مشکل اول و اول ازهمه از سمت خود آدمه ماها همیشه بازتاب اعمال خودمون رو میبینیم.

توخودت بررسی کن ببین چیکار کردی که شوهرت اینجوری میکنه حلش کن و به زندگی سعادتمندی که انتظارت رو میکشه لبخند بزن....

شایسته در 4 سال و 4 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 53 دقیقه پیش گفته

مشکل من اینه که شوهرم خیلی غد هستش

خیلی

درک نداره

فقط خودش

با این فکر مسموم که خانواده فرق می زارن بین من و با جناقم، مامانت اونجا گفت سلام اونجا به این گرمی سلام نگفت

مهریه تو چرا بیشتر خواهرت هستش ،من نمی زارم فرق بزارن اونجا به من یه بار بفرمایید گفتن ب اون دوبار

خسته ام کرده

خیلی ،دیگه بعد از ازدواجم که 9 ماه می گذرد اگه همین جور پیش بره یا می کشمش یا خودمو

از بس رو اعصابه ، در حالی ک مادر من فرق نمی زاره

اونجا مادر جونت گفته بفرما به تو نگفتن

خسته ام کرده

خواهشا راهنماییم کنید

ارسال یک نظر جدید

نام شما
ايميل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسايت
كد امنيتي